روانشناسی
جدیدترین تست های روانشناسی در www.ravanshena30.ir
قالب وبلاگ

توهم  " خود زشت پنداری "  یکی از ناهنجاری‌های رفتاری در جامعه است. ۹۰ درصد زنان و ۱۰درصد مردان، مبتلا به این بیماری هستند به نحوی که درباره فیزیولوژی بدن خود دچار توهم زشت پنداری شده‌اند.
اعتدال: توهم «خود زشت پنداری» یکی از ناهنجاری‌های رفتاری در جامعه است. ۹۰ درصد زنان و ۱۰درصد مردان، مبتلا به این بیماری هستند به نحوی که درباره فیزیولوژی بدن خود دچار توهم زشت پنداری شده و همواره از دیگران در مورد چاقی یا لاغری اندام خود، بزرگ یا کوچک بودن بینی یا دیگر نقایص پرسش نموده و دائما خود را با دیگران مقایسه می‌کنند.»

دکتر ابهری، آسیب‌شناس اجتماعی درباره بیماری سالن‌های مد که به آنورکسیا معروف شده است می‌گوید: «متاسفانه تبلیغات گسترده ماهواره‌ها و حتی بعضی از رسانه‌های داخلی در مورد انواع داروهای لاغری، تبلیغات زیبایی، لیپوساکشن و حتی کاشت مو باعث ایجاد نوعی مسابقه زیباسازی در جامعه شده است.»


آسیب‌شناس اجتماعی تاکید کرد: «دختران جوان بین سنین ۱۶ تا ۲۵ سال و مخصوصا در آستانه ازدواج، دختران شهرستانی که به شهرهای بزرگ مهاجرت می‌کنند یا در مراکز تحصیلی پذیرفته می‌شوند و زنان بعد از اولین زایمان مشتریان اصلی خود زشت پنداری هستند.»


دکتر ابهری خاطر نشان کرد: «انواع داروهای ضد چاقی در جامعه از عطاری‌ها گرفته تا تولید کنندگان خارجی که تابع هیچ گونه نظم و نظام بهداشتی نیستند، مستقیما سلامتی افراد را مورد هدف قرار داده و به آسانی این مواد تبلیغ می‌شوند به نحوی که درآمد میلیاردی برای آنان دارد.»


وی گفت: «چاق بودن یک عارضه جسمی است که همواره در طول تاریخ وجود داشته که با برقراری رژیم غذایی یا مشاوره با متخصصین تغذیه می‌توان از آن جلوگیری کرد. پیاده روی، کاستن مواد نشاسته‌ای و قندی از رژیم روزانه، پرهیز از تنبلی و اشتغال به ورزشهای متناسب با سن و سال، بهترین روش‌های مقابله و پیش گیری ازچاقی است.»


دکتر ابهری افزود: «بسیاری از افراد به امید لاغری داروهای تبلیغ شده در ماهواره را مصرف کرده و دچار انواع بیماری‌های جسمی و روحی شده‌اند. این در حالی است که ما بهترین متخصصان کشور را داریم بنابراین مردم نباید از این اقلام استفاده کنند چرا که مصرف این دارو‌ها توهین به شخصیت و شعور ما ایرانیان است علاوه بر این ترکیب داروهایی که تبلیغ می‌شود به هیچ عنوان مشخص نیست به نحوی که در بررسی‌ها مشخص شده در این دارو‌ها مواد مخدری مثل شیشه نیز مورد استفاده قرارمی گیرد.»


وی بیان کرد: «ادامه دادن این طرز تفکر به بیماری روانی آنورکسیا منجر شده و در ‌‌‌نهایت ممکن است منجر به مرگ شود. (بیماری آنورکسیا بیماری بی‌اشتهایی عصبی است که با خواسته فرد صورت می‌گیرد به طوری که پیشرفت این بیماری منجربه مرگ فرد می‌شود.) اینکه ما خود را به آب و آتش بزنیم تا لاغر شویم چه امتیازی در زندگی دارد که سلامتی به طور کلی به مخاطره بیفتد.»


این آسیب‌شناس اجتماعی عنوان کرد: «این فرهنگ غلط در جامعه ما در حال نهادینه شدن است. این موضوع در روزگاران گذشته، در چند دهه قبل وجود داشت که با پیروزی انقلاب اسلامی به سمت فراموشی رفت ولی با این حال ماهواره‌ها وارد عمل شدند و مسابقه و رقابت منفی فخر فروشی فیزیکی در مهمانی‌های زنانه ایجاد کردند، به طوری که در نمایش‌های مختلف پوشاک اکثریت لباس‌های مورد تبلیغ برای سایزهای لاغر و متوسط بوده و در مقابل برخی از بانوان برای خرید سایزهای بزرگ مورد تمسخر قرار می‌گرفتند.»


به گفته دکتر ابهری، ایجاد فشن شو‌ها باعث رقابت منفی و آزار دهنده در بین زنان شد تا آنجا که دربین دختران جوان و مجرد اولین شرط پیدا کردن فرد مورد علاقه خود لاغر شدن بود بنابراین وجود چنین تفکر‌هایی باعث ناهنجاری رفتاری به شکل وسواس شد به نحوی که در تغذیه و رفتارهای روزمره افراد تاثیر گذاشته و خودنمایی می‌کند.


آسیب‌ شناس اجتماعی در پایان تاکید کرد: «فرهنگ سازی و ساختن بسترهای فکری در جامعه توسط رسانه‌ها و نهادهای مرتبط با بانوان در مورد ارائه راهکارهای علمی و منطقی برای داشتن اندام متناسب می‌تواند مقابله اساسی با این هجوم فکری و فرهنگی در جامعه شود.»




طبقه بندی: روانشناسی تخصصی،
برچسب ها: بیماری، بیماری جسمی، خود بیماری، خود بیمار پنداری، اسیب شناسی روانی، اسیب شناسی جسمی،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید
[ سه شنبه 20 تیر 1391 ] [ 09:20 ق.ظ ] [ * hedieh * ] [ نظرات ]




جسم و روان انسان ارتباط و وابستگی شدیدی با هم دارند و علایم و عوارض بیماری ها ی جسمی معمولا با چشم قابل دیدن و با حواس 5 گانه قابل درک اند اما علایم بیماری های روانی معمولا در عواطف و احساسات و رفتار فرد نفوذ می کند و در اوایل بیماری یک حس و حالت مبهمی وجود دارد که خود فرد درک نمی کند.

انواع نقسیم بندی های بیماری روانی :

1_بیماری خلقی : هیجانی است که فرد گاهی حالت شاد و یا غم دارد که معمولا با احساس های افسردگی و یاس مشخص می شوند که فرد به صورت مداوم دارای حالتهایی می شود که شامل :

  الف – بیماری افسردگی : خلق افسرده ، از دست دادن انرژی و علاقه ، احساس گناه ، کاهش تمرکز ، از دست دادن اشتها ، افکار خود کشی یا مرگ و مشکلات خواب و ... از علائم آن است که خود به چند دسته اختلال افسردگی اساسی ، افسردگی فصلی ، افسردگی اتیپیک یا غیرنرمال یا فیزئول ، افسردگی مضاعف ، اختلال افسرده خویی و...  تقسیم می شود .

  ب – بیماری اختلال دوقطبی : همچنان که از اسم آن پیداست دارای دو حالت است که یک حالت آن از علائمی مانند : خلق بالا ، پرش افکار ، کاهش خواب ، افزایش اعتماد به نفس ، خود بزرگ بینی ، افراط در فعالیت ، ولخرجی و افزایش میل جنسی و .... تشکیل شده است و حالت دوم برعکس ، احساس افسردگی    می باشد که خود به چند دسته اختلال دو قطبی ۱ ، اختلال دوقطبی ۲، اختلال خلق ادواری و .. تقسیم میشود .

 -بیماری های اضطرابی :

اضطراب در بعضی شرایط و مواقع امری طبیعی است اما اگر به صورت احساس فراگیری از نگرانی یا وحشت درآید بیماری تلقی می گردد که انواع آن عبارت است از:

     الف – اختلال هول (پانیک ) : دوره ای از ترس یا ناراحتی شدید است که ابتدا و انتهای آن مشخص میباشد که اغلب با بازار هراسی همراه می باشد که علائم آن به صورت تپش قلب ، تعریق ، لرزش ، احساس خفگی ، درد سینه ، تهوع ، سرگیجه ، ترس از دیوانه شدن ویا مردن ، مورمور شدن ، سرما لرزه و.. می باشد .

     ب – هراس های بیمارگونی (فوبیا) : فرد، ترس مداوم و شدید از موقعیتهای معین یا اشیاء خاص و یا مکانهای خاص دارد و انواع مختلفی مانند هراس اختصاصی ، جمعیت هراسی ، بازار هراسی و ... دارد .

     ج – اختلال وسواسی – اجباری : وسواس عبارت است از : فکر ، احساس ، اندیشه یا حسی عود کننده و مزاحم و اجبار نیز فکر یا رفتاری آگاهانه ، معیارمند و عود کننده است مانند : شمارش ، وارسی ، اجتناب ، شستشو و ... که این افکار وسواسی باعث اضطراب و رفتارهای اجباری باعث کاهش اضطراب می شود .

     د- اختلال فشار روانی پس از آسیب (PTSD): مجموعه ای از علائم که پس از مواجهه (دیدن یا شنیدن ) با یک عامل فشار آسیب زای بی نهایت شدید برای فرد بوجود می آید که فرد به صورت ترس و درماندگی به این تجربه پاسخ می دهد و واقعه را دائماً در ذهن خود مجسم می کند و در عین حال می خواهد از یادآوری آن اجتناب کند .

     هـ - اختلال اضطرابی فراگیر : اضطراب و نگرانی مفرط در اکثر اوقات روز درباره چندین واقعه یا فعالیت ،   طی یک دوره حداقل شش ماهه تعریف می شود.

  -اختلالات روان پریشانه (سایکوز):

این گونه بیماران به صورت چشمگیر حس واقعیت سنجی آنان مختل می شود و فرد علی رغم داشتن توهم یا هذیان نسبت به بیماری خود بصیرت و آگاهی ندارد که انواع آن عبارتند از :

الف – اسکیزوفرنی : فرد از علائم هذیان ، توهم ، تکلم نابسامان ، رفتار نابسامان ، علائم منفی حداقل ۲  تای آن را به مدت ۶ماه یا بیشتر داشته باشد درصورتیکه علائم کمتر از ۶ ماه باشد به آن اسکیزوفرنی فرم اطلاق می شود .

ب – عاطفه گسیختگی( اسکیزوافکتیو ) : در این بیماری فرد هم خصایص اختلال خلقی و هم خصایص اختلال روانپریشی را دارد .

ج – اختلال هذیانی : اختلالی است که بیمار علامت غالبش عمدتاً یک هذیان ثابت می باشد و سایر حوزه های کارکرد او مشکلی ندارد که انواع مختلفی  مانند : بدگمانی یا پارانوئید ، خودبزرگ بینی ، عاشقی ، حسادت و.... دارد .

د- اختلال روانپریشی گذرا: فرد در عرض یک روز تا حداکثر یک ماه به دنبال یک فشار شدید روانی ، اجتماعی ، حس واقعیت سنجی او مختل شده باشد .

  - اختلالات شبه جسمی :

این نوع اختلالات عبارتند از : نشانه های جسمانی که عارضه ای طبی را تداعی می کنند ولی با هیچ عارضه طبی یا مصرف موادی خاص یا اختلال روانی دیگر قابل توجیه نمی باشند که انواع مختلف آن :

الف – اختلال جسمانی کردن : علائم مختلف جسمی متعدد است که با معاینات جسمانی و بررسی آزمایشات کافی قابل توجیه نمی باشند .

ب – اختلال تبدیلی : یک یا چند نشانه عصبی ( مثلاً ، فلجی ، کوری ، لنگیدن ،        بی حسی ، غش کردن ) که با یک اختلال طبی یا عصبی شناخته شده قابل توجیه نبوده و با عوامل روانشناختی واسترس شروع و تشدید شود .

ج – خودبیمارانگاری : اشتغال ذهنی بیمار با ترس از بیمارشدن یا اعتیاد وی مبنی بر ابتلا به یک بیماری جدی .

د- اختلال بدریختی بدن : اشتغال ذهنی یا نقص تخیلی (مثل بینی بدریخت ) یا تحریف مبالغه آمیز یک عیب خفیف و جزیی در ظاهر جسمانی است .

هـ - اختلال درد : وجود دردی که مرکز اصلی توجه بالینی است . عوامل روانشناختی نقش مهمی در این اختلال به عهده دارند .

 در تمام اختلالات ذکر شده اختلال ناشی ا زمصرف مواد و اختلال ناشی از طبی عمومی نیز باید به آنها اضافه کرد .

اختلالات جنسی : اختلالات تجزیه ای ، اختلالات خوردن ، اختلالات خواب ، اختلالات شخصیت ، اختلالات ناشی از سوء مصرف مواد ، اختلالات فراموشی و دمانس و  .... از دیگر اختلالات مربوط به بیماریهای اعصاب و روان می باشد .






طبقه بندی: روانشناسی تخصصی،
برچسب ها: بیماری، بیماری روانی، درمان، اختلال، اختلال روانی، روانشناسی، روانشناسی درمان، روان، اعصاب، بی اعصابی، روح، جسم، عواطف، احساسات، بیماری روجی، شکست، اختلال جنسی، اختلال درد، اختلال جسمی، اختلال بدنی، اسکیزوفرنی، اختلال دو قطبی، اختلال فوبیا، اختلال هذیان، اختلال هراس، افسردگی، ناامیدی،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید
[ پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391 ] [ 09:00 ق.ظ ] [ * hedieh * ] [ نظرات ]
سال اول دانشگاه ام و شب یلدای سال 81 بود ، قرار بود همه دوستان دانشگاهی دور هم جمع شویم البته درخانه من چون خانه ام مجردی بود و آزاد بودیم . آن شب با یازده نفر از هم دوره های دانشگاهی ام دور هم جمع شدیم البته یک کدامشان را برای بار اول بود می دیدمش . در وهله و دیدار اول دوست بدی به نظر نمی رسید، خوش مشرب ، خوش رو ، و اهل شادی بود و در همان دیدار اول از آشنایی باهاش خیلی لذت بردم . آن شب به پایان رسید و حدود دو ماه گذشت و دوباره در خانه یکی از همسایه هایمان دیدمش و باهاش حال و احوالپرسی کردم خلاصه هرازگاهی می دیدمش و باهاش ساعاتی را می گذراندم اوائل در جمع اما کم کم دوست نداشتم کسی به غیر از خودم و خودش از دوستیمان باخبر باشد . دوستی ام با او به قدری قوی شد که بخاطرش درس و دانشگاه را بعد از دو سال تحصیل رها کردم البته راستش را بگویم اخراج شدم و دست از پا درازتر برگشتم خانه پدری ام . از کل دوران تحصیل ناتمامم در دانشگاه فقط همین یک دوست برایم مانده بود که همیشه با من بود . یک روز که با او در خانه خلوت کرده بودم پدرم از راه رسید و آنقدر عصبانی شد از این دوستی که خون جلوی چشمانش را گرفته بود هم گریه کرد و هم خواهش که دست از این دوستی بردارم . آن زمان نمیدانستم چرا خانواده ام با دوستی من و اون مخالف اند ! خب مثل همه رفاقت ها که امکان دارد بینشان شکر آب شود بین من و این دوستم هم کدورت بوجود آمد و گفتم :دیگر نمیخواهم باهات رفاقت داشتم و ازش دوری جستم . برایم خیلی تعجب آور بود چون دوستی ما آنقدر صمیمی و عمیق شده بود که یک روز پس از اینکه همدیگر را ندیدیم بدنم شروع کرد به عرق کردن بیش از حد ، آب ریزش بینی داشتم ، عطسه های پیاپی امانم را بریبده بود ، از استخوان درد نمی توانستم یک قدم راه بروم ، دچار بی خوابی و اسهال شده بودم . وقتی این علائم را برای یکی از دوستان مورد اطمینانم تعریف کردم پای تلفن خیلی قشنگ و در یک جمله گفت : تبریک میگم ، تو یک معتادی !!!
و این پایان راهی بود بر دو سال رفاقت جسته گرخته من با دوستی به نام : تریاک و از آن به بعد هر روز و مداوم مصرف می کردم
بعد از مدتی اقدام به ترک کردم .. حسابش از دستم در رفته اما حدود ده بار خودم اراده کردم در خانه خوابیدم و مواد مخدر را کنار گذاشتم اما بعد از مدتی از کنار برداشتم و باز شروع به مصرف کردم .بعد از اینکه نتیجه نگرفتم روش ام را تغییر دادم .

یکبار برای ترک رفتم خانه مان در روستا
و گفتم اینجا دیگر موادی درکار نیست و یک هفته در خانه خوابیدم اما بعد از آن وسوسه امانم را برید و رفتم در همان روستا تریاک تهیه کردم و مصرف کردم و روز از نو روزی از نو .

یکبار برای ترک رفتم به یک شهر صنعتی و بزرگ و گفتم : اینجا نه فروشنده مواد مخدر و نه فامیلی دارم که بتوانم مواد مخدر تهیه کند . رفتم مسافرخانه و یک هفته خوابیدم و ترک کردم اما بعد از آن وقتی آمدم بیرون در اتوبوس درون شهری بغل دست جوانی خوش تیپ نشستم که بطور اتفاقی مواد مخدر هنگام بیرون آوردن موبایلش از جیبش افتاد و من هم انگار بعد از یک هفته تشنگی می خواستم یک پارچ آب بخورم ، بسته تریاک را برداشتم و رفتم مصرف کردم و روز از نو روزی از نو .

یکبار برای ترک رفتم به خارج از کشور ، چون آن کشوری که رفته بودم قوانین خیلی سفت و سختی برای تریاک وضع کرده بودند ولی در آنجا با مشروب آشنا شدم و علاوه براینکه در آنجا هم با روش جدیدی آشنا شدم برای استعمال تریاک به نحوی که دودش به بیرون درز نکند بلکه مصرف کننده مشروبات الکلی هم شده بودم و بعد از 3 ماه که اعتبار ویزایم تمام شد وبرگشتم ایران دیگر ناامید شدم از ترک در خارج از کشور و با دو ماده مصرفی روز از نو روزی از نو .

یکبار برای ترک با قرص ترامادول به پیشنهاد یکی دوستانم خواستم ترک کنم چون بار اول دوز بالا مصرف کردم (4عدد ترامادول 50)خیلی به قول خودمان نشئه شدم و ازش خوشم آمد و ترامادول هم به مواد مصرفی ام اضافه شد و با 3 ماده روز از نو روزی از نو.

یکبار برای ترک با حشیش (سیگاری ) به پیشنهاد یکی دیگر از دوستان پای بساطی ام خواستم ترک کنم که بعد از مدتی آن هم به مواد مخدر مصرفی ام اضافه شد و با 4 تا ماده مصرفی روز از نو روزی از نو .

یکبار برای ترک ، با کراک (crack)توسط یکی از اقواممان آشنا شدم و گفت :کراک اعتیاد نداره بیا و با همین ترک کن . خلاصه قبول کردم و با کرک هم خواستم ترک کنم که نه تنها نتوانستم از آن جدا شوم بلکه با 5 ماده مخدر مصرفی روز از نو روزی از نو .

یکبار برای ترک رفتم با متادون به کلینیک ترک اعتیاد ، با توجه به کوله بارتجربه ای که از مصرف چندین ماده مخدر داشتم قبول نکردم که با متادون ترک کنم . باوجود اینکه خانم دکتری که در کلینیک من را مشاوره کرد خیلی زیبا صحبت کرد اما قشنگ معلوم بود که نمیدانست خماری یعنی چه ؟ من خودم بهتر از هر کسی از جسم خودم آشنایی داشتم و می دانستم هیچ چیز جای ماده مخدر را برای بدنم نمی تواند پر کند .

یکبار برای ترک با سم زدایی
رفتم پیش یک پزشک ،وقتی از چگونگی روش ترک دادنش که با روش سم زدایی بود برایم گفت ، با آن حال و روز خرابم نتوانستم قانع شوم که به روش اش تن در دهم انگار سخنانش از دل برنیامده بود که به دلم ننشست .

خلاصه این گشتن به دنبال راه ادامه داشتم و در این فواصل گهگاهی هم خودم برای مدتی ترک می کردم و حداقل یک ماه و حداکثر 3 ماه مواد مخدر مصرف نمی کردم ، این کار ادامه داشت تا با کنگره 60 آشنا شدم وقتی برای مشاوره به کنگره 60 نمایندگی سمنان مراجعه کردم فردی آمد جلو و من را بغل کرد و این در صورتی بود که در کلینیک هایی که من قبلآ مراجعه کرده بودم حتی با من دست هم ندادند .وقتی آن مشاور در لابلای صحبت هایش بهم می گفت : من در زمان مصرف و یا من وقتی تریاک می کشیدم یا من خودم الکل مصرف می کردم یا من حشیش مصرف می کردم و ... انگار حرف هایش دقیقآ حرف های دل من بود و شوق شنیدن ادامه صحبت هایش را داشتم تا اینکه دست گذاشت روی داغ دلم و گفت : شما با اعتیاد سیستمی را در بدن ات تخریب کرده ای به نام "سیستم ایکس (سیستم تولید مواد شبه افیونی)"و تا این سیستم بازسازی نشود نفس شما گرسنه است و مدام وسوسه برای مصرف خواهی داشت .

این یک جمله ایشان یعنی همه آنچه در دلم بود ، با اینکه آن را می دانستم اما نمیدانستم.

به لطف خدا و دوستان کنگره ای درمان را در کنگره 60 و با روش dst(کاهش تدریجی پله ای) شروع کردم و امروز 9 ماه است که سفر اول (دوره درمانی ام ) به پایان رسیده است . نکته جالب در طی این مدت بعد از درمان اعتیادم این است که درمان در کنگره 60 با روش کاهش تدریجی به قدری نتیجه اش برایم مطلوب است که به تعادل ختم گردیده یعنی نه تنها وسوسه و میل به مصرف ندارم بلکه مهمتر از آن دیگر تنفری هم از مواد مخدر ندارم به عبارتی یعنی نه زور می زنم و نه فرار می کنم و همین نتیجه مطلوب روش dst باعث گردیده الان صراحتآ این را بگویم که در 9 ماه بعد از رهایی ام از اعتیاد اصلا انگار هیچ زمانی در طی دوران زندگی ام مصرف کننده نبودم و آنقدر تخریب های سیستم های فیزیولوژیِ جسم ام بازسازی شده اند که برای یافتن اثرات دوران اعتیادم باید در آلبوم های عکس و فیلم های قدیمی ام دنبالش بگردم .

مـــــــــــــــــهرافزون

برچسب ها: اعتیاد، درمان، کنگره60، شربت تریاک، ترک اعتیاد، جلسه، تریاک، هروئین، کراک، شیشه، قرص، مشروبات الکلی، میثم جمالی، دو بال پرواز، همسفر سمانه، سمنان، Addiction drugs، drugs، Addiction، درمان اعتیاد، بیماری، مسافر میثم،
دنبالک ها: دو بال پرواز، کنگره 60، وبلاگ تالار گفت و گوی اعتیاد و مواد مخدر، تالار گفت و گوی اعتیاد و مواد مخدر،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید
[ جمعه 21 بهمن 1390 ] [ 09:27 ق.ظ ] [ مسافر میثم ] [ نظرات ]

خود بیمارانگاری چیست؟%

مطالب جالب در مورد خود بیمارانگاری

خود بیمارانگاری چیست؟

 

خود‌بیمارانگاری یا هیپوکند‌ریا، در اصطلاح روان‌شناسی و روان‌پزشکی به شخصی اطلاق می‌شود که باوجود برخورداری از سلامت بدنی اما خود را بیمار می‌داند و همواره از دردهای فرضی شکایت می‌کند. این تصور خودبیمارانگارانه، زمانی بیماری تلقی می‌شود که حدود شش‌ماه از آغاز آن بگذرد و با‌وجود تأیید سلامت بدن توسط پزشک، شخص هم‌چنان بر بیمار بودن خود اصرار ‌‌ورزد و درنهایت، ترس از بیمار بودن، شخص را مدام به کلینیک‌ها و درمانگاه‌های مختلف جهت آزمایش و تجویز دارو می‌کشاند که از آن به سندرم بیمار خیالی نیز یاد می‌شود. دو علت عمده‌ی این بیماری، یکی اضطراب می‌باشد و دیگری افسردگی و درمان آن نیز از طریق مشاوره‌ی روان‌شناسی و داروهای ضداضطراب امکان‌پذیر است.

شخص خودبیمارانگار همیشه دچار یک نوع وسواس فکری و ترس از یک بیماری جدی است. افراد خودبیمارانگار، همیشه دچار این وسواس هستند که در مورد عملکرد بدن خویش، شک و تردید دارند و احساسات و عواطف ‌طبیعی مانند ‌ضربان قلب و عرق کردن و مسائل جزئی و غیرطبیعی هم‌چون آب‌ریزش بینی، یک گلودرد ساده و یا جوش‌ها و دمل‌های کوچک را نشانه‌ی شرایط بد بیماری خود می‌دانند. آنان حتی ممکن است روی یک‌سری اعمال مبهم و پیچیده تمرکز کنند. برای نمونه می‌گویند بدن‌مان خسته است یا دل‌مان درد می‌کند.

یک شکل این اختلال، این است که افراد روی یک عضو خاص مانند کلیه‌ها و یا یک بیماری مانند سرطان تمرکز دارند و نسبت به آن، وسواس به‌خرج می‌دهند. با وجود جواب منفی این‌گونه آزمایشات، فرد مبتلا به این بیماری، هیچ توجهی به کم‌کردن اضطراب خویش ندارد و هم‌چنان با مراجعه‌ی مکرر، سعی‌می‌کند سلامت خود را باز‌یابد. از آن‌جایی که این‌گونه افراد به‌جای مراجعه به روان‌شناس، به‌دنبال راه‌هایی غیرمجاز هم‌چون مصرف قرص‌‌های گوناگون برای معالجه‌ی جسم خویش هستند، بنابراین نمی‌توان آمار دقیقی از این‌گونه افراد به‌دست داد اما نسبت شیوع آن بین زن و مرد، به یک اندازه می‌باشد.‌ تشخیص بیماری هیپوکندریا، حدود شش‌ماه طول می‌کشد. افرادی که دچار این بیماری هستند، از اختلالات روانی دیگری نیز رنج می‌برند. دوسوم این افراد دارای افسردگی حاد، اختلال اضطراب، اختلال وسواس فکری- عملی و اضطراب فراگیر هستند. یک بیمار‌ ‌هیپوکندریاک‌، ممکن است برای مدتی طولانی دارای علائم ‌هیپوکندریا‌ باشد ولی بعد از آن، ممکن است برای مدتی این علائم ناپدید شوند. به‌طور تقریبی حدود یک‌سوم این افراد به‌طور فزاینده‌ای بهبود پیدا می‌کنند. افرادی که از موقعیت اجتماعی و اقتصادی بالاتری برخوردارند، استرس و اضطراب‌شان‌ با روش‌های روان‌شناسی، به‌راحتی قابل درمان است و افرادی که دچار خودبیمارانگاری هستند اما از سایر اختلالات شخصیت رنج‌ نمی‌برند، ممکن است شانس بالاتری برای بهبود داشته باشند.

ریشه‌ی این بیماری چیست و چگونه شروع می‌شود؟

هیچ‌کس به‌طور دقیق نمی‌داند چرا «هیپوکندریا» رشد می‌کند و توسعه می‌یابد اما عوامل بیماری وجود دارند که در این‌باره ایفای نقش می‌کنند. این بیماری در اوایل بزرگ‌سالی شروع می‌شود و نشانه‌های آن ممکن است برای نمونه ‌بعد از بیماری جدی فردی که دوستش داریم و یا بعد از مرگ یک دوست صمیمی و یا اعضای خانواده رخ‌دهد. فشارهای روانی و استرس نیز ممکن است مزید بر علت باشد و یا وقتی که افراد درباره‌ی یک بیماری اطلاعات دقیق و کافی داشته باشند نیز ممکن است بر روی تفسیر آنان از علائم فیزیکی و نشانه‌های بیماری در خودشان اثر بگذارد و این در‌حالی‌ست که هریک از این موارد ممکن است جرقه‌ای برای شروع بیماری «هیپوکندریا» باشد. یک سری خلق‌و‌خوهای شخصیتی و ارثی نیز ممکن است ‌فرد را آسیب‌پذیر کند. برای نمونه افراد عصبی (‌خودمنتقد، درون‌گرا و خودشیفته) بیش‌تر مستعد خودبیمارانگاری هستند. این عقیده و باور که سالم بودن مساوی است با این‌که فرد هیچ درد و ناراحتی نداشته باشد، ممکن است فرد را به یک نتیجه‌گیری اشتباه وادار کند که عملکردهای بدن را به‌‌عنوان علائم و نشانه‌ی بیماری قلمداد کند. این‌قبیل افراد به‌طور معمول، آستانه‌ی تحمل پایین‌تری نسبت به دیگران دارند بنابراین احساسات درونی را که دیگر افراد ممکن است ‌حتی آن‌ها را احساس نکنند، به‌درستی درک و لمس می‌کنند.

عوامل تشدیدکننده‌ی خودبیمارانگاری

عواملی که باعث می‌شوند ‌شخص خودبیمارانگار با‌ وجود آن‌که پزشک از سلامت او اطمینان حاصل کرده، به نگرانی خویش در مورد بیماری ادامه دهد، عبارتند از: ‌

۱- عوامل فیزیولوژیک: شامل احساسات فیزیکی هستند که موجب می‌شوند شخص فکر کند بیمار ‌است. نه‌تنها زمانی که پزشک می‌گوید آنان ‌بیمار نیستند، آن احساس از بین نمی‌رود، بلکه گاهی آنان بدتر نیز می‌شوند.

برای نمونه اضطراب، بسیاری از علائم فیزیکی را نشان می‌دهد که شامل افزایش ضربان قلب، تغییر در سیستم تهویه‌ی بدن، تنگی نفس، احساس خفگی، درد سینه و یا گیجی، دید تار، آشفتگی و جوش‌ها می‌باشد. از دیگر علائم می‌توان به افزایش تعرق بدن، دهان خشک و اختلال در عملکرد هضم غذا، سفت شدن ماهیچه‌ها (که ممکن است در اثر درد، لرزش و خستگی به‌وجود آید) اشاره داشت. هرقدر که بیمار نسبت به سلامت خود حساسیت نشان‌دهد، این علائم بیش‌تر بروز می‌کنند و موجب می‌شوند که بیمار نیز به عقیده‌ی خویش پای‌بندتر شود.

۲- عوامل ادراکی: شامل این مسأله می‌شود که چگونه بیمار در مورد مسائل مربوط به سلامت خویش فکر می‌کند. وقتی اضطراب بیمار زیاد می‌شود، او به‌دنبال اطلاعات برای تصدیق و یا رد کردن ترس خود می‌گرد‌د و سعی‌می‌کند فکر کند بیمار می‌باشد تا این‌که سالم و این درحالی‌ست که او بیمار نیست.

۳- عوامل رفتاری: افراد دچار خودبیمارانگاری، هر نوع شک و شبهه‌ای را در مورد سلامت خویش به‌عنوان ناسازگاری درنظر می‌گیرند. آنان می‌خواهند اطمینان حاصل کنند که بیمار نیستند و اگر پزشک به آنان تضمین ندهد، به‌دنبال راه‌های دیگری می‌گردند و در آخر، راهی را در پیش می‌گیرند که موجب اضطراب‌شان‌ می‌شود. برای نمونه کسی که فکر می‌کند ورزش کردن موجب سرطان کلیه می‌شود، از انجام آن اجتناب می‌ورزد و هیچ‌گاه متقاعد نمی‌شود که ورزش کردن، برا‌یش سودمند است.

درمان خودبیمارانگاری

«هیپوکندریا» به‌طور معمول ممکن است توسط مراقبت‌های اولیه‌ی یک پزشک عمومی که از یک روان‌شناس مشورت می‌گیرد، مورد معالجه قرارگیرد. اولین قدم این است که مطمئن شوید ‌هیچ‌گونه احساس فیزیکی مانند بیماری، جراحت و… وجود ندارد. بیمار باید در مورد اختلالاتی مانند افسردگی، اضطراب و وسواس، با استفاده از روان‌درمانی و سپس دارودرمانی، مورد معالجه قرارگیر‌د.




طبقه بندی: روانشناسی تخصصی،
برچسب ها: بیماری، هیپوکند‌ریا، خود بیمارانگاری، عوامل تشدیدکننده‌ی خودبیمارانگاری، ریشه‌ی این بیماری، درمان خودبیمارانگاری،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید
[ سه شنبه 1 آذر 1390 ] [ 09:44 ق.ظ ] [ * hedieh * ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
نظر سنجی
مهمترین آرزوی شما ؟ ( صادقانه و واقع بینانه )






درباره وبلاگ

همانطور که سلامت جسم برای همه ما مهم است, سلامت روان هم مهم است...
پس:
کسانی که سراغ روان شناس می روند بیمار نیستند
و کسانی که روان شناس می شوند دنبال بیمار نیستند
ما فقط کنار هم ایم تا لحظاتی که می پرسیم "چرا ما؟" به همدیگر بهترین زندگی را هدیه دهیم

" امیدواریم وبلاگ روانشناسی سهمی در موفقیت شما توی زندگیتون داشته باشه ، هرچند این موفقیت حاصل اراده شماست و ما فقط واسطه ایم... "
" به امید روزی که همه مردم سرزمین من لبخند به لب داشته باشند... "

" وبلاگ منتخب میهن بلاگ،مجله موفقیت و راه موفقیت "
مطالب برتر و پر بازدید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب