روانشناسی
جدیدترین تست های روانشناسی در www.ravanshena30.ir
قالب وبلاگ
پر زدن از دام ابریشم به من هم می رسد  شادمانی ها بعد از غم به من هم می رسد  برگ ها از شاخه می افتند و تنها می شوند  از جدایی ، گرچه می ترسم به من هم می رسد  هر کجا هستم من از یاد تو غافل نیستم  در خیابان شاخه مریم به من هم می رسد  گندم گیسوی تو از باغ مینو بهتر است  از گناه حضرت آدم به من هم می رسد  گرچه از من هیچ کس غیر از وفاداری ندید  بی وفایی های این عالم به من هم می رسد  هر کجا سروی به خاک افتاد با خود گفته ام  نوبت هیزم شکن کم کم به من هم می رسد


گاهی اوقات همین‌طور که داریم تو راه و نیمه راه زندگی به تاخت می‌رویم و فقط به روبرو می‌نگریم و تند و تند برای دیگران قانون‌های رنگارنگ صادر می‌کنیم که اگر مردم چنین کنند چنان می‌شود و چنان کنند چنین می‌شود و کلی بایدها و نبایدها تعیین می‌کنیم، شاید لازم باشد یک نگاهی هم به خودمان داشته باشیم. ببینیم به کدام یک از این قانون‌های صادره عمل کردیم و از چه باید و نبایدی تبعیت می‌کنیم.

گاهی لازم است هر فردی تلنگری به خودش بزند و به هوش بیاید و ببیند در کجای زندگی  ایستاده است. شاید گاهی این تلنگرها زندگی را دل‌پذیرتر از آن چه هست بکند و قابل تحمل‌تر. گاهی اوقات لازم است کمی با خود خلوت کرد، کمی با خود روراست بود و شایدم کمی به خود «گیر» داد. شاید اگر خودمان هم به فرمان‌های صادره برای دیگران عمل کنیم، دنیا زودتر از آنی که  انتظار داریم دچار تغییر مطلوبی بشود.

یادمان باشد که : هر روز باید تمرین کرد دل کندن از زندگی را.

یادمان باشد که : زخم نیست آن‌چه درد می‌آورد، عفونت است.

یادمان باشد که : در حرکت همیشه افق‌های تازه هست.

یادمان باشد که : دست به کاری نزنم که نتوانم آنرا برای دیگران تعریف کنم.

یادمان باشد که : آن‌ها که دوستشان می‌دارم می‌توانند دوستم نداشته باشند.

یادمان باشد که : حرف‌های کهنه از دل کهنه بر می‌آیند، یادمان باشد که که دلی نو بخریم.

یادمان باشد که : فرار؛ راه به دخمه‌ای می‌برد برای پنهان شدن نه آزادی.

یادمان باشد که : باور هایم شاید دروغ باشند.

یادمان باشد که : لبخندم را توى آیینه جا نگذارم.

یادمان باشد که : آرزوهای انجام نیافته دست زندگی را گرفته‌اند و او را راه می‌برند.

یادمان باشد که : لزومی ندارد همان‌قدر که تو برای من عزیزی، من هم برایت عزیز باشم.

یادمان باشد که: محبتی که به دیگری می‌کنم ارضای نیاز به نمایش گذاشتن مهر خودم نباشد.

یادمان باشد که: برای دیدن باید نگاه کرد، نه نگاه !

یادمان باشد که : اندک است تنهایی من در مقایسه با تنهایی خورشید.

یادمان باشد که: دل‌خوشی‌ها هیچ‌کدام ماندگار نیستند.

یادمان باشد که: تا وقتی اوضاع بدتر نشده! یعنی همه چیز رو به راه است.

یادمان باشد که: هوشیاری یعنی زیستن با لحظه‌ها.

یادمان باشد که: آرامش جایی فراتر از ما نیست.

یادمان باشد که: من تنها نیستم ما یک جمعیتیم که تنهائیم.

یادمان باشد که: برای پاسخ دادن به احمق، باید احمق بود !

یادمان باشد که: در خسته‌ترین ثانیه‌های عمر هم هنوز رمقی برای انجام برخی کارهای کوچک هست!

یادمان باشد که: لازم است گاهی با خودم رو راست‌تر از این باشم که هستم.

یادمان باشد که : سهم هیچ‌کس را هیچ کجا نگذاشته‌اند، هر کسی سهم خودش را می‌آفریند.

یادمان باشد که: آن هنگام که از دست دادن عادت می‌شود، بدست آوردن هم دیگر آرزو نیست.

یادمان باشد که: پیش‌ترها چیزهایی برایم مهم بودند که حالا دیگر مهم نیستند.

یادمان باشد که: آن‌چه امروز برایم مهم است، فردا نخواهد بود.

یادمان باشد که: نیازمند کمک اند آن‌ها که منتظر کمکشان نشسته‌ایم.

یادمان باشد که: من از این به بعد هستم، نه تا به حال.

یادمان باشد که: هرگز به تمامی ناامید نمی‌شوی اگر تمام امیدت را به چیزی نبسته باشی.

یادمان باشد که: غیر قابل تحمل وجود ندارد.

یادمان باشد که: گاهی انسان مجبور است برای راحت کردن خیال دیگران خودش را خوشحال نشان بدهد.

یادمان باشد که: خوبی آن‌چه که ندارم این است که نگران از دست دادن اش نخواهم بود.

یادمان باشد که: با یک نگاه هم ممکن است بشکنند دل‌های نازک.

یادمان باشد که: بجز خاطره‌ای هیچ نمی‌ماند.

یادمان باشد که: وظیفه‌ی من این است؛ حمل باری که خودم هستم تا آخر راه.

یادمان باشد که: منتظر ِ تنها یک جرقه است، انبار مهمات.

یادمان باشد که: کار رهگذر عبور است، گاهی بر می‌گردد، گاهی نه.

یادمان باشد که: در هر یقینی می‌توان شک کرد و این تکاپوی خرد است.

یادمان باشد که: همیشه چند قدم آخر است که سخت‌ترین قسمت راه است.

یادمان باشد که: امید، خوشبختانه از دست‌دادنی نیست.

یادمان باشد که: به جستجوى راه باشم، نه همراه.

یادمان باشد که: هوشیاری یعنی زیستن با لحظه‌ها.

یادمان باشد که … خاطرمان تنها نماند …




طبقه بندی: مطالب آموزنده،
برچسب ها: یاد، یادی، یاد کن، یادم باش، به یادم، در یاد، یادمان باشد، فراموش نکن، همراه، همدم، اخر راه، خوشی، سختی، خاطره، حزکت، افق، یاداوری، دیدن، تنهایی، دل خوشی، محبت، دوست داشتن، ثانیه، عمر، زندگی، نگاه، امید، خوشحال، جرقه، انبار، ره، جستجو،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 ] [ 09:00 ق.ظ ] [ * hedieh * ] [ نظرات ]

  

به نظر میرسه که مسئله اصلی و اساسی در موجودات مسئله زنده ماندنه. یعنی طرح حیات،نقشه حیات در همه موجودات به نوعی این میـل به مانـدن در وجودشون گذاشته شده و از اونجـایـی که مسئله اصلی، مسئله زنـده ماندنه، این امید وجود داشته که از طریق تکثیـر و افـزایـش تعداد، احتمالا این کار صورت بگیره و در آغاز بوجود آمدن این موجودات زنده، از طریق تکثیر، بویژه در خصوص گیاهان و حیوانات تکثیر عامل اصلی ادامه حیات و زندگی بوده، یعنی وقتی که اون موجود از میان میـرفته، همچنـان نـوع اون موجود میتـونسته بـاقی بمونه. و این رو میدونیم که در بسیاری از موارد، موجود حتی حاضر به مرگ و نـابودی بوده، بـرای اینکه بتونه نـوع خـودش رو نگه داره و هنـوز هم بسیـاری از حیـوانـات در وقت آمیزش و تولید مثل، نر یا ماده یا هر دوشون ممکنه از میان بـرن و ایـن دقیقـا نشون دهنـده ایـن هست که تا چه حدی ایـن مسئله ماندن و زنده ماندن اهمیت داشته و داره...

اما در مرحله ایی از تاریخ در حیوانات و یا موجوداتی که به هر حال زنده بودن اتفاقی می افته و اون این هست که این تکثیر و یا تکرار که سبب میشده موجودات مثل گذشته باشن و دیر یا زود به دلیل تغییرات محیط اطرافشون از پا در بیان و از بین برن، اتفاقی می افته و اون این هست که به جای تکثیر، مسئله تولید مثل مطرح میشه و تولید مثل اون زمانی فراهم و مهیا میشه که مسئله جفت یا نر و ماده مطرح باشه. در این کار شاید بشه گفت که بزرگترین معجزه خلقت یا معجزه حیات اتفاق می افته و اون این هست که وقتی موجودی بوجود میاد، حدودا پنجاه درصد بار ژن نر یا پدر رو داره و پنجاه درصد بار ژن ماده یا مادر رو داره و از اونجایی که قاعده خلقت از آغاز بر ادامه زندگی بوده، ژن سالم ژن غالبه، یعنی به این معنی که اگر دو نفر با هم رابطه جنسی برقرار کنن و یکی از اونا حامل ژن بد و ناقص باشه و به این دلیل که دیگری اون ژن ناقص رو نداره و به دلیل ارجحیتی که ژن سالم بر ژن گرفتار و ناقص داره، نسل بعد میتونه بهتر باشه و در نتیجه نه تنها حیات ادامه پیدا کرده، بلکه اصلی بنام تکامل هم معنی پیدا کرده.

پس خلقت با شاهکار خودش که مسئله نر و ماده هست به یک باره به دو چیز دست زده، از یک طرف دوام و بقای موجود و نوع رو ممکن ساخته و از طرفی دست به تنوع حیرت انگیزی زده، بطوری که به یک باره هزاران، بلکه میلیون ها نوع موجود با اشکال و حالات مختلف و متفاوت بوجود اومدن، پس خلقت به نوعی با مفهوم جفت، با مفهوم ارتباط میان نر و ماده تحقق پیدا کرده و از اینجاست که من و شما حتی میتونیم ببینیم که گیاهان به این دلیل خوشبو شدن، خوش رنگ شدن که پرندگان و حشرات رو به سمت خودشون بکشن تا اونا بتونند ناقل بار جنسی اونها باشن، بتونند درخت دیگری رو بارور کنند، میوه ها به این دلیل از یک طرف زیبا، با رنگ جالب و طعم شیرین و خوشمزه شدن تا بتونند حشرات و حیوانات رو به سمت خودشون بکشن تا تخم خودشون رو بتونند به نوعی پراکنده کنند، بسیاری از موجودات در وقت تخم ریزی، هزاران بلکه میلیون ها تخم میریزند تا بتونند یکی یا چندتای اونها ادامه پیدا کنند و حتی شما درباره زن و مرد میدونید که یه مرد نرمال و عادی، تقریبا صد میلیون اسپرم در هر رابطه جنسیش پخش میکنه، به این امید که یکی از اونها احتمالا تبدیل به نوعی از خودش بشه، یعنی هیچ جای خلقت چنین دست و دلبازی، و چنین رفتاری دیده نمیشه که ده، صدها، هزاران، بلکه میلیون ها عمل به این خاطر صورت بگیره که نوع بتونه ادامه پیدا کنه.

اما در رابطه با موضوع عشق، همون طور که فروید هم بهش اشاره میکنه و به نظر من یکی از شاهکارهای کار فروید هست، مسئله جنسیت و تمایل جنسی وقتی که به لطیف ترین، زیباترین، شاعرانه ترین، پاک ترین، اخلاقی ترین، انسانی ترین صورت خودش دربیاد، تبدیل میشه به عشق. به نظر فروید، عشق در حقیقت والایش میل جنسیه. بنابراین مسئله عشق، مسئله سطحی و گذرا نیست، امروز میدونیم که عشق تنها و تنها پاسخ انسان به موضوع و مسئله تنهایه، عشق در تحلیل نهایش، پاسخ اصلی و اساسی به مسئله جهت، هدف و معنی زندگیه. بنابراین مفهوم عشق برای انسان، مسئله بسیار مهمیه، علت خلقت عشق بوده، مسیر خلقت عشق بوده و هدف خلقت عشق هست و به همین جهته که میشه گفت که عشق اولا یک رازه، یک پدیده پیچیده حیرت انگیزه و در هر کسی و در هر ارتباطی، نه تنها به یک گونه و چند گونه، که ده ها گونه میتونه خودش رو نشون بده.

مسئله عشق، مسئله یک کشفه و موضوع اون به این معنیه که بسیاری از آدما در وقتی که عاشق میشن برای اولین بار خودشون رو کشف میکنند، یعنی انسان یک موجود بسته ایست که در دل یک سنگ مونده و اون زمانی که چکش عشق بر وجود آدم میخوره، اضافه سنگ اون رو میتراشه و در نتیجه پیکر و هیکل اون رو بیرون میاره، به همین جهته که انسان برای اولین بار فرصت این رو پیدا میکنه که در آیینه وجود معشوق خودش رو ببینه، تصویر و تصوری که قبلا فقط دربارش خبر داشته، دربارش شنیده بوده، خودش اون رو تجربه کنه. همراه با این درک و شناخته، یعنی من برای اولین بار متوجه حالاتی در خودم میشم، متوجه احساسات و عواطفی میشم که اصلا ازش خبر نداشتم و در دیگری حالاتی رو میبینم و ارتباطاتی رو برقرار میکنم که برای من ناشناخته هست و درک تازه ای رو در من بوجود میاره.


ادامه دارد ...



ادامه مطلب

طبقه بندی: عاشقانه ها، بهبود روابط،
برچسب ها: عشق، تنهایی، علاقه، ارتباط دوستانه، یاد بگیرید، اموختن،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 ] [ 09:00 ق.ظ ] [ * hedieh * ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
نظر سنجی
مهمترین آرزوی شما ؟ ( صادقانه و واقع بینانه )






درباره وبلاگ

همانطور که سلامت جسم برای همه ما مهم است, سلامت روان هم مهم است...
پس:
کسانی که سراغ روان شناس می روند بیمار نیستند
و کسانی که روان شناس می شوند دنبال بیمار نیستند
ما فقط کنار هم ایم تا لحظاتی که می پرسیم "چرا ما؟" به همدیگر بهترین زندگی را هدیه دهیم

" امیدواریم وبلاگ روانشناسی سهمی در موفقیت شما توی زندگیتون داشته باشه ، هرچند این موفقیت حاصل اراده شماست و ما فقط واسطه ایم... "
" به امید روزی که همه مردم سرزمین من لبخند به لب داشته باشند... "

" وبلاگ منتخب میهن بلاگ،مجله موفقیت و راه موفقیت "
مطالب برتر و پر بازدید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب