روانشناسی
جدیدترین تست های روانشناسی در www.ravanshena30.ir
قالب وبلاگ

در بسیاری از مواقع مردان شاهد بروز مشکلات جدی در زندگی مشترکشان هستند و گاه به مرحله ای می رسند که احساس می کنند دیگر توانایی مدیریت این مشکلات را ندارند.

آیا شما شوهر خوبی هستید؟؟

هر چه در خودشان دقت و توجه می کنند با مشکلی روبه رو نمی شوند و هر چه روشهای مختلف همسرداری را امتحان می کنند باز هم به وضعیت مطلوبی نمی رسند. لذا به سرعت به این نتیجه می رسند که این زن، آن کسی نبوده که بتواند وی را خوشبخت کند و لذا همه مشکلات را در طرف مقابل می جویند.

در حالی که این طور نیست. عمدتا افراد دنیا را از دریچه نگاه خود می نگرند و لذا هر رفتاری که از آنها سر می زند در نظرشان منطقی و درست است و این طرف مقابل است که رفتار درست را بلد نیست.

در این یادداشت قصد داریم به مردانی از این دست توصیه کنیم که قبل از یک قضاوت عجولانه در مورد همسرشان، قدری به خودشان هم بپردازند و ببینند آیا واقعا مرد خوبی برای همسرشان هستند؟

این چند علامت را پیگیری کنید. اگر هر یک از این علایم در شما وجود داشت یعنی آن طور که باید شوهر خوبی برای همسرتان نبوده اید:
- همسرتان را تحقیر می کنید و به وی بها نمی دهید. یكی از علائم سو رفتار و سو استفاده، زمانی است كه یكی از زوجین دیگری را تحقیر كند و یا باعث تنزل شان او شود به ویژه اگر او این كار را در انظار عمومی انجام دهد. اینكه شما باعث شوید همسرتان  احساس بدی نسبت به خود داشته باشد موید نشان از آن است که شما نتوانسته اید مرد خوبی برای همسرتان باشید و یک احساس خوب را در وی زنده نگهدارید.

- اگر به وی صدمه بدنی می زنید و یا دایما وی را تهدید می كنید. بر  روی همسرتان دست بلند می كنید، صرفنظر از اینكه علتش چیست؟ بسیاری از زنان با مردانی كه آنها را تهدید به صدمه بدنی می كنند علی رغم اینكه هیچ گناه و اشتباهی مرتكب نشده اند كنار می آیند. اما به هر حال این سبک رفتاری یعنی اینکه شما مردی مهربان برای همسرتان نیستید و قطعا همسرتان از لحاظ عاطفی احساس دلبستگی و تعلق خاطر نسبت به شما نخواهد داشت.

- اگر سعی می كنید وی را از دوستان و خانواده اش جدا كنید. منزوی سازی در روابط پدیده بسیار رایجی است و اغلب سوء‌استفاده از فرد زمانی آغاز می شود كه او را كاملا منزوی كرده باشید.

- اگر به همسرتان دروغ می‌گویید. داشتن اعتماد بخش بسیار مهم در ارتباط با هر فردی است. اگر به همسرتان دروغ می گویید مرد  خوبی نیستید زیرا گفتن یك دروغ عذر و بهانه گفتن سایر دروغها را فراهم می كند.

- اگر نسبت به همسرتان دست به مخفی کاری می زنید. نیرنگ و فریب یك رفتار خودخواهانه است تا از طریق آن خواسته های خود را  مافوق خواسته های همسرتان قرار دهید و کاری که خودتان دوست دارید(حتی در خفا) انجام دهید. فراموش نکنید که این سبک رفتاری رسم یک زندگی مشترک نیست. زنها آنقدر بر روابط و مناسبات همسرشان حساس هستند که بعد از مدتی این دست مخفی کاری ها فاش می شود.

- اگر مرتبا خواسته هایتان را به وی تحمیل می كنید. مرد خوب فردی باملاحظه و فكور است. زیرا اگر در یك رابطه، یك طرف كاملا خودخواه باشد این رابطه كارایی نخواهد داشت. اگر هرگز از همسرتان نمی‌پرسید كه او چه نظری دارد و یا احساسات وی را در نظر نمی‌گیرید ، پس به اندازه کافی در ارتباط با همسرتان، شوهری موفق نیستید.

- اگر همسرتان را دایما كنترل می کنید. روابط زمانی به بهترین شكل ممكن كارایی دارد كه اعتماد کافی میان زوجین وجود داشته باشد. در حقیقت اعتماد شریان حیاتی یک رابطه است. اگر بدنه یک زندگی زناشویی به اندازه کافی توسط این شریان حیاتی تغذیه شود، درخت زندگی زناشویی روز به روز قوی تر و ریشه دار تر می شود اما زمانی که این شریان حیاتی قطع شود، باید در انتظار خشک شدن ریشه ها باشید.

- اگردر برابر همسرتان  مرموز و تودار هستید. بین كسی كه برای غافلگیر  كردن همسرش مخفی كاری می كند با كسی كه در مسایل مختلف زندگی پنهان‌كاری می كند تفاوت وجود دارد.

مرد مرموز و مخفی کار، یعنی مردی که به هیچ عنوان اجازه نمی هد همسرش به هیچ جنبه از زندگی وی اشراف یافته و اطلاعات داشته باشد. چنین مردی به مرور دیگر حرفی برای زدن با همسرش نداشته و کم کم رابطه میان زن  شوهر سرد و بی روح می شود و این یعنی شما نتوانسته اید به عنوان یک مرد سدهای ارتباطی را از میان بردارید.

البته بعید به نظر می رسد که مجموعه ای از این ویژگی ها در وجود یک مرد جمع شود. اما وجود هر یک از این عادات یا ویژگی ها باعث می شد که تعامل و ارتباط زن و شوهری دچار خلل جدی شود. لذا هر یک از این موارد به تنهایی این قدرت را دارد که زندگی زناشویی شما را مختل کند. پس یک بار دیگر این چند علامت را مطالعه کنید و اگر خودتان را حایز هر یک  از آنها می دانید برای رفع آن تلاش جدی نمایید و البته حتما از یک مشاور هم کمک تخصصی دریافت کنید.

تبیان




طبقه بندی: بهبود روابط، جنسی و زناشوئی،
برچسب ها: روشهای مختلف همسرداری، همسر مرموز و تودار، مرد مرموز و مخفی کار، چگونه شوهر خوبی باشیم، كنترل دائم همسر، كنترل دائم شوهر، كنترل دائم زن،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ پنجشنبه 22 آبان 1393 ] [ 08:11 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]

حسادت های عاشقانه مشکلی رایج میان زوج های امروزی است و رتبه دوم را در میان مشکلات زناشویی دارد

وقتی صحبت از حسادت به میان می آید، اغلب آن را احساسی منفی می پندارند؛ در صورتی که این حس جزو آن دسته از احساساتی است که نه مطلقا مثبت و نه کاملا منفی است.

وجود این حس تجربه ای مهم در زندگی افراد به حساب می آید و بدون شک حاکی از نیازهای اساسی آنان است اما آن چیزی که اغلب افراد را در مورد این حس نگران می کند، اخلاق بیمارگونه، خشونت و عصبانیتی است که از این احساس نشأت می گیرد. حسادت نوعی نارضایتی و احساس ناامنی است که می تواند منجر به رفتارهای مخرب شود و پایه های یک رابطه را متزلزل کند و در مقابل، موجب برانگیختن تمام قوای شخص برای حل مشکلات شخصی یا زناشویی او شود.

برای بررسی این موضوع ابتدا باید به این سوال پاسخ دهیم که آیا عشق بدون حسادت ممکن است؟ بدان سبب که زوجین در ابتدای پیوند خود علاقه دارند بیشتر اوقاتشان را با یکدیگر بگذرانند، بیشتر تلاش می کنند تا نشان دهند با یکدیگر تفاهم دارند و از آنجایی که فقط در قالب این پیوند می توانند به برخی از نیازهای خود پاسخ گویند، به نظر می رسد که فرد مقابل را دوست دارند.

این علاقه منجر به ایجاد نوعی وابستگی به طرف مقابل می شود و در نتیجه ممکن است احساس حسادت در هر یک از طرفین به وجود آید؛ بنابراین عشق و حسادت دو احساس لاینفک به حساب می آیند. حسادت به خودی خود یک مشکل تلقی نمی شود و تنها شاخصی از وجود یک مشکل است.

حتما همه ما این جملات را میان افراد مختلف شنیده ایم:
- نسبت به اینکه همسرم در جمع خاصی با فرد دیگری غیر از من صحبت کند، حساسم.
- نمی توانم نگاه فرد دیگری را به همسرم تحمل کنم.
- تمام رفت و آمدهای همسرم را کنترل می کنم.
- نمی توانم تحمل کنم که همسرم بدون من به تفریحات خودش بپردازد.
- نمی توانم یک لحظه از او دور شوم و ...
این جملات می تواند وجود حسادت را در یک فرد ثابت کند.

حسادت چیست؟
حسادت عاشقانه با معنای عام این واژه که در ذهن عموم افراد است، متفاوت است. این نوع حسادت، ترکیبی از ترس و عصبانیت و همراه با احساس ناامنی است. در اینگونه حسادت، بارزترین عکس العملی که از فرد حسود دیده می شود، عصبانیت نسبت به کسی است که او را دچار این حس کرده است. همانطور که گفته شد، حسادت عاشقانه نشان دهنده ترس فرد برای از دست دادن منفعتی بزرگ و مهم است و هرگونه جلب توجهی از سوی همسر فرد حسود نوعی تهدید برای او محسوب می شود.

این نوع حسادت را حسادتی بیمارگونه می نامند که سال ها دوام می یابد و مسلما با خشونت فرد حسود نیز همراه خواهد بود. از آنجایی که این خشم برای مدت کوتاهی به فرد احساس سرزندگی می بخشد، او دائما و به شکل ناخودآگاه خشمگین می شود اما بلافاصله شرمنده شده و پشیمانی خود را ابراز می کند.

بنابراین حسادت موضوعی است که اگر به آن توجه نشود، نتایج منفی به بار خواهد آورد اما به علت وجود شور و هیجان در ابتدای پیوند، کمتر دیده و بدان توجه می شود. زوجین در ابتدای امر اغلب اینگونه جملات را به زبان می آورند که «ما همدیگر را دوست داریم و همانند یک روح در دو بدن هستیم»؛ در حالی که روزمرگی موجود در زندگی، به تدریج از شدت این هیجانات می کاهد و ارتباطی معمولی میان آنها به وجود می آورد؛ در نتیجه به مرور زمان کمتر جملاتی از این دست بین زوجین رد و بدل می شود. این فاصله ممکن است باعث به وجود آمدن نوعی حس ناامنی برای هر یک از زوجین شود. در این زمان است که فرد غرق در خیالات خود می شود و معمولا این جملات و پرسش ها در ذهنش شکل می گیرد:

«چطور می تواند بدون من زندگی کند؟»
«چرا به سرگرمی ها و اوقات فراغت خود بیشتر از من اهمیت می دهد؟»
«نمی خواهم او را از دست دهم! دیگر مرا دوست ندارد.»

دلایل حسادت عاشقانه


کمبودهای دوران کودکی
برخی از روانکاوان معتقدند حسادت از دوران کودکی سرچشمه می گیرد و می تواند نتیجه عدم توجه یکی از والدین نسبت به فرزندشان باشد و حتی ممکن است این احساس، در نتیجه فقدان اعتماد به نفس و امنیت در دوران کودکی به وجود آید؛ مانند کودکی که می ترسد از اینکه فاقد ویژگی هایی باشد که دیگران از او انتظار دارند یا می ترسد از اینکه به اندازه کافی مورد پسند دیگران واقع نشود و توانایی جذب دیگران را نداشته باشد. تمام این تجربه ها در دوران کودکی می تواند در بزرگسالی، فرد را درگیر احساسی به نام «حسادت عاشقانه» کند.

بی وفایی
افرادی هم هستند که در حسادت فرافکنی می کنند؛ تا آنجایی که همسر خود را بی وفا می نامند، فقط به این دلیل که خودشان گاهی دچار بی وفایی می شوند که این موضوع دقیقا مصداق این ضرب المثل «کافر همه را به کیش خود پندارد» است.

ترس
حسادت در آقایان بیشتر حول محور ترس از دست دادن قدرت و برای خانم ها بیشتر ترس از طرد شدن است؛ به طوری که می اندیشد همسرش دیگر او را دوست ندارد. به همین دلیل است که خانم ها اغلب احساسات عاشقانه خود را ابراز می کنند.

راه حل های پیشنهادی برای افراد درگیر حسادت

مشکل را قبول کنید
اولین گام برای حل این مشکل درک مسئله ای است که تمام آرامش تان را تحت الشعاع خود قرار داده و بعد از آن، یافتن علت آن به تنهایی است؛ نه اینکه طرف مقابلتان را با خشونت وادار به انجام کارهایی کنید که دوست ندارد. با خودتان خلوت کنید و این سوال ها را از خودتان بپرسید و برایشان پاسخی منطقی پیدا کنید:

آیا مشکل از من است؟
چرا نمی توانم همسرم را به خود جذب کنم؟
آیا رفتار من اشکالی دارد که همسرم را از من دور کرده است؟
چرا نسبت به همسرم حس حسادت دارم؟
چه چیزی بیشتر از همه مرا در این رابطه آزار می دهد؟

با همسرتان صحبت کنید
فضایی آرام و دنج را برای گفتگویی دو نفره و صمیمی به وجود آورید. درباره احساسات و ناراحتی هایی که اخیرا شما را آزرده است با او صحبت کنید و از وی کمک بخواهید. مطمئن باشید وقتی شما را اینچنین صادق ببیند، برای بهبودی حالتان قدمی برخواهد داشت.

مشورت کنید
داشتن یک حامی درمانی وقتی که از نظر روحی دچار مشکل شده اید، بسیار مهم است. روانشناسی باتجربه و خبره می تواند شما را به سادگی راهنمایی کرده و راه حل هایی باورنکردنی جهت مقابله با هیجاناتی که رابطه شما و همسرتان را دچار آسیب کرده است، پیشنهاد کند.

خودتان را سرگرم کنید
خودتان را با فعالیت ها و سرگرمی های مورد علاقه تان مشغول کنید تا پرنده خیالتان به سوی کنکاش در رفتارهای همسرتان پر نزند. این را بدانید که همسرتان احتیاج به آزادی دارد.

به تصورات ذهنی خود پایان دهید
از خیالبافی دست بکشید؛ یعنی چیزی که باعث به وجود آمدن سناریوهایی می شود که در واقعیت وجود ندارند. بدانید که تن دادن به این تخیلات باعث می شود به سمتی پیش بروید که تلفن همراه یا ایمیل های همسرتان را چک کنید و در این میان مسلما به دنبال بهانه ای خواهید بود که تخیلات خود را اثبات کنید و به همسرتان نشان دهید که دلیلی منطقی برای نگرانی و ترس شما وجود دارد.

مطمئن باشید که بازجویی همسرتان فقط او را به ستوه می آورد. این کنجکاوی های بی مورد هیچ کمکی به روند بهبودی شما نمی کند و در ضمن بدانید که اگر هدف او فریفتن شما باشد، از روش هایی استفاده خواهد کرد که شما بویی از ماجرا نبرید. هیچ انسانی دوست ندارد مانند یک زندانی باشد و دائما از او بازجویی شود. هر کس خودش مسئول حریم شخصی و وجدانش است، پس هیچ لزومی ندارد بدانید با چه کسی تماس می گیرد.

اعتماد به نفس خود را بازیابید
به خودتان متکی باشید و بدانید که رابطه عاطفی شما و همسرتان رابطه ای است که هیچ کس نمی تواند در این حریم خصوصی وارد شود و همسرتان نیز هیچگاه اجازه ورود به هیچ غریبه ای را نخواهد داد.

راه حل های پیشنهادی برای فرد قربانی حسادت

به فرد حسود اطمینان بدهید
اگر شما قربانی این حسادت هستید، با اطمینان بخشیدن به طرف مقابلتان و پاسخ به سوال های فرسایشی وی می توانید کمک بسیاری به او بکنید. برعکس اگر در برابر سوال های او بی محلی کنید، با این کار به او می فهمانید که او دیگر قدرت خود را از دست داده است؛ در نتیجه با مشکل جدیدی روبرو خواهید شد. خود را مقصر ندانید؛ زیرا افراد حسود ععادت دارند دیگران را مقصر این حسادت بدانند. در مواجهه با این افراد فقط باید صبور باشید و شرایطی را مهیا کنید که اعتماد اولیه خود را به شما برگردانند.

مجله موفقیت




طبقه بندی: جنسی و زناشوئی، روابط دختر و پسر،
برچسب ها: تصورات ذهنی، فرد قربانی حسادت، فرد حسود، افراد درگیر حسادت، دلایل حسادت عاشقانه، تمام رفت و آمدهای همسرم را کنترل می کنم،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ سه شنبه 20 آبان 1393 ] [ 01:08 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]

ازدواج اگرچه بعد از بلوغ فکری و اجتماعی افراد اتفاق می افتد اما برای داشتن یک ازدواج موفق شما نیازمند یادگیری مهارت هایی هستید که با هم بودنتان را ساده تر و سازگارانه تر می کنند. این مهارت ها اگرچه جزو مهارت هایی هستند که هر کسی در زندگی به آنها احتیاج دارد اما در ازدواج نقش پررنگ تری را برای شما ایفا خواهند کرد.

مهارت در خود آگاهی

آگاهی از خود و خصوصیات خویش به انسان كمك می كند با توانایی ها، ضعفها، و سایر خصوصیات خود آشنا شود. و همچنین در صورت برخورد با مشكلات طرف مقابل و تشكیل زندگی مشترك بهتر و عمیق تر با مسائل روبرو شود. خود آگاهی موجب شناخت نیازهای افراد و یافتن راه مناسب برای مواجهه با آنها می شود. و همچنین اهداف زندگی را مشخص تر و واقع بینانه تر می كند. خود آگاهی فرآیند سالم هویت یابی را برای انسان آسانتر ساخته، به زندگی او آرامش می دهد و احساس رضایتمندی را رونق می بخشد.
 
 
 
خود آگاهی تضمین كننده استحكام موجودی فرد در هنگام بزرگسالی است و باعث پرورش روابط زن ومرد در رویارویی با مشكلات و حل مناسب آن هاست. خود آگاهی شناخت احساسات اهداف و برنامه های زندگی، تفریحات و سرگرمی ها، توانایی ها، ضعف ها، ارزشها، مسئولیت ها، شناخت فرهنگ مذهب، علائق، آرزوها، و استعدادها را به دنبال دارد. كشف و درك شناخت و مهارتها و توانایی های خود به این دلیل مهم است كه: فرد قبل از ازدواج بداند چه هدفی دارد و براساس هدف اصلی زندگی اش برنامه ریزی كند.
 
 
 


ادامه مطلب

طبقه بندی: جنسی و زناشوئی،
برچسب ها: مهارت های کاربردی در ازواج، ازداوج و مهارت آن، راهنمایی آنلاین در باره ازدواج، مشاوره ازدواج، مهارت تصمیم گیری، مهارت در خود آگاهی،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ یکشنبه 11 آبان 1393 ] [ 02:24 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]
از مزایای رابطه جنسی مداوم!
این مکانیسم یکی از دلایل وضعیت سلامت مطلوب تر در افراد متاهل نسبت به افراد مجرد به شمار می رود.

مطالعات نشان می دهند ارتباط جنسی سالم و مداوم، سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند.

بر اساس این تحقیقات که در پنسیلوانیا انجام شد، 1 یا 2 بار رابطه جنسی در طول هفته موجب افزایش نوعی آنتی بادی به نام ایمونوگلوبین A یا IgA در بدن می شود. این آنتی بادی بدن را در برابر عوامل عفونی مختلف از جمله سرماخوردگی محافظت می کند.

برای انجام این پژوهش، نمونه بزاق 112 نفر که به صورت مداوم و منظم رابطه جنسی داشتند، از نظر میزان ایمونوگلوبین A مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد کسانی که به صورت منظم و 1 یا 2 بار در هفته ارتباط جنسی دارند، در مقایسه با افرادی که کمتر از  1 بار در هفته رابطه دارند و کسانی که اصلا رابطه جنسی ندارند، از میزان IgA بالاتر و سیستم ایمنی قوی تری برخوردارند.

متخصصان معتقدند این مکانیسم یکی از دلایل وضعیت سلامت مطلوب تر در افراد متاهل نسبت به افراد مجرد به شمار می رود.

تهیه و ترجمه: گروه سلامت سیمرغ



طبقه بندی: جنسی و زناشوئی،
برچسب ها: فواید ارتباط جنسی، تحقیق جنسی پنسیلوانیا، دانش، پنسیلوانیا و تحقیق جنسی، آنتی بادی در روابط جنسی، روابط جنسی و فواید آن،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ یکشنبه 13 مهر 1393 ] [ 11:57 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]

مطالعات متعدد نشان داده اند که مواد غذایی مختلف هم می‌توانند بر روی احساسات جنسی ما تاثیر بگذارند. بر اساس مطالعه ای که در آمریکا انجام شده است، کمبود اسید فولیک (یکی از ویتامین های گروه B) تمایل به برقراری رابطه جنسی را کاهش می دهد. این نکته به ویژه در میان خانم ها مشاهده شده است زیرا اغلب آنها به میزان کافی ویتامین های گروه B را دریافت نمی کنند. اسید فولیک که با نام فولات یا ویتامین B9 نیز شناخته می شود در حبوبات به ویژه عدس، سویا، غلات سبوس دار و سبزیجات سبز تیره مانند اسفناج، جعفری، کلم بروکلی، نخود فرنگی و مارچوبه یافت می شود.

یکی دیگر از مواد مغذی مهم در میل جنسی خانم ها، ماده معدنی آهن است. فقر آهن و کم خونی ناشی از آن، خلق و خوی زنان را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد و موجب کاهش تمایلات جنسی آنها می شود. جگر و انواع گوشت ها به ویژه گوشت  قرمز، حبوبات، سبزیجات سبز و زرده تخم مرغ منابع غنی آهن به شمار می روند.

تعامل




طبقه بندی: جنسی و زناشوئی،
برچسب ها: غریزه جنسی، جنسی و زنان، میل جنسی زنان، افزایش میل جنسی در زنان، مواد غذایی مفید برای زنان، افزایش میل جنسی،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ پنجشنبه 14 آذر 1392 ] [ 09:57 ق.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]

حمایت‌های عاشقانه از همسر

از زمانی که لباس سفید عروس یا کت و شلوار اتوکشیده دامادی را ‌پوشیدید، فقط یک چیز در ذهن داشتید. یک زندگی آرام و خوب با همسری که در رویاهای خود هزاران بار تصویرش را کشیده بودید. ‌می‌خواستید در دوران میان‌سالی و پیری هم‌زبان و مونسی داشته باشید.


فردی را می‌خواستید تا در لحظه‌های تلخ و شیرین زندگی همچون کوهی پشت شما باشد. پس درست از لحظه‌‌ی تصمیم‌گیری برای گفتن بله، دل‌تان می‌خواست همسرتان از شما حمایت و پشتیبانی کند. خطاهای شما را ببخشد و در پیچ و خم زندگی مشترک دست‌تان را بگیرد و نگذارد که زمین بخورید.


بدین‌ترتیب شما با نیاز به حمایت و احترام از طرف همسرتان زندگی زیر یک سقف را شروع نمودید. اما حال بیایید کمی با هم صادق باشیم. شما چه انتظاری از همسر یا یگانه حامی خود دارید؟ آیا می‌خواهید او جلوی همه حتی پدر و مادرش به خاطر دفاع از شما بایستد یا خیر؟


در دو راهی انتخاب

برای رسیدن به پاسخ این سۆالات می‌نشینیم پای صحبت‌های نوشین؛ مهندس بیست و شش ساله‌ای که به دلیل علاقه به پیمان؛ هم‌کلاسی‌ دوران دانشجویی‌اش بار سفر بسته و راهی پایتخت شده است. البته بخت یارم است و نوشین برای دیدن خانواده‌اش آمده است مشهد.


او که دو سالی است آشیانه عشقش را در تهران روی ابرهای پر از دود بنا کرده است، در مورد حمایت از همسر در مقابل خانواده‌اش چنین می‌گوید: «‌خوشبختانه تا به حال در شرایطی جدی و خاصی قرار نگرفته‌ام تا بخواهم از همسرم در برابر خانواده‌ام دفاع کنم.


دوری از شهر و خانواده‌ام شاید یکی از دلایل این مسئله باشد. به قول معروف دوری و دوستی! اما برعکسش زیاد پیش آمده است که می‌توانید از همسرم بپرسید.» با خنده می‌گویم: «خب، اما اگر مجبور می‌شدید طرف یکی از آن‌ها را بگیرید، از همسرتان حمایت می‌کردید یا خانواده‌‌تان؟»


نوشین ابروهایش را بالا می‌اندازد و می‌گوید: «سۆال سختی است. گمان کنم کاملاً بستگی به موضوع اختلاف دارد. باید ببینم حق با کیست. اما...» مکثی می‌کند و ادامه می‌دهد: «اما در مجموع فکر می‌کنم در چنین مواقعی از خانواده‌ام حمایت کنم.»


از این‌که صادقانه جوابم را داده است، تشکر می‌کنم. سرش را تکان می‌دهد و بلافاصله می‌گوید: «البته من همیشه در برابر دیگران از پیمان تعریف و حمایت می‌کنم. این کار به او اعتماد به نفس و حس خوبی می‌دهد و تأثیر این حمایت در نبود او، بیشتر در جمع خانواده و ذهن اطرافیانم باقی می‌‌ماند.»

در این میان زمان را از دست نمی‌دهم و از آقا پیمان که تازه از دیدار دوستان مشهدی دوران دانشجویی‌اش برگشته است، در این مورد می‌پرسم. همان‌طور که نوشین گفته، او زیاد در بین دو راهی قرار گرفته است. پیمان به شرح یکی از این شرایط می‌پردازد: «گاهی باید در مهمانی‌های خانوادگی که با اصرار خانواده‌ام نیز همراه است، شرکت نماییم.


در این مواقع اگر نوشین با من هماهنگ نباشد، در یک دوراهی رفتن و نرفتن قرار می‌گیرم و در اکثر موارد طبق خواسته همسرم عمل می‌کنم. با این حال تا امروز مورد سرزنش خانواده‌ام قرار نگرفته‌ام و رابطه‌ خانوادگی‌‌مان خدشه‌دار نشده است.


اما به یاد دارم یکی از اقوامم از خارج از کشور آمده بود و من برای همراهی با او یک برنامه تفریحی راه انداختم، ولی همسرم از آمدن با ما سر باز زد و پافشاری‌هایم فایده‌ای نداشت.


در این خصوص چون او دلیل منطقی برای نیامدن و بعد غضب بر من نداشت، حق را به خود و خانواده‌ام دادم و از نوشین گله نمودم.» در آخر از پیمان هم می‌خواهم راحت نظرش را بگوید، «همسر یا خانواده؟» جواب می‌دهد: «در بیشتر موارد طرف شخص خاصی را نمی‌گیرم و سعی در میانجیگری دارم.»

همسران جوان در حضور خانواده‌هایشان باید سعی کنند با احترام بیشتری با یکدیگر رفتار نمایند و حرمت یکدیگر را نزد خانواده و دوستان و.... حفظ کنند. همسرشان را با پیشوند آقا یا خانم صدا بزنند. در برابر جمع (خانواده) به انتقاد و سرزنش از همسرشان نپردازند

پشتیبانی که نه سیخ بسوزد و نه کباب!

بعد از خداحافظی با آن‌ها، می‌روم سراغ خانواده‌ سمیرا و محسن. خانواده‌ای که دختر سه ساله‌ای نیز دارند و نزدیک به پنج سال از روز عروسی‌شان می‌گذرد. سمیرا دفتر خاطراتش را ورق می‌زند و می‌گوید: «اوایل ازدواج‌مان، به خصوص در دوران عقد، بین عقاید و خواسته‌های همسرم و خانواده‌ام تعارض زیاد پیش می‌آمد. در این میان ناچار می‌شدم طرف یکی از آن‌ها را بگیرم. معمولاً از محسن دفاع می‌نمودم و در غیابش با خانواده‌ام صحبت می‌کردم.


بطور مثال همسرم اعتقاد داشت نیازی به داشتن یک جهیزیه آن‌چنانی در شروع زندگی مشترک نیست، اما خانواده‌ام می‌خواستند همه‌چیز عالی باشد. در این زمان بود که مجبور شدم مقابل خواسته خانواده‌ام بایستم. اگرچه با گذشت زمان و شناخت بیشتر خانواده‌ام از همسرم، این جور مسائل هم کمتر پیش می‌آمد، با این حال گاهی سر موضوعاتی مانند تند رانندگی کردن، ولخرجی‌های گاه و بیگاهش یا تربیت فرزند، خانواده‌ام چیزهایی می‌گفتند، ولی من همواره طرف همسرم را می‌گرفتم، حتی اگر او مقصر بود. البته خانواده‌ام در حضور محسن چیزی نمی‌گفتند. من هم هر جوری بود سعی می‌کردم تعادل را برقرار کنم که نه سیخ بسوزد و نه کباب.


اما راستش در این میان گاهی خودم بدجوری کباب می‌شدم!» رو به سمیرا می‌گویم: «پس حالا که محسن آقا اولویت اولت بوده و هست، به نظرت دیگر چطوری همسران جوان می‌توانند از همسرشان پشتیبانی کنند، آن هم در جمع خانواده؟» سمیرا پاسخ می‌دهد: «چه در حضور و چه در نبود همسر باید حمایت خودمان را از او نشان دهیم.


هر چقدر به همسرمان احترام بگذاریم و برایش ارزش قائل بشویم، به همان اندازه میزان ارزش و احترام او پیش خانواده و دیگران افزایش پیدا می‌کند. چنان‌‌چه جر و بحثی بین من و محسن اتفاق بیفتد، اجازه نمی‌دهیم آن اختلاف از حریم دو نفره‌مان بیرون برود. به نظر من این یکی از راه‌های حمایت از همسر و جلب اعتماد او است. در واقع با این عمل، علاوه بر پشتیبانی مستقیم و همه جانبه از یکدیگر، حریم خصوصی و رازهای ما نیز حفظ می‌گردد.»


وقتی گفت‌و‌گویم با سمیرا تمام می‌شود، آقا محسن که با دقت خاصی به حرف‌‌های همسرش گوش می‌داد، می‌گوید: «می‌دانید شاید گفتن این جمله زیاد جالب نباشد، اما کاربرد خوبی دارد: همیشه بهترین دفاع حمله است! لذا حمایت مداوم، تعریف در حضور و غیاب همسر و در نهایت این‌که خانواده بدانند من از زندگی و همسرم کاملاً راضی هستم امری است کاملاً ضروری.»

نگاه کارشناسان

آقای مصطفی رشید، کارشناس مذهبی در این خصوص می‌فرمایند: «‌حمایت زن و شوهر از یکدیگر در جمع خانوادگی موجب عدم دخالت دیگران در حریم زندگی خصوص آن‌ها می‌گردد. باید خوب توجه داشت زوجین زمان قرارگیری در جمع خانواده همسرشان بیش از هر موقع دیگری نیازمند پشتیبانی هستند و کم‌توجهی به همسر در جمع خانواده ممکن است مقدمه پیدایش کدورت و ناراحتی گردد و فراموش نشود خانم‌ها نیازمند حمایت بیشتری در این شرایط هستند.


همسران بایستی با تدبیر، حمایت خود را نسبت به همسرشان ابراز نمایند تا هم دل همسر خود را بدست آورند و از طرف دیگر اجازه ندهند پدر و مادرشان آزرده‌خاطر گردند. پس با مدیریت صحیح روابط خود باید محبت و حمایت را نسبت به همسرشان نشان دهند.»

در پایان از خانم ندا رهنمانژاد؛ کارشناس ارشد روان‌شناسی، در مورد زمان‌های بحرانی می‌پرسم. مواقعی که همسران در بین دو راهی خانواده و همسفر راه عشق خود می‌مانند. ایشان پاسخ می‌دهند: «گرچه احترام به خانواده طرفین وظیفه هر زن و مردی است، اما گاهی تأیید رفتارهای غلط خانواده‌ها و دخالت‌های بی‌جای آن‌ها باعث دلخوری و آزار زن یا شوهر می‌شود. اگر همسری بخواهد همیشه حق را به خانواده‌اش بدهد و به خاطر خانواده خود همسرش را طرد کند یا زیر سۆال ببرد در واقع رابطه زناشویی خود را مورد تهدید قرار داده و کم‌کم محبت همسر آزار دیده‌اش را از دست خواهد داد و باعث می‌شود همسرش احساس شکست و درماندگی کند و علاقه‌اش نسبت به او کمتر شود و از او فاصله بگیرد.


زن و شوهر باید به همسر خود و خانواده‌شان بقبولانند هرکدام جایگاه خاص خودشان را دارند. چه زن و چه مرد بالغ باید بتوانند بین همسر و خانواده‌شان تعادل ایجاد کنند، تعصب را کنار بگذارند و با درک بیشتر و منطق غنی‌تر رابطه حسنه بین آن‌ها ایجاد کنند. طرفداری بی‌جا از هر کس که باشد وضعیت او را ضعیف می‌کند و باعث می‌شود دیگران به او بی‌اعتماد شوند. در صورت بروز مشکل از سوی خانواده زن یا مرد عضو همان خانواده (زن یا شوهر) مشکل را حل کند، زیرا هر یک از همسران به خوبی خانواده خود را می‌شناسند و بهتر می‌توانند چاره‌جویی کنند. اگر زن و مردی نمی‌توانند بین خانواده و همسرشان تعادل برقرار کنند و با انصاف و عدالت موضوع را حل کنند در واقع هنوز به بلوغ فکری و عاطفی نرسیده‌اند.»


البته خانم رهنما‌نژاد به شیوه‌های برتر حمایت از همسر نیز اشاره فرمودند: «همسران جوان در حضور خانواده‌هایشان باید سعی کنند با احترام بیشتری با یکدیگر رفتار نمایند و حرمت یکدیگر را نزد خانواده و دوستان و.... حفظ کنند. همسرشان را با پیشوند آقا یا خانم صدا بزنند.


در برابر جمع (خانواده) به انتقاد و سرزنش از همسرشان نپردازند. در حضور خانواده به همسرخود بیشتر توجه کنند و او را در گفتگوها شرکت دهند. همیشه سعی نمایند نکات مثبت همسرشان را در حضور خانواده بیان کنند. تشویق، تعریف، تأیید و بیان نکات مثبت به طور آشکار یا در جمع خانواده باشد. نکات مثبت همسرشان را بزرگ و نکات منفی او را کوچک بشمارند. این کار اعتماد به نفس همسرشان را بالا می‌برد و به او احساس ارزشمند بودن را می‌دهد.


در حضور خانواده به انتقاد از همسرشان نپردازند و با تندی، بد زبانی، لحنی نامناسب و طعنه‌آمیز با همسرشان صحبت نکنند و انتقاد به طور محرمانه و در تنهایی صورت گیرد. محبت کردن زن و شوهر به یکدیگر صمیمیت را صد چندان می‌کند. در واقع همدلی و مشورت درباره مسائل نشان دهنده علاقه آن‌ها به یکدیگر است.»



منبع : باشگاه همسران جوان




طبقه بندی: جنسی و زناشوئی،
برچسب ها: حمایت زناشویی، حمایت همسر، حمایت زن، حمایت زن و مرد از هم، حمایت خانواده،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ جمعه 8 آذر 1392 ] [ 02:56 ق.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]

هفت راهکار برای افزایش خواستگار

این روزها انتخاب یک همسر مناسب برای بسیاری از جوانان یک دغدغه اساسی است. بخصوص برای دخترخانمها که شاید قدرت انتخاب کمتری داشته باشند و باید در انتظار آمدن یک خواستگار خوب بنشینند. مجله زندگی ایده آل در مطلبی رفتارهایی را بررسی کرده که با انجامشان می‌توان خواستگاران بیشتری داشت.


فراموش نکنید کم نیستند افرادی که اگرچه کمی دیرتر ازدواج کرده اند ولی ازدواج موفقی داشته اند.

به دنبال فرد ایده آل نباشید

بیشتر افراد وقت زیادی را صرف می کنند تا بتوانند «فرد ایده آل» خود را پیدا کنند. اگر شما هم جزو این دسته هستید توصیه می کنیم با چشمانی باز پیش روی تان را نگاه کنید. البته منظور ما این نیست که به اولین خواستگارتان پاسخ مثبت بدهید. ولی کمال گرایی هم ممنوع!

باوقار باشید

بیشتر مردان به دنبال زنی خاص می گردند که تا پایان عمر کنارش بماند و با او پیر شود. زنی که اهل شکوه و شکایت نیست یا با نق نق کردن روزش را خراب نمی کند. مردها یک زن منطقی و با حساب و کتاب می خواهند که آنها را در سراسر زندگی شان حمایت کند و در موقعیت های حساس همیشه بتوانند روی کمکش حساب کنند. پس با دوری کردن از برخی رفتارهای سبک، شخصیتی متین و باوقار داشته باشید.

زیبایی همه چیز نیست

شاید برخی از دخترخانم ها به اشتباه فکر کنند «زیبایی و وضعیت ظاهری» آنان همه آن چیزی است که پسران در انتخاب همسر آینده خود ملاک و معیار قرار می دهند. از این رو با پناه بردن به لوازم آرایشی یا حتی عمل های جراحی سعی دارند برای زیباتر شدن تغییری در ظاهر خود ایجاد کنند.

اما بد نیست بدانید که اولا معیارهای زیبایی نسبی است و از فردی به فرد دیگر متفاوت است، همچنین پسرانی که به پختگی رسیده باشند، بیشتر از آن که در زیبایی چهره متوقف شوند به ظرافت ها و زیبایی های رفتاری شما توجه می کنند.

از سوی دیگر برخی از دخترخانم ها نیز فقط و فقط منتظر خواستگاری خوش تیپ هستند، اگر جزو این دسته از دخترخانم ها هستید بهتر است که خیلی در قید و بند قیافه نباشید چون قیافه خوب الزاما به معنی داشتن شخصیت خوب نیست.

وسواس را کنار بگذارید

محافظه  کاری ها و وسواس های بی مورد را کنار بگذارید، اگر خواستگارهایی دارید که حاضر نیستید حرف های شان را بشنوید یا اگر گاهی فامیل و دوستان تان کسی را برای ازدواج به شما معرفی می کنند اما شما اهمیتی نمی دهید، باید کمی در نگاه تان تجدیدنظر کنید. شاید یکی از همین موارد بتواند همسر خوبی برای شما باشد.


از آمدن خواستگار نترسید و چند هفته ای زیر نظر خانواده‌هابا خواستگار های تان صحبت کنید و بعد تصمیم بگیرید، مشکلات کوچک آدم ها را بهانه نه گفتن نکنید. فراموش نکنید که هر کسی با هر شخصیتی هم که باشد، مشکلاتی دارد که می توان از آنها ایراد گرفت.


مهم این است که به ویژگی های برجسته او نظرکنید، شما نمی توانید یک شخصیت بی عیب و نقص را به عنوان همسرتان انتخاب کنید چون اصلا چنین شخصیتی وجود ندارد. اما سعی کنید فردی را انتخاب کنید که بتوانید با مشکلاتش کنار بیایید و مدام به خاطرش افسرده یا عصبانی نشوید.

بگویید که توقعی ندارید

از موانع مهم پیش روی ازدواج توقعات بالاست و بسیاری از جوانان به دلیل مسائل مالی از تشکیل زندگی مشترک فراری هستند بنابراین با کم کردن این توقعات و بیان این مسئله در موقعیت های مناسب می توانید زمینه ازدواج را ایجاد کنید. همچنین یکی ازمواردی که می تواند مانع ازدواج باشد و آقا را از اقدام به خواستگاری منصرف کند موقعیت اقتصادی خوب خانواده خانم است.


یعنی آقا این جرات را ندارد که اقدام به ازدواج کند، شما به عنوان یک خانم می توانید سطح توقعات تان را پایین بیاورید و با بیان کردن این مسئله در جمع دوستان و بستگان که انتظارات من برای ازدواج بالا نیست به همه نشان دهید که در ذهن چه دارید تا شجاعت معرفی کردن خواستگار را پیدا کنند.

باید در درجه اول یک زن باشید

برخی از دختران، زن بودن خود را فراموش کرده اند. این که تحصیل کنند و سر کار بروند، چیز خوبی است اما متاسفانه برخی از دختران امروز از آن طرف بام افتاده اند!


بخشی از زن بودن زنان، در ارتباط با همسر و زندگی مشترک و نقش مادری شکوفا می شود و اینکه مورد حمایت و دوست داشته شدن همسر قرار بگیرند. دختران در ظاهر، این قضیه را کتمان می کنند.


آنها با وجود موقعیت های خوب ازدواج، همه درها را به روی خود بسته اند. چرا که تمام زندگی شان را در کار خلاصه کرده اند، آنها می خواهند به همه نشان دهند خودشان از پس کارهایشان برمی آیند و نیازی به ازدواج نمی بینند اما اگر با خود صادق باشند، این نیاز را احساس می کنند. فراموش نکنید مردها تمایل دارند با خانمی ازدواج کنند که در درجه اول یک زن است.


با خود مهربان باشید

دختری ناامید، عصبی و پرخاشگر که طلبکار از دنیا و دیگران است، چگونه انتظار دارد که فرد مناسبی برای ازدواج پیدا کند! دختری که هنوز با هم جنس خود نمی تواند درست ارتباط برقرار کند، چگونه انتظار دارد که دیگران به او خواستگار معرفی کنند!


دختران باید روی شخصیت خود و به خصوص مهربانی با خود، کار کنند. برخی از دختران امروز به دلیل داشتن تحصیلات و شغل، بخشی از زنانگی خود ازجمله مهربان بودن را کم رنگ کرده اند، در صورتی که یک مرد، حس محبت و مهربانی و حمایت همسر خود را می خواهد اما متاسفانه برخی دختران با تحصیل و شغل خود می خواهند که قدرت خود را به رخ فرد مقابل بکشند که در این صورت مردان فراری می شوند!

منبع:خراسان

گردآوری : گروه اینترنتی پرشین وی




طبقه بندی: جنسی و زناشوئی، روابط دختر و پسر، ارتباط اجتماعی،
برچسب ها: چگونه خواستگار پیدا کنم، خواستگار پیدا کردن، نداشتن خواستگار، خواستگاری، خواستگاری رفتن، ملاک های خواستگار،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ یکشنبه 14 مهر 1392 ] [ 02:41 ق.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]

                                              

 

 درباره ازدواج از پیامبر نقل شده که بهتر است زن در چهار چیز از مرد پایین‌تر باشد. خصوصیاتی که شاید در نگاه اول قابل چشم‌پوشی باشند اما قطعا در طولانی مدت می توانند روی زندگی زوج‌ها سایه بیندازند.

اول: از نظر سن

مرد‌ها باید سن شان از زنان بیشتر باشد. چرا؟ چه مزیت‌هایی دارد؟ و چقدر باید تفاوت سنی باشد؟ کارشناسان فیزیولوژیک معتقدند که رشد دختران بیشتر از رشد پسران است لذا یک دختر 14 ساله خیلی از مسائل را درک می‌کند و خیلی از واژه‌های اخلاقی، اجتماعی و انسانی را می‌فهمد. در مقابل یک پسر 14 ساله خیلی عقب‌تر است از نظر جسمی هم همینطور است. دخترها زود‌تر از پسرها رشد می‌کنند. بخاطر همین مطلب اسلام بلوغ تکلیفی را برای دختران 9 سال و برای پسران 15 سال تمام ذکر کرده است. پس می‌توان نتیجه گرفت که دختران زود‌تر از پسران به بلوغ جسمی، جنسی، عقلی، اجتماعی، و تکلیفی می‌رسد. در ازدواج هم بهتر است این موضوع رعایت شود. حال سوالی که مطرح می‌شود این است که چقدر تفاوت سنی خوب است؟

به نظر می‌رسد برای تفاوت سنی هفت سال عالی است اگر بیشتر از این نباشد بهتر است. البته تفاوت 10 سال یکسری حسن‌ها دارد و یک سری قول‌ها که بحث آن در آینجا نیست. البته واضح است که اگر تفاوت سنی کمتر از 10 سال باشد بهتر است. حداکثر و حداقل سنی که به نظر می‌رسد مناسب باشد 4 سال و 7 سال است.

زمانی مشکل بین همسران ایجاد می‌شود که تفاوت سنی آنان 10 سال با بالا باشد یا اینکه سن دختر بیشتر از سن پسر باشد. این موارد احتمال یکسری اشکالات را در بر خواهد داشت که به چند علت آن اشاره می‌کنیم.

 

اول اینکه: زنان چون از بدنی نازک‌تر و نرم‌تر برخوردار هستند، به مجرد آنکه فرزندی را به دنیا می‌آورند، در وجود جسمانی و زیبایی آنان گاهی تا 50 درصد، شکست ایجاد می‌شود. البته در همه زنان اینطور نیست. ولی در زنانی که سن زیادتری دارند چون جوان‌تر نیستند شکست آنها بیشتر نمایان می‌شود.

 

دوم اینکه: بروز اختلافات است چون زن بیشتر در جامعه بوده لذا بیشتر با مسائل آشناست از آن طرف هم مرد سرپرستی خانوده را به عهده دارد و تجربه او از همسرش کمتر است لذا یکسری بگومگو‌ها و اختلافات بروز می‌کند. اینجاست که زن نمی‌تواند هدفش را به مرد بفهماند و مردم هم هرچه می‌گوید به حساب خودش زن درک نمی‌کند و منظور مرد را نمی‌فهمد.

 

سوم اینکه: سطح توقعات بالاتر از مرد جوانتراست، توقع‌هایش جوانانه و گاهی اوقات بچه‌گانه است. اما همسرش یک زن و یک مادر مجرب است. و هماهنگی این دو سقف می‌شود اگر مرد آشنا به مسائل آیین همسرداری نباشد اختلاف ایجاد می‌شود. ولی اگر عقل میان این مرد و زن حاکم شد در زندگی مشکلی پیش نمی‌آید حتی اگر اختلاف این‌چنینی هم داشته باشد.

 

چهارم اینکه: پاسخ به نیازها، اگر تفاوت سن زن با مرد از ده سال زیاد‌تر باشد مرد زودتر پا به پیری و زمان رکود جنسی می‌گذارند ولی زن که از نظر شهوت بالا‌تر از مرد است، از همسرش توقع ارضای جنسی دارد و مرد توان پاسخگویی ندارد لذا احتمال گرایش به انحطاط جنسی و مسائل حرام پیش می‌آید و اگر هم این نشود، زن خودش را در زندکی شکست خورده و ناکام می‌داند و همیشه غصه می‌خورد که چرا تن به این ازدواج و زندگی داده است.

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: جنسی و زناشوئی، روابط دختر و پسر،
برچسب ها: برتری مردان، ویژگی های برتر مردان، نکات مهم برای ازدواج، ازدواج موفق،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ دوشنبه 4 شهریور 1392 ] [ 05:05 ب.ظ ] [ Zahra ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 24 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

نظر سنجی
مهمترین آرزوی شما ؟ ( صادقانه و واقع بینانه )






درباره وبلاگ

همانطور که سلامت جسم برای همه ما مهم است, سلامت روان هم مهم است...
پس:
کسانی که سراغ روان شناس می روند بیمار نیستند
و کسانی که روان شناس می شوند دنبال بیمار نیستند
ما فقط کنار هم ایم تا لحظاتی که می پرسیم "چرا ما؟" به همدیگر بهترین زندگی را هدیه دهیم

" امیدواریم وبلاگ روانشناسی سهمی در موفقیت شما توی زندگیتون داشته باشه ، هرچند این موفقیت حاصل اراده شماست و ما فقط واسطه ایم... "
" به امید روزی که همه مردم سرزمین من لبخند به لب داشته باشند... "

" وبلاگ منتخب میهن بلاگ،مجله موفقیت و راه موفقیت "
مطالب برتر و پر بازدید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب