روانشناسی
جدیدترین تست های روانشناسی در www.ravanshena30.ir
قالب وبلاگ




کمدینها، هنر-پیشه ها، نویسنده ها و روانکاوان از گذشته های دور در جستجوی کشف این راز بوده اند که چه عاملی می تواند منجر به خنده دار شدن موضوعی شود و اکنون دانشمندان آن را در یکی از ساده ترین قوانین زندگی انسان کشف کرده اند.


"زیگموند فروید" فکر می کرد شوخ طبعی ناشی از احساس برتری یا ناسازگاری است، در حالی که "مارک تواین" ریشه این رفتار را خوشی نمی دانست بلکه راز شوخ طبعی را در اندوه می دید.
اکنون دانشمندان اعلام کرده‌اند برای همیشه به این بحث خاتمه خواهند داد. به گفته آنها شوخ طبعی ناشی از تخطی آرام و بی خطری از مسیری معمولی است که جهان بر روی آن در حرکت است.
انسان زمانی موضوعی را خنده دار می بیند که آن موضوع برخلاف شیوه ها و شکلهای پذیرفته شده معمولی باشد. همچنین بر اساس این مطالعه هر فرد حاضر در یک رویداد به تنهایی باید درباره تشخیص خنده دار بودن یک موقعیت قضاوت کنند.
متخصصان روانکاوی در دانشگاه کلرادو تصمیم گرفتند فرضیه خود را درباره لزوم بی خطر بودن یک ناهنجاری اجتماعی برای خنده دار شدن آن با درخواست از تعدادی از داوطلبان برای اجرای تعدادی موقعیت خنده دار و یا معمولی به اثبات برسانند.
در یکی از این اجراها با قرار دادن یک فرد متعصب در موقعیتی که برایش ناخوشایند بود و قرار دادن فردی بی تفاوت در همان موقعیت، دانشمندان دریافتند گزینه اول بیشتر باعث خنده افراد شد زیرا در آن از حدود اخلاق تخطی شده بود. همچنین قرار دادن افرادی که رفتن به کلیسا از برنامه های همیشگی آنها بود و افرادی که هرگز به کلیسا نمی رفتند، در دو موقعیت مختلف نشان داد هر فرد به صورت مجزا و شخصی درباره خنده دار بودن یک موقعیت تصمیم گیری می کند.
به گفته "جان بیشاپ" کمدین و مجری یکی از برنامه های کمدی مشهور شبکه بی بی سی، تخطی از هنجارها بهترین مدل برای تشریح حس شوخ طبعی است. شوخ طبعی باید مانند نگاه کردن از میان پنجره ای با شیشه های ترک خورده باشد، در این صورت می توان موضوعی را دید اما آنچه دیده می شود متفاوت از واقعیت است. همچنین عبور بیش از اندازه از هنجارها می تواند موقعیتی را آزاردهنده و یا توهین آمیز کند که این به هیچ وجه خنده دار نیست.
براساس این گزارش، محققان معتقدند این یافته می تواند به توضیح اینکه چرا یک موقعیت خنده دار در تمامی فرهنگهای کشورهای مختلف خنده دار به شمار نمی رود نیز کمک کند. زیرا هنجارها در جوامع مختلف متفاوت اند و شیوه تخطی از آنها نیز از فرهنگی به فرهنگ دیگر تفاوت دارد.




طبقه بندی: نظریه های روانشناسی، خبر های روانشناسی،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ یکشنبه 8 مرداد 1391 ] [ 09:45 ق.ظ ] [ * hedieh * ] [ نظرات ]

       

 
در بین نوابغ تاریخ، در هنر و ادبیات گرفته تا علم، اختلال روانی امری شایع است. نتایج مطالعات به طور فزاینده‌ای وجودارتباط بین نبوغ و اختلالات روانی را تایید می‌کنند.

اما چه‌طور چنین ارتباطی شکل می گیرد؟


بسیاری از معروف‌ترین نابغه‌های تاریخ به اختلالات روانی دچار بوده‌اند. از هنرمندان برجسته‌ای مانند ونسان ونگوگ و فریدا کالو گرفته تا بزرگان ادبیاتی چون ویرجینیا وولف و ادگار آلن پو. شاید ارتباط نبوغ و جنون این افراد،‌ بیشتر حالت حکایت و افسانه در خود داشته،‌ اما امروزه، ‌رابطه اختلالات روانی و نبوغ،‌ دیگر یک داستان نیست،‌ بلکه تعداد مطالعاتی که این رابطه را تایید می‌کنند رو به افزایش است و دانشمندان در تلاشند چرایی و چگونگی این ارتباط را پیدا کنند.


گروهی از متخصصین در پنجمین فستیوال سالانه علم جهان،‌ درباره مطالعات اخیر و نیز مطالعات در حال انجام روی موضوع ارتباط اختلالات روانی و نبوغ به بحث و تبادل نظر پرداخته‌اند. این در حالی است که هر سه متخصص شرکت‌کننده در این بحث،‌ خودشان هم به اختلالات روانی مبتلا هستند.


به گفته کی ردفیلد جیمیسون، روانشناس بالینی و استاد دانشکده پزشکی دانشگاه جان هاپکینز، نتایج حدود 20 تا 30 مطالعه علمی، وجود ارتباط بین نبوغ و رنج بردن از اختلال روانی را تایید کرده‌‌اند. به نظر می‌رسد که در بین تمام اختلالات روانی، خلاقیت بیش از همه با اختلالات خلقی در ارتباط است و از بین اختلالات خلقی هم بیش از همه با اختلال دوقطبی،‌که خود جیمیسون هم بدان مبتلا است. برای مثال،‌ در یکی از این مطالعات، ‌هوش 700هزار نوجوان 16 ساله سوئدی اندازه گرفته شد و سپس یک دهه این افراد پیگیری شدند تا ببینند که در کدام‌یک، اختلال روانی بروز می‌کند. نتایج تکان‌دهنده این مطالعه در سال 2010/1389 منتشر شد. جیمیسون درباره یافته‌های این مطالعه می‌گوید: «آن‌ها به این نتیجه رسیدند که افرادی که در سن 16 سالگی خیلی فوق‌العاده و درخشان هستند، با احتمال 4 برابر بیشتر از بقیه، به اختلال دوقطبی مبتلا خواهند شد.»


در اختلال دوقطبی، خلق فرد بین دو قطب خلقی بسیار خوشحال ( که مانیا نامیده می‌شود) و افسردگی بسیار شدید، تغییر می‌کند. اما چه‌طور چنین چرخه خلقی از دل خلاقیت بیرون می‌آید؟ مطالعه یکی دیگر از متخصصین گروه، جیمز فالون، عصب‌شناس دانشگاه کالیفرنیا- ایروین، پاسخی را برای این سوال پیشنهاد می‌کند


فالون در این‌باره می‌گوید:‌ «افراد مبتلا به اختلال دوقطبی،‌ وقتی از حالت افسردگی شدید خارج می‌شوند،‌ بسیار خلاقند. وقتی خلق فرد مبتلا تغییر می‌کند، فعالیت مغزش هم تغییر می‌کند؛‌ فعالیت بخش‌های پایین‌تر قسمتی از مغز که لوب پیشانی نامیده می‌شود متوقف می‌شود و در عوض فعالیت در بخش‌های بالاتر این لوب آغاز می‌شود. نکته جالب این است که افراد وقتی در رقابتی برای خلاقیت هستند هم همین اتفاق در مغزشان می‌افتد». بنابراین به اعتقاد فلور،‌ این پیوند بین این چرخه‌ها است که اختلال دوقطبی و خلاقیت را به هم مربوط می‌سازد.


الین سکز، استاد قانون سلامت روان در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی،‌ در مورد این که چه‌طور الگوهای مغزی به افکار هشیار ترجمه می‌شوند چنین توضیح می‌دهد که مردمی که از اختلالات روانی رنج می‌برند، محرک‌ها را مانند مردم عادی ف-ی-ل-ت-ر نمی‌کنند. در عوض می‌توانند ایده‌های متناقض را به طور همزمان و در کنار هم داشته باشند و بدین ترتیب، از تداعی‌ها و ارتباط‌های ضعیفی آگاه می‌شوند که مغز ناهشیار مردم عادی، آن‌ها را آن‌قدر ارزشمند برآورد نمی‌کند که بخواهد روانه هشیاری‌شان کند. در عین حال که این هجوم بی‌معناها به سطح هشیاری می‌تواند باعث آشفتگی و گسیختگی شود، به گفته سکز، می‌تواند بسیار خلاقانه هم باشد. شاید برایتان جالب باشد بدانید خود سکز، در جوانی به اختلال اسکیزوفرنیا مبتلا شده است


برای مثال، در مطالعاتی که تداعی واژگان را بررسی می‌کنند و از شرکت‌کنندگان می‌خواهند لیستی از تمام کلماتی بنویسند که با شنیدن یک کلمه خاص به ذهنشان می‌رسد (مثلا لاله)، نشان می‌دهد که افراد مبتلا به اختلال دوقطبی که در مرحله گذر به قطب مانیا هستند و مانیای خفیفی دارند، در یک بازه زمانی مشخص، در مقایسه با سایر افراد،‌ می‌توانند سه برابر بیشتر کلمه به خاطر بیاورند و به لیست خود اضافه کنند. این که این حالت چه‌طور به نبوغ منجر می‌شود را می‌توان این‌طور توضیح داد که حجم بالایی از ایده‌های سرکوب‌نشده به معنای احتمال بیشتر تولید چیزی ارزشمند خواهد بود.


البته هیچ‌کس در حال افسردگی شدید یا ابتلا به اسکیزوفرنیا نمی‌تواند سرشار از ایده‌های نو و خلاقانه باشد. بلکه به گفته دانشمندان این حالات می‌توانند ناتوان‌کننده باشند یا حتی زندگی فرد را در معرض خطر قرار دهند. اگرچه معمولا جوامع از خلاقیت و تولیدات نوابغی که از اختلالات روانی رنج می‌برند،‌ سود برده‌اند،‌ اما برخی از این افراد، خود بر این باورند که لحظه‌های درخشان و فوق‌العاده‌ای که دارند، ارزش رنجی که می‌برند را ندارد.


سکز در این‌باره به یک جمله اکتفا می‌کند:‌ «من فکر می‌کنم خلاقیت تنها بخشی از چیزی است که بیشتر بد است.»






طبقه بندی: نظریه های روانشناسی،
برچسب ها: نابغه، مغز نابغه ها،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ پنجشنبه 5 مرداد 1391 ] [ 09:31 ق.ظ ] [ * hedieh * ] [ نظرات ]
آیا برآمدگی پشت کلّة شما سرنخی از شخصیت درونی شما به دست می‌دهد؟ این ایده، زمینه اصلی یک موضوع «شبه علمی» به نام جمجمه‌شناسی روانی (phrenology) بود که سعی در ارتباط دادن برآمدگی‌های سر افراد به جنبه‌های خاصی از شخصیت آنان داشت.

 تاریخچه مختصری از جمجمه‌شناسی روانی
 جمجمه‌شناسی روانی در اواخر قرن هجدهم توسط یک پزشک آلمانی به نام فرانتس ژوزف گال به وجود آمد. گال متوجه شد که قشر مخ انسان‌ها بزرگ‌تر از حیوانات است و به عقیدة او همین عامل برتری ذهنی انسان‌ها بود. او نهایتاً متقاعد شد که ویژگی‌های فیزیکی قشر مخ از روی شکل و اندازه جمجمه نیز قابل مشاهده است.

 گال پس از بررسی و آزمایش سر تعدادی از جیب‌بُران جوان دریافت که بسیاری از آنان دارای برآمدگی در جمجمه‌هایشان، درست بالای گوش‌هایشان بودند. او سپس این ایده را مطرح ساخت که برآمدگی، فرورفتگی و شکل جمجمه می‌تواند به جنبه‌های مختلف شخصیت و توانایی‌های فرد ارتباط داشته باشد. برای مثال، او با بررسی سر جیب‌بران جوان به این نتیجه رسید که برآمدگی پشت گوش‌ها به گرایش به دزدی، دروغ‌گویی و فریبکاری ارتباط دارد.
 گال در کتابش در مورد جمجمه‌شناسی روانی گفته است:
 • استعدادهای ذهنی و اخلاقی، ذاتی هستند.
 • پرورش یا بروز این استعدادها به سازماندهی آن‌ها بستگی دارند.
 • مغز کلیه گرایش‌ها، احساسات و استعدادها را کنترل می‌کند.
 • مغز از قسمت‌هایی تشکیل شده که هر قسمت مسئول یکی از گرایش‌ها، احساسات و استعدادهای مختلف است.
 • شکل جمجمه نشانگر شکل و نحوه توسعه قسمت‌های مختلف مغز است.
 گال با اندازه‌گیری جمجمه افراد مختلف در زندان‌ها، بیمارستان‌ها و پناهگاه‌ها، به ویژه کسانی که دارای سرهایی با شکل غیرمعمولی بودند، به دنبال تأییدیه برای ایده‌هایش بود. گال بر اساس یافته‌هایش، سیستمی متشکل از 27 «قوه ذهنی» مختلف به وجود آورد که عقیده داشت با ارزیابی قسمت‌های مختلف سر، مستقیماً قابل تشخیص می‌باشند.
 او شکلی را کشید که نشان می‌داد کدام ناحیه جمجمه به چه ویژگی شخصیتی ارتباط دارد.
 


 27 «قوه ذهنی» در جمجمه‌شناسی روانی
 1- غریزه تولید مثل
 2- عشق به فرزند
3- عاطفه و دوستی
4- دفاع از خود، شهامت و جنگجویی
 5- غریزه خشونت و جنایت
6- نیرنگ، فریبکاری، هوشمندی
 7- حس تملّک، گرایش به دزدی
 8- غرور، تکبّر، عشق به اِعمال قدرت، بلندپروازی
 9- جاه‌طلبی، عشق به پیروزی
 10- احتیاط، آینده‌نگری
 11- تحصیل و آموزش دیدن
 12- حس مکانی
 13- یادآوری دیگران
 14- حافظه کلامی
 15- توانایی زبانی
 16- حس رنگ‌ها
 17- حس صوتی و استعداد موسیقیایی
 18- توانایی‌های ریاضی
 19- توانایی‌های فنی
 20- زیرکی
 21- متافیزیک
 22- طنز و شوخ‌طبعی
 23- استعداد شاعری
 24- مهربانی، ترحّم، حس اخلاقی
 25- تقلید و همرنگی
 26- دین‌داری، افراطی‌گری مذهبی
 27- پشتکار، استقامت، پایداری
 البته روش گال از لحاظ دقت و موشکافی علمی دچار کمبود بود و او به سادگی هر شاهدی که با ایده‌هایش تناقض داشت را کنار می‌گذاشت. با وجود این، جمجمه‌شناسی روانی بسیار محبوبیت پیدا کرد و این محبوبیت تا اوایل قرن بیستم هم ادامه داشت. ایده‌های گال پیروان زیادی پیدا کرد امّا رفته‌رفته با انتقادهای بسیاری از سوی دانشمندان و دیگر گروه‌ها روبرو شد. کلیسای کاتولیک عقیده داشت که نظر گال مبنی بر وجود قسمتی در مغز برای دین‌داری، کفرآمیز است و در سال 1802 کلیة کتاب‌ها و انتشارات او به «فهرست کتاب‌های ممنوعه» افزوده شد. پس از مرگ گال در سال 1828، برخی از پیروان نظریه او، جمجمه‌شناسی روانی را توسعه دادند و آن را از یک موضوع علمی که گال سعی در اثبات آن داشت به صورت یک فرقه و آئین در آوردند. ارجاع به جمجمه‌شناسی روانی در فرهنگ عامه نیز رفته‌رفته رواج پیدا کرد.
 علیرغم محبوبیت سریع، جمجمه‌شناسی روانی نهایتاً به صورت یک موضوعی «شبه علمی» نظیر ستاره‌شناسی، عددشناسی و کف‌بینی درآمد. انتقادهایی که از سوی برخی از معروف‌ترین و بهترین پژوهشگران مغز انسان نسبت به جمجمه‌شناسی روانی به عمل آمد، نقش مهمی در این تغییر دیدگاه بازی کرد. در سال 1843، پیر فلورن کشف کرد که فرضیه بنیادی جمجمه‌شناسی روانی- یعنی این که شکل و فرم جمجمه به شکل مغز ارتباط دارد- اشتباه است. فرانسوا ماژندی فیزیولوژزیست در «رساله مقدماتی درباره فیزیولوژی انسان» در رد جمجمه‌شناسی روانی چنین نوشته است:
 جمجمه‌شناسی روانی یک موضوع شبه علمی در عصر حاضر است که مشابه ستاره‌شناسی، ارتباط با مردگان و کیمیاگری در دوران‌های گذشته می‌باشد. جمجمه‌شناسی روانی ادعا می‌کند که توانسته در مغز انسان انواع مختلف حافظه را شناسایی کند. اما این صرفاً یک ادعاست که هیچ پشتوانه علمی ندارد.

  تأثیر جمجمه‌شناسی روانی
 با وجودی که جمجمه‌شناسی روانی به عنوان یک موضوع شبه علمی قلمداد شده امّا به علم عصب‌شناسی (نورولوژی) کمک شایانی کرده است. پژوهشگران با الهام از ایدة جمجمه‌شناسی روانی به مفهوم موضع‌یابی قشر مخ، یعنی ایده‌ای که می‌گوید برخی از فعالیت‌های ذهنی در ناحیه‌های خاصی از مغز صورت می‌گیرند، علاقه‌مند شدند. با وجودی که گال و دیگر پیروان او به غلط اعتقاد داشتند که برآمدگی‌های سر به شخصیت و قابلیت‌های فرد ارتباط دارد، امّا در اعتقاد به این که قابلیت‌های ذهنی مختلف به ناحیه‌های مختلف مغز وابسته است حق داشتند. روش‌های پژوهشی جدید به دانشمندان اجازه می‌دهد که با استفاده از ابزارهای پیچیده نظیر اسکن‌های MRI و PET اطلاعات بیشتری درباره موضع‌یابی عملیات و وفعالیت‌ها در درون مغز به دست آورند.




طبقه بندی: نظریه های روانشناسی، روانشناسی تخصصی، خبر های روانشناسی،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ پنجشنبه 11 خرداد 1391 ] [ 09:05 ق.ظ ] [ * hedieh * ] [ نظرات ]

خنده پدیده‌ای است كه در اغلب موارد برای ابراز شادمانی و لذت به كار می‌رود و یك توانایی است كه در بین موجودات زنده فقط انسان دارای آن است . انسان با توانایی خندیدن به دنیا می‌آید و بدون هیچ آموزشی از همان آغاز می‌تواند بخندد .


از دیدگاه روانشناسی خنده و اكنشی است كه برای تخلیه هیجانات به كار می‌رود در واقع از طریق خندیدن انرژی ذخیره شده ناشی از شرایط مختلف مثل كنترل محیط ، كنترل ذهن فرد و حوادث زندگی از ذهن و بدن تخلیه می‌شود و به همین دلیل معمولاً پس از مدتی خندیدن احساس آرامش زیادی به فرد دست می‌دهد .

تحقیقات علمی نشان می‌دهد درحالی كه افسردگی به دستگاه ایمنی بدن در برابر بیماری‌ها آسیب می‌رساند ، خنده با كاهش كورتیزول ، افزایش هموگلوبین ، افزایش فعالیت‌ سلول‌های كاهنده درد و افزایش سیتوكنین دستگاه ایمنی را تقویت می‌كند . وقتی شخصی می‌خندد وجودش از احساساتی مثل آسودگی ، گرما ، رهایی و سرحالی آكنده می‌شود و اینها همان احساساتی هستند كه دربردارنده مفهوم كلی سلامتند .

خنده یكی از مهم‌ترین ورزشهاست . هیچ ورزشی نمی‌تواند مثل خنده بیشتر عضلات بدن را به جنبش درآورد یك دقیقه خندیدن برابر با چهل مرتبه نفس عمیق كشیدن است . همچنین روزانه ۱۵ دقیقه خندیدن بخش زیادی از منافع حاصل از پیاده‌روی صبحگاهی را دربردارد . خنده با كاهش و زدودن احساسات منفی نقش مهمی در پیشگیری از حملات قبلی دارد و نوعی ماساژ قوی برای قلب است .

بدن ما به طور طبیعی مجهز به مواد شیمیایی ضد دردی است كه در صورت لزوم برای تخفیف درد از مغز آزاد می‌شود و اندروفین نام دارد خندیدن باعث افزایش ترشح این مواد می‌شود . از آنجا كه اشتغال ذهنی و اضطراب از موانع مهم یادگیری به شمار می‌رود ، از این رو خندیدن در ابتدای مطالعه باعث ایجاد آرامش فكری می‌شود و فرآیند یادگیری را آسان می‌كند .




طبقه بندی: نظریه های روانشناسی،
برچسب ها: خنده، شادی، لبخند، تحقیق درباره خنده، اندروفین، نقش خنده،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ دوشنبه 8 خرداد 1391 ] [ 09:00 ق.ظ ] [ * hedieh * ] [ نظرات ]

اهمیت هر رنگ و کاربرد آن در محیط بر کاهش یا افزایش ادراکات افراد موثر می باشد. اگر به دنبال رنگ مناسبی برای منزل‌تان می‌گردید، این مطلب را بخوانید و بعد برای خرید رنگ اقدام نمایید.

http://www.myup.ir/images/68037311223846694622.jpg

ادامه مطلب

طبقه بندی: نظریه های روانشناسی،
برچسب ها: روانشناسی رنگ‌ها، روانشناسی رنگ‌ها در منزل، روانشناسی رنگ‌ها در خانه، روانشناسی رنگ منزل، رنگ خانه، رنگ منزل، روانشناسی رنگ خانه، چه رنگی برای خانه استفاده کنیم، روانشناسی رنگهای خانه،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ سه شنبه 2 خرداد 1391 ] [ 10:02 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]


لباس های تنگ: کسانی که لباس های تنگ می پوشند عموماً افرادی مغرور، زود رنج، جذاب، شایسته و معقول اند.

لباس های گشاد: افرادی که لباس های گشاد می پوشند افرادی بخشنده هستند که به هیچ وجه حسود نبوده و دوستان زیادی دارند. آن ها فداکار و صادق نیز هستند.

لباس های تیره: افرادی که لباس های تیره می پوشند عموماً افرادی خودخواه و خونسرد بوده و به ندرت عصبانی می شوند و سلیقه ی خوبی در انتخاب لباس دارند.

لباس های روشن: افرادی که لباس های روشن می پوشند افرادی فداکار، صادق، مهربان شوخ طبع و عاشق صلح و صفا و آرامش هستند.

سبز:

انتخاب رنگ سبز برای لباس معمولاً نشان دهنده آن است که صاحبان آن, شخصیتی قوی و اراده ای بالا دارند. در تصمیم گیری ها خیلی محکم عمل کرده و تا حدی خود رأی و مغرورند. این افراد اعتماد به نفس بالایی دارند و در کمک به دیگران پیشقدم می شوند.

آبی:

اکثر آبی پوش ها دارای نگاهی عمیق بوده و شخصیتی حساس وشفاف دارند .این افراد به راحتی فکر و نظر خود را به دیگران منتقل می کنند و به همین نسبت شجاعت و جرأت ویژه ای هم از خودشان نشان می دهند. آنها زندگی را زیبا دیده و بیشترین تلاش را برای استفاده بهینه از آن می کنند.

مشکی:

بیشتر اوقات انتخاب رنگ مشکی نشان دهنده آن است که این افراد انسان هایی رؤیایی هستند که در فضایی شاعرانه زندگی می کنند و در عین حال بسیار دست و دلبازند و تلاش می کنند با هر آنچه دارند به کمک دیگران رفته و گرهی از مشکلات آنها باز کنند. آنها بسیار اجتماعی، ظریف و ساده پسند هستند.

قهوه ای:

این افراد سمبل مهربانی و محبت هستند. برخی روان شناسان می گویند رنگ قهوه ای هر چه تیره تر باشد مهر و محبت صاحبش بیشتر است. این افراد بسیار خونسردند و تقریباً هر چه را می خواهند به راحتی تصاحب می کنند. آنها در بدترین شرایط می توانند بهترین تصمیم ها را اتخاذ کنند.

خاکستری:

انتخاب رنگ خاکستری نشان دهنده این نکته است که این افراد معمولاً شخصییتی آرام، با اعتماد به نفس بالا دارند. هر چند روان شناسان می گویند افرادی که دل در گرو رنگ خاکستری دارند , دو دسته هستند: یا شخصیتی عصبی و انقلابی دارند و یا همیشه به دنبال آرامش می گردند. آنها در مجموع انسان هایی سر سخت و سنگین دل هستند. اگر موفق شدی در آن ها نفوذ کنی برای همیشه در دلشان جای خواهی داشت.

سفید:

افرادی که لباس های سفید را دوست دارند انسان های خوش قلبی هستند و همیشه به دنبال دوست می گردند. این افراد معمولاً از کودکی روی پای خود بزرگ شده و دوست ندارند به دیگران تکیه کنند. در موقعیت های کاری, همیشه در حال ساختن نردبانی برای بالا رفتن از آن هستند, چرا که معتقدند از هر فرصتی باید استفاده کرد.

رنگ های روشن:

انتخاب این نوع رنگ ها, نشان دهنده این است که این افراد بشدت سرشار از انرژی مثبت بوده و عشق و بالندگی را به اطراف خود پخش می کنند. دیدار با این افراد، اگر چه ممکن است همیشه خوشایند نباشد، اما گرفتن انرژی مثبت و سازنده از آنها می تواند بقیه روز را برای شما زیبا، دلچسب و قابل تحمل تر سازد.


منبع:آفتاب

http://www.myup.ir/images/03051331675936656441.jpg




طبقه بندی: نظریه های روانشناسی،
برچسب ها: روانشناسی، روانشناسی فرد از روی لباس، روانشناسی لباس، روانشناسی رنگ لباس، روانشناسی لباس ها، روانشناسی رنک، روانشناسی رنگ، روانشناسی رنگ مانتو، روانشناسی رنگ پیرهن، روانشناسی رنگ پیراهن، روانشناسی رنگ کت، روانشناسی رنگ لباس ها، رنگ لباس و روانشناسی،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ شنبه 16 اردیبهشت 1391 ] [ 10:36 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]

مردها مخالف ازدواج نیستند ،آنها فقط عجله ای ندارند كه در آلتار(محراب) كلیسا قرار بگیرند ،

“ چرا مردها تعهد نمی دهند ، بررسی نگرش های مردان در مورد سكس، قرار ملاقات و ازدواج”

این مطالعات 10 دلیلی را كه چرا مردان  زمان بیشتری برای ازدواج صرف می كنند ، آشكار كرد . كه شامل زندگی مجردیِ لذتبخش و داشتن دفعات زیادی سكس بدون ازدواج و روبرو شدن با فشارهای اجتماعی كمتری برای ازدواج می شود .

یافته ها بر اساس  بررسی ها و مطالعاتی بود كه بر 8 كانون توجه شامل 60 مرد اعمال شد . مردان ازدواج نكرده و نا همجنس خواه(یعنی همجنس باز نبودند) بین 25 تا 33 سال در نیوجرسی ، واشنگتن و هستون.

گروههای مركز توجه به دقت بررسی كردند نگرش هایی در مورد سكس ، قرار ملاقات ، آشنا شدن و ملاقات كردن زنان ، طلاق ، تمایل برای داشتن تعادل بین كار و خانواده و فرزندان بنا به گفته دیوید پاپنو ، سرپرست پروژه ازدواج عمومی  “سن متوسطِ اولین ازدواج برای مردان به 27 سال رسیده است ، بالاترین سنی كه در تاریخ كشور ما وجود دارد ” وی اضافه كرد كه “خبر خوب این هست كه مردانی كه دیرتر ازدواج می كنند احتمالاً از نظر مالی محكم تر و بهتر و از نظر احساسی معقول تر هستند .خبر بد این كه آنها احتمالاً غیر قابل انعطاف تر می شوند و كمتر قادر خواهند بود كه مصالحه و سازش مورد نیاز زندگی خانوادگی را ایجاد كنند ”.

 

 بنابر اطلاعات جمع آوری شده این جا 10 دلیل وجود دارد ، كه چرا مردان در متعهد شدن و تعهد كردن كند هستند  .

1.       آنها می توانند بدون این كه ازدواج كنند به آسانی سكس داشته باشند .

2.      آنها می توانند از مزایای داشتن همسر بوسیله زندگی مشترك( بدون ازدواج ) لذت ببرند  .

3.     آنها می خواهند از طلاق و زیان های مالی جلوگیری كنند .

4.     آنها می خواهند كه صبر كنند تا وقتی كه برای داشتن بچه پیر باشند   .

5.     آنها می ترسند كه ازدواج آنها به تغییرات و توافق های خیلی زیادی نیاز پیدا كند.

6.      آنها در انتظار یك یار كامل و تمام عیار هستند ، اما آن یار هنوز پیدا نشده است .

7.     آنها با فشارهای اجتماعی كمتری برای ازدواج روبرو هستند.

8.     آنها می خواهند مالك یك خانه باشند قبل از این كه زن بگیرند .

9.      آنها از ازدواج با زنانی كه از قبل بچه دارند ناراضی و بی میل هستند .

10.   آنها می خواهند از زندگی مجردیشان تازمانیكه می توانند لذت ببرند.

 

هیچ كدام از این مردان گروههای مورد توجه، علاقه ی  مفرطی برای داشتن بچه بیان نكردند واكثراً تصور میكردند كه داشتن فرزند به عنوان هدف زندگی غیر اجتماعی و به عنوان مسئولیت  هست ، و آنها هنوز آماده پذیرفتن آن نبودند . 

 

اگر این تمایل مردان  به تأخیر در ازدواج ادامه یابد ، محتمل بر ایجاد تضاد در زمان ازدواج و حاملگی برای زنان جوانی خواهد بود كه امیدوارند قبل از  سرازیر شدن به مشكلات زایندگی(لقاح پذیری)،ازدواج كنند و زایمان نمایند . و امروزه سن متوسط اولین ازدواج برای زنان به 25 سال رسیده است




طبقه بندی: نظریه های روانشناسی، روابط دختر و پسر،
برچسب ها: ازدواج مردها.فشارهای اجتماعی،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391 ] [ 06:40 ب.ظ ] [ Samaneh ] [ نظرات ]

                                                             

دانشمندان در تحقیقات جدید خود به این نتیجه رسیده اند که شباهت لبخند انسان به لبخند والدینش به سبب زندگی کردن با آنان نمیباشد بلکه به علت ژنی است که فرد از پدر و مادر خود به ارث برده است.

به منظور پی بردن به این امر که حالت صورت در زمان لبخند زدن یک امر تقلیدی است و یا وراثتی دانشمندان آزمایشاتی را بر روی افراد نابینا انجام دادند.

عموما تصور میشود که افراد نابینا توسط حس لامسه حالات صورت افراد را درک کرده و از آن الگوبرداری میکنند.

اما نابینایان میگویند بدون داشتن یک تصویر ذهنی از چهره افراد بسیار مشکل است که بوسیله دستها حالات روحی افراد را از روی صورت تشخیص و از آن تقلید کرد.

دکتر اویتا نئوو (Eviatar Nevo) و همکارانش از 21 نابینا و 30 نفر از والدین این افراد در این تحقیق در خواست کردند که خاطره ای که در گذشته سبب بر انگیختن احساسات آنها میشود بیاد بیاورند و راجع به آن اظهار نظر کنند و که در پی آن از این اشخاص فیلم برداری به عمل آمد.

در پایان این آزمایش دانشمندان در حدود 43 نوع از حرکات مختلف صورت که این افراد برای بیان احساسات خود بکار برده بودند شناسائی کردند.

محققین دریافتند که 80 در صد حرکات صورت افراد نابینا شبیه افراد خانواده خود بوده و این یافته دانشمندان را متقاعد کرد که توارث سبب این شباهت در حالات و حرکات صورت این افراد شده است که بارزترین آن مشابهت در نحوه خندیدن آنان بود.

بطور کلی بیان احساساتی مانند خوشی، عصبانیت، غم، تنفر افراد نابینا که توسط حرکات صورت ابراز شده بود دقیقا شبیه افراد خانواده آنان بود و این مطلب را به محققین ثابت نمود که نوع لبخند افراد موروثی است و نه اکتسابی.
                      




طبقه بندی: نظریه های روانشناسی،
برچسب ها: خنده، بخند، لبخند، تحقیق،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 ] [ 10:14 ق.ظ ] [ Samaneh ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 23 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

نظر سنجی
مهمترین آرزوی شما ؟ ( صادقانه و واقع بینانه )






درباره وبلاگ

همانطور که سلامت جسم برای همه ما مهم است, سلامت روان هم مهم است...
پس:
کسانی که سراغ روان شناس می روند بیمار نیستند
و کسانی که روان شناس می شوند دنبال بیمار نیستند
ما فقط کنار هم ایم تا لحظاتی که می پرسیم "چرا ما؟" به همدیگر بهترین زندگی را هدیه دهیم

" امیدواریم وبلاگ روانشناسی سهمی در موفقیت شما توی زندگیتون داشته باشه ، هرچند این موفقیت حاصل اراده شماست و ما فقط واسطه ایم... "
" به امید روزی که همه مردم سرزمین من لبخند به لب داشته باشند... "

" وبلاگ منتخب میهن بلاگ،مجله موفقیت و راه موفقیت "
مطالب برتر و پر بازدید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب