روانشناسی
جدیدترین تست های روانشناسی در www.ravanshena30.ir
قالب وبلاگ

فراموش کردنت کار سختی نیست !
 کافیست دراز بکشم
چشم هایم را ببندم و برای همیشه...
بمیـــــــــــرم ...!

http://www.myup.ir/images/17367685670743161479.jpg



طبقه بندی: عاشقانه ها،
برچسب ها: asheghane، love، love txt، txt love، mataleb asheghane، matlab asheghane، عاشقانه ها، مجموعه داستان های بسیار زیبا، وبلاگ داستان، وبلاگ داستان های عاشقانه، وبلاگ داستانهای عاشقانه، یك داستان فوق العاده خواندنی، بهترین داستان های تیر ماه، بهترین داستان های جدید، بهترین سایت داستان، بهترین و جدیدترین داستان ها، داسان کوتاه، داستان، داستان 89، داستان آموزنده، داستان بسیار زیبا، داستان جالب، داستان خواندنی شرط عشق، داستان عاشقانه، داستان عشقولانه، داستان عشقی، داستان غم انگیز، داستان غمناک، داستان غمگین، داستان غمگین - داستان غم انگیز قرار، داستان قرار ملاقات، داستان كوتاه جدید، داستان كوتاه رمانتیك، داستان كوتاه شرط عشق، داستان كوتاه قرار، داستان كوتاه مرد نابینا، داستان كوتاه گریه آور، داستان های 89، داستان های آموزنده جدید، داستان های بسیار زیبا، داستان های زیبای خواندنی، داستان های عاطفی، داستان های کوتاه جدید، داستان کوتاه، داستان کوتاه جالب، داستان کوتاه جدید، داستان کوتاه خواندنی، داستان کوتاه کوتاه کوتاه، داستانهای نشان لیاقت عشق، داستانک، داستانک آموزنده، داستانک جالب، داستانک جدید، داستانک خیلی جدید، داستانک زیبا، رمان عاشقانه، زیباترین قلب، سایت تخصصی داستان کوتاه، سایت داستان، سری جدید داستان های آموزنده، شرط عشق، یك داستان فوق العاده خواندنی عشق، عاشقانه، معشوق، دلداده، متروک، کلبه، درد، محروم، خودکشی، دوست، بوسه، تنها، دوست داشتن، دوستی، یار دوستان، دوستت دارم، دوستم داری- فرار، تاریک، خاموش، فانوس، بی کس، خلوت، من و تو، با هم، جدایی، مکانیک قلبهای تصادفی??، ??بزرگ ترین وبلاگ عاشقانه، بی وفایی، شهرت، مردم، بی تو، شعر، دکلمه، بیت، غزل، رباعی، حافظ- سعدی، مولوی، خیام، بابا طاهر، رودکی، فرودسی، مجنون لیلی، لیلی و مجنون، شیرین و فرهاد، خسرو و شیرین - رمان، کوه، آرزو، شبی، تلخی برخورد، نامه، باران، قلبم، قلبت، قلب، دل، شکسته، دیوانه، دور، نزدیک، تنگ، دلم، تنها امیدش، سکوت، غصه بشکن، تنهائی، روزگارت، روزگار، گل، پرستو قفسی تنگ،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ پنجشنبه 4 اسفند 1390 ] [ 12:41 ق.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]
ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻋﺰﯾﺰﻡ:

ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﭘﯿﺮ ﻭ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﯾﺎﻓﺘﯽ،

ﺍﮔﺮ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻏﺬﺍ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﮐﺜﯿﻒ ﮐﺮﺩﻡ

ﻭﯾﺎ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﭙﻮﺷﻢ

ﺍﮔﺮ ﺻﺤﺒﺖ ﻫﺎﯾﻢ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﻭ ﺧﺴﺘﻪ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺍﺳﺖ

ﺻﺒﻮﺭ ﺑﺎﺵ ﻭ ﺩﺭﮐﻢ ﮐﻦ

ﯾﺎﺩﺕ ﺑﯿﺎﻭﺭ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻮﭼﮏ ﺑﻮﺩﯼ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﻣﯿﺸﺪﻡ

ﺭﻭﺯﯼ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯾﺖ ﻋﻮﺽ ﮐﻨﻢ

ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺮﮔﺮﻣﯽ ﯾﺎ ﺧﻮﺍﺑﺎﻧﺪﻧﺖ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﻣﯿﺸﺪﻡ

ﺑﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺩﺍﺳﺘﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻨﻢ...

ﻭﻗﺘﯽ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺑﻪ ﺣﻤﺎﻡ ﺑﺮﻭﻡ ﻣﺮﺍ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﻭ

ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﻧﮑﻦ

ﻭﻗﺘﯽ ﺑﯽ ﺧﺒﺮ ﺍﺯ ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﻬﺎ ﻭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯ

ﺳﻮﺍﻻﺗﯽ ﻣﯿﮑﻨﻢ،ﺑﺎ ﺗﻤﺴﺨﺮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﻨﮕﺮ

ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺩﺍﯼ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﯾﺎ ﻣﻄﻠﺒﯽ ﺣﺎﻓﻈﻪ ﺍﻡ

ﯾﺎﺭﯼ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ،ﻓﺮﺻﺖ ﺑﺪﻩ ﻭ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻧﺸﻮ

ﻭﻗﺘﯽ ﭘﺎﻫﺎﯾﻢ ﺗﻮﺍﻥ ﺭﺍﻩ ﺭﻓﺘﻦ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ،ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ

ﻣﻦ ﺑﺪﻩ...ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻗﺪﻣﻬﺎﯾﺖ ﺭﺍ

ﮐﻨﺎﺭ ﻣﻦ ﺑﺮﻣﯿﺪﺍﺷﺘﯽ....

ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻤﺎﻧﻢ ﻭ

ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺑﻤﯿﺮﻡ،ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻧﺸﻮ..ﺭﻭﺯﯼ ﺧﻮﺩ

ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ

ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﻭ ﻣﺰﺍﺣﻢ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ،ﺧﺴﺘﻪ ﻭ

ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻧﺸﻮ

ﯾﺎﺭﯾﻢ ﮐﻦ ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﯾﺎﺭﯾﺖ ﮐﺮﺩﻡ

ﮐﻤﮏ ﮐﻦ ﺗﺎ ﺑﺎ ﻧﯿﺮﻭ ﻭ ﺷﮑﯿﺒﺎﯾﯽ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺭﺍﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ

ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺑﺮﺳﺎﻧﻢ

ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺩﻟﺒﻨﺪﻡ،ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ

به پاس قدردانی از تمامی والدین دوست داشتنی مان
ﺩﻭﺳﺖ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺭﻭ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﺘﻦ ﻣﺤﺮﻭﻡ
ﻧﮕﺬﺍﺭﯾد

وبلاگ روانشناسی

http://up3.iranblog.com/images/60981778255370465260.jpg




طبقه بندی: مطالب آموزنده،
برچسب ها: سیار زیبا، داستان جالب، داستان خواندنی شرط عشق، داستان عاشقانه، داستان عشقولانه، داستان عشقی، داستان غم انگیز، داستان غمناک، داستان غمگین، داستان غمگین - داستان غم انگیز قرار، داستان قرار ملاقات، داستان كوتاه جدید، داستان كوتاه رمانتیك، داستان كوتاه شرط عشق، داستان كوتاه قرار، داستان كوتاه مرد نابینا، داستان كوتاه گریه آور، داستان های 89، داستان های آموزنده جدید، داستان های بسیار زیبا، داستان های زیبای خواندنی، داستان های عاطفی، داستان های کوتاه جدید، داستان کوتاه، داستان کوتاه جالب، داستان کوتاه جدید، داستان کوتاه خواندنی، داستان کوتاه کوتاه کوتاه، داستانهای نشان لیاقت عشق، داستانک، داستانک آموزنده، داستانک جالب، داستانک جدید، داستانک خیلی جدید، داستانک زیبا، رمان عاشقانه، زیباترین قلب، سایت تخصصی داستان کوتاه، سایت داستان، سری جدید داستان های آموزنده، شرط عشق، مجموعه داستان های بسیار زیبا، وبلاگ داستان، یك داستان فوق العاده خواندنی عشق، عاشقانه، معشوق، دلداده، متروک، کلبه، درد، محروم، خودکشی، دوست، بوسه، تنها، دوست داشتن، دوستی، یار دوستان، دوستت دارم، داستان بسیار زیبا، داستان جالب "شیطان بازنشست شد !"، داستان جالب "چرا ما همیشه زود قضاوت میکنیم !؟"، داستان جالب زن باهوش و آرزو، داستان جالب “چرا ما همیشه زود قضاوت میکنیم !؟”، داستان جدید، داستان خیلی خوادنی، داستان داغ، داستان زود قضاوت کردن، داستان شهریور ماه 89، داستان قضاوت، داستان های آخر شهریور، داستان های آموزنده شهریور ماه 89، داستان های زیبای شهریور ماه 89، داستان های شهریور ماه 89، داستان های 89، داستان های کوتاه ماه 89، داستان وجود خدا، داستان چرا ما همیشه زود قضاوت میکنیم؟، داستان کوتاه "راز جعبه کفش"، داستان کوتاه اول ماه 89، داستان کوتاهر ماه 89، داستلن های کوتاه 89، داستنک 89، راد اس ام اس،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ شنبه 29 بهمن 1390 ] [ 05:14 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]

تلفن همراه پیرمردى كه توى اتوبوس كنارم نشسته بود زنگ خورد...
پیرمرد به زحمت تلفن ... را با دستهاى لرزان از جیبش درآورد، هرچه تلفن را در مقابل
صورتش عقب و جلو كرد نتوانست اسم تماس گیرنده را بخواند... رو به من كرد و گفت، ببخشید ، چه نوشته؟
گفتم نوشته
"همه چیزم"
پیرمرد: الو، سلام
عزیزم... یهو دستش را
جلوى تلفن گرفت و
با صداى آرام و
لبخندى زیبا و قدیمى
به من گفت،
همسرم است...

http://up6.iranblog.com/images/u214vevts5nihv68pya3.jpg



طبقه بندی: عاشقانه ها،
برچسب ها: داستان من و پیرمرذ، داستان من و پیرمرد، تلفن همراه پیرمردى، داستان تلفن همراه پیرمرد، من و پیرمرد عاشق، بهترین داستان های جدید، بهترین سایت داستان، بهترین و جدیدترین داستان ها، داسان کوتاه، داستان، داستان 2 خط موازی، داستان 2خط موازی، داستان 89، داستان آموزنده، داستان بسیار زیبا، داستان جالب، داستان خواندنی شرط عشق، داستان دو خوط موازی، داستان عاشقانه، داستان عاشقانه زیبا دو خط موازی، داستان عاشقانه ی 2خط موازی، داستان عاشقانه ی دو خط موازی، داستان عاشقانه:دو خط موازی، داستان عشقولانه، داستان عشقی، داستان كوتاه جدید، داستان كوتاه رمانتیك، داستان كوتاه شرط عشق، داستان كوتاه قرار، داستان كوتاه گریه آور، داستان های 89، داستان های آموزنده جدید، داستان های بسیار زیبا، داستان های جدید عاشقانه، داستان های زیبای خواندنی، داستان های عاطفی، داستان های کوتاه جدید، داستان کوتاه، داستان کوتاه جالب، داستان کوتاه جدید، داستان کوتاه خواندنی، داستان کوتاه کوتاه کوتاه، داستانهای عاشقانه، داستانهای نشان لیاقت عشق، داستانک، داستانک آموزنده، داستانک جالب، داستانک جدید، داستانک خیلی جدید، داستانک زیبا، داشتان دو عاشق موازی، داشتان عشق، داشتان عشقی، رمان عاشقانه، زیباترین قلب، سایت تخصصی داستان کوتاه، سایت داستان، سایت داستان عاشقانه، سایت داستان های عاشقانه، سایت داستانهای عاشقانه، سری جدید داستان های آموزنده، شرط عشق، عاشقانه ها، مجموعه داستان های بسیار زیبا، وبلاگ داستان، وبلاگ داستان های عاشقانه، وبلاگ داستانهای عاشقانه، یك داستان فوق العاده خواندنی، بهترین داستان های تیر ماه، داستان غم انگیز، داستان غمناک، داستان غمگین، داستان غمگین - داستان غم انگیز قرار، داستان قرار ملاقات، داستان كوتاه مرد نابینا،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ چهارشنبه 14 دی 1390 ] [ 08:36 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]

میدانــی ؟!
بعضـی ها را هرچه قدر بـخوانی ... خسته نمیشوی !
بعضـی ها را هرچه قدر گوش دهی ... عادتــــ نمیشوند !
بعضـی ها هرچه تکرار شوند ... باز بکرند و دستــ نـخورده !
دیده ای ؟!
... ... شنیده ای ؟!
بعضـــی ها بی نهایتــــــند !

http://up4.iranblog.com/images/90a3om1nkim8bsrtye3z.jpg





طبقه بندی: مطالب آموزنده،
برچسب ها: کوتاه کوتاه کوتاه، داستانهای عاشقانه، داستانهای نشان لیاقت عشق، داستانک، داستانک آموزنده، داستانک جالب، داستانک جدید، داستانک خیلی جدید، داستانک زیبا، داشتان دو عاشق موازی، داشتان عشق، داشتان عشقی، رمان عاشقانه، زیباترین قلب، سایت تخصصی داستان کوتاه، سایت داستان، سایت داستان عاشقانه، سایت داستان های عاشقانه، سایت داستانهای عاشقانه، سری جدید داستان های آموزنده، شرط عشق، عاشقانه ها، مجموعه داستان های بسیار زیبا، وبلاگ داستان، وبلاگ داستان های عاشقانه، وبلاگ داستانهای عاشقانه، یك داستان فوق العاده خواندنی، بهترین داستان های تیر ماه، بهترین داستان های جدید، بهترین سایت داستان، بهترین و جدیدترین داستان ها، داسان کوتاه، داستان، داستان 89، داستان آموزنده، داستان بسیار زیبا، داستان جالب، داستان خواندنی شرط عشق، داستان عاشقانه، داستان عشقولانه، داستان عشقی، داستان غم انگیز، داستان غمناک، داستان غمگین، داستان غمگین - داستان غم انگیز قرار، داستان قرار ملاقات، داستان كوتاه جدید، داستان كوتاه رمانتیك، داستان كوتاه شرط عشق، داستان كوتاه قرار، داستان كوتاه مرد نابینا، داستان كوتاه گریه آور، داستان های 89، داستان های آموزنده جدید، داستان های بسیار زیبا، داستان های زیبای خواندنی، داستان های عاطفی، داستان های کوتاه جدید، داستان کوتاه، داستان کوتاه جالب، داستان کوتاه جدید، داستان کوتاه خواندنی، داستان کوتاه کوتاه کوتاه، یك داستان فوق العاده خواندنی عشق، عاشقانه، معشوق، دلداده، متروک، کلبه، درد، محروم، خودکشی، دوست، بوسه، تنها، دوست داشتن، دوستی، یار دوستان،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ پنجشنبه 19 آبان 1390 ] [ 01:15 ق.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]

دختر با نا امیدی و عصبانیت به پسر که روبرویش ایستاده بود نگاه می کرد کاملا از او نا امید شده بود از کسی که انقدر دوستش داشت و فکر می کرد که او هم دوستش دارد ولی دقیقا موقعی که دختر به او نیاز داشت دختر را تنها گذاشت بعد از پیوند کلیه در تمام مدتی که در شفاخانه بستری بود همه به عیادتش امده بودن غیر از پسر. چشم هایش همیشه به دری بود که همه از آن وارد می شدند غیر از کسی که او منتظرش بود حتی بعد از مرخص شدن ازشفاخانه به خودش گفته بود که شاید پسر  دلیل قانع کننده ای داشته باشد ولی در برابر تمام پرسشهایش یا سکوت بود یا جوابهای بی معنی که خود پسر هم به احمقانه بودنش انها اعتراف داشت تحمل دختر تمام شده بود به پسر گفت که دیگر نمی خواهد او را ببیند به او گفت که از زندگی اش خارج شود به نظر دختر پسر خاله اش که هر روز به عیادتش امده بود با دسته گلهای زیبا بیشتر از پسر لایق دوست داشتن بود دختر در حالت عصبانی به پهلوی پسر ضربه ای زد زانوهای پسر لحظه ای سست شد و رنگش پرید چشمهایش مثل یخ بود ولی دختر متوجه نشد چون دیگر رفته بود و پسر را برای همیشه ترک کرده بود .
دختر با خود فکر می کرد که چه دنیای عجیبی است در این دنیا آدمهای پیدا می شوند که کلیه اش را مجانی اهدا می کند بدون اینکه حتی یک پول بگیرد . و حتی قبول نکرده بود که دختر برای تشکر به پیشش در همین حال پسر از شدت ضعف روی زمین نشسته بود و خونهایی را که از پهلویش می امد پاک می کرد و پسر همچنان سر قولی که به خودش داده بود پا بر جا بود او نمی خواست دختر تمام عمر خود را مدیون او بماند ولی ای کاش دختر از نگاه پسر می فهمید که او عاشق واقعی است ..




طبقه بندی: داستان ها، عاشقانه ها،
برچسب ها: داستان كوتاه، داستان عاشقانه، نهایت دوست داشتن، داستان ابراز عشق، داستان عشق واقعی،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ یکشنبه 21 فروردین 1390 ] [ 05:50 ب.ظ ] [ Shaparak ] [ نظرات ]

غروب یك روز بارانی زنگ تلفن به صدا در آمد. زن گوشی را برداشت. آن طرف خط پرستار دخترش با ناراحتی خبر تب و لرز شدید سارای كوچكش را به او داد.

زن تلفن را قطع كرد و با عجله به سمت پاركینگ دوید، ماشین را روشن كرد و به نزدیك ترین داروخانه رفت تا داروهای دختر كوچكش را بگیرد. وقتی ازداروخانه بیرون آمد، متوجه شد به خاطر عجله ای كه داشته كلید را داخل ماشین جاگذاشته است.

زن پریشان با تلفن همراهش با خانه تماس گرفت. پرستار به او گفت كه حال سارا هر لحظه بدتر می شود. او جریان كلید اتومبیل را برای پرستار گفت. پرستار به او گفت كه سعی كند با سنجاق سر در اتومبیل را باز كند.

زن سریع سنجاق سرش را باز كرد، نگاهی به در انداخت و با ناراحتی گفت: «ولی من كه بلد نیستم از این استفاده كنم.»

هوا داشت تاریك می شد و باران شدت گرفته بود. زن باوجود نا امیدی زانو زد و گفت: «خدایا كمكم كن!»

در همین لحظه مردی ژولیده با لباسهای كهنه به سویش آمد. زن یك لحظه با دیدن قیافه ی مرد ترسید و با خودش گفت: «خدای بزرگ، من از تو كمك خواستم آنوقت این مرد...!»

زبان زن از ترس بندآمده بود، مرد به او نزدیك شد و گفت: «خانم، مشكلی پیش آمده؟»

زن جواب داد: «بله، دخترم خیلی مریض است و من باید هرچه سریع تر به خانه برسم ولی كلید را داخل ماشین جا گذاشته ام و نمی توانم درش را باز كنم.»

مرد از او پرسید كه آیاسنجاق سر همراه دارد؟ و زن فورا سنجاق سرش را به او داد و مرد در عرض چند ثانیه در اتومبیل را باز كرد!

زن بار دیگر زانو زد و با صدای بلند گفت: «خدایامتشكرم!»

سپس رو به مرد كرد و گفت: «آقا متشكرم، شما مرد شریفی هستید.»

مرد سرش را برگرداند و گفت: «نه خانم، من مرد شریفی نیستم. من یك دزداتومبیل بودم و همین امروز از زندان آزاد شده ام!»

خدا برای زن یك كمك فرستاده بود، آن هم یك حرفه ای! زن آدرس شركتش را به مرد داد و از او خواست كه فردای آن روز حتما به دیدنش برود.


آدرس جدید وبلاگ
www.ravanshena30.ir




فردای آن روز وقتی مرد ژولیده وارد دفتررئیس شركت شد، فكرش را هم نمی كرد كه روزی به عنوان راننده مخصوص در آن شركت بزرگ استخدام شود




طبقه بندی: داستان ها،
برچسب ها: داستانک جالب، داستانک جدید، داستانک خیلی جدید، داستانک زیبا، داشتان دو عاشق موازی، داشتان عشق، داشتان عشقی، رمان عاشقانه، زیباترین قلب، سایت تخصصی داستان کوتاه، سایت داستان، سایت داستان عاشقانه، سایت داستان های عاشقانه، سایت داستانهای عاشقانه، سری جدید داستان های آموزنده، شرط عشق، عاشقانه ها، مجموعه داستان های بسیار زیبا، وبلاگ داستان، وبلاگ داستان های عاشقانه، وبلاگ داستانهای عاشقانه، یك داستان فوق العاده خواندنی، بهترین داستان های تیر ماه، بهترین داستان های جدید، بهترین سایت داستان، بهترین و جدیدترین داستان ها، داسان کوتاه، داستان، داستان 89، داستان آموزنده، داستان بسیار زیبا، داستان جالب، داستان خواندنی شرط عشق، داستان عاشقانه، داستان عشقولانه، داستان عشقی، داستان غم انگیز، داستان غمناک،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ جمعه 13 اسفند 1389 ] [ 05:58 ب.ظ ] [ Asal ] [ نظرات ]

 

تنه درخت:

رام کنندگان حیوانات سیرک برای مطیع کردن فیل ها از ترفند ساده ای استفاده می کنند. زمانی که حیوان هنوز بچه است، یکی از پاهای او را به تنه درختی می بندد. حیوان جوان هر چه تلاش می کند نمی تواند خود را از بند خلاص کند. اندک اندک این عقیده که تنه درخت خیلی قوی تر از اوست در فکرش شکل می گیرد. وقتی حیوان بالغو نیرومند شد، کافی است شخصی نخی را به دور پای فیل ببندد و سر دیگرش را به شاخه ای گره بزند. فیل برای رها کردن خود تلاشی نخواهد کرد.

پای ما نیز، همچون فیل ها، اغلب با رشته های ضعیف و شکننده اغی بسته شده است، اما از آنجا که از بچگی قدرت تنه درخت را باور کرده ایم، به خود جرات تلاش کردن نمی دهیم؛ غافل از اینکه برای بدست آوردن آزادی، یک عمل جسورانه کافی است.


آدرس جدید وبلاگ
www.ravanshena30.ir




طبقه بندی: مطالب آموزنده،
برچسب ها: بسیار زیبا، وبلاگ داستان، یك داستان فوق العاده خواندنی عشق، عاشقانه، معشوق، دلداده، متروک، کلبه، درد، محروم، خودکشی، دوست، بوسه، تنها، دوست داشتن، دوستی، یار دوستان، دوستت دارم، دوستم داری- فرار، تاریک، خاموش، فانوس، بی کس، خلوت، من و تو، با هم، جدایی، مکانیک قلبهای تصادفی??، ??بزرگ ترین وبلاگ عاشقانه، بی وفایی، شهرت، مردم، بی تو، شعر، دکلمه، بیت، غزل، رباعی، حافظ- سعدی، مولوی، خیام، بابا طاهر، رودکی، فرودسی، مجنون لیلی، لیلی و مجنون، شیرین و فرهاد، خسرو و شیرین - رمان، کوه، آرزو، شبی، تلخی برخورد، نامه، باران، قلبم، قلبت، قلب، دل، شکسته، دیوانه، دور، نزدیک، تنگ، دلم، تنها امیدش، سکوت، غصه بشکن، تنهائی، روزگارت، روزگار، گل، پرستو قفسی تنگ وبلاگهای همه کاره:، بهترین داستان های جدید، بهترین سایت داستان، بهترین و جدیدترین داستان ها، داسان کوتاه، داستان، داستان 2 خط موازی، داستان 2خط موازی، داستان 89، داستان آموزنده، داستان بسیار زیبا، داستان جالب، داستان خواندنی شرط عشق، داستان دو خوط موازی، داستان عاشقانه، داستان عاشقانه زیبا دو خط موازی، داستان عاشقانه ی 2خط موازی، داستان عاشقانه ی دو خط موازی، داستان عاشقانه:دو خط موازی، داستان عشقولانه، داستان عشقی، داستان كوتاه جدید، داستان كوتاه رمانتیك، داستان كوتاه شرط عشق، داستان كوتاه قرار، داستان كوتاه گریه آور، داستان های 89، داستان های آموزنده جدید، داستان های بسیار زیبا، داستان های جدید عاشقانه، داستان های زیبای خواندنی، داستان های عاطفی، داستان های کوتاه جدید، داستان کوتاه، داستان کوتاه جالب، داستان کوتاه جدید، داستان کوتاه خواندنی، داستان کوتاه کوتاه کوتاه، داستانهای عاشقانه، داستانهای نشان لیاقت عشق، داستانک، داستانک آموزنده، داستانک جالب، داستانک جدید، داستانک خیلی جدید، داستانک زیبا، داشتان دو عاشق موازی، داشتان عشق، داشتان عشقی، رمان عاشقانه، زیباترین قلب، سایت تخصصی داستان کوتاه، سایت داستان، سایت داستان عاشقانه، سایت داستان های عاشقانه، سایت داستانهای عاشقانه، سری جدید داستان های آموزنده، شرط عشق، عاشقانه ها، مجموعه داستان های بسیار زیبا، وبلاگ داستان های عاشقانه، وبلاگ داستانهای عاشقانه، یك داستان فوق العاده خواندنی، بهترین داستان های تیر ماه، داستان غم انگیز، داستان غمناک، داستان غمگین، داستان غمگین - داستان غم انگیز قرار، داستان قرار ملاقات، داستان كوتاه مرد نابینا، رمان،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ جمعه 13 اسفند 1389 ] [ 10:04 ق.ظ ] [ Hedyeh ] [ نظرات ]
http://jms02.persiangig.com/10/love.jpg

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس

بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری

 برای ابراز عشق ، بیان کنید؟ برخی از

دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان

را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و

«حرف های دلنشین» را راه بیان عشق

عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند

 «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی»

را راه بیان عشق می دانند.

در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که

 شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند،

داستان کوتاهی تعریف کرد: یک روز زن و شوهر

 جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق

معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان

وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند.

یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده

 و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری

به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.

رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر،

جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام

 به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد

زیست شناس فریادزنان فرار کرد و همسرش

 را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر

 دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به

 گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.

داستان به اینجا که رسید دانش آموزان

 شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.

راوی اما پرسید : آیا می دانید آن مرد در

لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟

بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت

خواسته که او را تنها گذاشته است!

راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که

 «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.از

پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو

پدرت همیشه عاشقت بود.

قطره های بلورین اشک، صورت راوی را

 خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان

 می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند

که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند.

پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن

جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد.

این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم

 برای بیان عشق خود به مادرم و من بود





طبقه بندی: داستان ها،
برچسب ها: عشق، داستان، داستان عاشقانه، داستان عشق زن و شوهر در جنگل، تست روانشناسی، روانشناسی، روانشنا30،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ چهارشنبه 5 آبان 1389 ] [ 07:22 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

نظر سنجی
مهمترین آرزوی شما ؟ ( صادقانه و واقع بینانه )






درباره وبلاگ

همانطور که سلامت جسم برای همه ما مهم است, سلامت روان هم مهم است...
پس:
کسانی که سراغ روان شناس می روند بیمار نیستند
و کسانی که روان شناس می شوند دنبال بیمار نیستند
ما فقط کنار هم ایم تا لحظاتی که می پرسیم "چرا ما؟" به همدیگر بهترین زندگی را هدیه دهیم

" امیدواریم وبلاگ روانشناسی سهمی در موفقیت شما توی زندگیتون داشته باشه ، هرچند این موفقیت حاصل اراده شماست و ما فقط واسطه ایم... "
" به امید روزی که همه مردم سرزمین من لبخند به لب داشته باشند... "

" وبلاگ منتخب میهن بلاگ،مجله موفقیت و راه موفقیت "
مطالب برتر و پر بازدید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب