روانشناسی
جدیدترین تست های روانشناسی در www.ravanshena30.ir
قالب وبلاگ

هفت راهکار برای افزایش خواستگار

این روزها انتخاب یک همسر مناسب برای بسیاری از جوانان یک دغدغه اساسی است. بخصوص برای دخترخانمها که شاید قدرت انتخاب کمتری داشته باشند و باید در انتظار آمدن یک خواستگار خوب بنشینند. مجله زندگی ایده آل در مطلبی رفتارهایی را بررسی کرده که با انجامشان می‌توان خواستگاران بیشتری داشت.


فراموش نکنید کم نیستند افرادی که اگرچه کمی دیرتر ازدواج کرده اند ولی ازدواج موفقی داشته اند.

به دنبال فرد ایده آل نباشید

بیشتر افراد وقت زیادی را صرف می کنند تا بتوانند «فرد ایده آل» خود را پیدا کنند. اگر شما هم جزو این دسته هستید توصیه می کنیم با چشمانی باز پیش روی تان را نگاه کنید. البته منظور ما این نیست که به اولین خواستگارتان پاسخ مثبت بدهید. ولی کمال گرایی هم ممنوع!

باوقار باشید

بیشتر مردان به دنبال زنی خاص می گردند که تا پایان عمر کنارش بماند و با او پیر شود. زنی که اهل شکوه و شکایت نیست یا با نق نق کردن روزش را خراب نمی کند. مردها یک زن منطقی و با حساب و کتاب می خواهند که آنها را در سراسر زندگی شان حمایت کند و در موقعیت های حساس همیشه بتوانند روی کمکش حساب کنند. پس با دوری کردن از برخی رفتارهای سبک، شخصیتی متین و باوقار داشته باشید.

زیبایی همه چیز نیست

شاید برخی از دخترخانم ها به اشتباه فکر کنند «زیبایی و وضعیت ظاهری» آنان همه آن چیزی است که پسران در انتخاب همسر آینده خود ملاک و معیار قرار می دهند. از این رو با پناه بردن به لوازم آرایشی یا حتی عمل های جراحی سعی دارند برای زیباتر شدن تغییری در ظاهر خود ایجاد کنند.

اما بد نیست بدانید که اولا معیارهای زیبایی نسبی است و از فردی به فرد دیگر متفاوت است، همچنین پسرانی که به پختگی رسیده باشند، بیشتر از آن که در زیبایی چهره متوقف شوند به ظرافت ها و زیبایی های رفتاری شما توجه می کنند.

از سوی دیگر برخی از دخترخانم ها نیز فقط و فقط منتظر خواستگاری خوش تیپ هستند، اگر جزو این دسته از دخترخانم ها هستید بهتر است که خیلی در قید و بند قیافه نباشید چون قیافه خوب الزاما به معنی داشتن شخصیت خوب نیست.

وسواس را کنار بگذارید

محافظه  کاری ها و وسواس های بی مورد را کنار بگذارید، اگر خواستگارهایی دارید که حاضر نیستید حرف های شان را بشنوید یا اگر گاهی فامیل و دوستان تان کسی را برای ازدواج به شما معرفی می کنند اما شما اهمیتی نمی دهید، باید کمی در نگاه تان تجدیدنظر کنید. شاید یکی از همین موارد بتواند همسر خوبی برای شما باشد.


از آمدن خواستگار نترسید و چند هفته ای زیر نظر خانواده‌هابا خواستگار های تان صحبت کنید و بعد تصمیم بگیرید، مشکلات کوچک آدم ها را بهانه نه گفتن نکنید. فراموش نکنید که هر کسی با هر شخصیتی هم که باشد، مشکلاتی دارد که می توان از آنها ایراد گرفت.


مهم این است که به ویژگی های برجسته او نظرکنید، شما نمی توانید یک شخصیت بی عیب و نقص را به عنوان همسرتان انتخاب کنید چون اصلا چنین شخصیتی وجود ندارد. اما سعی کنید فردی را انتخاب کنید که بتوانید با مشکلاتش کنار بیایید و مدام به خاطرش افسرده یا عصبانی نشوید.

بگویید که توقعی ندارید

از موانع مهم پیش روی ازدواج توقعات بالاست و بسیاری از جوانان به دلیل مسائل مالی از تشکیل زندگی مشترک فراری هستند بنابراین با کم کردن این توقعات و بیان این مسئله در موقعیت های مناسب می توانید زمینه ازدواج را ایجاد کنید. همچنین یکی ازمواردی که می تواند مانع ازدواج باشد و آقا را از اقدام به خواستگاری منصرف کند موقعیت اقتصادی خوب خانواده خانم است.


یعنی آقا این جرات را ندارد که اقدام به ازدواج کند، شما به عنوان یک خانم می توانید سطح توقعات تان را پایین بیاورید و با بیان کردن این مسئله در جمع دوستان و بستگان که انتظارات من برای ازدواج بالا نیست به همه نشان دهید که در ذهن چه دارید تا شجاعت معرفی کردن خواستگار را پیدا کنند.

باید در درجه اول یک زن باشید

برخی از دختران، زن بودن خود را فراموش کرده اند. این که تحصیل کنند و سر کار بروند، چیز خوبی است اما متاسفانه برخی از دختران امروز از آن طرف بام افتاده اند!


بخشی از زن بودن زنان، در ارتباط با همسر و زندگی مشترک و نقش مادری شکوفا می شود و اینکه مورد حمایت و دوست داشته شدن همسر قرار بگیرند. دختران در ظاهر، این قضیه را کتمان می کنند.


آنها با وجود موقعیت های خوب ازدواج، همه درها را به روی خود بسته اند. چرا که تمام زندگی شان را در کار خلاصه کرده اند، آنها می خواهند به همه نشان دهند خودشان از پس کارهایشان برمی آیند و نیازی به ازدواج نمی بینند اما اگر با خود صادق باشند، این نیاز را احساس می کنند. فراموش نکنید مردها تمایل دارند با خانمی ازدواج کنند که در درجه اول یک زن است.


با خود مهربان باشید

دختری ناامید، عصبی و پرخاشگر که طلبکار از دنیا و دیگران است، چگونه انتظار دارد که فرد مناسبی برای ازدواج پیدا کند! دختری که هنوز با هم جنس خود نمی تواند درست ارتباط برقرار کند، چگونه انتظار دارد که دیگران به او خواستگار معرفی کنند!


دختران باید روی شخصیت خود و به خصوص مهربانی با خود، کار کنند. برخی از دختران امروز به دلیل داشتن تحصیلات و شغل، بخشی از زنانگی خود ازجمله مهربان بودن را کم رنگ کرده اند، در صورتی که یک مرد، حس محبت و مهربانی و حمایت همسر خود را می خواهد اما متاسفانه برخی دختران با تحصیل و شغل خود می خواهند که قدرت خود را به رخ فرد مقابل بکشند که در این صورت مردان فراری می شوند!

منبع:خراسان

گردآوری : گروه اینترنتی پرشین وی




طبقه بندی: جنسی و زناشوئی، روابط دختر و پسر، ارتباط اجتماعی،
برچسب ها: چگونه خواستگار پیدا کنم، خواستگار پیدا کردن، نداشتن خواستگار، خواستگاری، خواستگاری رفتن، ملاک های خواستگار،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ یکشنبه 14 مهر 1392 ] [ 01:41 ق.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]
الف) به فرد داغ دیده مخصوصاً در مراحل نخست ، نصیحت نکنیم مثلا اینکه «این شتری هست که در خانه همه می خوابه » یا اینکه « تو باید صبور باشی ، تو باید تکیه گاه باشی ». همچنین به او نگوئیم « تو غمگین نباش ، او الان در بهشت جایش خوب است » .

ب )‌ بیشترین کمک ما به داغ دیدگان ابراز همدردی با جملاتی مانند: « فوت عزیزتان برای ما نیز بسیار متاثر کننده بود» یا « واقعا داغ بزرگی برای شما بوده »یا « الان لحظات سختی باید برای شما باشد».

ج )‌ شاید بتوان گفت سکوت و در آغوش گرفتن داغ دیده، کمک بسیار موثری به او در طی کردن مراحل چهارگانه پذیرش مرگ است.

د )‌کمک به داغ دیده در جهت کارهای اجرایی متعدد ‌از قبیل ،‌کارهای پزشکی قانونی، هماهنگی جهت صدور مجوز و کفن و دفن، هماهنگی مراسمات و …. ، بسیار در تسکین داغ دیده موثر است.

هـ )‌ در مرحله سوم یعنی غم ، که معمولاً مراسمات تمام شده و شرکت کننده گان نیز دور فرد را خلوت کرده اند و بیشتر بعد از هفتم یا چهلم نمود پیدا می کند، بهتر است که به این افراد سر بزنیم ، یا آنها را به منزل دعوت کنیم . همچنین با صحبت های شناختی ،‌فلسفی یا توصیه های دینی و نصیحت هایی را که در بند (‌الف ) ‌آورده شده، می توانیم مرحله خروج از غم و پذیرش را سهل کنیم. به شرطی که بستر مناسبی از نظر محیطی فراهم کرده باشیم.

در خاتمه باید به این موضوع اشاره کنیم که برنامه ریزی برای مرگ که در اوائل این یادداشت توضیح داده شد. اولا عبور از چهار مرحله کنار آمدن با مرگ عزیزان را تسهیل می کند . ثانیاً پرداختن به این برنامه ، ناخودآگاه ما را به سوی فلسفه زندگی و مرگ می کشاند و می تواند باعث تغییر در رویه زندگی ما شود. با این برنامه ما متوجه این نکته مهم می شویم که آرزوها و برنامه های خیالی و زیادی برای اهداف نه چندان روشن آینده خود داریم ، لیکن مرگ را که کاملا طبیعی و در کنار ماست و مهمترین مرحله زندگی را تشکیل می دهد ، غیر منصفانه نادیده می گیریم.

مرگ را هم اکنون برای خود و عزیزانمان با برنامه قبلی بپذیریم ، قبل از آنکه بدون آمادگی، ما را فراگیرد

http://www.uploadtak.com/images/r2964_1174925_312503172228.jpg



طبقه بندی: ارتباط اجتماعی،
برچسب ها: نحوه برخورد با افراد داغ دیده، نحوه برخورد با داغ دیدگان، داغ دیدگان، ابراز همدردی، همدردی، ابراز همدردی با داغ دیدگان، داغدیدگی،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ یکشنبه 27 مرداد 1392 ] [ 04:58 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]

افراد محبوب چه وجه اشتراکی دارند؟ همه آنها یکجور لباس می‌پوشند؟ یک مدل مو دارند؟ یک سبک صحبت می‌کنند؟ مطمئناً نه! آدمهای محبوب همه جای دنیا هستند و از موقعیت اجتماعی‌شان در مدرسه، محل‌کار و هر جای دیگری که می‌روند لذت می‌برند.

آنها ظاهر یکسان یا رفتارهای یکجور ندارند اما یک خصوصیت در همه آنها مشترک است: مهارت‌های مردمی. شاید ذاتاً اینطور هستند یا از اعضای خانواده‌شان یاد گرفته‌اند اما به هر طریقی، مهم این است که این مهارت‌ها را دارند و شاید شما فکر کنید که فاقد آنها هستید. امروز می‌خواهیم به شما آموزش دهیم که چطور مهارت‌های مردمی خود را تقویت کنید و کم‌کم به فردی محبوب تبدیل شوید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: ارتباط اجتماعی، مطالب آموزنده، اعتماد به نفس، بهبود روابط،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ دوشنبه 21 مرداد 1392 ] [ 08:30 ق.ظ ] [ Morteza ] [ نظرات ]
ابتدا بفهمید رفتار خصمانه یا توهین‌آمیز به چه رفتاری گفته می‌شود. نمونه‌ها:

• رفتار پرخاشگرانه یا تهدیدآمیز
• انتقاد مداوم، سرزنش، طعنه یا تحقیر شما، فریاد زدن بر سرتان. استفاده از اینها درمقابل شما، تحقیر اجتماعی
• ارعاب فیزیکی (مثل «آمدن بسمت صورتتان»)
• تخریب وسایل (مثل شکستن چیزها)
• تهدید مستقیم و غیرمستقیم امنیت شما
• خشونت فیزیکی ازجمله هل دادن، ضربه زدن، پرت کردن چیزها به سمتتان، مقاومت دربرابر خواسته‌تان
• رفتار جنسی خشن یا نادرست

۲. بفهمید که هر اشتباهی هم که کرده باشید و هرچقدر هم که طرف مقابلتان عصبانی باشد، هیچوقت مستحق بدرفتاری احساسی یا غیر آن نیستید. اگر وقتی دیگران رفتار توهین‌آمیز با شما دارند به خودتان شک دارید یا خودتان را مقصر می‌دانید، این می‌تواند دلیل خوبی باشد که نزد مشاور بروید تا علت آن را بفهمید.

۳. عواملی که ممکن است شما را دربرابر بدرفتاری آسیب‌پذیر کند مثل سابقه آزار کودکی یا اختلال جدی در خانواده؛ تکرار روابط آزار دهنده؛ شرکت در گروه‌های طردشده که برمبنای نژاد، مذهب، گرایشات جنسی، ناتوانی، ویژگی‌های ظاهری مثل وزن و امثال آن هستند.

۴. اجازه بدهید بفهمند که مورد بدرفتاری قرار گرفته‌اید. هیچوقت نمی‌خواهیم باور کنیم که کسی که به او اعتماد داریم با ما بدرفتاری کند، مخصوصاً اگر آن رابطه جوانب مثبتی نیز داشته باشد. درک این مسئله که با شما بدرفتاری می‌شود، مخصوصاً اگر این آزارها کم باشند یا به تدریج اتفاق بیفتند، می‌تواند بسیار دشوار باشد.

۵. آگاه باشید که بسیار افراد پرخاشگر فقط با کسانی اینطور رفتار می‌کنند که به آنها نزدیک هستند. برای بقیه ممکن است افرادی بسیار جذاب و فوق‌العاده باشند --و همین ممکن است باعث شود شما تقصیر را به گردن خودتان بیندازید.

۶. غریزه محافظت از خودتان را به کار بگیرید و درک کنید که جلوگیری از آزار و بدرفتاری بیشتر مسئولیت خودتان است. اما قبل از اینکه تصمیم بگیرید چطور پیش بروید، ارزیابی کنید که آیا می‌توانید با آن فرد به طور مستقیم برخورد کنید یا خیر:

• وقتی کسی با این فرد برخورد می‌کند، چه اتفاقی می‌افتد؟ آیا مسئولیتی قبول می‌کند یا فقط حالت دفاعی می‌گیرد و دیگران را به خاطر مشکل مقصر می‌داند؟

• وقتی با او بخاطر رفتارهای توهین‌آمیزش برخورد می‌شود، آیا مشکل را گردن می‌گیرد یا فقط انکار کرده، توجیه می‌کند، قربانی را متهم می‌کند و امثال آن؟

• آیا وقتی با این فرد برخورد می‌شود، قابلیت این را دارد که بی‌اندازه خشن شود؟ آیا عصبانیتش از کنترل او خارج می‌شود؟ اگر اینطور است، آیا این مسئله را مشکل خودش می‌داند؟

• آیا این فرد تابحال شما را مورد تهدید یا‌ آسیب فیزیکی قرار داده است؟ آیا سابقه خشونت دارد؟ آیا سابقه جزایی و قانونی دارد؟ آیا نوعی اختلال درونی جدی در او مشاهده می‌کنید؟

• آیا قبلاً برای تغییر کردن قول داده است؟ آیا برای گرفتن کمک از متخصص، حتی با وجود مشکل جدی خود، مقاومت می‌کند؟

• آیا انگیزه‌ای برای تغییر در او مشاهده می‌کنید؟

• آیا به موادمخدر یا الکل اعتیاد ندارد؟ آیا مشکل یا بیماری روحی-روانی یا اختلال رفتاری جدی که تحت درمان قرار نگرفته باشد (مثل اعتیاد به قمار، اختلال غذایی و امثال آن) در او مشاهده می‌کنید؟ ممکن است این مسائل در رفتارهای خصمانه آن فرد موثر بوده و باشد و درنتیجه تازمانیکه تحت درمان تخصصی قرار نگیرد برطرف نخواهد شد.

۷. اگر به نظر می‌رسد که فردمقابل به نیازها و احساسات شما احترام می‌گذارد و تمایل دارد که مسئولیت کارهایش را بپذیرد، معمولاً ارزشش را دارد که با او قاطع برخورد کنید. همچنین تصمیم بگیرید که آیا این رابطه به اندازه‌ای برایتان اهمیت دارد که برای اصلاحش انرژی و زمان بگذارید.

۸. اگر تصمیم می‌گیرید که با آن فرد برخورد کنید، وقت و جای مناسبی برای آن انتخاب کنید و با آرامش برای او توضیح دهید که با فلان رفتار او مشکل دارید. آن رفتار را به طور کامل و بدون انگیزه‌های مربوط به آن، برایش شرح دهید. اگر سعی کرد آن رفتار را با کاری که شما کرده‌اید توجیه کند، متذکر شوید که راه‌های درستی برای ابراز عصبانیت یا بحث کردن درمورد هر مسئله و مشکل وجود دارد. تاکید کنید که بدرفتاری کردن او با شما هیچ توجیه عقلانی را نمی‌پذیرد. اگر مشکل ادامه پیدا کرد، مسائل را براساس مورد (۶) دوباره ارزیابی کنید.

اگر همچنان احساس می‌کنید که هنوز کار کردن روی آن فرد ارزشش را دارد، محدوده‌هایی مشخص برای خود تعیین کنید، مثلاً «دیگر هیچ انتقاد درمورد وزنم را نمی‌پذیرم» و از عواقبی طبیعی برای آن مثل محدود کردن ارتباطتان با او استفاده کنید. سپس، ببینید آیا شروع به قبول مسئولیت رفتارش می‌کند یا خیر. اگر فرد به بدرفتاری‌های خود ادامه داد، تصمیم بگیرید که تا چه زمان می‌خواهید برای اصلاح او زمان بگذارید.

۹. محافظت از خود دربرابر افراد بدرفتاری که نمی‌توانید مستقیماً با آنها برخورد کنید:

• رابطه شما با این فرد اختیاری است یا کسی است که به هیچ طریق نمی‌توانید با او برخورد نداشته باشید؟ در مورد دوم، به طور جدی ارتباطاتتان را با او محدود کنید تا فقط در مواردی که واقعاً ضروری هستند با او برخورد داشته باشید. در سایر مواقع، خنثی و بی‌ارتباط با او باشید. اگر آن فرد واقعاً بدرفتار است و برخوردهایی نادرست دارد، او را مثل یک تکه از اسباب و اثاثیه محل بدانید که باید از کنار آنها رد شوید. سعی کنید کمی تغییر ایجاد کنید تا دیگر مجبور به دیدن آن فرد نباشید.

• اگر شدیداً با شما بدرفتاری شده است (مخصوصاً آزار جسمی یا جنسی) می‌توانید از پلیس یا شبکه‌هایی که در محل‌های مختلف (مثل محل‌کار) برای شکایات افراد طراحی شده است، استفاده کنید. اگر فرد درنتیجه آن سعی کرد شما را درگیر کند، مثلاً اینکه چرا شکایت کرده‌اید یا سعی کند که دلتان را به دست آورد، به یاد داشته باشید که هیچ بدهی به او ندارید و اصلاً وارد بازی که شروع کرده است نشوید. آماده باشید که در کمال آرامش بگویید، «اصلاً دوست ندارم درمورد این موضوع حرف بزنم» یا «خواهش می‌کنم مزاحم نشو».

۱۰. اگر فرد بدرفتار یکی از نزدیکان، اقوام، دوستان یا شریک‌زندگی شماست، خیلی خوب درمورد اینکه می‌خواهید رابطه‌تان با او را ادامه دهید یا نه فکر کنید.

• اگر با فرد موردنظر رابطه احساسی دارید، باید بدانید که مطمئناً به مرور زمان همه چیز بدتر خواهد شد و این رابطه ضربه شدید به اعتمادبه‌نفستان وارد خواهد کرد. معمولاً لازم است که سریعاً از چنین رابطه‌ای بیرون بیایید و حتی با او دوستی ساده هم نداشته باشید. اگر فرد به تصمیم شما برای قطع رابطه احترام نگذاشت، درمورد اینکه چطور می‌توانید از خودتان محافظت کنید، مشاوره بگیرید، رابطه را به طور کل قطع کنید و به هیچ وجه برای شنیدن توضیحاتش هم با او ارتباط برقرار نکنید.

• درمورد دوستان و اقوام می‌توانید زیرکانه رابطه‌تان را محدود کنید. به موقعیت‌هایی فکر کنید که فرد در آن با شما بدرفتاری می کند و موقعیت‌هایی که می‌داند چطور باید رفتار کند، مثلاً:

- برای دیدن دوستی که به الکل اعتیاد دارد، فقط صبح‌ها وقت بگذارید.
- اگر فقط در محیط‌های خصوصی‌تر با شما بدرفتاری می‌کند، دیدار با او را به رستوران و محیط‌های عمومی محدود کنید.
- اگر سابقه این را دارید که وقتی با او در ماشین هستید شروع به بدرفتاری کلامی یا بدتر از آن می‌کند (مثل رانندگی بی‌دقت و خطرناک)، همیشه خودتان ماشین ببرید و سوار ماشین او نشوید.

وقتی این محدودیت‌ها را ایجاد کنید، دیگر الزامی برای توضیح «چرا»ی آن ندارید زیرا مطمئناً فقط حالت دفاعی به خود گرفته و احساساتتان را نادیده خواهد گرفت. از هرگونه بحث یا مشاجره با او درمورد محدودیت‌هایی که ایجاد کرده‌اید خودداری کنید. با جملاتی مثل «فکر می‌کنم این روش به نفع من باشد» یا «اصلاً دوست ندارم درمورد این با او بحث کنم» خودتان را برای پاسخ دادن به او آماده کنید.

آماده باشید که آن فرد از محدودیت‌هایی که برایش تعیین کرده‌اید ناراحت شود زیرا مجبور خواهد شد فرد دیگری را برای آزار و بدرفتاری‌های خود پیدا کند. اگر آن فرد به فشار آوردن به شما و تهدیدتان ادامه داد، یا سعی کرد به شما عذاب‌وجدان بدهد، درمورد اینکه به کل با او ارتباط داشته باشید یا نه دوباره فکر کنید. اگر نمی‌توانید از رابطه‌ای که می‌دانید برایتان مخرب است بیرون بیایید، نزد یک مشاور روانشناس بروید و از او کمک بگیرید.

منبع : مردمان




طبقه بندی: ارتباط اجتماعی، مطالب آموزنده،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ پنجشنبه 10 مرداد 1392 ] [ 09:27 ب.ظ ] [ Morteza ] [ نظرات ]
میان برخی از والدین فرزندان خود را بیش از حد آزاد می گذارند و به تعبیر عامیانه، شرایط لوس شدن کودک را مهیا می کنند که متاسفانه هر چند این کودکان در محیط خانه بسیار مورد توجه و عنایت قرار دارند اما در محیطهای اجتماعی و در جمعهای همسالان و .. جز کودکان منفور بوده و.........

اجتماعی شدن فرآیندی است که در آن کودکان از طریق آن معیارها، ارزشها و رفتارهای مورد نظر فرهنگ و جامعه خود را می آموزند. والدین در سالهای اولیه زندگی فرزندانشان، عوامل اصلی اجتماعی شدن آنها به حساب می آیند. والدین با ابراز محبت، ایجاد محدودیت و آزادی برای کودک و سرکوبی رفتار غیر قابل قبول او، سرمشق کودک قرار می گیرند و بدین ترتیب فرآیند اجتماعی شدن صورت می پذیرد.

حال در این میان برخی از والدین فرزندان خود را بیش از حد آزاد می گذارند و به تعبیر عامیانه، شرایط لوس شدن کودک را مهیا می کنند که متاسفانه هر چند این کودکان در محیط خانه بسیار مورد توجه و عنایت قرار دارند اما در محیطهای اجتماعی و در جمعهای همسالان و .. جز کودکان منفور بوده و همواره دردسر ساز هستند و به مرور موجبات ناراحتی و خجالت والدین را هم ایجاد می کنند.

البته انواعی روشهای تربیتی و انضباطی برای رفتار با یک کودک بی ادب قابل استفاده هستند. چه بخواهید به فرزند خودتان تربیت صحیح بیاموزید؛ چه بخواهید به عنوان مربی یک مهد کودک یا معلم مدرسه کودکان را تربیت  کنید، باید بدانید که مواجه با یک کودک بی ادب و لوس کاری چالش برانگیز است. وقتی که آن کودک، فرزند خودتان باشد طبق رای و نظر خودتان روشهای گوناگونی برای تادیب او به کار می برید. اما وقتی کودکی که فرزند خودتان نیست بی ادبی می کند و شما تنها یک نفر از افرادی هستید که می توانید رفتار ناشایست او را متوقف کنید(مثل مربی مهد یا پرستار کودک).

تکنیک هایی وجود دارد که می تواند به شما کمک کند تا رفتار بی ادبانه کودک را محدود و کنترل کنید و شرایطی مساعدتر برای خودتان و کودک ایجاد کنید:
الف. اگر کودک بی ادب فرزند شما نیست

** اگر دسترسی به اولیای او دارید با آنها تماس بگیرید. همیشه بهترین راه این است که بگذارید والدین کودک کار تربیت و تادیب کودک را انجام دهند زیرا این امر می تواند با شرایط خانوادگی آنها هم راستا باشد.

** در هر زمانی از تنبیه بدنی و برخورد فیزیکی با چنین کودکی بپرهیزید. پشت دستی زدن یا ضربه ارام به کفل کودکان، ممکن است تنبیه متداولی در روند تربیتی یک کودک در منزلشان نباشد و هم از نظر احساس به آنها لطمه وارد کند. بعلاوه آسیب زدن به کودک راههایی قانونی برای پدر و مادر کودک مذکور برای مقابله با شما ایجاد می کند که می توان منجر به از دست دادن کار شما گردد.

** زمانی که کودک مشغول انجام کار غلط خود است برای او توضیح دهید که این رفتار او پذیرفتنی نیست. ممکن است به همین سادگی کودک نداند که در یک مکانی خاص یا زمانی خاص چه چیزی قابل انجام هست یا نیست و تنها یک تذکر شفاهی برای تغییر رفتار کودک کافی باشد. برای او شرح دهید که چه انتظاری از او دارید تا کودک بداند که چطور رفتار کند. به عنوان مثال، اگر کودکی به طور مرتب گفتگوهای موقع شام را قطع می کند به او بگویید که قطع کردن کلام دیگران بی ادبی است ضمنا به او بگویید که او باید صبر کند تا صحبت آن فرد تمام شود بعد حرفش را بزند.
همیشه بهترین راه این است که بگذارید والدین کودک کار تربیت و تادیب کودک را انجام دهند زیرا این امر می تواند با شرایط خانوادگی آنها هم راستا باشد

** تنبیهی را مقرر کنید که نتیجه تداوم رفتار بد آنها باشد. مثلا از بین رفتن یک رفتار خاص شما نسبت به او، یا گرفتن و محروم شدن از یک اسباب بازی و یا از دست دادن حق یا امتیازی خاص. مثلا اگر شما برای فرزندتان جشن تولد گرفته اید و یک کودک رفتار خارج از نزاکت دارد می توانید به او اخطار دهید که بقیه شرکت کنندگان ممکن است برای یک ربع او را از جمع خود اخراج کنند و او مجبور به ترک جشن شود. برای اینکه این ابزار را موثر کنید لازم است عینا جملات خود را پیگیری کنید تا کودک بفهمد که قضیه کاملا جدی است.

** در تمام لحظات آرام بمانید و با یک لحن صدای طبیعی حرف بزنید. کودکان موجوداتی بسیار احساسی هستند و ممکن است در مواقعی که آنچه را می خواهند نتوانند به دست آورند، عصبانی یا ناراحت شوند و یا شروع به جیغ و نعره کنند. لذا مواقعی که کودک را تادیب و تربیت می کنید ممکن است بدتر از قبل با داد و فریاد بی ادبانه واکنش نشان دهد. خونسرد و آرام باشید تا نشان دهید که شما کنترل شرایط را به دست دارید.

** مواقعی که کودک کار بدی انجام میدهد او را از جمع کودکان دیگر خارج کنید و بگذارید مدتی آرام باشد. از او بپرسید چرا اینطور رفتار می کند، گاهی اوقات پشت رفتار یک کودک دلیلی هست که والدین آنرا نمی بینند. کودکی که در یک جشن تولد شرکت کرده ممکن است برای کیک، احساس نگرانی و دلواپسی داشته باشد لذا کیک بقیه بچه ها را بر میدارد یا ناخنک می زند و باعث ایجاد ناراحتی در کودکان دیگر می شود. بهترین راه کمک کردن به این کودک دادن مقداری دیگر کیک به اوست تا به آرامش برسد.

** برای پرت کردن حواس این دست بچه ها یک بازی یا فعالیت شاد را شروع کنید و آنها را مشغول کنید. گاهی رفتار بد بچه ها به دلیل خستگی و کسالت آمیخته با کنجکاوی است. مشغول کردن ذهن و دستهای یک کودک با یک بازی می تواند او را از وضعیت ایجاد دردسر خارج کند.
نحوه برخورد با کودکان بی‌ادب و لوس

ب. اگر کودک بی ادب فرزند خودتان است:


** از سنین اولیه قوانین اساسی و انتظارات خود را از کودک پی ریزی و مقرر کنید. اگر برای رفتارهای بد کودک اجرای پیامدها بلافاصله بعد از ارتکاب عمل نادرست رخ ندهد و کودک این فرصت را داشته باشد که چندین بار عمل بدش را تکرار کرده باشد،  احتمال کمی وجود دارد که کودک قوانین شما را اجرا کند.

** وقتی که برای کودکتان تنبیهی در نظر می گیرید نسبت به آن محکم و استوار باشید. اطمینان کسب کنید که نوع مجازات و تنبیه شما سازگاری وتناظر لازم با نوع رفتار بی ادبانه کودک را دارد و بعد از آنکه چند بار به او اخطار داده اید به فکر اجرای تنبیه افتاده اید.

** درست زمانی که رفتار بد از کودک سر می زند با آن برخورد کنید. اجازه دادن به کودک به انجام کار بی ادبانه و تنبیه او پس از ساعتها و یا روزها چاره اندیشی باعث می شود که آنها نتوانند وابستگی بین تنبیه و کار بدشان را به درستی تشخیص دهند.

**کودک را به خاطر رفتارهایی که بی ادبانه و یا لوس بازی نیست تشویق کنید. اگر او مرتبا فقط به خاطر کارهای بدش تنبیه شود ممکن است شما را به عنوان کسی که همیشه عمل او را تصدیق نمی کند به ذهن بسپارد. به طور شفاهی و یا با خرید یک هدیه از کارهای خوب او قدردانی کنید تا به او نشان دهید که چه رفتاری ستودنی و مقبول است.

منبع: تبیان




طبقه بندی: ارتباط والدین و فرزندان، ارتباط اجتماعی،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ سه شنبه 8 مرداد 1392 ] [ 09:30 ب.ظ ] [ Morteza ] [ نظرات ]

 
شاید شما هم با دیدن عنوان این مطلب بگویید یک حرف زدن ساده که دیگر این حرف ها را ندارد اما اگر بدانید که در خیلی از کشورها برای آموختن همین ۱۰ اصل گفت و گو انجمن دارند و کارگاه می گذارند و آن را با فرمت های مختلف، به کوچک و بزرگ یاد می دهند چه؟
اگر بدانید پشت این مهارت ها، ایده های بزرگ فلسفی است که می شود با آن ساعت ها پز روشنفکری داد چه؟ اگر بدانید خیلی از موفقیت های ریز و درشت تحصیلی و کاری و خانوادگی تان به همین مهارت داشتن در گفت و گو بستگی دارد چه؟ اگر پشت بسیاری از دلخوری هایتان از دیگران رعایت نکردن یک یا چند تا از این ۱۰ مهارت باشد چه؟

1 -  جانبداری
 
طرف نظر خودتو را بگیر!
 
شاید با دیدن مهارت های دیگر این سوء تفاهم پیش بیاید که گفت و گو یعنی اینکه انسان خود را با آنچه دیگری می گوید، وفق دهد و از نظرات خود صرف نظر کند اما تسلیم و دنباله روی با روح گفت و گو منافات دارد.
برای همین اینکه بتوانیم از نظر خودمان دفاع کنیم، خودش یک بخش از گفت و گوست. اگر ما ریشه های حرفی که می زنیم را بشناسیم، راحت می توانیم از حرف خودمان دفاع کنیم. یادتان باشد صداقت اینجا هم شرط است. اینکه ما بگوییم چه تردیدهایی داریم و اینکه از دیگران برای تکمیل نظرمان کمک بگیریم هم بخشی از جانبداری ما از نظر خودمان است.

2 - موضع یادگیرنده
 
دانش آموز باشید نه استاد!
 
« نه، صبر کن »، « نه اینجوری نیس، بذار من بگم ». احتمالا شما هم در گفت و گوهایتان از این جمله ها زیاد شنیده اید یا برعکس، زیاد آنها را به کار برده اید. راستش خیلی تقصیری ندارید. ما جوری بار آمده ایم که دلمان می خواهد بیشتر در نقش یک عالم همه چیزدان در گفت و گوها ظاهر شویم تا یک مشتاق به دانستن. فکر می کنیم که ما بهتر بلدیم، بهتر می دانیم و ودر پاسخ به صحبت دیگری اولین حرفی که به نظرمان می رسد، این است که بگوییم «نه» و حرف خودمان را بزنیم.
اما گفت و گو وقتی ثمربخش است و باعث پیشرفت و ثبات ارتباط ما با هم می شود که بپذیریم همه چیز را نمی دانیم. ما باید بپذیریم که ممکن است در مورد موضوعی که ما فکر می کنیم به آن مسلطیم، دیگری حرف تازه ای بزند که برای خود ما هم جالب است. یادتان باشد که برداشت ما فقط بخشی از واقعیت است. اولین مهارت گفت و گو همین است؛ اینکه ما در گفت و گو به جای « استاد سخنران همه چیزدان » خودمان را به جای « دانش آموز مشتاق یادگیری » بگذاریم؛ چیزی که متخصصان گفت و گو به آن می گویند: « موضع یادگیرنده.»

3 - گشودگی ذهن
 
مخت را تکان بده
 
در گفت و گو به عنوان شنونده باید بتوانیم این احساس را به طرف مقابل بدهیم که به او اعتماد داریم تا بتواند ذهن باز داشته باشد! اینطوری به واسطه اعتمادی که به او می کنیم، ذهن خودمان هم برای دریافت حرف هایش باز می شود. به زبان آدمیزاد اینکه حاضر باشید با ایده های تازه آشنا شویدو موقتا از دیدگاه های شخصی خودتان دست بکشید، یعنی اینکه ذهنتان در مقابل دیگران باز است.
گشودگی ذهن چیزی بیش از یک خصوصیت فردی است، نوعی شیوه ارتباطی با دیگران است. اگر در شروع یک رابطه حتی یکی از طرفین بتواند با گشودگی ذهن در مقابل دیگری رفتار کند خوب است ولی در ادامه برای پیشرفت یک رابطه و گفت و گوی موفق باید هر دو طرف برای عمل به چنین رفتاری تلاش کنند.
 

ادامه مطلب

طبقه بندی: ارتباط اجتماعی،
برچسب ها: خوش صحبتی، راه های خوب حرف زدن،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ شنبه 5 مرداد 1392 ] [ 08:09 ق.ظ ] [ Zahra ] [ نظرات ]
من نمی‌خواهم دروغ بگویم اما بسیاری اوقات در مقابل وسوسه شاخ و برگ دادن به اتفاقات و موضوعات تسلیم می‌شوم. در واقع این كار باعث می‌شود نقش خودم را پررنگ كنم و روی اهمیت خودم مانور بدهم. گاهی هم دروغ می‌گویم تا از یك لحظه ناراحت كننده و یك احساس بد فرار كنم. واقعیت این است كه من تنها نیستم. در واقع اكثریت زنان  خیلی اوقات دروغ می‌گویند و خیلی هم راحت.

دروغ گفتن ژن دارد؟ به ارث می‌رسد؟
كندیس اسپنسر 39ساله كه مادر 2 فرزند است، می‌گوید: «گاهی وقت‌ها فكر می‌كنم دروغگویی در خانواده ما به صورت ارثی به نسل‌های بعد می‌رسد. من اولین‌بار دروغ گفتن را از مادرم یاد گرفتم. آرام‌آرام فهمیدم كه دروغ گفتن ماجراها و اتفاقات را زیبا‌تر از واقعیت می‌كند.» اما آیا باید دروغگویی‌های‌مان را به گردن پدرومادرمان بیندازیم؟ آن كامرون، پروفسور روانپزشكی در دانشگاه بریتیش كلمبیا می‌گوید: «واقعیت این است كه دروغگویی بسیار‌بسیار شایع است و اتفاقی هم نیست كه هرچند روز یك‌بار بیفتد، در واقع هر انسان در طول روز چندبار دروغ می‌گوید.

چنین وضعی صرفا ناشی از یك علت نیست.» دكتر كامرون می‌گوید: «وقتی به بچه‌های‌مان می‌گوییم برای هر هدیه‌ای كه می‌گیرند –حتی آنهایی كه دوست ندارند- تشكر كنند در واقع یك جور دروغگویی را به آنها یاد می‌دهیم یا وقتی دوستی با اضافه وزن زیاد داریم كه از ما می‌پرسد آیا چاق به‌نظر می‌رسد و ما می‌گوییم نه، در واقع این عادت را در او هم ایجاد می‌كنیم.

ادامه در "ادامه مطلب"

ادامه مطلب

طبقه بندی: جنسی و زناشوئی، ارتباط اجتماعی، مطالب آموزنده، بهبود روابط،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ جمعه 4 مرداد 1392 ] [ 09:15 ب.ظ ] [ Morteza ] [ نظرات ]

 

در بسیاری از خانواده‌ها مشکل ارتباط ناموفق وجود دارد و بیشتر آن هم به دلیل نادیده گرفتن کیفیت‌های حسی درروابط خانوادگی است مثلا زنی که دیداری است و از همسرش می‌خواهد برایش فلان لباس را بخرد و او را فلان جا ببرد و اینگونه محبتش راثابت کند اما همسرش که شنیداری است برای ابراز علاقه فقط به او می‌گوید که «دوستت دارم».

اگر ازمرد هم در مورد همسرش بپرسیم می‌گوید: هروقت که به خانه می‌آیم به گرمی به او سلام می‌کنم اما او خیلی خشک جواب می‌دهد گاهی هم هیچ چیز نمی‌گوید، یکبار نشد که بنشیند و به حرفم گوش دهد، فقط برای تولدم هدیه می‌گیرد. این هدیه به چه درد من می‌خورد؟ در حالی که تا به حال به من نگفته که «دوستم دارد »؛ در این مطلب ما می‌خواهیم شما را با کیفیت‌های حسی افراد مختلف آشنا کنیم و به شما یاد بدهیم چگونه بهترین ارتباط را با اطرافیان برقرار کنید چرا که با هر تیپی از افراد باید مثل خودشان و براساس کیفیت حسی خودشان رفتار کرد. این به معنای خلاف میل خود عمل کردن نیست، بلکه برای تاثیرگذاری بیشتر است.

اگر لازم است از رئیس خود چیزی بخواهید، فرزندتان را در مورد موضوعی نصیحت کنید یا همسر خود را راهنمایی کنید با دانستن اینکه با هر کسی با کیفیت حسی متفاوت چگونه رفتار کنید، بهتر می‌توانید ارتباط برقرار کنید و اطلاعات لازم را انتقال دهید.

چگونه كیفیت حس افراد را شناسایی کنید

خوشبختانه این مسئله ساده است. كافی است تا به صحبت های فرد موردنظر توجه كنید. البته بهتر است كه از او بخواهید برای تان خاطره شیرینی را تعریف كند. سپس به سخنان او كاملا توجه كنید و ببینید كه از چه ویژگی‌هایی صحبت می‌كند. دقت كنید كه در مورد كدام یك از دیده‌ها و شنیده‌هایش بیشتر حرف می‌زند.

مراجعه به ادامه مطلب


ادامه مطلب

طبقه بندی: ارتباط اجتماعی، بهبود روابط،
برچسب ها: دیداری، شنیداری، لمسی، ارتباط حسی افراد،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ سه شنبه 18 تیر 1392 ] [ 11:48 ق.ظ ] [ Zahra ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 4 :: 1 2 3 4

نظر سنجی
مهمترین آرزوی شما ؟ ( صادقانه و واقع بینانه )






درباره وبلاگ

همانطور که سلامت جسم برای همه ما مهم است, سلامت روان هم مهم است...
پس:
کسانی که سراغ روان شناس می روند بیمار نیستند
و کسانی که روان شناس می شوند دنبال بیمار نیستند
ما فقط کنار هم ایم تا لحظاتی که می پرسیم "چرا ما؟" به همدیگر بهترین زندگی را هدیه دهیم

" امیدواریم وبلاگ روانشناسی سهمی در موفقیت شما توی زندگیتون داشته باشه ، هرچند این موفقیت حاصل اراده شماست و ما فقط واسطه ایم... "
" به امید روزی که همه مردم سرزمین من لبخند به لب داشته باشند... "

" وبلاگ منتخب میهن بلاگ،مجله موفقیت و راه موفقیت "
مطالب برتر و پر بازدید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب