روانشناسی
جدیدترین تست های روانشناسی در www.ravanshena30.ir
قالب وبلاگ
  یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمیگشت خانه،

 سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف

ایستاده بود .اون زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود.

اسمیت پیاده شد و خودشو معرفی کرد و گفت من اومدم کمکتون کنم.

زن گفت صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد، این

واقعا لطف شماست .
 

وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و

 آماده رفتن شد, زن پرسید:" من چقدر باید بپردازم؟"


و او به زن چنین گفت: " شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این

چنین شرایطی بوده ام

.
و روزی یکنفر هم به من کمک کرد¸همونطور که من به شما کمک

کردم.اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی¸باید این

کار رو بکنی.

نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!"

چند مایل جلوتر زن کافه کوچکی رو دید و رفت تو تا چیزی بخوره

و بعد راهشو ادامه بده ولی نتونست


بی توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمتی بگذره که می بایست هشت

 ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود

.
او داستان زندگی پیشخدمت رو نمی دانست¸واحتمالا هیچ گاه هم

نخواهد فهمید.


وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد دلار شو بیاره ، زن از در بیرون
 رفته بود ، درحالیکه بر روی دستمال سفره یادداشتی رو باقی
گذاشته بود.

وقتی پیشخدمت نوشته زن رو می خوند اشک در چشمانش جمع شده

بود.در یادداشت چنین نوشته بود:" شما هیچ بدهی به من ندارید.

من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یکنفر هم به من کمک

کرد،همونطور که من به شما کمک کردم.

اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی،باید این کاررو

بکنی.نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه.

همان شب وقتی زن پیشخدمت از سرکار به خونه رفت در حالیکه به

اون پول و یادداشت زن فکر میکرد به شوهرش گفت :"دوستت دارم

 اسمیت همه چیز داره درست میشه ...

http://up1.iranblog.com/images/ro70o25wxc08xwwuqa4b.jpg



طبقه بندی: داستان ها،
برچسب ها: زنجیره عشق، داستانزنجیره عشق، داستان زنجیره عشق، زنجیره عشق زیبا، مطلب زنجیره عشق، داستان های عاطفی، داستان های کوتاه جدید، داستان کوتاه، داستان کوتاه جالب، داستان کوتاه جدید، داستان کوتاه خواندنی، داستان کوتاه کوتاه کوتاه، داستانهای نشان لیاقت عشق، داستانک، داستانک آموزنده، داستانک جالب، داستانک جدید، داستانک خیلی جدید، داستانک زیبا، رمان عاشقانه، زیباترین قلب، سایت تخصصی داستان کوتاه، سایت داستان، سری جدید داستان های آموزنده، شرط عشق، مجموعه داستان های بسیار زیبا، وبلاگ داستان، یك داستان فوق العاده خواندنی عشق، عاشقانه، معشوق، دلداده، متروک، کلبه، درد، محروم، خودکشی، دوست، بوسه، تنها، دوست داشتن، دوستی، یار دوستان، دوستت دارم، دوستم داری- فرار، تاریک، خاموش، فانوس، بی کس، خلوت، من و تو، با هم، جدایی، مکانیک قلبهای تصادفی??، ??بزرگ ترین وبلاگ عاشقانه، بی وفایی، شهرت، مردم، بی تو، شعر، دکلمه، بیت، غزل، رباعی، حافظ- سعدی، مولوی، خیام، بابا طاهر، رودکی، فرودسی، مجنون لیلی، لیلی و مجنون، شیرین و فرهاد، خسرو و شیرین - رمان، کوه، آرزو، شبی، تلخی برخورد، نامه، باران، قلبم، قلبت، قلب، دل، شکسته، آخرین داستان های 89، بهترین داستان های جدید، بهترین داستان های مهر ماه، بهترین داستان های پند اموز، بهترین سایت داستان، بهترین و جدیدترین داستان ها، 89، جدیدترین داستان های 89، جدیدترین داستان هایماه 89، داستان 89، داستان آموزنده "جوان ثروتمند و پند عارف"، داستان آموزنده "نهایت بخشندگی" (حتما بخوانید)، داستان آموزنده و خواندنی "نگرشت را تغییر بده"، داستان آموزنده “نهایت بخشندگی، داستان آموزنده “نهایت بخشندگی” (حتما بخوانید)، داستان امروز، داستان بسیار زیبا، داستان جدید، داستان خیلی خوادنی، داستان داغ، داستان غمگین، داستان 89، داستان نهایت بخشندگی، داستان های 89، داستان های آخر، داستان های آموزنده، داستان های آموزنده جدید، داستان های آموزنده 89، داستان های بسیار زیبا، داستان های 89، داستان های زیبای خواندنی، داستان های زیبای، داستان های ماه 89، داستان های پند آموز، داستان های کوتاه، داستان وجود خدا، داستان کوتاه اول89، داستانک آموزنده 89، داستلن های کوتاه، داستنک، راد اس ام اس،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ یکشنبه 25 دی 1390 ] [ 04:18 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]

دست های کوچکش
به زور به شیشه های اتومبیل حاجی می رسد
التماس می کند : آقا... آقا..."دعا" می خری؟
حاجی بی اعتنا تسبیح دانه درشتش را می گرداند

و برای فرج آقا "دعا" می کند......

http://up1.iranblog.com/images/zqetbtjn6x30u5choptc.jpg



طبقه بندی: مطالب آموزنده،
برچسب ها: آخرین داستان های 89، بهترین داستان های جدید، بهترین داستان های مهر ماه، بهترین داستان های پند اموز، بهترین سایت داستان، بهترین و جدیدترین داستان ها، 89، جدیدترین داستان های 89، جدیدترین داستان هایماه 89، داستان 89، داستان آموزنده "جوان ثروتمند و پند عارف"، داستان آموزنده "نهایت بخشندگی" (حتما بخوانید)، داستان آموزنده و خواندنی "نگرشت را تغییر بده"، داستان آموزنده “نهایت بخشندگی، داستان آموزنده “نهایت بخشندگی” (حتما بخوانید)، داستان امروز، داستان بسیار زیبا، داستان جدید، داستان خیلی خوادنی، داستان داغ، داستان غمگین، داستان 89، داستان نهایت بخشندگی، داستان های 89، داستان های آخر، داستان های آموزنده، داستان های آموزنده جدید، داستان های آموزنده 89، داستان های بسیار زیبا، داستان های 89، داستان های زیبای خواندنی، داستان های زیبای، داستان های عاطفی، داستان های ماه 89، داستان های پند آموز، داستان های کوتاه جدید، داستان های کوتاه، داستان وجود خدا، داستان کوتاه اول89، داستان کوتاه جالب، داستان کوتاه جدید، داستان کوتاه خواندنی، داستان کوتاه، داستانک آموزنده، داستانک آموزنده 89، داستانک جالب، داستانک جدید، داستانک خیلی جدید، داستانک زیبا، داستانک، داستلن های کوتاه، داستنک، راد اس ام اس، زیباترین قلب، سایت تخصصی داستان کوتاه، سایت داستان، سری جدید داستان های آموزنده، مجموعه داستان های بسیار زیبا، مجموعه کامل داستان های، وبلاگ داستان آخرین داستان های 89، بهترین داستان های شهریور ماه، داستان آموزنده، داستان جالب "شیطان بازنشست شد !"، داستان جالب "چرا ما همیشه زود قضاوت میکنیم !؟"، داستان جالب زن باهوش و آرزو، داستان جالب “چرا ما همیشه زود قضاوت میکنیم !؟”، داستان زود قضاوت کردن، داستان شهریور ماه 89، داستان قضاوت، داستان های آخر شهریور، داستان های آموزنده شهریور ماه 89، داستان های زیبای شهریور ماه 89، داستان های شهریور ماه 89، داستان های کوتاه ماه 89، داستان چرا ما همیشه زود قضاوت میکنیم؟، داستان کوتاه "راز جعبه کفش"، داستان کوتاه اول ماه 89، داستان کوتاهر ماه 89، داستلن های کوتاه 89، داستنک 89،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ جمعه 20 آبان 1390 ] [ 01:48 ق.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]
اولین باری که عاشقت شدم یادته ؟
 من یه کرم سیب بودم و تو یه کرم ابریشم
 من به تو قول دادم دیگه هیچوقت سیب نخورم و تو هم قول دادی دور خودت پیله نزنی
 ولی نمی دونم چی شد که من طاقت نیاوردم و فقط یه خورده سیب خوردم
 تو هم از غصه دور خودت پیله بستی...
حالا دومین باره که عاشقت شدم
 ولی حالا من هنوز یه کرم سیبم و تو یه پروانه خوشگل تو پر زدی و رفتی
و من موندم و سیبایی که جایی برای خورده شدنشون نمونده
 از هر چی سیبه منتنفرم ...


http://www.up.iranblog.com/images/q1ur5mtylpj4pdokyzo.jpg


آدرس جدید وبلاگ روانشناسی

www.ravanshena30.ir




طبقه بندی: عاشقانه ها، داستان ها،
برچسب ها: آخرین داستان های 89، بهترین داستان های جدید، بهترین داستان های مهر ماه، بهترین داستان های پند اموز، بهترین سایت داستان، بهترین و جدیدترین داستان ها، 89، جدیدترین داستان های 89، جدیدترین داستان هایماه 89، داستان 89، داستان آموزنده "جوان ثروتمند و پند عارف"، داستان آموزنده "نهایت بخشندگی" (حتما بخوانید)، داستان آموزنده و خواندنی "نگرشت را تغییر بده"، داستان آموزنده “نهایت بخشندگی، داستان آموزنده “نهایت بخشندگی” (حتما بخوانید)، داستان امروز، داستان بسیار زیبا، داستان جدید، داستان خیلی خوادنی، داستان داغ، داستان غمگین، داستان 89، داستان نهایت بخشندگی، داستان های 89، داستان های آخر، داستان های آموزنده، داستان های آموزنده جدید، داستان های آموزنده 89، داستان های بسیار زیبا، داستان های 89، داستان های زیبای خواندنی، داستان های زیبای، داستان های عاطفی، داستان های ماه 89، داستان های پند آموز، داستان های کوتاه جدید، داستان های کوتاه، داستان وجود خدا، داستان کوتاه اول89، داستان کوتاه جالب، داستان کوتاه جدید، داستان کوتاه خواندنی، داستان کوتاه، داستانک آموزنده، داستانک آموزنده 89، داستانک جالب، داستانک جدید، داستانک خیلی جدید، داستانک زیبا، داستانک، داستلن های کوتاه، داستنک، راد اس ام اس، زیباترین قلب، سایت تخصصی داستان کوتاه، سایت داستان، سری جدید داستان های آموزنده، مجموعه داستان های بسیار زیبا، مجموعه کامل داستان های، وبلاگ داستان آخرین داستان های 89، بهترین داستان های شهریور ماه، داستان آموزنده، داستان جالب "شیطان بازنشست شد !"، داستان جالب "چرا ما همیشه زود قضاوت میکنیم !؟"، داستان جالب زن باهوش و آرزو، داستان جالب “چرا ما همیشه زود قضاوت میکنیم !؟”، داستان زود قضاوت کردن، داستان شهریور ماه 89، داستان قضاوت، داستان های آخر شهریور، داستان های آموزنده شهریور ماه 89، داستان های زیبای شهریور ماه 89، داستان های شهریور ماه 89، داستان های کوتاه ماه 89، داستان چرا ما همیشه زود قضاوت میکنیم؟، داستان کوتاه "راز جعبه کفش"، داستان کوتاه اول ماه 89، داستان کوتاهر ماه 89، داستلن های کوتاه 89، داستنک 89،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ یکشنبه 8 اسفند 1389 ] [ 01:54 ب.ظ ] [ Shaparak ] [ نظرات ]

کرگدن جوان، تنهایی توی جنگل می رفت…

دم جنبانکی که همان اطراف پرواز می کرد، او را دید و از او پرسید که چرا تنهاست ؟!

کرگدن گفت: همه کرگدن ها تنها هستند.

دم جنبانک گفت: یعنی تو یک دوست هم نداری؟

کرگدن پرسید: دوست یعنی چی؟

دم جنبانک گفت: دوست، یعنی کسی که با تو بیاید، دوستت داشته باشد و به تو کمک بکند.

کرگدن گفت: ولی من که کمک نمی خواهم.

دم جنبانک گفت: اما باید یک چیزی باشد، مثلاً لابد پشت تو می خارد، لای چین های پوستت پر از حشره های ریز است. یکی باید پشت تو را بخاراند، یکی باید حشره های پوستت را بردارد.

کرگدن گفت: اما من نمی توانم با کسی دوست بشوم. پوست من خیلی کلفت و صورتم زشت است. همه به من می گویند پوست کلفت.

دم جنبانک گفت: اما دوست عزیز، دوست داشتن به قلب مربوط می شود نه به پوست.

کرگدن گفت: قلب؟ قلب دیگر چیست؟ من فقط پوست دارم و شاخ.

دم جنبانک گفت: این که امکان ندارد، همه قلب دارند.

کرگدن گفت: کو؟ کجاست؟ من که قلب خودم را نمی بینم!

دم جنبانک گفت: خب، چون از قلبت استفاده نمی کنی، آن را نمی بینی؛ ولی من مطمئنم که زیر این پوست کلفت یک قلب نازک داری.

کرگدن گفت: نه، من قلب نازک ندارم، من حتماً یک قلب کلفت دارم !


ادامه ی مطلب

ادامه داستان

طبقه بندی: داستان ها،
برچسب ها: dastane amozande، dastane jadid، dastane jaleb، dastane kotah، dastane kotahe jadid، آخرین داستان های 89، بهترین داستان های جدید، بهترین سایت داستان، بهترین و جدیدترین داستان ها، داستان 89، داستان آموزنده، داستان بسیار زیبا، داستان جالب "رئیس جوان قبیله"، داستان جالب "رقابت مهندس و برنامه نویس"، داستان جالب "نقش حیوان در زندگی یک بچه "، داستان جالب کوتاه "شرح حال یک زندگی"، داستان جدید، داستان خیلی خوادنی، داستان داغ، داستان زیبای "قلب یک کرگدن"، داستان غمگین، داستان های 89، داستان های آموزنده جدید، داستان های زیبای خواندنی، داستان وجود خدا، داستان کوتاه جالب، داستان کوتاه جدید، داستان کوتاه خواندنی، داستانک آموزنده، داستانک جالب، داستانک جدید، داستانک خیلی جدید، داستانک زیبا، سایت تخصصی داستان کوتاه، سایت داستان، سری جدید داستان های آموزنده، سه داستان کوتاه و خواندنی ( حتما بخوانید،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ شنبه 13 آذر 1389 ] [ 05:31 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
نظر سنجی
مهمترین آرزوی شما ؟ ( صادقانه و واقع بینانه )






درباره وبلاگ

همانطور که سلامت جسم برای همه ما مهم است, سلامت روان هم مهم است...
پس:
کسانی که سراغ روان شناس می روند بیمار نیستند
و کسانی که روان شناس می شوند دنبال بیمار نیستند
ما فقط کنار هم ایم تا لحظاتی که می پرسیم "چرا ما؟" به همدیگر بهترین زندگی را هدیه دهیم

" امیدواریم وبلاگ روانشناسی سهمی در موفقیت شما توی زندگیتون داشته باشه ، هرچند این موفقیت حاصل اراده شماست و ما فقط واسطه ایم... "
" به امید روزی که همه مردم سرزمین من لبخند به لب داشته باشند... "

" وبلاگ منتخب میهن بلاگ،مجله موفقیت و راه موفقیت "
مطالب برتر و پر بازدید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب