روانشناسی
جدیدترین تست های روانشناسی در www.ravanshena30.ir
قالب وبلاگ
سال اول دانشگاه ام و شب یلدای سال 81 بود ، قرار بود همه دوستان دانشگاهی دور هم جمع شویم البته درخانه من چون خانه ام مجردی بود و آزاد بودیم . آن شب با یازده نفر از هم دوره های دانشگاهی ام دور هم جمع شدیم البته یک کدامشان را برای بار اول بود می دیدمش . در وهله و دیدار اول دوست بدی به نظر نمی رسید، خوش مشرب ، خوش رو ، و اهل شادی بود و در همان دیدار اول از آشنایی باهاش خیلی لذت بردم . آن شب به پایان رسید و حدود دو ماه گذشت و دوباره در خانه یکی از همسایه هایمان دیدمش و باهاش حال و احوالپرسی کردم خلاصه هرازگاهی می دیدمش و باهاش ساعاتی را می گذراندم اوائل در جمع اما کم کم دوست نداشتم کسی به غیر از خودم و خودش از دوستیمان باخبر باشد . دوستی ام با او به قدری قوی شد که بخاطرش درس و دانشگاه را بعد از دو سال تحصیل رها کردم البته راستش را بگویم اخراج شدم و دست از پا درازتر برگشتم خانه پدری ام . از کل دوران تحصیل ناتمامم در دانشگاه فقط همین یک دوست برایم مانده بود که همیشه با من بود . یک روز که با او در خانه خلوت کرده بودم پدرم از راه رسید و آنقدر عصبانی شد از این دوستی که خون جلوی چشمانش را گرفته بود هم گریه کرد و هم خواهش که دست از این دوستی بردارم . آن زمان نمیدانستم چرا خانواده ام با دوستی من و اون مخالف اند ! خب مثل همه رفاقت ها که امکان دارد بینشان شکر آب شود بین من و این دوستم هم کدورت بوجود آمد و گفتم :دیگر نمیخواهم باهات رفاقت داشتم و ازش دوری جستم . برایم خیلی تعجب آور بود چون دوستی ما آنقدر صمیمی و عمیق شده بود که یک روز پس از اینکه همدیگر را ندیدیم بدنم شروع کرد به عرق کردن بیش از حد ، آب ریزش بینی داشتم ، عطسه های پیاپی امانم را بریبده بود ، از استخوان درد نمی توانستم یک قدم راه بروم ، دچار بی خوابی و اسهال شده بودم . وقتی این علائم را برای یکی از دوستان مورد اطمینانم تعریف کردم پای تلفن خیلی قشنگ و در یک جمله گفت : تبریک میگم ، تو یک معتادی !!!
و این پایان راهی بود بر دو سال رفاقت جسته گرخته من با دوستی به نام : تریاک و از آن به بعد هر روز و مداوم مصرف می کردم
بعد از مدتی اقدام به ترک کردم .. حسابش از دستم در رفته اما حدود ده بار خودم اراده کردم در خانه خوابیدم و مواد مخدر را کنار گذاشتم اما بعد از مدتی از کنار برداشتم و باز شروع به مصرف کردم .بعد از اینکه نتیجه نگرفتم روش ام را تغییر دادم .

یکبار برای ترک رفتم خانه مان در روستا
و گفتم اینجا دیگر موادی درکار نیست و یک هفته در خانه خوابیدم اما بعد از آن وسوسه امانم را برید و رفتم در همان روستا تریاک تهیه کردم و مصرف کردم و روز از نو روزی از نو .

یکبار برای ترک رفتم به یک شهر صنعتی و بزرگ و گفتم : اینجا نه فروشنده مواد مخدر و نه فامیلی دارم که بتوانم مواد مخدر تهیه کند . رفتم مسافرخانه و یک هفته خوابیدم و ترک کردم اما بعد از آن وقتی آمدم بیرون در اتوبوس درون شهری بغل دست جوانی خوش تیپ نشستم که بطور اتفاقی مواد مخدر هنگام بیرون آوردن موبایلش از جیبش افتاد و من هم انگار بعد از یک هفته تشنگی می خواستم یک پارچ آب بخورم ، بسته تریاک را برداشتم و رفتم مصرف کردم و روز از نو روزی از نو .

یکبار برای ترک رفتم به خارج از کشور ، چون آن کشوری که رفته بودم قوانین خیلی سفت و سختی برای تریاک وضع کرده بودند ولی در آنجا با مشروب آشنا شدم و علاوه براینکه در آنجا هم با روش جدیدی آشنا شدم برای استعمال تریاک به نحوی که دودش به بیرون درز نکند بلکه مصرف کننده مشروبات الکلی هم شده بودم و بعد از 3 ماه که اعتبار ویزایم تمام شد وبرگشتم ایران دیگر ناامید شدم از ترک در خارج از کشور و با دو ماده مصرفی روز از نو روزی از نو .

یکبار برای ترک با قرص ترامادول به پیشنهاد یکی دوستانم خواستم ترک کنم چون بار اول دوز بالا مصرف کردم (4عدد ترامادول 50)خیلی به قول خودمان نشئه شدم و ازش خوشم آمد و ترامادول هم به مواد مصرفی ام اضافه شد و با 3 ماده روز از نو روزی از نو.

یکبار برای ترک با حشیش (سیگاری ) به پیشنهاد یکی دیگر از دوستان پای بساطی ام خواستم ترک کنم که بعد از مدتی آن هم به مواد مخدر مصرفی ام اضافه شد و با 4 تا ماده مصرفی روز از نو روزی از نو .

یکبار برای ترک ، با کراک (crack)توسط یکی از اقواممان آشنا شدم و گفت :کراک اعتیاد نداره بیا و با همین ترک کن . خلاصه قبول کردم و با کرک هم خواستم ترک کنم که نه تنها نتوانستم از آن جدا شوم بلکه با 5 ماده مخدر مصرفی روز از نو روزی از نو .

یکبار برای ترک رفتم با متادون به کلینیک ترک اعتیاد ، با توجه به کوله بارتجربه ای که از مصرف چندین ماده مخدر داشتم قبول نکردم که با متادون ترک کنم . باوجود اینکه خانم دکتری که در کلینیک من را مشاوره کرد خیلی زیبا صحبت کرد اما قشنگ معلوم بود که نمیدانست خماری یعنی چه ؟ من خودم بهتر از هر کسی از جسم خودم آشنایی داشتم و می دانستم هیچ چیز جای ماده مخدر را برای بدنم نمی تواند پر کند .

یکبار برای ترک با سم زدایی
رفتم پیش یک پزشک ،وقتی از چگونگی روش ترک دادنش که با روش سم زدایی بود برایم گفت ، با آن حال و روز خرابم نتوانستم قانع شوم که به روش اش تن در دهم انگار سخنانش از دل برنیامده بود که به دلم ننشست .

خلاصه این گشتن به دنبال راه ادامه داشتم و در این فواصل گهگاهی هم خودم برای مدتی ترک می کردم و حداقل یک ماه و حداکثر 3 ماه مواد مخدر مصرف نمی کردم ، این کار ادامه داشت تا با کنگره 60 آشنا شدم وقتی برای مشاوره به کنگره 60 نمایندگی سمنان مراجعه کردم فردی آمد جلو و من را بغل کرد و این در صورتی بود که در کلینیک هایی که من قبلآ مراجعه کرده بودم حتی با من دست هم ندادند .وقتی آن مشاور در لابلای صحبت هایش بهم می گفت : من در زمان مصرف و یا من وقتی تریاک می کشیدم یا من خودم الکل مصرف می کردم یا من حشیش مصرف می کردم و ... انگار حرف هایش دقیقآ حرف های دل من بود و شوق شنیدن ادامه صحبت هایش را داشتم تا اینکه دست گذاشت روی داغ دلم و گفت : شما با اعتیاد سیستمی را در بدن ات تخریب کرده ای به نام "سیستم ایکس (سیستم تولید مواد شبه افیونی)"و تا این سیستم بازسازی نشود نفس شما گرسنه است و مدام وسوسه برای مصرف خواهی داشت .

این یک جمله ایشان یعنی همه آنچه در دلم بود ، با اینکه آن را می دانستم اما نمیدانستم.

به لطف خدا و دوستان کنگره ای درمان را در کنگره 60 و با روش dst(کاهش تدریجی پله ای) شروع کردم و امروز 9 ماه است که سفر اول (دوره درمانی ام ) به پایان رسیده است . نکته جالب در طی این مدت بعد از درمان اعتیادم این است که درمان در کنگره 60 با روش کاهش تدریجی به قدری نتیجه اش برایم مطلوب است که به تعادل ختم گردیده یعنی نه تنها وسوسه و میل به مصرف ندارم بلکه مهمتر از آن دیگر تنفری هم از مواد مخدر ندارم به عبارتی یعنی نه زور می زنم و نه فرار می کنم و همین نتیجه مطلوب روش dst باعث گردیده الان صراحتآ این را بگویم که در 9 ماه بعد از رهایی ام از اعتیاد اصلا انگار هیچ زمانی در طی دوران زندگی ام مصرف کننده نبودم و آنقدر تخریب های سیستم های فیزیولوژیِ جسم ام بازسازی شده اند که برای یافتن اثرات دوران اعتیادم باید در آلبوم های عکس و فیلم های قدیمی ام دنبالش بگردم .

مـــــــــــــــــهرافزون

برچسب ها: اعتیاد، درمان، کنگره60، شربت تریاک، ترک اعتیاد، جلسه، تریاک، هروئین، کراک، شیشه، قرص، مشروبات الکلی، میثم جمالی، دو بال پرواز، همسفر سمانه، سمنان، Addiction drugs، drugs، Addiction، درمان اعتیاد، بیماری، مسافر میثم،
دنبالک ها: دو بال پرواز، کنگره 60، وبلاگ تالار گفت و گوی اعتیاد و مواد مخدر، تالار گفت و گوی اعتیاد و مواد مخدر،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ جمعه 21 بهمن 1390 ] [ 09:27 ق.ظ ] [ مسافر میثم ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
نظر سنجی
مهمترین آرزوی شما ؟ ( صادقانه و واقع بینانه )






درباره وبلاگ

همانطور که سلامت جسم برای همه ما مهم است, سلامت روان هم مهم است...
پس:
کسانی که سراغ روان شناس می روند بیمار نیستند
و کسانی که روان شناس می شوند دنبال بیمار نیستند
ما فقط کنار هم ایم تا لحظاتی که می پرسیم "چرا ما؟" به همدیگر بهترین زندگی را هدیه دهیم

" امیدواریم وبلاگ روانشناسی سهمی در موفقیت شما توی زندگیتون داشته باشه ، هرچند این موفقیت حاصل اراده شماست و ما فقط واسطه ایم... "
" به امید روزی که همه مردم سرزمین من لبخند به لب داشته باشند... "

" وبلاگ منتخب میهن بلاگ،مجله موفقیت و راه موفقیت "
مطالب برتر و پر بازدید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب