روانشناسی
جدیدترین تست های روانشناسی در www.ravanshena30.ir
قالب وبلاگ

اینکه ۵ دقیقه به حرفهای کسی گوش دهید برای اینکه تصویر کلی از دیدگاه او به دنیا، امیدها و ترس‌ها و دغدغه‌های روزانه‌شان پیدا کنید، کافی است.

اما چطور می‌توانید با ۵ دقیقه حرف زدن با کسی چنین برداشتی داشته باشید؟ بااینکه این موضوع بسیار پیچیده است اما می‌توانیم نکاتی را برایتان مطرح کنیم که به شما در این مسیر کمک کند.

مردم معمولاً بخش خیلی زیادی از خودشان را با کسانی که به تازگی آشنا شده‌اند، درمیان نمی‌گذارند. به همین دلیل باید جواب سوالات خود را از لابلای حرف های آنها برداشت کنید. سوالاتی که ممکن است اگر مستقیماً بپرسید تمایلی به پاسخ دادن به آن نداشته باشند اما بدون اینکه بدانند اشاراتی در حرف‌هایشان به آن می‌کنند. تازمانیکه ندانند چه می‌کنید، می‌توانید بدون اینکه زنگ هشدار “غریبه” را در ذهن آنها به صدا درآورید، کاری کنید که چیزهایی که می‌خواهید را به زبان آورند.

اولین سوالی که باید در ذهنتان ایجاد شود این است:

“اولین و غالب‌ترین حس یا وضعیت احساسی در وجود این فرد چیست؟”

با استفاده از احساسات افراد می‌توانید چیزهای زیادی از آنها بفهمید چون احساسات آنها اسرار روابطشان با دنیای اطراف را افشا میکنند و وضعیت حسی و احساسی که در زمان تجربه دنیا در آن هستند بر اعتقادات و نظراتشان اثر می‌گذارد. احساس یکی از ساده‌ترین چیزهایی است که می‌توانید در افراد تشخیص دهید زیرا نیاز به یاد گرفتن ندارد—همه ما یک ظرفیت ذاتی برای تشخیص خودکار وضعیت حسی اطرافیانمان را داریم.

احساسات از ناکجاآباد نمی‌آیند، آنها واکنش‌هایی به اتفاقات پیرامون ما هستند. وقتی با یک نفر هستید، شما دو نفر در خلاء نیستید—یک محیط پیرامون دارید و می‌توانید آن را ببینید. حالا درمورد دو مورد از سه متغیر این معادله چیزهایی می‌دانید—می‌دانید که محیط چه شکلی است و می‌دانید که فرد موردنظرتان چه حسی دارد و از اینها می‌توانید درمورد آنچه در فکر او می‌گذرد استنباط کنید.

اگر برای هر دوی شما محیطی طبیعی باشد و وضعیت حسی خودتان وضعیت عادی باشد، احتمال اینکه فرد مقابلتان نیز در چنین وضعیت حسی باشد زیاد است و این وضعیت حسی چیزهای زیادی درمورد نوع شخصیت او به شما می‌گوید. اگر محیط یا موقعیت غیرعادی و غیرطبیعی باشد، باید به این فکر کنید که چنین موقعیت و محیطی چه تاثیر حسی ممکن است بر جا بگذارد و مطابق با آن از وضعیت حسی فردمقابل برآورد داشته باشید. بعنوان مثال، اگر شب در یک کوچه تاریک باشید، مطمئناً آن فرد ترسیده‌تر و هوشیارتر از حالت عادی خود خواهد بود و در یک مهمانی یا کلوپ مطمئناً پرانرژی‌تر از حالت عادی است. باید ببینید فرد موردنظرتان در آن موقعیت چه حسی دارد و بعد سعی کنید آن تاثیر موقعیتی و محیطی را از وضعیت حسی عادی آنها تفریق کنید.

وضعیت حسی عادی افراد نشان خوبی از درک آنها از جهان و دنیای اطراف است. رفتار آنها در آن وضعیت حسی نشان از نقش خودشان در آن جهان و نگاهشان به خودشان است.

در زیر به چند مثال اشاره می‌کنیم:

افراد عصبانی معمولاً تصور می‌کنند دنیا ناعادلانه است و همه آدمها می‌خواهند به آنها صدمه بزنند. دوست خودشان را زیر یک ابر صاعقه‌دار شخصی از دیگران جدا کنند و آنجا به تنهایی از همه‌کس و همه‌چیز متنفر باشند یا با آدمهای عصبانی دیگر پیوند میخورند تا بتوانند بقیه را بخاطر احساسات بد خودشان متهم کنند. تشخیص این افراد معمولاً بسیار ساده است.

افراد ترسو به شکل‌های مختلف وجود دارند و معمولاً متداول‌ترین نوع انسانها هستند. افرادیکه خشن و با طرزفکر “هجوم بهترین نوع دفاع است” رفتار می‌کنند، جزء متداولترین‌ نوع شخصیت هستند. افراد خجالتی که ترجیح می‌دهند به جای اینکه شهامت به خرج دهند، از ترس خود فرار کنند، قابل‌تحمل‌تر هستند اما باز هم برای همراه بودن عالی نیستند. افراد ترسویی که سعی می‌کنند با رفتاری دوستانه و خودداری از اذیت کردن یا ناراحت کردن دیگران به ترسشان واکنش ‌دهند، دوست‌داشتنی‌ترین افراد هستند.

افراد شاد آنقدر نادر هستند که نیازی به دانستن درمورد آنها نیست. باشه…شوخی کردیم…اما نه خیلی. افراد شاد و خوشبخت واقعی چندان گونه متداولی نیستند. بودن با این افراد بسیار خوب است. کسانیکه شاد به نظر می‌رسند معمولاً:

اعتقاد دارند، “هیچ اهمیتی برایم ندارد.” از ترسیدن خسته‌اند و تصمیم گرفته‌اند همانطوری باشند که هستند. آنها که فقط درمورد دغدغه‌های لحظه‌ای نگران می‌شوند، به برنامه‌های آینده یا نقشه‌های درازمدت فکر نمی‌کنند. برای آنها فقط رضایت از زمان حال مهم است و بس.

دومین سوالی که باید پاسخ دهید این است که:

“چطور وضعیت حسی عادی این فرد به این شکل درآمده است؟”

حال کنونی آن فرد از گذشته و اتفاقاتی که در گذشته برایشان افتاده ساخته شده است. این رویدادها و موقعیت‌های مهم زندگی آنها بوده که باعث شده کسی شوند که الان هستند. باتوجه به اطلاعات هرچند کوچکی که ممکن است در مکالمه‌شان به آن اشاره کنند، می‌توانید پی به داستان زندگی آنها ببرید. آدمها معمولاً کمتر درمورد گذشته‌شان با کسی حرف می زنند اما افکارشان درمورد آینده را به راحتی در میان می‌گذارند و این برای حدس زدن درمورد گذشته‌شان برای شما کافی است. آدمها معمولاً از چیزی فرار می‌کنند، پس آنچه که می‌خواهند معمولاً متضاد آن چیزی است که قبلاً داشته‌اند.

وقتی پی به وضعیت حسی عادی آن فرد و نوع تجربیاتی که در گذشته داشته‌اند بردید، می‌توانید افکار و ایده‌های آنها را با یک تحریک ساده بسازید:

یک موضوع انتخاب کنید، مثلاً موضوع X. نوع افکاری که درمورد آن موضوع داشته‌اید را به یاد آورید. اتفاقات و موقعیت‌هایی که باعث شد چنین افکاری داشته باشید را هم به خاطر آورید. بعد، خود را جای فردمقابل قرار دهید، در یک مفهوم عینی. خودتان را با بدن، موقعیت، و همه چیز او تجسم کنید. بعد از نظر حسی خودتان را جای او بگذارید—خودتان را در وضعیت حسی عادی او قرار دهید و تصور کنید که همیشه چنین حسی داشته‌اید، مگراینکه در یک وضعیت خیلی خاص باشید. بعد تصور کنید که تجربیاتی شبیه به آن فرد داشته‌اید—چه از نظر جسمی و چه فکری و احساسی. اگر موقعیتی شبیه به آن که قبلاً در زندگی خودتان داشته‌اید را به خاطر آورید کمک زیادی می‌کند.

اینکار باعث می‌شود آن فرد را طوری متفاوت با آنچه همیشه می‌دیده‌اید ببینید و این احتمال وجود دارد که چیزی که می‌بینید تقریباً شبیه به چیزی باشد که او می‌بیند. در مکالمه‌تان با او کافی است یک اشاره عادی داشته باشید و خواهید دید که مشتاقانه دوست دارند با آن موافقت کنند و آن را تجربه‌ای مشترک بدانند. اگر این اتفاق نیفتاد، احتمالاً باید محرکتان را تغییر دهید.

چیزی که با این کار می‌توانید کشف کنید این است که آدمها خیلی کمتر از آن چیزی که تصور می‌کنند، حریم شخصی دارند. آدمها متفاوتند اما تقریباً به هم شبیهند. حتی وقتی دو نفر با هم تفاوت دارند، هر کدام تا حد زیادی به دیگری شبیه هستند.



طبقه بندی: بهبود روابط،
برچسب ها: مطالب بروز روانشناسی، مطلب اسفند 90، راه کار ها، رواشنا30، قضاوت، قضاوت کردن، 5 دقیقه، 5 دقیقه قضاوت درباره دیگران، قضاوت کنیم با نکنیم ؟، ایا قضاوت کردن درست است ؟، چرا قضاوت می کنیم ؟،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ چهارشنبه 10 اسفند 1390 ] [ 09:19 ق.ظ ] [ * hedieh * ] [ نظرات ]

 

سکوت....جواب های سربالا....پریشان خاطری....کم محلی.... در این شرایط می خواهید موی سر خودتان را بکنید. واقعا دیگر فکری به ذهن تان نمی رسد.

«عذرخواهی کردن» از نامزد خود یا همسر خود ممکن است مشکل به نظر برسد، بخصوص زمانی که بر سر مسئله یا موضوعی با هم چندین بار مخالفت کرده باشید و ممکن است در خود توان گفتن آن را نبینید. از طرفی هر کاری را هم که فکر می کردید به او می فهماند که شما از کرده خود پشیمان هستید را انجام داده اید. کمی صبور باشید، ما در ادامه چند روش «عذرخواهی» را برایتان مطرح می کنیم، که قطعا حل وفصل نمودن اختلافات و عبرت گرفتن از تجارب خواهد انجامید.

انتقاد را با گشاده رویی بپذیرید: در مجادله ای که هر دوی شما تصور می کنید حق با شماست و مشکل مربوط به طرف مقابل می باشد به ویژه اگر قبلا نیز مکررا بر سر موضوع فعلی بحث کرده اید، لطفا انتقاد همسر خود را با روی باز و به راحتی گوش کنید.

آنتراک دهید: در اوج بحث فشارخون تان بالا می رود و تپش قلب تان بالا می رود و ممکن است چیزهایی بگویید که لزوما بیان آنها منظوری ندارید. همیشه به مکانی خلوت نیاز دارید که در آن از هم جدا شده آرام گرفته و افکار خود را جمع کنید.

گذشته را یادآوری نکنید: به چیزی که اکنون در حال روی دادن است توجه کنید. آتش بیار معرکه شدن راهی به جایی نخواهد برد و با فراموش کردن گذشته زودتر به توافق می رسید.

به او بگویید که دشمن اش نیستید: اگر به آرامی در مورد موضوعی بحث می کنید.




طبقه بندی: بهبود روابط،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ دوشنبه 8 اسفند 1390 ] [ 04:26 ب.ظ ] [ Zahra ] [ نظرات ]

 

دانستن چگونگی رفتار با مردم به اندازه شایستگی های فـنـی و مـدیریتی اهمیت دارد. به بدترین كارفرمایی كه تـا
حـال داشـتـه ایـد فـكر كـنـید. بـیـاد آوریـد كـه چطـور فقدان مهارتهای رفتار با دیگران در او باعث دلسردی و عدم بهره
وری دیگران و خروج شما با نا امیدی گردید.

یك انسان موفق نیمی كارمند است، نیمی سیاستمدار.او میداند  كار كردن با دیگران بخصوص در دنیای كنـونـی
كـه مملو از انسانهای دمدمی مزاج و زود رنج اسـت، روال ارتباطی خاصی را می طـلبد. او سـخـن یـكـی از بــزرگان
جامعه شناس كـه "هنـگـام برخورد با مردم بخاطر داشـته باشید با مخلوقات منطق طرف نیستید،بلكه با مخلوقـات
احـساسـات، مـوجوداتـی كه سرشار از تبعیض، روحــیات پیشداوری و تعصب می باشند، و با غرور و خودبینی دست بگریبانند طرف هستــید،" را مد نظر دارد.

در ایـن قسمت برخی از قـوانـیـن اصـلـی ارتـبـاطات انـسانی در فضای كاری را مشاهده میكنید.  برای مهارت یافتن در آنها، باید این قوانین را جزئی از خود درآورید.

1- دیگران را با نام صدا بزنید
این خوشایند ترین صدا برای گوش هر كسی است. وقتی نام فردی را بكار می برید، در حقیقت پیغام خود را به صـورتی اختصاصی و تـنها برای شـخـص او مبـدل مـی سـازیــد. همچنین علاقمندی و میزان اهمیت شما را نسبـت به فرد میـرسـاند. این یك ابزار ساده فریبنده برای كاستن از جبهه گری های شخص می بـاشـد چـرا كه یك نوع وجه ضمان و تـعهــد بـوجود می آورد. جملات خود را با اسامی افراد آمیـخته، و بـا سـؤالاتــی نــظـیـر، "علی، امروز خوب هستی؟" آغاز كنید.

2- اشتباه خود را بپذیرید
ممكن است تصوركـنید كه اگر اشتباهی كه مرتكب شده اید را بگردن نگیرید، وجهه خود را از دست خواهید داد. این كار درست نیست. اعتراف به اشتباهات در مـحیط كـار یكی از ستوده ترین اعمال است چون اندك افرادی مبادرت به آن می نـمایـنـد. بـیـامـوزیــد كه چـگونه تـكبـر و خـودخـواهـی را كنار گذاشته و بپذیرید كه كامل نیستید. فقط در این كـار زیاده روی نكنید مثلا لازم نـیست با عذرخواهی های فـراوان در جـلسـات اقـدام به بیان اشتباهات خود نمایید. یك جمله "من اشتباه كردم و متوجه آن میشوم،" كفایت میكند.

3- دیگران را با معیارهای بالا درنظر بگیرید
اندك افرادی در بین ما، كه معمولا عقل كل خطاب میگردنـد، بـنـظر می رسد اینگونه فكر میكنند كه هیچ كسی جز خودشان قادر به انجام صحیح امور نمیباشد. جزء این گروه از افراد نباشید. به قابلیتهای دیگران اعتماد كنـید. در واقـع به آنـهـا در انـجام دادن كارها به بهتریـن وجـه ممـكن اطـمـیــنان داشتـه بـاشید. ایـن به مـعنای داشتن انتظارات بیش از حد نیست. باور داشتن یك فرد او را تشـویـق بـه انـجـام كـارها با حداكثر توان نموده و از نا امیدی جلوگیری بعمل می آورد.

4- علاقه ای صادقانه و صمیمی از خود نشان دهید
"كارها خوب پیش میره علی جان؟خوبه، میشه این پرونده ها رو برام چك كنی؟" این به معنای ابراز علاقه نبوده و بیشتر به دوستی خاله خرسه شباهت دارد. هر فردی در دفتر كار شما دارای سابقه ای غنی از علایق، تجارب و  سلایق می بـاشد. حـتـی اگر نقطه اشتراكی با هم ندارید، در مورد اطرافیانتان اطلاعات كسب كنید.

اگر یكی از همكاران شما گفت كه شركت در گیم های آنلاین را دوست دارد، در مورد آن از او سؤال نمایید-- حتی اگـر بـرای شـما جالب نیست. نه تنها میتوانید چیز جدیدی یاد بگیرید، اگر در آینده به آن گرایش پیدا كنـیـد، از امتیازاتـی برخوردار خواهید گشت. مردم دوست دارند كه دیگران آنها را بخاطر داشته باشند.

به سخن خود مشغول بوده و بدانید چه وقت باید آنرا بیان كنید...


5- از دیگران تعریف و تمجید نمایید
فقط نگویید "خوب بود." در مورد تعریف خود صریح تر بوده و نشان دهید كه در مورد آنچه كه فرد در حقیقت انجام داده آگاهی دارید. "علی، تـو خیـلی خوب جلسه را اداره كردی بخصوص وقتی هـمـه از مسیـر مـوضوع اصـلـی منـحرف شده بودند،" این یك مثال خوب است. در عین حال سعی كنید به ندرت و فقط زمانی كه واقـعا نـیـاز است انتقاد نمایید. انتقاد را طوری بیان كنید كه مانند یك نصیحت سازنده از طرف دوسـتـی قـابـل اعـتـمــاد در نظر گرفته شود.

6- مراقب حرفهایتان باشید
اگر تصمیم پیگیری كاری را ندارید، نگویید كه آن را انـجـام خواهید داد. اعتبار شما ارتباط تنگاتنگی با كلامتان دارد. اگر به قول خود عمل نكنید، در مـورد كـارهـای بـزرگ بـه شـما اعتماد نشده و در نتیجه پیشرفتی نخواهید كرد.

7- قدردانی و سپاسگزاری كنید
اگر فـردی لـطفـی به شما كرد، و یا برای انجام كاری برای شما از خواسته خود گذشت، مطمئــن گردید كـه بـه این سـعی و تـلاش آگـاه شوید. شما بخودی خود مستحق لطف نـبـوده و كسـی بــه شما بدهكار نیست. اگر مورد لـطـف واقـع شـدید، تـشـكر نـمـوده و درعوض مقابله بمثل كنید.

8- با فكر و با ملاحظه باشید
هـرگز تـصور نـكیند كه دیگران سخنان شما را مساعد و ارزشمند تلـقـی خـواهـنـد كـرد. برخی افراد بصورت طبیعی تك تك كلماتی كه شخص بـیـان می كنـد را بـرای یـافــتن یك رودررویی شخصی مورد جستجو قرار می دهند. شما نمی تـوانیـد اینگونه افراد را تغییر دهید، اما قادرید نزد آنها حرف های خود را با دقت سازمان دهی نمایید. پیش از صحبت كـردن فكر كنید و مطمئن شوید كه هیچ ابهامی كه باعث سوء تعبیـر شـود در سـخـنـان شما وجود ندارد.

همچنین میتوانید سـعی در فهمیدن نقطه نظرات دیگران نمایید تا از بروز سوء تفاهمات ممانعت بعمل آورید. ممكن است عمیقا" اعتـقـاد بر حـقانـیـت خـود داشـتـه باشید، اما متوجه گردید كه دیگران به همین منوال درباره عقاید و باورهایشان می اندیـشند. شما باید نظرات آنها را محترم شمرده و ببینید چرا آنها اینگونه فكر میكنند. بجای مـشاجره از دیگران بخواهید در مورد مواضعشان توضیح دهنـد. مجـبـور نیـستـید مـوافــقت كنید، اما میتوانید بگویید، "من متوجه هستم شما چه می گویید."

9- از خود گذشتگی كنید
گه گاهی از مكان شغلی خود خارج شده و به دیگران در كـارهـایشـان كـمك نمایید. این عمل را بدون اینكه از شما درخواست شود انجام دهید. گفتن، "كمك لازم نـداری؟" یــك تاثیر دوگانه در پی دارد. ابتدا، شما دیگران را تشویق بـه از خـود گـذشتـگی نـمـوده و در نتـیـجـه مـحیـط كـاری مثـبـت تـری ایـجاد خـواهد شـد. دوم، بـرای خود لطفی متعاقب را خریداری میكنید، چرا كه مهربانی همیشه بازمیگردد.

10- متواضع و فروتن باشید
تلاشهای مشهود برای تحت تاثیر قرار دادن همكاران و اشخاص مافوق نـتـیجه عكس به همراه خواهد داشت. هیچكس آدم خودنما را دوست ندارد. اگر میــخواهید كمالات شما تـوسـط دیـگران تصدیق شوند، كافی است تمرین بردباری بیشتری بنمایید. كامیابیـهای شما زمانی مصداق واقعی پیدا میكنـند كـه اجازه دهید دیگران خود متوجه آنها گردند نه اینكه مرتب صحبت از آن بمیان آورید.

11- به حفظ آبروی دیگران كمك كنید
هـر كسی اشتباه می كـنـد. بــه دفعه قبلی كه اشتباهی خجالت آور مرتكب شدید فكر كنید. دوست نداشتید كسی بیـایـد و اشـتـباه شـمـا را كـوچـك جلوه داده و از جدیت آن بكاهد؟ پس همین كار را شما در مورد دیگران انجام دهید. با خنـدیـدن به اشتباهی كه شخص ( نه با خندیدن به خود شخص ) مرتكب شده بهمراه ضربه ای دوستانه به شانه هـای او از پریشانیش كاسته و بگویید، "این برای بهترین افراد این شـركـت هـم مـمـكـن است پیش بیاید." با این كار به او و به دیگران اطمینان میدهید كه دنیا به پایان نرسیده است. اگر مـــناسب است، بجای جلب توجه بی مورد  نسبت به اشتباه رخ داده، هیـچ چیزی نگویید.

 

پاكسازی میدان مین
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
محیط كاری می تـواند میـدان میـنی از اشـخاص زود رنـج و احـساساتـی بـاشــد. دارای خصوصیات خود بودن آن را خنثی نمی كـنـد. بـا دانسـتـن قـوانـیـن بـرخـورد بـا دیـگـــران سیاستمدارترین فرد محل كار خـود بـاشـید. امـروزه، كـارمنــدانی كه از روابط انسانی به بهترین وجه آگاهی دارند، مناسب ترین افراد برای مدیریت محسوب میگـردند. كـارفرمای شما احتمالا این موضوع را دانسته و به آن توجه خواهد كرد.




طبقه بندی: بهبود روابط،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ شنبه 6 اسفند 1390 ] [ 11:06 ق.ظ ] [ Zahra ] [ نظرات ]

 

حتما داستان افسانه ای دختر کوچک بندانگشتی را شنیده اید. تامبلینا، دختری به اندازه یک بندانگشت بود و طی جریاناتی با یک گورکن همنشین شد و قرار بر این شد که با او ازدواج کند و به دنیای زیرزمین برود...
درسی که از این داستان می گیریم به ما می گوید که چگونه برای یافتن فرد مناسب خود باید تلاش کنید تا به عشق واقعی دست یابید و عشق را با در محدودیت قرار گرفتن نمی توان بنیان نهاد. در عین حال، به قلبتان اعتماد کنید و احساستان را چراغ راحتان کنید...

زیبا رفتار کنید تا زیبا باشید

دقت کنید تا ببینید طرف مقابلتان برای شما چه مفهومی دارد و آیا همانی است که دل با او همراه دارید. در زندگی به ارزش وجودی همسرتان ایمان داشته باشید و بدانید خوشبختی واقعی وجود خود اوست و اینکه شما با بودن در کنار او و با یاری او معنا پیدا می کنید و قرار نیست یکی بر دیگری حاکمیت داشته باشد.
هماهنگ بودن در خواسته ها، شخصیت و ارزش ها، شانس بهتری برای خوشبختی به شما می دهد. همیشه صادقانه برخورد کنید اگرچه در مورد شرایط سخت آسان نیست، اما این نکته همان است که عشق موفقی را به ارمغان می آورد. در مورد باورهای خود محکم باشید و به خاطر طرف مقابل و به دست آوردنش، عقاید خود را کنار نگذارید. زیرا باختن خود راه پیروزی نیست.
سعی کنید عادت های بد خود را که روی طرف مقابل تاثیر منفی دارد کمرنگ کنید تا شخصیت خود را در نظر آنان زیر سوال نبرید تا به این وسیله خودتان نیز احساس بدی پیدا نکنید. اگر دچار مشکلی می شوید، سعی نکنید برای رفع ناراحتی مثلا به خرید بروید، بلکه با برنامه ریزی برای یک پیاده روی، صحبت کردن با دوست خود یا تماشای یک فیلم بر احساس ناراحتی خود فائق آیید.
سعی کنید به خودتان مسلط باشید و برحسب اعتماد به نفس و قدرت بیندیشید تا بر همان اساس نیز رفتار کنید. در این دنیای پرهیاهو و پیچیده امروز، باید برای شریک زندگی همراهی آرام بخش باشید، او را درک کنید و شرایط روحی و احساسی وی را در نظر داشته باشید. بدانید کجا باید با او به بحث نشست و کجا حرف او را بشنوید و کجاها با ابتکار عمل های خود زندگی را از یکنواختی دربیاورید.
مرد و زن باید اطلاعات و دانش خود را درباره سلامت جسمی و روانی خانواده بالا ببرند. به عنوان مثال مردان باید بدانند که همسران خود را در دوران تولد فرزند جدید درک کنند، زیرا زنان در زمان شیردهی دچار تغییرات هورمونی می شوند و بدنشان هورمون های استروژن، تستوسترن و ترکیب شیمیایی دوفامین کمتری ترشح می کند و روی هم رفته توجه خود را بیشتر روی نوزاد معطوف می کنند.
سعی کنید به خواسته های وی در این دوران بیش از پیش توجه کنید. در عین حال، خانم ها نیز باید از مردان خود غافل نشوند و احساساتش را پاسخگو باشند. زنان باید کمک کنند همسرشان در روابط اجتماعی بدرخشد و به دلایل مختلف آنها را با تماس های تلفنی مختلف و ارتباط های مکرر تحت فشار قرار ندهند زیرا مردان دوست ندارند، دائما تحت تاثیر نشانه هایی باشند که به طور منفی تعهدشان را به آنها متذکر می شود یعنی همان که جبران خلیل جبران می گوید که به مثال دو ستون باشید در کنار هم اما آزادی عمل هم را محدود نکنید. اگر زنان در برابر رفتار نامناسب مردان واکنش منفی نشان دهند و از کنار آن بی تفاوت نگذرند بیشتر مورد احترام خواهند بود.
باور داشته باشید که عشق برجسته ترین قسمت معادله رابطه دو نفر است زیرا یک حس آرامش و مقبولیت می بخشد و اینکه خوشبختی دیگری به همان نسبت خوشبختی خودتان اهمیت پیدا می کند.
این حس به شما اعتماد به نفس خارق العاده ای می بخشد چنان که در برابر مشکلات دچار ترس نخواهید شد و با گام های مطمئن قدم برمی دارید. یکی از اثرات اعتماد به نفس تاثیر مثبت جسمی است؛ ایجاد یک رابطه خوب عاطفی با همسرتان سیستم ایمنی بدنتان را تقویت می کند و ترشح هورمونی به نام راندروفین سلامت جسمی را در بدنتان تقویت می کند. این هورمون همان است که وقتی ورزش می کنیم ترشح می شود و متضمن بدنی سالم برای فرد خواهد بود.
نکته آخر اینکه با کمال و همچون قله کوه دست نیافتنی باشید اما نه چندان که از شما فرار کنند. همیشه چنان باشید که ۵۰ درصد از وجودتان برای مردتان قابل رمزگشایی باشد. چه جالب گفته شده که زیبایی شما باید درونی باشد و انعکاسش در چشمانتان متجلی شود و این زیبایی در ظاهر شما جایی ندارد مگر اینکه بتوانید زیبا عمل کنید. 




طبقه بندی: بهبود روابط،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ دوشنبه 10 بهمن 1390 ] [ 01:21 ب.ظ ] [ Zahra ] [ نظرات ]

- گذاشتن اسم روی بچه ها " لال " یا " بچه بد "


اگر کودکان را نامهایی مانند احمق و تنبل و... بنامید باور می کنند که دارای این صفات و خصوصیات است. به علت آسیبی که به کاربردن این نامهای منفی به شخصیت بچه ها وارد می کند اعتماد به نفس او از بین می برد. اگر کودکی به صفت « زشت » نامیده شود ممکن است از حضور در جمع و بازی با دیگران خودداری کند اگر بگویید:‌ « کمرو» از ارتباط با همسالان و بزرگترها پرهیز می کند. چه باید گفت: با جمله ای مثبت توجه بچه را به رفتاری معطوف کنید که باید تغییر دهد. « این اتاق نامرتب و به هم ریخته است » یا « کاغذ و مدادهایت روی زمین پخش شده و باید جمع شود.»

 

۲- طـــرد کـــردن بچه ها " ای کاش به دنیا نمی آمدی " یا " هیچکس ترا دوست ندارد "

طرد کردن بچه ها نشان دادن نفرت یا تمایل به جدایی از آنهاست. برای یک کودک دوست داشته نشدن از طرف فردی که او را به دنیا آورده به معنی دوست نداشتن از طرف همه افراد است. آنچه که یک کودک باید بداند این است که پدر و مادر بدون هیچ قید و شرطی دوستش دارند. چه باید گفت: هر روز با او گفتگو کنید و بگویید « دوستش دارید » و در آغوشش بگیرید.

 

منفــــی بافــی " لیاقت چیزی را نداری یا جات تو زندونه " 


بچه ها با کلمات و جمله هایی که به آنها می گوییم، بزرگ می شوند یک پژوهشگر با عده ای زندانی گفتگو و مصاحبه کرد. از آنها پرسید که به چند نفر از آنها هنگام بچگی گفته شده که زندانی خواهند شد؟ با کمال تعجب دریافت که تقریباً با پاسخ همه آنها به این سوال مثبت بود. والدین باید آینده خوبی را برای بچه ها ترسیم و پیش بینی کنند.

 

مقصــر داشتن بچه ها هنگام بروز مشکلات " تو دلیل دعوای من و پدرت هستی "

مقصردانستن کودک هنگام مشکلات به این معنی است که او به دلیل کاری که به دیگران انجام داده اند سرزنش می شود بچه ها هدف آسان و در دسترس برای به گردن گرفتن تقصیر دیگر اعضای خانواده هستند. اگر بچه ها باید یاد بگیرند که مسئولیت کارهایشان را به عهده بگیرند ما باید نمونه ای از مسسولیت پذیری در برابر اشتباهات و ضعف هایمان باشیم. چه باید گفت: اگر عصبانی شدید به محض بدست آوردن خونسردی٬ از کودک معذرت بخوهید و مثلاً بگویید:« ببخشید دعوات کردم امروز خسته بودم. »

 

انتظارات نابجــا " نمره ات ۱۷ شده پس ۳ نمره دیگر چه شده است تو فقط باید ۲۰ بگیری."

پدر و مادرانی که از فرزندان خود انتظارات بی جادارند آنها را مجبور می کنند که بهترین بازیکن باشند یا در مدرسه نمره ۲۰ بگیرند. پیامی که پشت این عمل پنهان شده این است که تو در مدرسه به اندازه کافی خوب نیستی. داشتن انتظار بی جا تنها اعتماد به نفس کودک را از بین می برد. چه باید گفت؟ با تاکید به نکات مثبت بگوئید: خیلی عالی است که نمره های ۲۰ زیادی در کارنامه ات داری اشکالی ندارد نمره ۱۷ گرفتی چون تو تمام سعی خود را کردی و هر انسانی ممکن است اشتباه کند سعی کن اشتباهاتت در آینده کمتر شود لزومی ندارد همیشه و همه کس نمره ۲۰ بگیرند.

 

مقـــایسه کـــردن " چرا مثل پسرخاله ات نیستی ؟ وقتی به سن تو بروم، دو کیلومتر پیاده به مدرسه می رفتم. وقتی به کودک می گویید که رفتارش مثل خواهرش خوب نیست.

تخم حسادت و بددلی را بین فرزندان خود می کارید. بچه ها نباید در خانواده و فامیل مقایسه شوند چون در مقابل خواهران و برادران خود احساس بی ارزشی و بد بودن را خواهند داشت. حتی تعریف مثبتی هم می تواند همین نتیجه را داشته باشد. وقتی می گوید: « تو در بازی فوتبال از برادرت بهتری » همان احساس مقایسه و ناسازگاری را بین آنها به وجود می آورید. بهتر است بگویید: تو در بازی فوتبال به اندازه برادرت هنگامی که به سن تو بود خوب هستی. از سال گذشته تا به حال در زبان پیشرفت کرده ای.

 

شـــرم زدگـــی " باید از خودت خجالت بکشی. درست مانند یک بچه رفتار می کنی. نمی توانم باور کنم از این گربه کوچک می ترسی."

هنگام خجالت٬ کودک٬ احساس می کند نقص دارد یا بی لیاقت است. خجالت کشیدن بیشتر از این که رفتار او را درست کند موجب از دست رفتن روحیه و تحقیر او می شود. برخی پدرها و مادرها با انگشت گذاشتن روی نقاط ضعف کودک، مانند شب ادراری او را تحقیر می کنند. خجالت زده کردن کودک موجب می شود که او عوامل تحقیرش را پنهان کند. بهتر است بگویید: گریه نکن٬ تو دیگر بزرگ شده ای. گربه آنقدرها هم ترسناک نیست.

 

تهدید کـــردن " اگر نیایی می روم و اینجا تنها می مانی. اگر دوباره این کار را انجام دهی، به پلیس می گویم ترا ببرد."

تهدید گفتن جمله یا کلمه اغراق آمیزی است که پدر و مادر به کار می برند تا کودک را بترسانند مانند این جملات: « اگر درست رفتار نکنی تمام استخوانهایت را می شکنم » تهدید موجب ترس در کودک می شود و او احساس می کند که در محیطی ناامن و پر از دشمن زندگی می کند. تهدید به تنها گذاشتن کودک برایش بسیار دردناک و سخت است چون او بسیار حساس است و برای نیازهای اساسی و اولیه زندگی با پدر و مادرش نیاز دارد. آنچه باید گفت: به بچه ها باید هشدار داد نه تهدید برخلاف تهدید٬ هشدار واقعی و معقول است. با گفتن جمله « اگر .... در نتیجه ...» به او هشدار می دهید که نباید به رفتار بدخود ادامه دهد. مانند « اگر دوباره خواهرت را بزنی، دیگر نباید با او بازی کنی.»

 




طبقه بندی: ارتباط والدین و فرزندان، موفقیت و آرامش، اعتماد به نفس، مطالب آموزنده، بهبود روابط،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ پنجشنبه 6 بهمن 1390 ] [ 08:46 ب.ظ ] [ Samaneh ] [ نظرات ]

ارتباط خوب روابط را ارتقاء می بخشد، همچنین صمیمیت، اعتماد و حمایت بین طرفین را نیز بیشتر می کند. عکس این مسئله نیز صادق است: ارتباط بد صمیمیت را از بین برده،

عدم اعتماد و اطمینان ایجاد می کند و حتی موجب تحقیر و اهانت بین دو طرف می شود. در زیر به چند نمونه از رفتارها و الگوهای ارتباطی ضعیف، منفی و حتی مخرب اشاره می کنیم که هر دعوا و مرافعه ای را بدتر می کند.

1. اجتناب از دعوا به طور کل

به جای صحبت کردن درمورد مشکلات در یک جو آرام و توام با احترام برخی افراد سعی می کنند هیچ چیز درمورد مشکلات و دلیل ناراحتی خود به طرف مقابل نگویند و بعد آن را یکباره به صورت عصبانیتی وحشتناک بیرون می دهند.

این به نظر راهی کم استرس تر می آید-که بخواهید به طور کل از بحث و مشاجره دوری کنید—اما معمولاً استرس بیشتری برای هر دو طرف ایجاد می کند


چون با آن انفجار عصبانیت، تنش، خشم و مشاجره بیشتری بین دو نفر ایجاد خواهد شد. پس بهتر این است که به راحتی و با آرامش خاطر درمورد مشکلات خود با هم بحث کنید.

2. حالت دفاعی گرفتن

بعضی ها به جای اینکه گله و شکایت های طرف مقابل را با دیدی منتقدانه و با میل شخصی مورد توجه قرار دهند و نقطه نظرات او را درک کنند، سعی می کنند

هرگونه اشتباه و خطای خود را انکار کنند و به هیچ طریق زیر بار نمی روند که ممکن است خودشان موجب بروز مشکل شده باشند.


شاید به نظر برسد که انکار مسئولیت استرس را در کوتاه زمان کمتر می کند اما در طولانی مدت موجب بروز مشکلات بسیاری خواهد شد.

3. تعمیم افراطی


بعضی ها وقتی اتفاقی می افتد که چندان به مذاقشان خوش نیست با عمومیت دادن آن مشکل را بیرون می دهند.

هیچوقت جملات خود را با "تو همیشه...." یا "تو هیچوقت..." مثل "تو همیشه دیر میای خونه" یا "تو هیچوقت کارایی که من دوست دارم را انجام نمیدی" شروع نکنید.


 کمی مکث کنید، فکر کنید و ببینید آیا این جمله ها واقعاً صحت دارد. همچنین هیچوقت با پیش کشیدن مشکلات قدیمی سعی نکنید که مشاجره را بدتر کنید.

4. حق داشتن

اگر بخواهید فکر کنید که برای هر کاری روش "درست" و روش "غلط" وجود دارد، و روش شما همیشه "درست" است، رابطه تان خراب خواهد شد.

 هرگز نخواهید که طرفتان هم مثل شما به قضایا نگاه کند و اگر دیدگاه آنها متفاوت بود، جنگ و جدال راه نیندازید.


همیشه به دنبال مصالحه باشید و یادتان باشد که هیچوقت یک روش "درست" یا "غلط" محض وجود ندارد و ممکن است هر دو نقطه نظر کاملاً صحیح باشند.

5. روانکاوی


بعضی ها به جای اینکه درمورد افکار و احساسات طرف مقابلشان سوال کنند، فکر می کنند که می دانند که طرفشان به چه چیز فکر میکند یا درمورد یک مسئله خاص چه احساسی دارد و معمولاً هم این تفسیرها منفی است.


 مثلاً وقتی طرفشان دیر سر قرار می آیند، پیش خودشان فکر می کنند که برای او اهمیت ندارند. این کار دشمنی و سوءتفاوم بین دو طرف ایجاد می کند.

6. گوش ندادن

بعضی افراد حرف به جای اینکه خوب به حرفهای طرف مقابلشان گوش کنند و حرفهای او را درک کنند، موقعی که طرفشان مشغول صحبت کردن است، حرف او را قطع می کنند، چشمانشان را اینطرف و آنطرف می گردانند


 یا به آنچه خودشان می خواهند در جواب بگویند فکر می کنند. اینکار باعث می شود نتوانید به خوبی از نقطه نظرات طرف مقابلتان مطلع شوید. هیچوقت اهمیت گوش دادن به حرفهای همدیگر را دست کم نگیرید.

7. تقصیر را گردن دیگری انداختن


بعضی افراد با انتقاد از طرف مقابل و مقصر دانستن او برای موقعیت حاضر با مشکل برخورد می کنند. هیچوقت ضعف های خود را قبول نمی کنند و به هر قیمتی که شده دربرابر آن ایستادگی می کنند


چون فکر می کنند با قبول ضعف هایشان از اعتبارشان کم می شود. به جای این رفتارها باید سعی کنید هر دعوا و مشاجره را فرصتی بدانید برای بررسی منتقدانه وضعیت، ارزیابی نیازهای هر دو طرف و رسیدن به یک راه حل که به هر دو کمک کند.

8. سعی در برنده شدن در دعوا


هدف از بحث بین دو نفر باید درک متقابل و رسیدن به توافق نظر یا راه حل باشد که نیازهای هر دو طرف در آن ملاحظه شود.


اگر سعی دارید نشان دهید که طرف مقابلتان چه اشتباهاتی انجام داده است، احساسات او را دست کم بگیرید و محکم روی نظر خودتان بایستید، بدانید که مسیر اشتباهی را انتخاب کرده اید.

9. حمله های شخصیتی


گاهی اوقات برخی افراد هر عمل منفی ازطرف مقابل را جدی گرفته و آن را نقص شخصیتی او قلمداد میکنند.


مثلاً وقتی شوهری جوراب خود را اینطرف و آنطرف خانه می اندازد، زن آن را یک اشکال شخصیتی در او قلمداد کرده و برچسب تنبل بودن و بی ملاحظه بودن را به او می چسباند.


 این روش در هر دو طرف درک و احساس نادرست ایجاد می کند. یادتان باشد که درهر شرایطی برای شخصیت طرف مقابلتان احترام قائل باشید حتی اگر رفتاری از او را دوست نداشته باشید.

10. توپ را به زمین مقابل شوت کردن


وقتی یک طرف می خواهد درمورد مشکلی در رابطه صحبت کند، طرف مقابل حالت دفاعی به خود می گیرد و از صحبت کردن یا حرف زدن با او طفره می رود.

این نوعی بی احترامی به فرد مقابل است و در برخی موقعیت های خاص، حتی اهانت آمیز است و موجب شدت گرفتن مشکل هم می شود.


اینکار نه تنها هیچ مشکلی را حل نمی کند، بلکه موجب جریحه دار کردن احساسات طرف مقابل و خراب شدن رابطه هم می شود. پس بهتر است که با احترام و علاقه به حرفهای طرف مقابل خود گوش کنید.




طبقه بندی: بهبود روابط،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ جمعه 2 دی 1390 ] [ 09:30 ق.ظ ] [ Zahra ] [ نظرات ]
"زهره رحیمی" عنوان كرد: تمایل به ارتباط با جنس مخالف یك نیاز طبیعی است؛ باید نیاز به این گونه ارتباطات با خانواده‌ها در میان گذاشته شود.

وی اظهار كرد: تمایل به ایجاد روابط دوستی یك نوع هنجار است اما بدون مدیریت صحیح، می تواند به صورت یك نوع ناهنجاری بروز كند.

رحیمی یادآور شد: نیاز به جنس مخالف در بیشتر افراد یك پدیده ذاتی تلقی می‌شود اما باید نوجوانان و جوانان در ایجاد این ارتباطات دقت کافی داشته باشند.

این روانشناس بیان كرد: وجود صمیمیت در بین خانواده‌ها بسیار مهم است و در صورتی كه اعضای خانواده با یكدیگر صمیمی باشند روابط دوستی اعضا، كنترل و مدیریت می‌شود و


مشكلات بعدی این‌گونه روابط به حداقل خود می رسد در حالی كه بسیاری از جوانان ارتباطات دوستی خود را از خانواده پنهان می‌كنند. این امر می‌تواند به واکنش‌های خانواده یا ویژگی‌های خود این جوانان مربوط باشد.

وی اظهار كرد: در حال حاضر دختران و پسران نوجوان به دلیل آماده نبودن بستر خانواده، هنگام دوستی با جنس مخالف وقایع را از خانواده خود پنهان می كنند و


در زمان برخورد با مشکلات پیش آمده از دوستان هم سن خود به عنوان مشاور استفاده می كنند كه این امر می تواند موجب بروز مشکل شود چرا كه دوستان هم سن و سال نوجوان، معمولا نمی‌توانند مشاور خوبی باشند.

رحیمی عنوان كرد: شناخت افراد از یكدیگر در زندگی مشترك یكی از امور مهمی است كه در زندگی‌های سنتی هیچ گونه جایگاهی ندارد چرا كه دوران نامزدی كه دوران شناخت طرف مقابل است بسیار كوتاه مدت بوده

و دوران عقد نیز به دلیل مراسم و پیچیدگی‌های آداب و رسومش فرایند شناخت افراد از یكدیگر را مختل می‌كند در حالی كه بسیاری از زن و شوهرها در زندگی مشترك به دلیل عدم شناخت از اخلاق و رفتار یكدیگر دچار مشكل بزرگی می‌شوند.

وی افزود: بهترین دوران شناخت جنس مخالف از یكدیگر بین سنین نوجوانی تا 25 سالگی است.

رحیمی ادامه داد: در جامعه ما پسران در ارتباطات دوستی بیشتر به دنبال رفع نیازهای جنسی بوده در حالی كه دختران به دنبال ارضای احساسات و عواطف خود هستند

كه این تفاوت گاهی طرفین را وادار به بروز رفتارهایی می کند که هیچ تمایل درونی به آن ندارند و در نتیجه قادر نخواهند بود با تبعاتش مواجه شوند.

وی بیان كرد: دختران به دلیل نیاز عاطفی به پسران ممكن است تن به درخواست‌هایی از قبیل از دست دادن بکارت خود از سوی پسران بدهند كه پس از گذشت زمان، زندگی آنها را بسیار تحت تاثیر قرار دهد.

رحیمی ادامه داد: در بسیاری از این موارد پس از به هم خوردن رابطه، دختران به شدت دچار عوارض روانی افسردگی، کاهش عزت نفس، بی اعتمادی به روابط و افت تحصیلی می شوند

و گاهی اقدام به کارهایی بسیار جبران ناپذیر مانند خودکشی می‌كنند. برخی با تن دادن به ازدواج‌های اجباری حاصل این روابط، یک عمر را در تردید و بی میلی سپری خواهند كرد.

این روانشناس تاكید كرد: والدین باید میزان توانایی ابراز احساسات و اندیشه‌های درونی خود را در بستر خانواده بسنجند، همچنین این بستر را برای برون ریزی‌های هرچه بیشتر اعضاء فراهم کنند


و توانایی خود را فارغ از نگاه‌های احساسی یا سنتی یا اقتدارگرایانه بالا ببرند و به فرزندانشان اجازه بیان نیازهای طبیعی‌شان را بدهند.

رحیمی عنوان كرد: خانواده‌ها می‌توانند یك روز مشخص را به عنوان روز درد و دل برای ابراز احساسات، خواسته‌ها و عواطف یكدیگر تعیین کنند و در این روز تمام اعضای خانواده ناگفته‌های یک هفته خود را نزد یکدیگر اعتراف کنند.

وی تاكید كرد: در صورتی كه نوجوانان و جوانان، نیاز خود را به خانواده‌ها مطرح كنند بسیاری از مشكلات، بهتر مدیریت خواهد شد

به شرط این‌كه خانواده آمادگی و بلوغ فکری لازم را برای شنیدن رازهای نوجوانش داشته باشد؛ این مهم موجب می‌شود نوجوانان و جوانان در صورت مواجه شدن با این مشكلات هوشمندانه عمل كنند.

رحیمی یادآورشد: برای اصلاح این امور نیاز به یك فرهنگ سازی است؛ این نوع فرهنگ سازی زمان بر بوده و باید تمامی افراد در راستای تغییر نگرش‌ها قدم بردارند.

وی بیان كرد: نیاز به خوردن و خوابیدن یك نیاز طبیعی است و بیان این گونه نیازها در جامعه ما هیچ گونه مشكلی ندارد اما باید از خود بپرسیم چرا نیاز طبیعی جنسی به شکل یک تابو درآمده است

و گفتگوی شفاف در این زمینه تقبیح شده است در حالی كه این مطرح نكردن‌ها موجب ایجاد مشكلاتی در جامعه می‌شود که اثرات منفی و مخرب تری را به همراه خواهد داشت.

رحیمی گفت: نادیده گرفتن امیال احساسی و جنسی می‌تواند در جامعه، افرادی با روحیه پنهان و فریب كار به بار آورد؛ برخی افراد به جای مواجهه با واقعیات زندگی بشری در پی پوشاندن آن هستند

و به جای حل مسئله به پاک کردن صورت مسئله می‌پردازند.

این روانشناس عنوان كرد: باید تمامی افراد جامعه آگاه باشند چرا كه راه حل رفع نیازها نسبت به گذشته متفاوت شده است

و نگاه به بشر به عنوان موجودی دارای کرامت مشی ما را در تمامی جهان دستخوش تغییر قرار داده است و برخی از پاسخ های قدیمی و متعصبانه دیگر جوابگوی نیاز امروزی نیستند.

وی گفت: تمامی افراد جامعه باید خود را برای نگرش‌های صحیح و به جا آماده کنند و فضایی مشارکتی و صمیمانه را برای یکدیگر فراهم كنند.

 بهترین دوران شناخت جنس مخالف چه سنی است؟



طبقه بندی: بهبود روابط، روابط دختر و پسر،
برچسب ها: شناخت جنس مخالف، شناخت جنس مخالف در چه سنی باشد، سن و شناخت جنس مخالف،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ دوشنبه 28 آذر 1390 ] [ 06:23 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]
طرز فکر خانم ها درباره خواسته هایی که آقایان دارند، موجب می شود همیشه از دست آنها دلخور و عصبانی باشند و از داشتن یک زندگی مشترک رو به رشد، فوق العاده، صمیمی و رمانتیک ناامید شوند. طرز فکر آقایان درباره خانم ها نیز به همان اندازه آنها را دلسرد می کند.

طرز فکر خانم ها درباره خواسته هایی که آقایان دارند، موجب می شود همیشه از دست آنها دلخور و عصبانی باشند و از داشتن یک زندگی مشترک رو به رشد،

 فوق العاده، صمیمی و رمانتیک ناامید شوند. طرز فکر آقایان درباره خانم ها نیز به همان اندازه آنها را دلسرد می کند.

حتما لازم نیست این طور باشد به شرط این که بدانیم زن و مرد در وهله اول هر دو انسان هستند و خواسته های مشابهی دارند.

من از آقایان و خانم هایی که به رشد و پیشرفت شخصی خود اهمیت می دادند سوال کردم که برای ساخت یک زندگی مشترک عالی چه خواسته هایی از همسر خود دارند. پاسخ آنها می تواند برای شما غیرمنتظره باشد.

در این مقاله متوجه می شوید که خواسته های آقایان دقیقا با آن چه خانم ها در این باره فکر می کنند. منافات دارد.

 هم چنین شما خانم ها با نکاتی آشنا می شوید که به وسیله آنها مرد ایده آل خود را حفظ کرده و زندگی مشترک فوق العاده ای خواهید داشت.

ادامه مطلب

طبقه بندی: بهبود روابط، روابط دختر و پسر، جنسی و زناشوئی،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ چهارشنبه 23 آذر 1390 ] [ 11:04 ق.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 34 :: ... 5 6 7 8 9 10 11 ...

نظر سنجی
مهمترین آرزوی شما ؟ ( صادقانه و واقع بینانه )






درباره وبلاگ

همانطور که سلامت جسم برای همه ما مهم است, سلامت روان هم مهم است...
پس:
کسانی که سراغ روان شناس می روند بیمار نیستند
و کسانی که روان شناس می شوند دنبال بیمار نیستند
ما فقط کنار هم ایم تا لحظاتی که می پرسیم "چرا ما؟" به همدیگر بهترین زندگی را هدیه دهیم

" امیدواریم وبلاگ روانشناسی سهمی در موفقیت شما توی زندگیتون داشته باشه ، هرچند این موفقیت حاصل اراده شماست و ما فقط واسطه ایم... "
" به امید روزی که همه مردم سرزمین من لبخند به لب داشته باشند... "

" وبلاگ منتخب میهن بلاگ،مجله موفقیت و راه موفقیت "
مطالب برتر و پر بازدید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب