روانشناسی
جدیدترین تست های روانشناسی در www.ravanshena30.ir
قالب وبلاگ

کودکم از آرایشگاه می ترسد……………!

ظرفیت روانی کودکان به اندازه افراد بزرگسال نیست



برای ترس‌هایی که بدون علت خاص در بچه‌ها وجود دارد، وارد کردن ناگهانی و تلاش برای درگیر کردن بچه‌ها با آن قضیه و ترساندن کودک برای از بین بردن ترس توصیه نمی‌شود. این کار نه تنها نتیجه درمانی ندارد بلکه سبب افزایش ترس کودک می‌شود. باید برای کودکان روش حساسیت‌زدایی تدریجی را امتحان کنیم.

در روش حساسیت‌زدایی تدریجی ما ابتدا کودک را با شرایط مشابه آشنا می‌کنیم. برخی کودکان از رفتن به آرایشگاه و کوتاه‌کردن مو می‌ترسند. برای از بین بردن ترس او کافی است بازی‌ای را طراحی کنیم و در آن عروسک یا شخص دیگری مانند یکی از دوستان کودک که از کوتاه کردن مو ترس ندارد را بنشانیم و موهایش را کوتاه کنیم. بعد از اینکه کودک به شکل خفیف با این موضوع آشنا شد بدون اینکه خود او را درگیر کنیم، می‌توانیم او را همراه با مادر یا پدر یا دوستان به آرایشگاه ببریم تا شاهد کوتاه کردن موی دیگران باشد تا حساسیت او کم شود بعد آرام آرام می‌توان کودک را درگیر کرد و به او کمک کرد تا ترس‌اش از بین برود یعنی به عنوان نمونه ابتدا تنها پایین موها را کوتاه کرد.نکته‌ای که نباید فراموش کرد

تشویق کودک است چون توانسته شرایط را تحمل کند، بعد از مدتی حساسیت کودک به این مساله از بین می‌رود و ترس او کاملا از بین می‌رود.

در مورد بچه‌هایی که از کوتاه کردن موها بدشان می‌آید باید گفت هویت‌ها به تدریج در کودکان شکل می‌گیرد و این شکل‌گیری ابتدا به ظاهر است بعد مسائل باطنی و درونی شکل می‌گیرد. بهتر است والدین اجازه دهند کودک در مورد ظاهرش تا حدی که غیرمعمول نیست تصمیم بگیرد. اگر دختر‌بچه‌ای تمایل به کوتاه کردن مو ندارد بهتر است با او همگام شویم. ممکن است خانواده روی این موضوع تاکید داشته باشد که موی بلند کودک از نظر نظافت و مرتب کردن سخت است اما در هر صورت می‌توان کودک را مسوولیت‌پذیر کرد. به عنوان نمونه به او گفت اگر موهایت همیشه شانه کرده نباشد نمی‌توانیم بیرون برویم یا نمی‌توانیم شما را با خود ببریم. باید نظافت و مرتب بودن را به کودک آموزش داد.

در مورد پسربچه‌ها

گرچه تاکید داریم که ظاهر برای ایجاد هویت فردی و اعتماد به نفس مهم است اما این موضوع را هم مدنظر می‌گیریم که هویت جنسی هم در حال شکل‌گیری است. از آنجا که شکل‌گیری جنسی حدود ۲ سالگی شروع می‌شود لازم است به آنها کمک کنیم هویت جنس خود را بگیرند. در مورد پسربچه‌ها بهتر است با سیستم تشویقی آنها را به گونه‌ای بار بیاوریم که ظاهر خود را شبیه جنس موافق خود یعنی پدر درست کنند.


 منبع : persiangfx.com





طبقه بندی: ارتباط والدین و فرزندان،
برچسب ها: کودک، آرایشگاه، گریه،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ یکشنبه 11 فروردین 1392 ] [ 12:29 ب.ظ ] [ Morteza ] [ نظرات ]

 

برخی از پژوهشگرها روی این موضوع متمركز شده‌اند كه آیا عشق آتشین صرف نظر از عشق نافرجام،یك بیماری است یا نه؟

و جالب است بدانید روان‌شناسان بیشترین شباهت را بین عشق و یک بیماری خاص روانی به نام وسواس اجباری مشاهده كرده‌اند.در این بیماری، افكار خاصی به ذهن هجوم می‌آورد كه فرد گریزی از آنها ندارد. این افكار او را مجبور به ایجاد رفتارهای خاصی می‌كند كه اگر انجام ندهد دچار تنش و اضطراب زیادی می‌شود! مثلا کسی عادت دارد هر شب 20 بار ریشش را شانه بزند و اگر 19 بار این كار را انجام بدهد درونش منقلب می‌شود و نمی‌تواند آسوده بخوابد!ا
...

عشق نه فقط در ظاهر و علایم بالینی شبیه این بیماری است، كه از نظر آزمایشگاهی هم به آن شباهت دارد.در بیماری وسواس اجباری، یك ناقل خاص در سلول‌های پلاكت خون بیمار افزایش پیدا می‌كند.

پژوهشگری به نام مارازیتی،افراد عاشق را به این طریق آزمایش كرده و به این نتیجه رسیده كه آنها هم درست همین حالت را دارند. گویی عشق یک حالتی شبیه به وسواس اجباری ایجاد می‌كند كه در آن فرد عاشق دچار افكار و عادت‌های خاصی می‌شود كه نمی‌تواند از دست آنها خلاص شود! مثل تماس گرفتن پی در پی با معشوق و فكر كردن مداوم به او كه عملكرد عادی ذهنش را مختل می‌كند.

می پرسید چه کنیم ؟ هوش عاطفی‌ات را بالا ببر!ا

پژوهشها نشان داده‌اند كه «هوش عاطفی» یكی از مهمترین عوامل موفقیت ازدواج است. هوش عاطفی نوعی از هوش است كه به ما كمك می‌كند به احساساتمان آگاه باشیم، بتوانیم عواطف مان را خوب بیان كنیم وآنها را خوب كنترل و هدایت كنیم.


اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ شنبه 10 فروردین 1392 ] [ 11:05 ب.ظ ] [ * hedieh * ] [ نظرات ]

بچه که بودیم بزرگ ترها به ما می گفتند:«اگر دروغ بگویی، بینی ات مثل پینوکیو بزرگ می شود و همه می فهمند که دروغ گفته ای و آبرویت می رود.» غافل از این که پس از یکی ۲ بار دروغ گفتن ما آن هم از روی کنجکاوی دروغ آ ن ها افشا می شد و آبروی آن ها پیش ما بچه ها می رفت و خواه ناخواه اعتماد ما دیگر به حرف بزرگ ترها از بین می رفت و یاد می گرفتیم چگونه دروغ بگوییم.به گفته کارشناسان دروغ گویی در یک کلام باعث فرو ریختن پایه های اعتماد در بین افراد یک خانواده و یک جامعه و تخریب ارتباطات و گذشته از آن باعث کمرنگ شدن معنویت در جامعه می شود.

ترس از سرزنش والدین
خراسان ؛ یک دختر دبیرستانی در پاسخ به این سوال که «آیا تاکنون دروغ گفته ای؟» می گوید: «بله بارها شده است که به پدر و مادرم دروغ گفته ام چون می ترسیدم اگر راستش را بگویم آن ها مرا سرزنش یا تنبیه کنند. برای همین ترجیح داده ام دروغ بگویم.»

پشیمانم

سوال می کنم:«بیشتر در چه مواردی دروغ گفته ای و عاقبت این کار چه بوده است» جواب می دهد: بیشتر درباره درس خواندن بوده است که مثلاً پرسیده اند درس هایت را خوانده ای و من گفته ام بله، اما پس از امتحان نمره بدی گرفته ام و علاوه براین که برای نمره ام سرزنش شده ام برای دروغی که گفته ام هم تنبیه شده ام، البته تا حدودی اعتماد خانواده ام از من سلب شده است و از این کار پشیمانم. ۳ دانش آموز ابتدایی که با لباس فرم سورمه ای در ایستگاه اتوبوس نشسته اند نیز درباره دروغ و تاثیر آن نظرات جالبی دارند.یکی از آن ها که اسمش علیرضاست و در پایه ششم ابتدایی تحصیل می کند، می گوید: معمولاً با دوستانم صداقت دارم.او می افزاید: یکی از دوستان ما که الان در بین ما حضور ندارد درباره چیزهای معمولی خیلی دروغ می گوید تا به دیگران ثابت کند که وضعیت مالی شان از آن هابهتر است و به اصطلاح پُز بدهد.

وقتی دست دروغگو رو می شود!

او ادامه می دهد: ما از دروغگویی او خیلی حرص می خوریم اما چون پسر احساساتی است چیزی به او نمی گوییم فقط یک بار برای این که به او بفهمانم خیلی دروغ می گوید، به او گفتم:«تا حالا تخم مرغ قطبی خورده ای» او هم گفت: آره خورده ام بعد از آن به او گفتم: این نوع تخم مرغ اصلاً وجود ندارد که خجالت کشید. او با بیان این که من برخی وقت ها دروغ می گویم اما هر بار از این کارم ناراحت می شوم، ادامه می دهد: اگر کسی به من دروغ بگوید ناراحت می شوم خودم هم به تازگی تمرین می کنم تا دروغ نگویم. یک خانم کارمند نیز می گوید:متاسفانه دروغ در بین همه ما رواج دارد و کمتر کسی است که در معاشرت ها و گفت وگوها با دیگران دروغ نگوید. او درباره این سوال که اگر کسی به شما دروغ بگوید چه واکنشی از خود نشان می دهید، می گوید: اگر از همسرم درباره موضوعی دروغ بشنوم ناراحت می شوم چون هر انسانی انتظار دارد، همسرش با او صادق باشد. در کل نسبت به افرادی که دروغ می گویند بی اعتماد می شوم و به حرف هایشان اعتنایی نمی کنم.

تعهد کردیم دروغ نگوییم

پیرمردی که کاسب است درباره رواج دروغگویی در جامعه می گوید: من و همسرم از اولین روز زندگی مشترکمان تعهد کردیم که با هم با صداقت و راستی حرف بزنیم و دروغ نگوییم و تا الان به این عهدمان پای بند بوده ایم. او با بیان این که دروغ باعث سست شدن پایه های اعتماد در زندگی و ارتباطات بین افراد جامعه می شود، می افزاید: البته برخی از افراد جامعه نمی خواهند دروغ بگویند و به بهانه ها و دلیل های متعدد حقیقت را بر زبان جاری نمی کنند که همین نیز دروغ است.

از بی اعتمادی می ترسم

او ادامه می دهد: من به ندرت حتی دروغ مصلحتی گفته ام چون از بی اعتماد شدن دیگران نسبت به خودم و همچنین از عذاب الهی می ترسم.او می گوید: چندی قبل یکی از آشنایان درباره موضوعی به من دروغ گفت و من از این موضوع بسیار ناراحت شدم.

دروغ افشا می شود

مصطفی که دانشجوی علوم سیاسی است می گوید: معمولاً من دروغ نمی گویم. اما برخی اوقات به دلیل این که بدون فکر حرفی را می زنم و بی پشتوانه صحبت می کنم، صحبتم غیرواقعی از آب درمی آید اما دروغ همیشه برای انسان دردسرساز است چون سخن دروغ در ذهن انسان نمی ماند و انسان دروغگو دروغی را که گفته است به سرعت فراموش می کند و به قول معروف لو می رود.محسن نیز که دانشجو است می گوید: البته اگر فردی به من دروغ بگوید سعی می کنم با او همکاری نداشته باشم و اگر با او صمیمی بوده ام از میزان صمیمیت و اعتمادم نسبت به او بسیار کاسته می شود.

دروغ همدلی را از بین می برد

استاد جامعه شناسی دانشگاه خوارزمی نیز درباره علل دروغ گویی می گوید: اگر کسی نتواند آزادانه حرفش را بیان کند مجبور می شود دروغ بگوید. وی نحوه تربیت فرزندان و نیازهای مادی را از دیگر عوامل دروغگویی بیان می کند و می افزاید: دروغ ام الفساد جامعه است یعنی دروغ باعث تزویر، ریا و چاپلوسی در جامعه می شود و وقتی مدیران از واقعیات جامعه غافل شوند تصمیم های نادرست گرفته می شود و این ها باعث اتلاف سرمایه اقتصادی و سیاسی و فرهنگی در جامعه می شود علاوه بر این اعتماد و همدلی به عنوان مهم ترین سرمایه اجتماعی از بین می رود. وی می گوید: فرد دروغگو از نظر روحی بسیار ناسالم است.




طبقه بندی: خبر های روانشناسی،
برچسب ها: دروغ گفتن، دروغ نگوییم، چرا دروغ می گوییم، راه های کاهش دروغ گفتن، فهمیدن حرف دروغ یا راست،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ شنبه 10 فروردین 1392 ] [ 09:39 ق.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]


"من تو را ترك می كنم " كلمات كمی وجود دارد كه كمتر از این سه نوع قابل درك هستند. وقتی آنها از زندگی ما با خشم و یا در قالب یك پیامك و یا نوشته یاداشت با بی تفاوتی و هوشیارانه خارج میشوند. او از خودش نامهربانی برجای گذاشته است سپس ما در یك بحران جدایی سقوط می كنیم ، سپس برای ما مدت طولانی لازم تا بر این بحران غلبه بكنیم. فقط كسی كه در هنگام استوار بودن زندگی زناشویی میتواند جدایی همسر را تحمل كند ،كه قلبا" خودش از او خداحافظی كرده است. به وسیله جدایی دچار هیجان و التهاب سختی نمیشود.

مراحل جدایی

تمام انسانها و خود همسرمان بعداز شوك جدایی از مراحل متفاوت عبور میكنند. وقتی كه ازجدایی فروكش نمود این مرحله را پشت سرنمود دیگه او زمان رو به جلو دارد. او اغلب درهنگام زمان زناشویی شروع كرده كه دوست داشتن در رفاقت را تغییر بدهد و جدا كند. مرحله ای كه بعد از اتمام زندگی زناشویی می گذرد .مساوی است با مرحله ازدست دادن یك انسان توسط مردن كه تجربه میشود. مراحل مختلف با این چهار منطقه اخلال علامت گذاری میشود. درافكار، احساس، رفتار عكس العمل جسمی . این چهارمرحله متفاوت امكان دارد.

مرحله 1. نمی خواهید قبول كنید :شوك و انكار را

اولین مرحله نشانه اش توسط منكر و نادیده گرفتن نهایی از جدایی است. دراین مرحله اغلب احساس شوك و سر گیجه میباشد. ما رفتار میكنیم مانند روبات ویا عقیده داریم كه همه چیز مانند یك خواب ناجور می باشد. كه از آن نیاز داریم بعد از چند مدت بیدار شویم. و همه چیز دوباره درست میشود. در این مرحله تمنا میكنیم شانس دوممان را برای زندگی زناشویی .

مرحله 2. به هم ریختن احساسات

نشانه این مرحله بدون جهت یابی و نوسان حالت روانی ، احساس ناامیدی ،خشم ، ترس، و تغییر دادن پی درپی ناامیدی خود، در كنار آن ناراحتهای بد نی نفوذ می كند مانند ، خواب ، نا توانایی درك ، تمركز هواس و اخلال اشتها مانند نا آرامی داخلی.


ادامه مطلب

طبقه بندی: روابط دختر و پسر، موفقیت و آرامش، عاشقانه ها، بهبود روابط، افسردگی،
برچسب ها: جدایی..افسردگی..بحران،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ سه شنبه 6 فروردین 1392 ] [ 02:34 ب.ظ ] [ Samaneh ] [ نظرات ]

بسیاری از زنان در نحوه ارتباط خود با همسران شان مرتكب اشتباهاتی می‌ شوند كه رابطه آنان را دچار اختلال می ‌كند. بسیاری از این اشتباهات در نتیجه الگوهای رفتاری است كه ما از مادران و مادربزرگ‌ های خود گرفته‌ایم. هنگامی كه این عادت ‌ها و روش ‌ها را در دنیای امروز به كار می ‌بریم احساس بدی به ما می ‌دهند و باعث می ‌شوند همسران مان نیز رفتار بدی با ما داشته باشند. بعضی از این اشتباهات از این گونه‌اند:

 

اشتباه اول: زنان در حق مردان مادری کرده و آنان را با بچه‌ها اشتباه می‌گیرند:

به این جملات توجه كنید: «مواظب باش كیف پولت را فراموش نكنی»، «قبض برق را پرداختی؟»، «می دانی ماشین بنزین ندارد؟»، «چند بار باید گفت این حوله‌ های خیس را روی زمین نینداز» و«اگر با این لباس نازك بیرون بروی حتما سرما می ‌خوری.» یكی از معمول ‌ترین و مخرب ‌ترین عادات ارتباطی زنان با مردان است. ما به گونه‌ای با آنان رفتار می ‌كنیم كه گویی كودكی بیش نیستند و این‌ طور فرض می ‌كنیم كه ناتوانند و نمی ‌توانند از خودشان مراقبت كنند و نیاز دارند ما زندگی ‌شان را بگردانیم. البته این پیش ‌فرض‌ های ما در بسیاری از مواقع حقیقت دارند، اما موضوعی كه در این جا اهمیت دارد این است: هنگامی كه با یك مرد مانند پسربچه كوچكی رفتار می‌ كنید او نیز شما را مایوس نكرده و مانند بچه‌ای كوچك رفتار خواهد كرد. هنگامی كه انتظار دارید ناتوان، درمانده و ضعیف باشد، او نیز ناتوان، درمانده و ضعیف می‌ نماید.

این جمله یعنی اینکه زنان بیش از حد در حق مردان مفید واقع می‌شوند و کارهای را که خودشان می‌بایست انجام دهند برایشان انجام می‌دهیم برای مثال:

** در حق آنها زیاد از حد مفید هستید، مثلا: دنبال کلید‌هایش می‌گردیم، لباس‌ هایش را پشت سرش جمع می ‌كنیم و مانند آن.

** راه انداختن بازی‌های کلامی با انها جهت بیرون کشیدن اطلاعات: گرسنه ای؟ چی دوست داری؟ چی کار کردی؟

** ما چنین فرض می‌کنیم که مردها کم حافظه‌و فراموشكارند و اطلاعاتی که می‌بایست خودشان به خاطر داشته باشند ما باید به آنها گوش زد کنیم: وقتی رسیدی زنگ بزنی، وقت دکتر امروزت یادت نره! یادت نره بچه‌ها رو از مدرسه بیاری!

** آن‌ها را نکوهش می‌کنید ، گویی بچه‌اند: نمی‌ بینی هوا سرد است؟ چند بار بگم چراغ‌ها را قبل از خوابیدن خاموش کن!

**به عهده گرفتن کارهایی که فکر می‌کنید نمی‌توانند به درستی انجام دهند: یک روز با بچه‌ها فرستادمش که برن لباس بخرن فاجعه بود! دیگه همچین کاری را نمی‌کنم.

**اصلاح اشتباهات و امر ونهی کردن به آنها: اگر جای تو بودم از سمت چپ رانندگی می‌کردم! اگر جای تو بودم از رضا به خاطر کاری که انجام دادم معذرت خواهی می‌کردم.

با همسرتان طوری رفتار می‌ كنید كه گویی او بی ‌لیاقت است، و لذا او نیز احساس بی ‌لیاقتی كرده و در نتیجه اعتماد به نفسش پایین خواهد آمد و باعث به وجود آمدن یک چرخه‌ی معیوب در زندگی می‌شود. وقتی یك مرد احساس خوبی نسبت به خودش ندارد شما را نیز كمتر دوست خواهد داشت

اما چرا ؟؟؟

ما زن‌ ها برای مادری كردن آموزش دیده‌ایم و برای آن نیز پاداش می‌ گیریم. وقتی بچه بودید یگانه الگوی تان مادرتان بود. همواره شاهد بودید كه او چگونه از خواهر و برادرتان حمایت می‌ كرد. شما نیز آموختید حمایت‌ گر، مهربان و فداكار باشید و به نیازهای دیگران رسیدگی كنید. هم چنین شاهد بودید چگونه مادرتان در حق پدرتان مادری می‌كرده است، در نتیجه شما نیز چنین آموختید. پس وقتی بزرگ شدید و ازدواج كردید عینا همین كار را با همسرتان انجام دادید. ما به این دلیل در حق مردان زندگی مان مادری می‌كنیم كه آن ها را به خود وابسته سازیم. وقتی تلاش می ‌كنیم كلیه نیازهای شوهر خود را برآورده سازیم او را شدیدا به خود وابسته می‌ كنیم. مردان نیز عادت دارند كه در حق شان مادری شود، مردها در كودكی همواره شاهد بوده‌اند كه مادرشان از آن ها مراقبت كرده است، بنابراین برای شان عادی است به همسر خود اجازه دهند این نقش را ادامه دهد.


ادامه مطلب

طبقه بندی: موفقیت و آرامش،
برچسب ها: اشتباهاتی با عطر و بوی زنانه !!، اشتباهات زنان در انتخاب عطر، خرید عطر، نحوه خرید عطر، عطر و بوی زنانه و خصوصیات رفتاری زنانه،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ سه شنبه 6 فروردین 1392 ] [ 10:32 ق.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]

چگونه میتوان کانون سرد خانواده را که به علت مشکلات جنسی بوجود آمده، مجدداً گرم کنید؟

چگونه میتوان آقایان را به اوج لذت جنسی رساند؟
نقاط تحریک پذیر آقایان کجاست؟
چگونه باید با شوهرتان برخورد رفتاری موثر جنسی داشته باشید؟
هدف از ثبت و درج این مطلب ایجاد روابط صمیمانه با زوج و استحکام روابط زن و شوهر و کانون خانواده است. رابطه جنسی نقش بسیار مهمی در ازدواج دارد، ولی با اینحال زوج های زیادی بدون توجه عمیق به آن زندگی میكنند. در این بحث از دیدگاه مرد و زن نحوه صحیح رابطه جنسی را بررسی می کنیم .

همه می دانند كه رابطه جنسی حیاتی ترین جزء همه ی ازدواج هاست. پس اگر یكی یا هر دوی زوجین علاقه و رغبت خود را از دست دادند چه می شود؟ تحقیقات نشان داده است كه درصد انبوهی از چننین ازدواج هایی با شكست مواجه می شود. (بعد از مسایل مالی، مسایل جنسی دومین دلیل برای طلاق شناخته شده است) ناامید نشوید. راه های زیادی برای جلوگیری از آن وجود دارد. در اینجا سه راه برای جان بخشیدن دوباره به زندگی جنسی برای شما فراهم آمده است. پس اگر می خواهید کانون خانواده تان ، مراحل زیر را دنبال كنید.

به خودتان متكی باشید

فرقی نمی كند كه همسرتان چقدر دوستتان داشته باشد و بخواهد ارضائتان كند؛ تحریكات و شور جنسی او به هیچ وجه شبیه به شما نیست. به همین دلیل غیرمنطقی است اگر انتظار داشته باشید هر زمان شما تحریك شدید در اختیارتان باشد. باید یاد بگیرید كه چطور گهگاه نیازهایتان را كنترل كنید. احتمالاً تصور خواهید كرد كه عادلانه نیست و مطمئناً عصبانی خواهید شد.


ادامه مطلب

طبقه بندی: جنسی و زناشوئی،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ دوشنبه 5 فروردین 1392 ] [ 09:09 ب.ظ ] [ Avid ] [ نظرات ]

بهترین راه درمان وسواس چیست؟

 

 

امروزه درمان‌های دارویی و شناختی-رفتاری برای درمان این اختلال برتری دارد. با وجود این تعداد فراوانی از بیماران با وجود آگاهی از اختلال خود، پافشارانه در برابر درمان مقاومت می‌کنند، بنابراین درمانگر باید انتظار انجام ندادن تمرین‌ها و تکلیف‌های رفتاردرمانگر و خودداری از مصرف داروهای تجویزشده را داشته باشد.

اختلال وسواسی-جبری ممکن است همخوان با خودساره (ایگوسینتونیک) یا ناهمخوان با خودساره (ایگودیس تونیک) باشد. گذشته از این ممکن است خود علایم وسواسی-جبری هم برای بیمار معنای مهم و ویژه‌ای داشته باشند بنابراین بیمار از کنار گذاشتن آنها ناخشنود شود. در چنین مواردی آشکارسازی روانکاوانه مقاومت بیمار در برابر درمان می‌تواند پذیرش درمان از سوی بیمار را بهبود بخشد.

بسیاری از روان‌شناسان و مشاوران پافشارانه درمان وسواس را درمان‌های شناختی-رفتاری برمی‌شمارند و برخی روان‌پزشکان نیز تنها به تجویز داروهای اعصاب و روان می‌پردازند در حالی‌که افزودن رفتاردرمانی و شناخت‌درمانی به دارودرمانی بهترین پیامد را در درمان اختلال وسواسی-جبری دارد.

رهیافت‌های رفتاری اصلی در درمان اختلال وسواسی-جبری عبارتند از رویارویی (مواجه‌سازی) و پیشگیری از پاسخ، حساسیت‌زدایی، ایستاندن (توقف) فکر، غرقه‌سازی، غرقه‌سازی تجسمی (انفجاردرمانی) و شرطی‌سازی بیزارگرایانه.

داروهای اصلی در درمان اختلال وسواسی-جبری عبارتند از کلومی‌پرامین و دسته داروهای مهارکننده اختصاصی بازجذب سروتونین که دربردارنده فلوکسیتین (پروزاک)، فلووکسامین (لووکس)، سرترالین (زولوفت)، پاروکستین (پاکسیل) و سیتالوپرام (سیپرام) است.

در موارد مقاوم به درمان با این داروها، می‌توان داروهایی مانند لیتیوم، سدیم والپروات (دپاکین)، کاربامازپین (تگرتول)، ونلافاکسین (افکسور)، بوسپیرون، کلونازپام، ترازودون و دوز پایین داروهای روان‌پریشی‌ستیز مانند ریسپریدون، الانزاپین، کوئه تیاپین (سروکوئل)، آری پیپرازول (ابیلیزول)، هالوپریدول، تری فلئوپرازین (اسکازینا)، پرفنازین و ... را به آنها افزود




طبقه بندی: روانشناسی تخصصی،
برچسب ها: وسواس، راههای مقابله، روش درمان، وسواس چگونه پدید می اید،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ یکشنبه 4 فروردین 1392 ] [ 09:06 ب.ظ ] [ Avid ] [ نظرات ]

ده اشتباه رایج آقایان در لباس پوشیدن کدام است؟


 از نظر علمی ثابت شده افرادی که شناختی از شما ندارند، از روی ظاهـر شــما در عـرض ۳۰ ثانیه در مورد شخصیتتان نتـیجه گیری می کنند. این ارزشیابی در مدت زمان بسیار کوتاهی به صورت ناخواسته در ذهن شکل می گیرد.

 دانشمندان معتقدند که به ترتیب موارد زیر درمورد دیگران،توجه فرد را به خود جلب می کنند: رنگ پوست، جنسیت، سن، رفتار ( قد، حرکات بدن)، ظاهر، ارتباط مستقیم چشمی، و طرز صحبت کردن.

در مورد ۳ گزینه اول ما هیچ کاری نمی توانیم انجام دهیم؛ اما می توانیم با اتکا به یافته های علمی موارد دیگر را به نفع خود تغییر داده و تصور ذهنی دیگران را در مورد خود تغییر دهیم.

 از آنجایی که ۸۰% از چیزی که دیگران در مورد ما می بینند به طرز لباش پوشیدنمان بر می گردد، در این مقاله در مورد این مطلب توضیح داده خواهد شد:

 ۱) هیچ گاه با پیراهن آستین کوتاه، از کراوات استفاده نکنید. پیراهن های آستین کوتاه، لباس های درجه دو محسوب می شوند. اگر یونیفورم رسمی شغلی شما به این شکل باشد، و یا مدیر یک رستوان باشید، پوشیدن این لباس اشکالی ندارد اما اگر می خواهید یک تصویر حرفه ای از خود به جای بگذارید، بهتر است از پوشیدن پیراهن آستین کوتاه خودداری کنید.

۲) یکی از مهمترین اجزاء اساسی پوشش یک مرد را کفش هایش تشکیل می دهند. کفش هایتان باید تمیز باشند، برق بزنند، ظاهر آراسته ای داشته باشند و مناسب مکانی که در آن هستید باشند. اگر کت شلوار می پوشید حتماً باید کفش های مردانه بندی به پا کنید. یک کفش را برای چند روز پشت سر هم نپوشید و زمانیکه از آنها استفاده نمی کنید، قالبشان را درون آنها قرار دهید.

۳) در مورد شلوار باید گفت که آنقدر باید بلند باشد که جوراب هایتان را بپوشاند و جوراب هایتان هم باید آنقدر بلند باشند که وقتی پاهایتان را روی هم می اندازید، ساق پا مشخص نشود. شلوار، اگر یک تای کوچک روی پا بخورد به اندازه کافی بلند است. سر آستین و پاچه های شلوار نیز باید مرتب و منظم باشند. پاچه های مرتب هنگام نشستن شما را در وضعیت بهتری قرار می دهند و سر آستین های مناسب سنگینی و وقار شما را افزایش می دهند.

۴) هیچ گاه هم از کمربند دور کمری و کمربندهای پیش سینه دار با هم استفاده نکنید. این کار شما را قدری نامطمئن جلوه می دهد.

۵) جوراب باید با شلوار همخوانی داشته باشد.

۶) کمربند باید با کفش همخوانی داشته باشد.

۷) کراوات باید تا خط کمربند پایین بیاید. این امر اختیاری نیست و هیچ بحثی در مورد آن پذیرفته نمی شود. اگر کراوات از اندازه طبیعی خود کوتاهتر باشد، شما را یک فرد ناآگاه جلوه می دهد.

۸) گره کراوات زمانی خوب به نظر می رسد که بعد از گره، یک "فرو رفتگی" محسوس در آن ایجاد شود. گیره کراوات و سایر آویزهای زینتی که به کراوات متصل می شوند، دمده شده اند.

۹) پوشیدن جلیقه نشانگر قدرت بیشتر است. باید توجه داشته باشید که آخرین دکمه کت یا جلیقه لزوماً نباید بسته شود. این امر از زمان ادوارد هفتم مد شد. او وزنش افزایش پیدا کرد، نمی توانست دکمه هایش را ببندد و بنابراین این کار را مد کرد.

کت های رسمی یک تا سه دکمه دارند. کت هایی که بیش از سه دکمه دارند، قدری امروزی تر بوده و بیشتر جنبه مد را داشته و آن اصالت خود را از دست می دهند و بیشتر برای وقایع اجتماعی معمولی مناسب هستند تا یک ملاقات مهم کاری. در کت هایی که شامل دو دکمه هستند، فقط دکمه اول بسته می شود.

در کت های سه دکمه، یا می توانید تنها دکمه وسط را ببندید و یا دکمه اول و دوم. برخی از متجددین کرانه باختری از این سه دکمه، تنها دکمه بالایی را می بندند!

کت هایی که ۴ دکمه و یا بیشتر دارند طوری طراحی شده اند که در آنها باید حتماً دکمه آخر نیز بسته شود. اگر دکمه آخر به راحتی بسته شد، که باید آنرا ببندید، اما اگر باعث کشیدن پارچه شود، بهتر است که آنرا باز بگذارید.

نوع دیگر کت های مردانه دارای دکمه های بیشتری هستند و از نوع اولیه قدری رسمی تر به نظر می رسند. در این مدل دکمه ها در دو تا سه ردیف عمودی قرار می گیرند. آنها بر اساس دکمه هایی که روی آنها به کار رفته، در سه گروه قابل تشخیص می باشند: ۲/۴ و ۱/۴ و یا ۲/۶.

شماره اول مربوط به تعداد کل دکمه های جلویی است و شماره دوم مربوط به سوراخ دکمه های کاربردی است. نتیجتاً به این معناست که لازم نیست از تمام دکمه هایی که می بینی، استفاده کنید و تمام آنها را ببندید.

در کت های ۲/۴ و ۲/۶ معمولاً دکمه بالایی و وسطی بسته می شود، اما دوک های انگلیسی اغلب دکمه آخر را می بستند و با این کار سینه هاپهن تر و پایین تنه بارک تر شده و چهره مردانه تری به فرد داده می شود.

چرا آقایون ترجیح می دهند که آخرین دکمه کت، جلیقه، و یا ژاکت خودشان را باز بگذارند؟ ادوارد هفتم، پسر ملکه ویکتوریا (۱۹۱۰-۱۸۴۱ مدت زمان پادشاهی ۱۹۱۰- ۱۹۰۱) او آنقدر وزنش زیاد بوده که به هیچ وجه نمی توانست آخرین دکمه لباس هایش را ببندد یا اگر بخواهیم کمی لطافت تاریخی به خرج دهیم، می توانیم بگوییم که یادش می رفته این کار را انجام دهد. اتباع او این کار را به صورت یک مدل مد جدید نشان میدادند و از آن زمان به بعد اغلب آقایون چنین مدی را در پیش گرفتند و امروزه آخرین دکمه های کت اصلاً طوری طراحی نمی شوند که بتوان آنها را بست.

شاید هم ایده نبستن آخرین دکمه کت از نیم تنه های بلند گرفته شده باشد؛ آنها آنقدر بلند بودند که اگر آخرین دکمه ها بسته می شد، فرد به سختی می توانست راه برود. به همین دلیل افرادی که از چنین کت هایی استفاده می کردند، ترجیح می دادند که آخرین دکمه آنرا باز بگذارند.

۱۰) آستین کت ها رسمی و اسپورت باید طوری طراحی شده باشد که در حدود ۴/۱ تا ۲/۱ سانت از سر آستین پیراهنی که در زیر آن پوشیده می شود را نشان بدهند.

چه خبر آنلاین




طبقه بندی: موفقیت و آرامش، موفقیت شغلی،
برچسب ها: نحوه انتخاب لباس، خرید کت و شلوار، چه کت و شلواری بخریم، مد و پوشش لباس، روانشناسی تیپ کت و شلوارپ، چه کت و شلواری بپوشیمپ، کت و شلوار های زیبا،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ یکشنبه 4 فروردین 1392 ] [ 11:47 ق.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 4 :: 1 2 3 4

نظر سنجی
مهمترین آرزوی شما ؟ ( صادقانه و واقع بینانه )






درباره وبلاگ

همانطور که سلامت جسم برای همه ما مهم است, سلامت روان هم مهم است...
پس:
کسانی که سراغ روان شناس می روند بیمار نیستند
و کسانی که روان شناس می شوند دنبال بیمار نیستند
ما فقط کنار هم ایم تا لحظاتی که می پرسیم "چرا ما؟" به همدیگر بهترین زندگی را هدیه دهیم

" امیدواریم وبلاگ روانشناسی سهمی در موفقیت شما توی زندگیتون داشته باشه ، هرچند این موفقیت حاصل اراده شماست و ما فقط واسطه ایم... "
" به امید روزی که همه مردم سرزمین من لبخند به لب داشته باشند... "

" وبلاگ منتخب میهن بلاگ،مجله موفقیت و راه موفقیت "
مطالب برتر و پر بازدید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب