روانشناسی
جدیدترین تست های روانشناسی در www.ravanshena30.ir
قالب وبلاگ
من نمی‌خواهم دروغ بگویم اما بسیاری اوقات در مقابل وسوسه شاخ و برگ دادن به اتفاقات و موضوعات تسلیم می‌شوم. در واقع این كار باعث می‌شود نقش خودم را پررنگ كنم و روی اهمیت خودم مانور بدهم. گاهی هم دروغ می‌گویم تا از یك لحظه ناراحت كننده و یك احساس بد فرار كنم. واقعیت این است كه من تنها نیستم. در واقع اكثریت زنان  خیلی اوقات دروغ می‌گویند و خیلی هم راحت.

دروغ گفتن ژن دارد؟ به ارث می‌رسد؟
كندیس اسپنسر 39ساله كه مادر 2 فرزند است، می‌گوید: «گاهی وقت‌ها فكر می‌كنم دروغگویی در خانواده ما به صورت ارثی به نسل‌های بعد می‌رسد. من اولین‌بار دروغ گفتن را از مادرم یاد گرفتم. آرام‌آرام فهمیدم كه دروغ گفتن ماجراها و اتفاقات را زیبا‌تر از واقعیت می‌كند.» اما آیا باید دروغگویی‌های‌مان را به گردن پدرومادرمان بیندازیم؟ آن كامرون، پروفسور روانپزشكی در دانشگاه بریتیش كلمبیا می‌گوید: «واقعیت این است كه دروغگویی بسیار‌بسیار شایع است و اتفاقی هم نیست كه هرچند روز یك‌بار بیفتد، در واقع هر انسان در طول روز چندبار دروغ می‌گوید.

چنین وضعی صرفا ناشی از یك علت نیست.» دكتر كامرون می‌گوید: «وقتی به بچه‌های‌مان می‌گوییم برای هر هدیه‌ای كه می‌گیرند –حتی آنهایی كه دوست ندارند- تشكر كنند در واقع یك جور دروغگویی را به آنها یاد می‌دهیم یا وقتی دوستی با اضافه وزن زیاد داریم كه از ما می‌پرسد آیا چاق به‌نظر می‌رسد و ما می‌گوییم نه، در واقع این عادت را در او هم ایجاد می‌كنیم.

ادامه در "ادامه مطلب"

ادامه مطلب

طبقه بندی: جنسی و زناشوئی، ارتباط اجتماعی، مطالب آموزنده، بهبود روابط،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ جمعه 4 مرداد 1392 ] [ 09:15 ب.ظ ] [ Morteza ] [ نظرات ]


جر و بحث‌ های زنا شویی و اختلاف ‌نظر‌های همسران مساله ‌ای است که همه زوج ‌ها آن را تجربه می ‌کنند، اما اهداف زوج‌ ها با هم در این میان متفاوت است و گاهی خودشان از این موضوع آگاه نیستند. بعضی‌ ها دوست دارند هر چه زودتر جر و بحث و بگو مگو را پایان دهند و دوباره آرامش را به رابطه خود برگردانند و به هر چیزی برای بدست آوردن آرامش متوسل می ‌شوند، بعضی ‌ها نیز این بگو مگو‌ها را میدان جنگی تصور می ‌کنند که باید پیروز آن شوند و اینها نیز به هر کاری برای پیروز شدن دست می ‌زنند، این افراد با لجبازی تمام بحث را کش می ‌دهند و نمی ‌خواهند اشتباهات خود را بپذیرند و در برابر هر حرفی جوابی می ‌دهند و در برابر هر عملی رفتاری از خود نشان خواهند داد.

لجبازی یک خصوصیت شخصیتی است که افراد را به کارهای بچگانه و تصمیم ‌های غیر منطقی وا می ‌دارد. لجبازی از این احساس نشأت می‌ گیرد که فرد فکر می‌ کند دارد شکست می‌ خورد و باید قدرت خود را نشان دهد. در واقع کمبود اعتماد به نفس و عدم خود باوری و کمبود‌های درونی گاهی باعث لجباز شدن افراد می ‌شود. شاید بسیاری از شما وقتی لجبازی می ‌کنید از عملکرد خود آگاه نباشید و ندانید که در حال لجبازی با همسرتان هستید. برای این ‌که به شناخت بهتری راجع به لحظاتی که لجباز می ‌شوید پیدا کنید باید نمودهای لجبازی را بشناسید.
وقتی شما لجباز می ‌شوید نسبت به همسرتان خشم و کینه شدیدی احساس می‌ کنید و هر چه این احساس شدیدتر باشد عملکرد شما نیز بدتر و شدیدتر می ‌شود. لجبازی باعث می ‌شود شما حقایق را نادیده بگیرید و اشتباه خود را نپذیرید و همین امر همسرتان را نیز آشفته می ‌کند
لجبازی‌ هایتان را بشناسید

گاهی افراد نمی ‌دانند که شدیدا در حال لجبازی با همسرشان هستند و بدون این ‌که به اعمال و گفتار خود فکر کنند با همسرشان برخورد می ‌کنند. باید گفت که شما لجبازی می ‌کنید وقتی که:
اختلاف،لج بازی

1 - بخواهید اشتباهات همسرتان را با رفتارتان تلافی کنید.

2 - عمدا کاری را که می ‌دانید همسرتان دوست ندارد انجام دهید.

3 - اشتباهات خود را تکرار کنید و اصرار داشته باشید که کارتان درست است.

4 - حرف همسرتان را با دقت گوش ندهید و مدام حرف خود را بدون منطق تکرار کنید.

5 - در برابر اشتباه خود اشتباهات گذشته همسرتان را پیش بکشید تا خود را تبرئه کنید و همسرتان را مقصر جلوه دهید.

6 - می ‌دانید اشتباه از شماست و آن را نپذیرید.

7 - می ‌خواهید همسرتان را آزار دهید.

وقتی شما بدانید دارید اشتباه می ‌کنید و به کار خود ادامه دهید در حال لجبازی هستید و با این کار همسرتان را نیز به لجباز شدن و جنگیدن با خودتان تشویق می‌ کنید. وقتی شما لجباز می ‌شوید نسبت به همسرتان خشم و کینه شدیدی احساس می‌ کنید و هر چه این احساس شدیدتر باشد عملکرد شما نیز بدتر و شدیدتر می ‌شود. لجبازی باعث می ‌شود شما حقایق را نادیده بگیرید و اشتباه خود را نپذیرید و همین امر همسرتان را نیز آشفته می ‌کند و ممکن است او نیز خشمگین شود و دست به اعمال غیرمنطقی بزند. لجبازی باعث می ‌شود که شما به همسر خود توهین و او را تحقیر کنید.

گاهی لجبازی آنقدر شدت می ‌گیرد که یک زندگی به دلایل کوچک و واهی از هم می ‌پاشد و زن و شوهر به خاطر لجبازی با یکدیگر عشق شان را از یاد می‌برند و فقط به پیروز شدن در برابر دیگری می‌ اندیشند. با دقت در رفتار خود و پرورش تفکر منطقی در خودتان می‌ توانید با لجبازی مقابله کنید اما اگر همسری لجباز دارید چه باید بکنید؟
اول از همه یادتان باشد که در برابر لجبازی ‌های همسرتان شما لجبازی نکنید، چرا که اگر در این دور بیفتید روزبه‌ روز روابط‌ تان بدتر و بدتر می ‌شود و بازگشت به عقب غیرممکن خواهد شد.
در برابر همسر لجباز

اگر همسر لجبازی دارید باید در رفتارتان یک سری نکات را رعایت کنید تا همسرتان سر لج نیفتد و با شما لجبازی نکند.

اول از همه یادتان باشد که در برابر لجبازی ‌های همسرتان شما لجبازی نکنید، چرا که اگر در این دور بیفتید روزبه‌ روز روابط‌ تان بدتر و بدتر می ‌شود و بازگشت به عقب غیرممکن خواهد شد.

دوم این ‌که وقتی همسرتان عصبانی است جواب او را ندهید و با او بحث نکنید بلکه در آن لحظه او را به آرامش دعوت کنید و همیشه خواسته ‌هایتان را در آرامش به او بگویید. وقتی خودتان نیز عصبانی هستید از جر و بحث بپرهیزید.

سومین نکته این است که بدانید کسی که لجبازی می‌ کند معمولا خودش می ‌داند که حق با او نیست اما هیچ وقت نمی ‌خواهد این را به زبان بیاورد، پس شما نیز اصرار نکنید و بحث را ادامه ندهید.

چهارم این‌ که همیشه اشتباهات همسرتان را با احتیاط و مهربانی با او در میان بگذارید چرا که اگر او احساس کند که دارید تحقیرش می ‌کنید یا انتقادتان را توهین ‌آمیز به او منتقل می‌ کنید ممکن است با شما لجبازی کند و ایرادش را نپذیرد و رویه ‌اش را تغییر ندهد.

نکته آخر این ‌که تا آنجایی که می ‌شود همسرتان را عصبانی نکنید و حداقل، کارهایی که می ‌دانید او دوست ندارد را انجام ندهید. به یاد داشته باشید که محبت و مهربانی همیشه کارساز است و لجبازی را از بین می‌ برد.


چهار دیواری - حدیث السادات میرزایی




طبقه بندی: بهبود روابط، جنسی و زناشوئی،
برچسب ها: لج بازی همسر، لج بازی، نحوه برخورد با دختران لج باز، نحوه برخورد با همسران لج باز، نحوه برخورد با زنان لج باز، درمان لج بازی خانم ها، لج بازی دختران،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ دوشنبه 17 تیر 1392 ] [ 12:18 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]

چرا برخی زنان سردمزاجند؟

شایع‌ترین شکایت جنسی زنانی که با پزشک تماس می‌گیرند، با این جمله شروع می‌شود: «دیگر علاقه‌ای به رابطه‌‌زناشویی ندارم.» حتی زنان جوان این شکایت را بیان می‌کنند. نتایج یک بررسی جدید نشان می‌دهد 40 میلیون نفر از زنان آمریکایی چنین شکایتی دارند اما مشکل چیست؟ آیا این زنان مشکل را با شوهرانشان مطرح کرده‌اند؟

اولین گام در درمان کاهش میل‌جنسی این است که ریشه آن را بشناسیم. آیا کاهش میل زن علتی درونی دارد؟ آیا به اشکال تصویر ذهنی‌اش از خودش (خودانگاره‌اش) مربوط می‌شود؟ یا اینکه ریشه مشکل را باید در سابقه روابط‌زناشویی زوج جستجو کرد؟ آیا روابط‌زناشویی زن و شوهر قربانی «جنگ قدرت» میان آنها شده است؟ آیا مشکلی فیزیولوژیک باعث درد و خشکی دستگاه تناسلی زن شده است؟ یا مشکلی عمیق‌تر در ناخودآگاه زن را درگیر کرده است که ناشی از شرم یا آسیب‌های روانی یا محیط خانواد‌ه‌ای است که زن در آن تربیت ‌شده است؟

معمولا یکی دو جلسه درمانی نخست به تعیین زمان شروع کاهش میل‌جنسی و یافتن علت آن می‌گذرد. آشنایی با سوال‌هایی که من در این جلسه‌ها می‌پرسم، به شما نیز کمک خواهدکرد تا اگر مشکل مشابهی دارید، موقعیت خود را تجزیه و تحلیل کنید: هریک از این پرسش‌ها به یک حوزه معین مربوط به اختلال جنسی می‌پردازد. در بسیاری از زنان ممکن است در چند حوزه اختلال وجود داشته باشد.
 
1- نبود اشتیاق
 
آیا به ارگاسم (اوج لذت جنسی) می‌رسید؟ برای خانمی که تجربه ارگاسم ندارد یا به اصطلاح دچار «آنورگاسمی» است، بر اهمیت این موضوع تاکید بسیاری می‌شود.
روابط‌زناشویی به لذت، احساس، اشتیاق و رهایی نیاز دارد. یقینا زنان از رابطه‌ زناشویی فقط رسیدن به اوج‌ لذت یا ارگاسم را نمی‌خواهند اما بدون رسیدن به چنین اوجی، میل‌ جنسی‌شان کاهش می‌یابد و روند تحریک‌ شدنشان کندتر خواهدشد زیرا بدن «عاقل» است. بدن می‌گوید: «چرا خودم را برای صعود به کوهی به زحمت بیندازم که در قله‌اش برای من چیزی وجود ندارد؟»
پزشک متخصص به زوج یاد می‌دهد چقدر طول می‌کشد تا زنی که ارگاسم را تجربه نکرده است، به این اوج برسد و چه کارهایی برای رسیدن به این اوج باید انجام داد و از چه وسایلی استفاده کرد.
 
2. درد
 
آیا هنگام انجام روابط‌ زناشویی احساس درد می‌کنید؟ خشکی، درد هنگام آمیزش، گرفتگی عضلات واژن، درد هنگام تحریک‌شدن، دردهای پس از درمان سرطان می‌توانند رابطه‌ زناشویی را مختل کنند. در طول سال‌های کارم از مشاهده زنان فراوانی که می‌گفتند هنگام رابطه زناشویی‌شان از شدت درد دندان‌هایشان را به هم می‌فشارند، شگفت‌زده شده‌ام.
در اغلب موارد یک علت فیزیولوژیک برای احساس درد وجود دارد و زن باید تحت‌نظر متخصص زنان یا گاهی فیزیوتراپیست درمان شود. پس از درمان علت فیزیولوژیک درد، درمانگر جنسی به همسران کمک خواهد کرد دوباره چرخه روابط جنسی را به حرکت درآورند. اگر علت درد هنگام برقراری روابط‌زناشویی علایم یائسگی باشد، می‌توان با هورمون‌ها یا درمان‌های طبیعی آنها را برطرف کرد و مانع قطع روابط جنسی زوج شد. شایع‌ترین تشخیص‌هایی که در این موارد داده می‌شوند عبارتند از: واژینیسموس (گرفتگی عضلات مجرای بیرونی واژن)، وستیبولیت (درد در ورودی واژن )، دیس‌پارونیا (درد هنگام روابط‌زناشویی)، تقریبا همه این مشکلات قابل‌حل یا ‌بهبود هستند. لازم نیست حتی یک روز دیگر به تحمل درد ادامه دهید. به پزشک متخصص دردهای لگنی و درمانگر جنسی مراجعه کنید.
 
3. تخیل
 
در «یک ماه» چند‌بار به روابط‌ زناشویی‌تان فکر می‌کنید؟ افکار زنان درباره روابط‌زناشویی ممکن است از لذت ساده  شنیدن یک ترانه عاشقانه که احساسات مثبت یا حتی احساسات قبلی‌شان را در آنها برانگیزد، متفاوت باشد.
برای زنانی که دچار کمبود میل‌جنسی هستند، همه این انواع احساسات مثبت سودمند است. حتی اگر کسی در پاسخ به پرسش اول این بخش، پاسخ بدهد «دو‌ بار در ماه»، به حل مشکل زن امیدوار می‌شوم و می‌دانم که می‌توانم روابط‌زناشویی زوج را به مسیر طبیعی بازگردانم. با تشویق زن به اینکه با همسرش بر حداقل یکی از این افکار مثبت متمرکز شوند و اجازه دهد میلی پذیرنده در او ایجاد شود که آغازگر رابطه باشد. سرانجام زمانی می‌رسد که مرد می‌تواند تمایل همسرش را احساس کند


ادامه مطلب

طبقه بندی: جنسی و زناشوئی،
برچسب ها: سرد مزاجی، سرد مزاجی دختران، راه های درمان سردمزاجی، درمان سردمزاجی همسران، سردمزاجی خانم ها،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ جمعه 14 تیر 1392 ] [ 12:16 ق.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]

مهم ترین علت خیانت در زن و شوهرهای ایرانی کشف شد

به گزارش ایران پارسی :آمارها و گزارش های روانشناسان و دادگاه های خانواده نشان می دهد در دهه گذشته گرایش به خیانت به همسر در جامعه ما بسیار افزایش یافته است. 
روانشناسان و متخصصان، از بین رفتن عشق و علاقه، عدم جذابیت همسر، سهل انگاری همسر، هوسرانی، عقده های جنسی، اخلاق و رفتار غیرقابل تحمل همسر، بی خطر شمردن خیانت، زیاده خواهی و تنوع طلبی را از دلایل اصلی خیانت و بی وفایی همسران به یکدیگر می دانند. 

اکنون با بحرانی شدن این مسئله به طرح و ریشه یابی و عللی که در این امر دخیل هستند، پرداخته ایم. در زمینه دلایل، نقش جامعه، انواع خیانت و عکس العمل همسران نسبت به این ناهنجاری اخلاقی با دکتر محمد کاظم عاطف وحید، روانشناس و عضو هیئت علمی انستیتو روانپزشکی تهران گفتگو کرده ایم. 

خیانت بین همسران در حال حاضر به چند شکل دیده می شود؟ با ما همراه باشید با مهم ترین علل خیانت زوجین
- خیانت در رابطه خانوادگی دارای انواع و اقسام مختلفی است که عبارتند از :
 
1 - خیانت رفتاری :
منظور از خیانت رفتاری این است که یکی از همسران به صورت رفتاری و با ارتباط برقرار کردن با شخصی خارج از سیستم خانواده به همسرش خیانت کند که بخش اعظم آن را ارتباط های جنسی تشکیل می دهد و در جامعه ما نیز رایج است. 

2 - خیانت ذهنی :
افرادی که در فکر و تخیلاتشان مدام به شخصی دیگر می اندیشند و از آنجا که زاده ذهنشان است، آن فرد شخصی ایده آل به شمار می آید و در این موقع است که برای زندگی مشترک خطر می آفریند چرا که آن شخص دایما شریک زندگی اش را با فرد ایده آل ساخته ذهنش مقایسه می کند و چون در حال قیاس است، در ارتباط با همسرش به مشکل برمی خورد و رابطه سرد می شود. 

3 - خیانت کلامی :
در این نوع خیانت، زن یا مرد به صورت تلفنی یا اینترنتی یا اینکه در هر موقعیتی که فراهم شود با یکدیگر صحبت کرده و گرم می گیرند. متاسفانه امروزه به دلیل وجود اینترنت، ارتباط جنسی کلامی و حتی ویدئویی وجود دارد که این هم به نوعی، خیانت محسوب می شود. ناگفته نماند این نوع خیانت نوعی انحراف جنسی به حساب می آید.




مراجعه به ادامه مطلب

ادامه مطلب

طبقه بندی: جنسی و زناشوئی،
برچسب ها: اختلافات زن و شوهر، مشکلات خانوادگی، مکشکلات زناشویی،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ پنجشنبه 30 خرداد 1392 ] [ 09:31 ق.ظ ] [ * hedieh * ] [ نظرات ]

چطوری بگم دوستت دارم؟!!

یك‌نفر تعریف می‌كرد كه هنوز بعد از 25 سال، عاشق زنش است و حضور او در زندگی‌اش هنوز برایش روزمره و عادی نشده است...

تعریف می‌كرد، یك صبح معمولی، وقتی زنش از خانه بیرون رفته، به او پیامک، زده و برایش تعریف كرده كه چقدر هنوز در زندگی او نو تازه و هیجان‌انگیز است و او را دوست‌ دارد... این یك‌نفر، آدم خوشبختی است. نه به خاطر اینكه عشق زندگی‌اش را پیدا كرده و با او شاد است،

بلکه به خاطر اینكه خیلی خوب می‌تواند این دوست داشتن را به زبان بیاورد و با كسی كه دوستش دارد، درباره آن حرف بزند؛ كاری كه خیلی‌ها آن‌ را بلد نیستند و خیلی‌ها هم از انجام آن صرف‌نظر می‌كنند. ما به شما كمك می‌كنیم تا كسی باشید كه حرف‌های دلش را با آن كه دوستش دارد، قسمت و لذتی ناب وارد زندگی‌اش ‌كند.

قبل از اینكه به كسی بگویید «دوستت‌ دارم» یا «عاشقت هستم»، اول به معنای اصلی این كلمات فكر كنید. به اینكه این جملات چه معنی‌ای برای شما دارند و در زندگی شخصی خود، جایگاه عشق و دوست داشتن، كجاست.


به این ترتیب، وقتی این جملات را به زبان می‌آورید كه دقیقا ارزش و معنای آن‌ را می‌دانید و نه خودتان را به دردسر می‌اندازید و نه قلب كسی را می‌شكنید.

وقتی هزاربار به یك‌نفر بگویید كه دوستش دارید، بعد از مدتی، تاثیر خودش را از دست می‌دهد. پس آدمی باشید كه حواسش به قلبش هست و بی‌جهت به كسی نمی‌گوید:

«دوستت دارم». زمانش كه برسد، آنقدر خاطره خوب و ویژگی‌های دوست‌داشتنی در آدم مقابل پیدا می‌كنید كه موقع گفتن این جمله دوست‌داشتنی و خوشایند، حرف‌های جذاب و دوست‌داشتنی‌ای در كنار این «دوستت دارم»، از شما می‌شنود.

وقتی عاشق كسی می‌شوید و می‌خواهید این عشق را با او به اشتراك بگذارید، به چشم‌هایش نگاه كنید. جمله «دوستت دارم» را اگر زمانی كه با او چشم در چشم هستید، به زبانتان بیاید، عمق نگاه، به اندازه همان كلمات، كار خودش را می‌كند.

موقعیت مناسبی را برای حرف زدن از احساستان پیدا كنید. بهترین موقعیت، فضایی دونفره است كه شما و همسرتان، راحت‌تر حرف‌های خود را به اشتراك می‌گذارید اما اگر ناگهان وسط یك مهمانی یا جمعی دیگر، تصمیم به گفتن این جمله گرفتید، یك نفس راحت بكشید و كمی به اطراف نگاه كنید و جمله را آن‌طوری بگویید كه او دوست دارد در جمع و از زبان شما بشنود.

وقتی به كسی می‌گویید «دوستت دارم»، بدترین اتفاق ممكن این است كه از او هم انتظار داشته باشید این جمله را به شما بگوید یا آن ‌را امتیاز ویژه‌ای برای شما حساب كند. بی‌انتظار و بدون توقع، عاشق شوید و كسی را دوست داشته باشید. این‌طور وقتی این جمله «دوستت دارم» را به زبان می‌آورید، واقعی‌ترین احساس شما به او منتقل می‌شود.

خلاق باشید. حالا درست است كه «دوستت دارم» به اندازه كافی، جمله زیبا و دوست‌داشتنی‌ای است، اما ابراز آن با راه‌های مختلف، هیجان و جذابیتش را بیشتر می‌كند و لحظه خاصی را می‌سازد. نوشتن یك شعر، قاب كردن یك عكس دونفره و نوشتن جمله «دوستت دارم» پشت آن، گفتن «دوستت دارم» به زبان‌های مختلف و خلاقیت?های دیگر، از راه‌حل‌های مبتکرانه است.

اگر از آن گروه از آدم‌ها هستید كه ابراز احساسات برای شما سخت است و واژه‌ها را باید با انبر از زبان شما بیرون كشید، كارهایی را انجام دهید كه هیچ‌كس دیگری برای همسرتان انجام نمی‌دهد و حواستان به خواسته‌های درونی او باشد.

شما می‌توانید ساعت‌ها پای درددل او درباره دوستانش، همكارانش، خاطرات سخت گذشته و خیلی چیزهای دیگر بنشینید و اگر كمكی از دستتان برمی‌آید برای حل آنها انجام دهید.

اگر می‌دانید همسرتان عاشق صبحانه است، یك روز صبح بی‌مقدمه او را از خواب بیدار كنید و برای صبحانه به یك رستوران خوب بروید. كارهای ناگهانی، پیشنهادهای جذاب ناگهانی، برنامه‌هایی كه فقط او دوست‌ دارد وخیلی از غیرمنتظره?ها دیگر، راه‌های خوبی برای انتقال احساس درونی شماست.


جمله‌هایی كه جایگزین دوستت دارم می‌شوند

شنیدن برخی جمله‌ها به جای «دوستت دارم»، جذاب و خوشحال‌كننده است و همان تاثیر را دارد. در ادامه می‌توانید این جمله‌ها را پیدا كنید، فقط حواستان باشد موقع به زبان آوردن آنها، واقعا به آن باور داشته باشید و لحن شوخی و طنز در صدایتان نباشد.


بعضی الفاظ محبت آمیز در ادامه مطلب قرار داده شده اند...

ادامه مطلب

طبقه بندی: بهبود روابط، جنسی و زناشوئی، روابط دختر و پسر،
برچسب ها: الفاظ محبت آمیز، دوست دارم گفتن، چگونه بگویم دوست دارم، نحوه ابراز علاقه، علاقه داشتن، ابراز علاقه،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ دوشنبه 19 فروردین 1392 ] [ 03:41 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]
رابطه جنسی و فواید آن...

روابط جنسی مطلوب می تواند کیفیت زندگی و سلامت جسمی و روحی زوجین را به میزان قابل ملاحظه ای بهبود بخشد.

فواید روابط زناشویی
فواید و اثرات سودمندی که در ادامه می خوانید حاصل سال ها مطالعه و پژوهش متخصصان در سراسر دنیاست، بنابراین به آنها اعتماد کنید.

1- کاهش استرس
بر اساس تحقیقات انجام شده در اسکاتلند یکی از اثرات قابل توجه رابطه جنسی، پایین آوردن فشارخون و کاهش استرس است. شرح این مطالعه در نشریه روانشناسی به چاپ رسیده است. در این پژوهش، محققان 24 زن و 22 مرد را تحت شرایط استرس زا مانند سخنرانی در جمع قرار داده و فشارخون آنها را در این شرایط ثبت نمودند. نتایج نشان داد کسانی که قبل از قرار گرفتن در معرض شرایط استرس زا رابطه جنسی داشتند، واکنش بهتری نسبت به استرس نشان دادند.

2-کاهش فشارخون
در مطالعه دیگری که در نشریه روانشناسی به چاپ رسید مشخص شد که روابط جنسی منظم و مداوم، فشار دیاستولیک (عدد کمتر یا عدد دوم درخواندن فشارخون) را کاهش می دهد. بالا بودن فشارخون یک عامل خطرساز برای بیماری عروق کرونر قلب، حمله قلبی، بیماری های کلیوی و سکته مغزی است.

3-تقویت سیستم ایمنی
1 یا 2 بار ارتباط  جنسی در هفته موجب افزایش میزان یک آنتی بادی به نام ایمونوگلوبین A  یا IgA در بدن می شود که می تواند در برابر سرماخوردگی و سایر عفونت ها ایمنی ایجاد کند.
برای بررسی این اثر، محققان دانشگاه پنسیلوانیا نمونه بزاق 112 نفر (حاوی IgA) را مورد ارزیابی قرار دادند. در کسانی که 1 یا 2 بار در هقته ارتباط جنسی داشتند، میزان این آنتی بادی به مراتب بالاتر بود.

4- اثری مشابه ورزش
ارتباط جنسی در حقیقت نوعی ورزش است. متخصصان انجمن آموزش جنسی امریکا معتقدند که ارتباط جنسی ورزشی است که هم شرایط جسمی و هم شرایط روحی را بهبود می بخشد. این رابطه موجب بهبود عملکرد قلب و عروق، افزایش توان، انعطاف پذیری و تعادل می شود.

مراجعه به ادامه مطلب


ادامه مطلب

طبقه بندی: جنسی و زناشوئی،
برچسب ها: فواید روابط زناشویی، فواید روابط جنسی، فواید روابط جنسی زوجین، فواید س*ک*س، فواید رابطه جنسی، رابطه جنسی و فواید آن، نتایج مثبت روابط جنسی،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ یکشنبه 18 فروردین 1392 ] [ 02:16 ق.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]

من سه سال است ازدواج کرده ام و فکر می کردم با ازدواج خیلی پیشرفت می کنم اما زنم دائم در همه کار من نظر می دهد و وقتی می بیند من جز گوش کردن هیچ کار خاص دیگری نمی کنم ، بهم می ریزد و به من می گوید تو دوستم نداری ! بعد هی کار من می شود منت کشی و ناز کشیدن

معمولا سرزنش و مواخذه ام می کند، به کار کردن من حساسیت نشان می دهد  و  مدام به من این حس را القاء می کند که قبل از ازدواج چهره ای دیگر از خودم به او نشان داده بودم...

واقعا خودم هم سردرگم شده ام که ایا ازدواجم کار درستی بوده یا اشتباه ؟!!!

و این سوال، خود پرسش بسیاری از مردان جوان و حتی میانسالی است که علیرغم گذشت چند سالی از زندگی و  تجربه زندگی مشترک ؛ هر از چند گاهی از خود می پرسند؟!!

به راستی چرا  این چنین است؟

به سیطره زنان در آمدن،ترس از زن ذلیلی، ترس از عدم پیشرفت در کار و پول به خاطر مسائل زندگی مشترک،پیر شدن زیر فشار کار و مسوولیتهای زندگی، رابطه بد خانواده با همسر و... باعث می شوندبه محض پایان هیجانات مقدمات و مراسم ازدواج، افکار و نگرانی های مبهم در ذهن داماد، برای چگونگی شروع زندگی مشترک خود، موج زند؛ افکاری چون، "خوب، از حالا به بعد من و همسرم باید با هم باشیم و بچه دار شویم و تا دم مرگ با هم زندگی کنیم؟! "  و متعاقب آن اندیشه هایی چون " اگر در این راه نتوانیم همسفران خوبی باشیم چه؟! اگر از هم رضایت نداشته باشیم چه؟! ، و ...ذهن مرد جوان را بیش از پیش به خود مشغول و حتی  مغشوش می کند و لاجرم تازه داماد را آشفته!

 

حقیقت این است که آنها براحتی نمی توانند تمامی تعهدات، مسئولیتها و وظایف یک زندگی را به دوش بکشند و برای خو گرفتن به این نوع زندگی جدید، از چهار مرحله می گذرند تا بتوانند بر این مسئله چیره شوند:

مرحله اول: زندگی شیرین و رویایی

این مدت نهایتاً یک یا دو سال ابتدایی شروع زندگیست، همسر این آقای داماد، شیرین ترین خاطرات را پشت سر می گذارد، البته این مسئله بطور عام صحت ندارد و به عنوان یک قانون نیست، چرا که برخی زوجها این دوران را در زمان کمتر و برخی دیگر تا مدّتها در این حالت باقی می مانند، در این دوره مرد با نمایش نقش اصلی در زندگی و حکم سرپرستی و حمایت از همسر خود و القاء جملاتی چون، "من آقای خانه هستم و تو همسر منی!" خود را نشان می دهد، همسر جوان وی از این احساسات عاشقانه و دلنشین لذت می برد تا وقتی که اولین بچه آنها به دنیا می آید.

متأسفانه پس از سپری کردن این مراحل است که مرد با نشستن گرد پیری بر موهای خود، سرانجام می فهمد که همسر خود که در ابتدای جوانی با انداختن حلقه و سوگند برای تداوم عشق و زندگی مشترک برگزیده است، بهترین زن دنیاست!!

مرحله دوم : شروع مشکلات اولیه

در این زمان که حدود 2 الی 3 سال بعد از شروع زندگی ایجاد می شود، مرد احساس می کند، که همسر وی مثل یک یاغی! تمام اختیارات، کنترل و آزادی شخصی او را تصاحب کرده است و تمام زمان و زندگیش تحت دستورات و حمایت از همسرش پیش می رود. در اینجاست که وی برای " اثبات و ثبات آزادی خود " دم ناسازگاری را با بی احترامی به همسر، بهانه جویی و ... آغاز می کند. روانشناسان به این مرحله، "بحران سال سوم" می گویند، او با گفتار و رفتارهای مخفیانه، پایه و اساس زندگی خود را رو به فروپاشی سوق می دهد.

مرحله سوم: جنگ و فرار از خانه!

در این مرحله، مرد با بحث های مکرر و بی دلیل، پرخاشگری و محکوم کردن همسرخود، خانه را تبدیل به میدان جنگ می کند، در بیشتر مواقع دائما برای اثبات آزادی خود، در پی عشق و زندگی جدیدی می گردد، او در این مرحله تشنه آزادیست، البته باز هم تاکید می کنیم که این مسئله تنها وقتی زندگی را رو به ویرانی می کشاند که زوجین، هر دو بر اختلافات دامن زنده و هیچ یک، قدمی برای صبوری و اصلاح یکدیگر پیش نمی برند، در این میان اگر بچه ای داشته باشند، این ناهنجاری های محیط خانواده او را آزار می دهد.

برخی از شوهران تنها این حالات را بی منظور و تنها برای بهانه گیری نشان می دهند، در حالی که براستی قصد ترک خانواده خود را ندارد، اما دریغ از آن که دیگر آن اعتماد سابق را در کانون خانواده ندارند و همواره با اتهامات و افکاری که خود او، باعث شکل گیری آنها در ذهن همسر خود شده اند، روبرو می شوتد، در بیشتر مواقع، یکی از پایه های نابودی کانون خانواده، همین رفتار است.

مرحله چهارم: زندگی دوباره شیرین می شود!

متأسفانه پس از سپری کردن این مراحل است که مرد با نشستن گرد پیری بر موهای خود، سرانجام می فهمد که همسر خود که در ابتدای جوانی با انداختن حلقه و سوگند برای تداوم عشق و زندگی مشترک برگزیده است، بهترین زن دنیاست!! وی با احساس حقارت و فروتنی، از ته دل به دنبال عشق دیرینه خود می گردد و در صدد این است که دوباره همان وظایف و مسئولیتهای ابتدای زندگی مشترک خود را حتی بیشتر، اتخاد کند و یک جو سالم و ایده آل را در زندگی برپا کند، بهترین دوران وقتیست که با بزرگ شدن فرزندان و دیدن نوه های خود، سالهاست که در شادمانی و خوشبختی زندگی خود را ادامه داده اند.

 

در آخر باز هم تأکید می کنیم که تمامی مردان کم و بیش این مراحل را سپری کرده اند، و این مراحل شاید 100% برای همه ی آنها صحت نداشته باشد.




طبقه بندی: روابط دختر و پسر، جنسی و زناشوئی،
برچسب ها: مشکلات پسران، داماد های متحول، چگونه متحول شویم،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ جمعه 16 فروردین 1392 ] [ 02:38 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]

چگونه میتوان کانون سرد خانواده را که به علت مشکلات جنسی بوجود آمده، مجدداً گرم کنید؟

چگونه میتوان آقایان را به اوج لذت جنسی رساند؟
نقاط تحریک پذیر آقایان کجاست؟
چگونه باید با شوهرتان برخورد رفتاری موثر جنسی داشته باشید؟
هدف از ثبت و درج این مطلب ایجاد روابط صمیمانه با زوج و استحکام روابط زن و شوهر و کانون خانواده است. رابطه جنسی نقش بسیار مهمی در ازدواج دارد، ولی با اینحال زوج های زیادی بدون توجه عمیق به آن زندگی میكنند. در این بحث از دیدگاه مرد و زن نحوه صحیح رابطه جنسی را بررسی می کنیم .

همه می دانند كه رابطه جنسی حیاتی ترین جزء همه ی ازدواج هاست. پس اگر یكی یا هر دوی زوجین علاقه و رغبت خود را از دست دادند چه می شود؟ تحقیقات نشان داده است كه درصد انبوهی از چننین ازدواج هایی با شكست مواجه می شود. (بعد از مسایل مالی، مسایل جنسی دومین دلیل برای طلاق شناخته شده است) ناامید نشوید. راه های زیادی برای جلوگیری از آن وجود دارد. در اینجا سه راه برای جان بخشیدن دوباره به زندگی جنسی برای شما فراهم آمده است. پس اگر می خواهید کانون خانواده تان ، مراحل زیر را دنبال كنید.

به خودتان متكی باشید

فرقی نمی كند كه همسرتان چقدر دوستتان داشته باشد و بخواهد ارضائتان كند؛ تحریكات و شور جنسی او به هیچ وجه شبیه به شما نیست. به همین دلیل غیرمنطقی است اگر انتظار داشته باشید هر زمان شما تحریك شدید در اختیارتان باشد. باید یاد بگیرید كه چطور گهگاه نیازهایتان را كنترل كنید. احتمالاً تصور خواهید كرد كه عادلانه نیست و مطمئناً عصبانی خواهید شد.


ادامه مطلب

طبقه بندی: جنسی و زناشوئی،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ دوشنبه 5 فروردین 1392 ] [ 09:09 ب.ظ ] [ Avid ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 24 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

نظر سنجی
مهمترین آرزوی شما ؟ ( صادقانه و واقع بینانه )






درباره وبلاگ

همانطور که سلامت جسم برای همه ما مهم است, سلامت روان هم مهم است...
پس:
کسانی که سراغ روان شناس می روند بیمار نیستند
و کسانی که روان شناس می شوند دنبال بیمار نیستند
ما فقط کنار هم ایم تا لحظاتی که می پرسیم "چرا ما؟" به همدیگر بهترین زندگی را هدیه دهیم

" امیدواریم وبلاگ روانشناسی سهمی در موفقیت شما توی زندگیتون داشته باشه ، هرچند این موفقیت حاصل اراده شماست و ما فقط واسطه ایم... "
" به امید روزی که همه مردم سرزمین من لبخند به لب داشته باشند... "

" وبلاگ منتخب میهن بلاگ،مجله موفقیت و راه موفقیت "
مطالب برتر و پر بازدید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب