روانشناسی
جدیدترین تست های روانشناسی در www.ravanshena30.ir
قالب وبلاگ

هنر خواستن
قسمت کلیدی برای بدست آوردن هر چیزی دانستن نحوه صحیح در خواست آن است. راهها و فنون مختلفی برای بیان منظور به صورت واضح و متقاعد کننده وجود دارد. در این مقاله قواعدی بیان می شود که به شما در آموزش نحوه صحیح درخواست کمک زیادی می کند.


۱ــ قبل از خواستن چیزی تکلیف خود را روشن کنید.
قبل از هر کاری باید بدانید و مطمئن باشید چه می خواهید. این اولین مرحله و مهمترین مرحله از خواستن است. قبل از اینکه حتی یک کلمه بگویید فکر کنید دقیقاً چه می خواهید.
متقاضیان ناموفق اغلب این قسمت را نادیده می گیرند. اگر با این روش جلو بروید در حین اینکه می خواهید درخواست خود را مطرح کنید کلمات گیج کننده را بیان خواهید کرد و در صحبت های شما شک و دودلی نمایان خواهد شد. نتیجه چنین تقاضایی گیج شدن مخاطب شماست.

۲ــ احساسات منفی طرف مقابل را تحریک نکیند.
یکی دیگر از موقعیت های آشفته ای که بعضی افراد دچار آن می شوند. این است که تقاضای کار یا چیزی را می کنند که واقعاً به آن احتیاج ندارند. بهتر است که خواسته خود را بگونه ای مطرح کنید که مخاطب شما این احساس را پیدا نکند که شما با او لجبازی می کنید.
به عنوان مثال به جای اینکه بگویند: «من این جمعه احتیاج به استراحت دارم» می گویند: «این جمعه نمی خواهم کار کنم.» یا به جای اینکه بگویند: «لطفاً این فرم ها را پر کنید» می گویند: « دلم نمی خواد وقتی برگشتم این فرم ها پر نشده باشد!»
با این گونه جملات مخاطب شما به سمت احساسات منفی کشیده می شود. و عملاً شما او را به سمتی سوق داده اید که بر سختی با روحیه مثبت کار شما را انجام دهد.

۳ــ بدانید از که بخواهید.
برای اینکه به هدف خود برسید باید بدانید که از چه کسی درخواست کنید. اگر باید سلسله مراتب را رعایت کنید این کار را بکنید. و اگر بدنبال شخصی برای انجام کار خود هستید ابتدا ببینید آیا خودتان می توانید آن را انجام دهید. فکر کنید از کسی که درخواست می کنید توانایی انجام آن را دارد؟

۴ــ بدانید چه موقع بخواهید.
همیشه برای هر تقاضای یک موقعیت بهتر وجود دارد. شاید آن موقعیت بهتر اکنون باشد و شاید یک روز دیگر. ولی اولین چیزی که به آن باید توجه کنید این است که درخواست خود را به صورت خصوصی مطرح کنید یا در جمع. بعضی افراد وقتی از آنها تقاضایی را در جمع مطرح می کنید گیج می شوند مخصوصاً اگر مسئله خصوصی در میان باشد.
هنگام مطرح کردن تقاضای خود توجه کنید که آیا او در آرامش و راحتی باشد. این عامل هم می تواند در نحوه پاسخ دادن وی به درخواست شما مؤثر باشد.

۵ــ زیاد توضیح ندهید.
به جای اینکه سعی در توضیح بیش از حد و توجیه تقاضای خود داشته باشید. درخواست خود را واضح و مختصر بیان کنید.

 بقیه موارد در ادامه مطلب



ادامه مطلب

طبقه بندی: ارتباط اجتماعی،
برچسب ها: خواستن، درخواست، تقاضا، کمک خواستن،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ شنبه 17 فروردین 1392 ] [ 09:33 ق.ظ ] [ * hedieh * ] [ نظرات ]

من سه سال است ازدواج کرده ام و فکر می کردم با ازدواج خیلی پیشرفت می کنم اما زنم دائم در همه کار من نظر می دهد و وقتی می بیند من جز گوش کردن هیچ کار خاص دیگری نمی کنم ، بهم می ریزد و به من می گوید تو دوستم نداری ! بعد هی کار من می شود منت کشی و ناز کشیدن

معمولا سرزنش و مواخذه ام می کند، به کار کردن من حساسیت نشان می دهد  و  مدام به من این حس را القاء می کند که قبل از ازدواج چهره ای دیگر از خودم به او نشان داده بودم...

واقعا خودم هم سردرگم شده ام که ایا ازدواجم کار درستی بوده یا اشتباه ؟!!!

و این سوال، خود پرسش بسیاری از مردان جوان و حتی میانسالی است که علیرغم گذشت چند سالی از زندگی و  تجربه زندگی مشترک ؛ هر از چند گاهی از خود می پرسند؟!!

به راستی چرا  این چنین است؟

به سیطره زنان در آمدن،ترس از زن ذلیلی، ترس از عدم پیشرفت در کار و پول به خاطر مسائل زندگی مشترک،پیر شدن زیر فشار کار و مسوولیتهای زندگی، رابطه بد خانواده با همسر و... باعث می شوندبه محض پایان هیجانات مقدمات و مراسم ازدواج، افکار و نگرانی های مبهم در ذهن داماد، برای چگونگی شروع زندگی مشترک خود، موج زند؛ افکاری چون، "خوب، از حالا به بعد من و همسرم باید با هم باشیم و بچه دار شویم و تا دم مرگ با هم زندگی کنیم؟! "  و متعاقب آن اندیشه هایی چون " اگر در این راه نتوانیم همسفران خوبی باشیم چه؟! اگر از هم رضایت نداشته باشیم چه؟! ، و ...ذهن مرد جوان را بیش از پیش به خود مشغول و حتی  مغشوش می کند و لاجرم تازه داماد را آشفته!

 

حقیقت این است که آنها براحتی نمی توانند تمامی تعهدات، مسئولیتها و وظایف یک زندگی را به دوش بکشند و برای خو گرفتن به این نوع زندگی جدید، از چهار مرحله می گذرند تا بتوانند بر این مسئله چیره شوند:

مرحله اول: زندگی شیرین و رویایی

این مدت نهایتاً یک یا دو سال ابتدایی شروع زندگیست، همسر این آقای داماد، شیرین ترین خاطرات را پشت سر می گذارد، البته این مسئله بطور عام صحت ندارد و به عنوان یک قانون نیست، چرا که برخی زوجها این دوران را در زمان کمتر و برخی دیگر تا مدّتها در این حالت باقی می مانند، در این دوره مرد با نمایش نقش اصلی در زندگی و حکم سرپرستی و حمایت از همسر خود و القاء جملاتی چون، "من آقای خانه هستم و تو همسر منی!" خود را نشان می دهد، همسر جوان وی از این احساسات عاشقانه و دلنشین لذت می برد تا وقتی که اولین بچه آنها به دنیا می آید.

متأسفانه پس از سپری کردن این مراحل است که مرد با نشستن گرد پیری بر موهای خود، سرانجام می فهمد که همسر خود که در ابتدای جوانی با انداختن حلقه و سوگند برای تداوم عشق و زندگی مشترک برگزیده است، بهترین زن دنیاست!!

مرحله دوم : شروع مشکلات اولیه

در این زمان که حدود 2 الی 3 سال بعد از شروع زندگی ایجاد می شود، مرد احساس می کند، که همسر وی مثل یک یاغی! تمام اختیارات، کنترل و آزادی شخصی او را تصاحب کرده است و تمام زمان و زندگیش تحت دستورات و حمایت از همسرش پیش می رود. در اینجاست که وی برای " اثبات و ثبات آزادی خود " دم ناسازگاری را با بی احترامی به همسر، بهانه جویی و ... آغاز می کند. روانشناسان به این مرحله، "بحران سال سوم" می گویند، او با گفتار و رفتارهای مخفیانه، پایه و اساس زندگی خود را رو به فروپاشی سوق می دهد.

مرحله سوم: جنگ و فرار از خانه!

در این مرحله، مرد با بحث های مکرر و بی دلیل، پرخاشگری و محکوم کردن همسرخود، خانه را تبدیل به میدان جنگ می کند، در بیشتر مواقع دائما برای اثبات آزادی خود، در پی عشق و زندگی جدیدی می گردد، او در این مرحله تشنه آزادیست، البته باز هم تاکید می کنیم که این مسئله تنها وقتی زندگی را رو به ویرانی می کشاند که زوجین، هر دو بر اختلافات دامن زنده و هیچ یک، قدمی برای صبوری و اصلاح یکدیگر پیش نمی برند، در این میان اگر بچه ای داشته باشند، این ناهنجاری های محیط خانواده او را آزار می دهد.

برخی از شوهران تنها این حالات را بی منظور و تنها برای بهانه گیری نشان می دهند، در حالی که براستی قصد ترک خانواده خود را ندارد، اما دریغ از آن که دیگر آن اعتماد سابق را در کانون خانواده ندارند و همواره با اتهامات و افکاری که خود او، باعث شکل گیری آنها در ذهن همسر خود شده اند، روبرو می شوتد، در بیشتر مواقع، یکی از پایه های نابودی کانون خانواده، همین رفتار است.

مرحله چهارم: زندگی دوباره شیرین می شود!

متأسفانه پس از سپری کردن این مراحل است که مرد با نشستن گرد پیری بر موهای خود، سرانجام می فهمد که همسر خود که در ابتدای جوانی با انداختن حلقه و سوگند برای تداوم عشق و زندگی مشترک برگزیده است، بهترین زن دنیاست!! وی با احساس حقارت و فروتنی، از ته دل به دنبال عشق دیرینه خود می گردد و در صدد این است که دوباره همان وظایف و مسئولیتهای ابتدای زندگی مشترک خود را حتی بیشتر، اتخاد کند و یک جو سالم و ایده آل را در زندگی برپا کند، بهترین دوران وقتیست که با بزرگ شدن فرزندان و دیدن نوه های خود، سالهاست که در شادمانی و خوشبختی زندگی خود را ادامه داده اند.

 

در آخر باز هم تأکید می کنیم که تمامی مردان کم و بیش این مراحل را سپری کرده اند، و این مراحل شاید 100% برای همه ی آنها صحت نداشته باشد.




طبقه بندی: روابط دختر و پسر، جنسی و زناشوئی،
برچسب ها: مشکلات پسران، داماد های متحول، چگونه متحول شویم،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ جمعه 16 فروردین 1392 ] [ 02:38 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]

وابستگی و اعتیاد به اینترنت عبارت است از استفاده بیمارگونه و وسواسی به اینترنت كه با علائمی مانند گوشه‌گیری، افسردگی، تنهایی و اضطراب همراه است.


دكتر سید سعید صدر، روانپزشك با بیان این مطلب اظهار داشت: اینترنت یكی از وسایل ارتباطی در عصر جدید است و مانند سایر ابزارها، كاربردهای مثبت و منفی زیادی دارد كه متاسفانه آثار منفی آن بیشتر به چشم می‌خورد.


وی افزود: استفاده از اینترنت اجتناب‌ناپذیر است. اما مشكل اینجاست كه جوانان خیلی زود و در سن پایین درگیر آن می‌شوند.
عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی تصریح کرد: استفاده بیش از حد از اینترنت باعث می‌شود فرد از فضای بیرونی منفك شود مثلاً ساعت خواب فرد عوض می‌شود، تمركزش را از دست می‌دهد و دچار خستگی روانی می‌شود.


دکتر صدر خاطرنشان کرد: در واقع اعتیاد به اینترنت شبیه دیگر اعتیادهاست. این اختلال نوعی مشكل روانی محسوب می‌شود كه البته همچنان مورد تحقیق و بررسی است و تنها راه درمان آن مشاوره روانی است.




طبقه بندی: اعتیاد و مواد مخدر،
برچسب ها: وابستگی به نت، وابستگی به کامپیوتر، افسردگی و اضطراب،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ پنجشنبه 15 فروردین 1392 ] [ 09:20 ق.ظ ] [ * hedieh * ] [ نظرات ]


یکی از مهار­ت­هایی که لازمه موفقیت در هزاره سوم است، استفاده بهینه و موثر از زمان و به عبارتی مدیریت نمودن زمان است. به این معنا که از فرصت‌ها و لحظه‌هایی که در اختیار داریم بهترین استفاده را داشته باشیم. زیرا زمان، منبع منحصر به فردی است که اگر تلف شود، جایگزینی برای آن وجود ندارد. بنابراین ضروری است تا جهت جلوگیری از اتلاف بیهوده وقت، در مورد بایدها و نبایدها تصمیمگیری کنیم. برای اینکه کمتر از فرصت­هایی که به راحتی از دست می دهیم، ناله سر دهیم و قضا و قدر را بانی و باعث تمام سهل انگاری­های خود نماییم، می بایست تکنیک هایی را برای استفاده بهینه از گنج گرانبهایی که به تک­تک ما هدیه داده شده است، بکار بریم:


با برنامه­ ریزی پیش برویم

برنامه­ریزی، مادر تمام بی­برنامگی­هاست. «دراکر» اندیشمند برجسته مدیریت، معتقد است: اگر نتوانیم برای وقت خود برنامه­ریزی کنیم هیچ چیز دیگر را هم نمی توانیم اداره کنیم. بنابراین اگر در هر نقشی (همسر، پدر، مادر، فرزند، کارمند، رئیس و ...) که هستیم و وظایف بیشماری نیز بر دوش داریم، می­بایست برای هر کدام از نقش­های خود برنامه ریزی کرده و مدت زمانی را برای هر یک از آنها در نظر بگیریم. در غیر این صورت، آن نتیجه و کارآیی که انتظار داریم را بدست نخواهیم آورد.


تمام کارهایمان را روی کاغذ بیاوریم

داستان مشهوری در مورد فهرست کردن کارها و تاثیر آن بر بهره­وری منسوب به آقای «چارلز شواب» مدیر عامل شرکت فولاد وجود دارد. وی از مشاور خود خواست تا روشی برای انجام کارهایش برای استفاده درست از زمان به وی بیاموزد. مشاور به وی گفت من به شما روش آسان و موثری یاد می دهم که بازدهی کار شما را تا پنجاه درصد افزایش می دهد. آنگاه مشاور یک برگ کاغذ سفید به «شواب» داد و به وی گفت شش مورد از کارهای مهمی که می بایست فردا انجام دهد در آن بنویسد و آنها را به ترتیب اهمیت شماره گذاری کند و از وی خواست که از روز بعد کارهایش را به ترتیب اولویت از مورد اول شروع کند و پس از آن که تمام شد سراغ دومین مورد برود و همین روش را تا آخرین مورد ادامه دهد. نقل می کنند که آقای «شواب» پس از به کارگیری این روش، آنرا بسیار مفید یافت و دستور داد که کلیه کارمندانش نیز از همین روش استفاده کنند. وی در این باره می گوید: از آن به بعد من و کارکنانم، ابتدا به انجام و اتمام لازمترین و مهمترین کارهای روزانه می پردازیم.


دزدان زمان را بشناسیم

میهمانان ناخوانده، تلفن­های مزاحم و غیرضروری، نداشتن انضباط کاری، سستی و بی­ارادگی در تصمیمگیری، دوباره کاری، روش­های غیر صحیح و عادات نادرست مطالعه، ناتوانی در «نه» گفتن به خواسته­های دیگران، نداشتن تمرکز حواس، عادت امروز و فردا کردن، صحبت­های کم اهمیت، مطالعه مطالب کم اهمیت و غیرضروری، ترس از شکست، تلویزیون و مواردی از این قبیل راهزنان وقت ما هستند. بطوریکه مدت زمان زیادی را به خود اختصاص داده و هیچ نتیجه و سودی برای ما جز هدر دادن وقتمان ندارند. با حذف یا کم نمودن تمام کارهایی که انجام آنها از اهمیت ناچیزی برخوردار است، می توانیم کارهای خود را با سرعت بسیار بیشتری به اتمام برسانیم.


از زمانهای مرده استفاده کنیم

اوقاتی که در حال قدم زدن، رانندگی، انتظار و ... هستیم، بهترین زمان برای تفکر درباره بهتر انجام دادن کارهایمان است. نگذاریم این زمان­ها به بیهودگی تلف گردند، بلکه سعی کنیم از آنها به خوبی استفاده نماییم.


در گذشته توقف نکنیم
گذشته را با تمام خوبی­ها و بدی­ها به دفترچه خاطراتمان بسپاریم. حال را دریافته و افق‌های زیبایی را برای فردای خود ترسیم کنیم. تنها از گذشته خود درس بگیریم و به عنوان موتوری برای حرکت رو به جلو از آن استفاده کنیم نه برای حرکت به عقب و درجا زدن.


در خود انگیزه ایجاد کنیم

میل یا اراده انجام کاریاانگیزش، عامل اساسی در ایجاد تلاش­ها و فعالیت­ها است. به دیگران قول بدهیم که کاری را تا مدت زمان معینی به اتمام خواهیم رساند. قول دادن به دیگران در ما انگیزه ایجاد می­کند تا سر وقت کارمان را تحویل دهیم.


 



طبقه بندی: موفقیت و آرامش،
برچسب ها: مدیریت، زمان، ساعت، وقت، مدیریت زمان، ارزش زمان،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ چهارشنبه 14 فروردین 1392 ] [ 03:15 ب.ظ ] [ * hedieh * ] [ نظرات ]
 

با به کارگیری سی شیوه ساده از هنگام بارداری تا پایان دوسالگی افزون بر رشد جسمانی مناسب، زمینه های افزایش بهره هوشی کودکان را تقویت کنید. از آنجا که پایه ریزی و شکل گیری رشد جسمانی و ذهنی کودکان از هنگام بارداری تا پایان دو سالگی است، به کارگیری این ۳۰ شیوه به طور هماهنگ به رشد همه جانبه و مناسب کودک کمک می کند.

                                                                                                                                                       در هنگام بارداری

۱) تیروئیدتان را آزمایش کنید زیرا کم کاری خفیف تیروئید در خانمهای باردار سبب کاهش معنی داری در هوش کودکان می شود.

۲) کولین مصرف کنید، این ماده مغذی در گوشت، تخم مرغ و حبوبات وجود دارد.

۳) ویتامین هایی را که پزشک در دوران بارداری برای شما تجویز می کند مصرف کنید.

۴) با جنین خود حرف بزنید و او را صدا کنید.

۵) از نوشیدن قهوه و خوردن دارو بدون تجویز پزشک اجتناب کنید.

در شش ماهه نخست پس از تولد به این نکات توجه داشته باشید

۶) فرزندتان را با شیر مادر تغذیه کنید.

۷) در صورت بروز افسردگی بعد از زایمان ، برای درمان آن اقدام کنید.

۸) منابع غنی از آهن مانند گوشت، سبزیجات، تخم مرغ و میوه های تازه مصرف کنید.

۹) در زمان شیردهی خوردن غذاهای حاوی ویتامین۱۲ B مانند مخمر، نان، غذاهای دریایی و تخم مرغ را فراموش نکنید.

۱۰) برای کودکتان موسیقی به ویژه موسیقی سنتی و کلاسیک پخش کنید.

۱۱) کودک را ماساژ دهید ، مطالعات نشان داده اند که ماساژ روزانه کودکان رشد مغزی آنان را به میزان قابل توجهی افزایش می دهد.

از شش ماهگی تا یک سالگی کودک چه کنیم؟

۱۲) با کودکتان به طور مستقیم و چشم در چشم صحبت کنید.

۱۳) معنای لغات را با اشاره ارتباط دهید ؛ به طور مثال هنگامی که نام چیزی را می برید به آن اشاره کنید یا کودک را در مقابل آن نگه دارید.

۱۴) با هدیه های مخصوص کودکان، او را تشویق کنید.

۱۵) اجازه آزادی حرکت به کودکان بدهید، بگذارید که آنها کنجکاوی غریزی شان را همواره به کار برند.

۱۶) تشخیص و فرق گذاری بین اشیا را به کودکتان با پرسش و گفتن جواب درست بیاموزید.

۱۷) کودکان از آموزش اجباری خوششان نمی آید، از آن بپرهیزید.

۱۸) هنگامی که فرزندتان احساس خستگی کرد، آموزش را قطع کنید.

دوران یک تا دو سالگی کودک

۱۹) کودکان را با غذاهای سرشار از آهن تغذیه کنید.

۱۰) به کودکان میان وعده های سالم و مغذی بدهید و از دادن میان وعده های بی فایده مانند پفک و چیپس به کودک خودداری نمایید.

۲۱) برای کودکتان کتاب بخوانید.

۲۲) در حضور او مطالعه کنید.

۲۳) برای او اسباب بازی های کمک آموزشی تهیه کنید.

۲۴) با کودک خود بازی کنید. شرکت در بازی های دسته جمعی ، مهارت های هوش اجتماعی کودک را افزایش می دهد.

۲۵) مطمئن شوید کودکتان خوب استراحت کرده است، خوابیدن دستکم ده ساعت در شبانه روز برای او لازم است.

۲۶) هنگامی که با کودکتان صحبت می کنید صداهای اضافی مانند رادیو و تلویزیون را خاموش کنید و نور را در حد متوسط نگاه دارید.

۲۷) درخواست های تکراری کودک را اجابت کنید. تکرار ارتباط نورون ها را در مغز تقویت می کند بنابراین اگر برای چندمین بار از شما می خواهد کتابی را برایش بخوانید ، بدون اصرار و پافشاری روی خواندن یک داستان دیگر ، آن را برای او بخوانید.

۲۸) وقتی کودک نوپای شما به چیزی اشاره می کند و نامش را می پرسد در جوابش به او اطلاعات بیشتری بدهید. به طور مثال: آن یک توپ است، یک توپ آبی با خط های قرمز.

۲۹) در تربیت کودک انضباط همراه با محبت فراوان داشته باشید.

۳۰) هرگز به کودکتان نگویید «تو چیزی نمی فهمی» زیرا اگر کودک آن را باور کند، حرف شما تحقق خواهد یافت.

منبع : مقاله "سی راه ساده برای افزایش بهره هوشی کودکان   " برگرفته از سایتvista.ir 





طبقه بندی: ارتباط والدین و فرزندان، مطالب آموزنده،
برچسب ها: کودک، هوش، خلاقیت، بهره هوشی، توان ذهنی،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ چهارشنبه 14 فروردین 1392 ] [ 01:21 ب.ظ ] [ Morteza ] [ نظرات ]

 


فرار از فکر مقایسه فرزندم با فرزند دیگری، کار ساده‌ای است. کافی است، به خود بقبولانید که فرزند شما، موجودی مستقل و آزاد است که راه رشد و شیوه زندگی خودش را دارد و خواهد داشت. بعضی‌ها، این اصل را همان روزی که روی صفحه مانتیور سونوگرافی، جنسیت کودک‌شان معلوم می‌شود، می‌پذیرند. این کودک قرار نیست همه خواسته‌های شما را موبه‌مو اجرا کند؛ همان‌طور که شما، خواسته‌های والدین‌تان را موبه‌مو انجام ندادید. فکر می‌کردید، دختردار می‌شوید، اما او پسر است. دل‌تان پسر می‌خواسته، اما او دختر است. او، به نظر شما، هیچ کاری ندارد. اگر هم همان جنسی است که می‌خواستید، از روی بخت و اقبال بوده، نه حرف‌شنوی کودک شما. هیچ فرزندی، به خواست مادر و پدرش، جنسیت‌ا‌ش را تعیین نمی‌کند.

اندر فواید واقع گرایی

بپذیرید که کودک شما قرار نیست همان چیزی باشد که شما در دوران بارداری تصور می‌کردید. این تصورات که سرش مو دارد یا نه، رنگ چشمش روشن است یا نه، چهره‌اش به شما یا خانواده شما رفته یا نه، هرچند برای مادر، شیرین به نظر می‌ر‌سد، ولی از همان ابتدا، سنگ‌های زیربنایی رابطه والدین با فرزند را کج می‌چیند.

اگر واقعیت فرزند شما، مطابق با تصورات‌تان بوده باشد که باز به این توقعات خود ادامه می‌دهید و اگر آن‌طوری که تصور می‌کردید، نباشد، توی ذوق‌تان می‌خورد. بنابراین سعی کنید از هرگونه خیال‌بافی درباره چهره و ویژگی‌های ظاهری فرزندتان دوری کنید. به این متمرکز شوید که او، یک انسان است و باید به او احترام گذاشته شود؛ به هر شکل و قیافه‌ای که باشد. از آن طرف هم مغرور شدن به داشتن کودک زیبا، شاید دل‌چسب باشد، اما در آینده، می‌تواند برای همان کودک، زیان‌بار باشد؛ زمانی که به‌خاطر زیبایی چهره‌اش، به خود، مغرور و زیبایی، معیار اصلی در زندگی‌اش می‌شود.

روند رشد همه، یکی نیست

یادتان باشد که قرار نیست فرزند شما، به‌طور دقیق و سر وقت معینی، گردنش را بالا بگیرد یا میل به نشستن را از خودش نشان دهد. شاید او ترجیح دهد چند هفته‌ای دیرتر بایستد یا راه برود. این‌که شما، تقویم به دست، آمار همه بچه‌های اطرافیان را داشته باشید، بیش‌تر از همه، خود شما را خسته و رنجور می‌کند. به جای این مقایسه‌های ناچیز، به فرآیند رشد کودک، آگاه باشید و به اصل دوم ایمان بیاورید. اصل دوم می‌گوید که رشد کودکان، هرچند از یک نمودار تبعیت می‌کند، اما به این معنی نیست که همه بچه‌ها، درست مانند همدیگر، رشد می‌کنند و نسبت به محیط واکنش نشان می‌دهند.

اگر می‌خواهید از شر افکار مقایسه‌ای خلاص شوید، بهتر است یک دم‌نوش گیاهی برای خود درست کنید؛ وقتی فرزند خود را به پدرش سپرده‌اید تا او را برای هواخوری، به بیرون از خانه ببرد. یک قلم و کاغذ جلوی‌تان بگذارید و لیستی از بهترین‌های فرزندتان را تهیه کنید. سعی کنید ذهن را از مقایسه با دیگری دور کنید. فقط به نکات مثبت او فکر کنید؛ این‌که چه‌قدر زیبا لبخند می‌زند، موقع بازی، چه‌قدر هیجان‌زده می‌شود، فلان روز، در میهمانی، چه‌قدر آرام بود تا شما به میهمان‌ها برسید، اگرچه برای راه افتادنش، استرس زیادی داشتید، اما به حرف افتادنش، خیلی شیرین بود، هرچند بدغذایی می‌کند و لاغرتر از آن حدی است که باید باشد، ولی پرانرژی و بانشاط است و...

به کودک خود، اعتمادبه‌نفس بدهید زیرا بزرگ‌ترین سرمایه‌ای که یک مادر می‌تواند به فرزندش بدهد، ایجاد حس اعتمادبه‌نفس است. اگر مادری، فرزندش را باور نکند، چگونه او، خودش را باور کند. فرزند خود و روند رشدش را باور کنید. او، راه خودش را دارد، مانند هر انسان دیگری. مقایسه او با دیگر کودکان، بر سر این‌که زودتر به حرف افتاده‌اند یا شیرین‌تر با بزرگ‌ترها ارتباط برقرار می‌کنند و فرزند شما، چنین نیست، او را به‌مرور، از خودش مأیوس می‌کند.

مبنای ذهنی‌تان را این بگذارید که فرزند شما، بهترین فرزندی است که می‌توانستید داشته باشید. دقت کنید؛ نمی‌گویم بهترین فرزند دنیا، که اگر چنین تصور کنید، یعنی فرزندتان را در مقام مقایسه با سایر کودکان، بهترین می‌دانید که این نوع نگرش، به‌مرور، می‌تواند برای شما، آفت شود.

کودک‌تان، برای شما، بهترین است

کودک خود را تبلیغ نکنید. او را آن‌چنان تصویرسازی نکنید که بعدها، اگر طور دیگری رفتار کرد، توی ذوق خود شما بخورد. بگذارید سیر طبیعی زندگی‌اش را داشته باشد. فرزند خود را ملاک دیگران نکنید. اگر تمام معیارهای رشد فیزیکی و عاطفی فرزند شما، دقیق و به‌موقع بوده است، خب خدا را شکر، اما نیازی نیست از او، قهرمان اسطوره‌ای بسازید. بی‌شمارند کودکانی که درست براساس جدول‌های رشد طبیبان بزرگ می‌شوند.

اگر فرزند خود را به بُت زندگی‌تان تبدیل کنید، ممکن است او، براساس طبیعت کودکانه‌اش، رفتاری نشان دهد که برای شما، آزاردهنده باشد و به‌مرور، شما، از او دور شوید؛ چون توقعات شما را برآورده نمی‌کند. شما، کودک‌تان را بهترین معرفی کرده‌اید، اما او، به‌یک‌باره، مثلا در یک میهمانی، در مقابل دیدگان همه اقوام و دوستان، از خودش رفتاری نشان می‌دهد که نظر همگان را نسبت به خودش تغییر می‌دهد.

یادتان باشد که کودک شما، راه طولانی در پیش دارد. اگر از همین روزهای اول و سال‌های نخست زندگی‌اش، دید خود را نسبت به او تغییر ندهید، در نوجوانی و بزرگسالی‌اش، دچار مشکلات جدی‌تر می‌شوید. اگر او را شخصیت مستقل و آزاد نپندارید، چگونه می‌خواهید او را در انتخاب رشته تحصیلی و محل زندگی آزاد بگذارید. اگر در کودکی‌اش، می‌خواهید آن باشد که شما دوست دارید، چگونه در نوجوانی بتواند علایق و استعدادهایش را شناسایی کند. اگر ذهن شما، براساس مقایسه فرزندان‌تان با دیگران باشد، چگونه او، خودش باشد. پس، بهتر است تا دیر نشده، ذهن‌تان را خالی کنید و بگذارید کودک‌تان، سیر زندگی خودش را داشته باشد و شما، به‌عنوان پدر و مادر، فقط مراقب او باشید و از دیدن رشد او، لذت ببرید.

نکته

مقایسه کردن ، زمینه‌ساز دروغ گویی کودکان

انتطار و توقع بیش از حد از کودکان و مقایسه آنها با دوستان و همسالان در زمینه‌های گوناگون، یکی از علت‌های دروغ‌گویی محسوب می‌شود و والدینی که انتظارات بیش از حد توان و استعداد کودکان داشته باشند و آنان را زیر فشار قرار دهند، کودکان را به دروغگویی وامی‌دارند. والدین باید توجه داشته باشند که مقایسه کردن بچه‌ها، در هر سنی، کار غلطی است که سبب خودکم‌بینی کودک شده و سرخوردگی ایجاد می‌کند و این باعث می‌شود کودک، برای فرار از مقایسه شدن، در حقیقت، از والدینش فرار کند و این یعنی خطر! پس، باید به یاد داشته باشید که هرگز، بچه‌ها را با هم مقایسه نکنید.

در نظر داشته باشید که انسان‌ها، متفاوت از هم آفریده شده‌اند و توانایی‌ها و خصوصیات‌شان نیز متفاوت آفریده شده است. بنابراین مقایسه، امری دور از منطق است. هر کسی، در زمینه خاصی، توانایی و استعداد دارد و نمی‌توان انتظار داشت که دو نفر، مثل هم باشند. والدین باید اجازه دهند کودکان، خودشان باشند. کار والدین این است که شرایطی را فراهم کنند که استعدادهای خدادادی کودکان، شکوفا شود و پرورش یابد


منبع : :bartarinha.ir




طبقه بندی: ارتباط والدین و فرزندان، مطالب آموزنده،
برچسب ها: کودک، مقایسه، دروغ گویی،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ سه شنبه 13 فروردین 1392 ] [ 01:17 ب.ظ ] [ Morteza ] [ نظرات ]

مطمئناً تا به حال این تجربه را داشته اید كه در كلاس درس و یا یك جلسه و سمینار حوصله تان سر رفته باشد، آن وقت با خودكاری كه در دست دارید بر روی كاغذ مقابلتان بی هدف نقاشی هایی را می كشید. ممكن است این خطوط درهم و مبهم، در نگاه اول چیز جالبی برای گفتن نداشته باشند ولی به اعتقاد بسیاری از روان شناسان این نوع نقاشی های ناخودآگاه نمایانگر درون و افكار ما هستند كه به دور از محدودیت های ذهن آگاهمان پدید می آیند و اسرار ناگفته ای از شخصیت ما را به تصویر می كشند ؛ آرزوها ، امیال ، ترس ها و رؤیاهای نهفته ای كه هیچ گاه نتوانسته ایم آنها را بر زبان بیاوریم.


بنا به گفته بسیاری از خط شناسان و روان شناسان، افراد در موقعیت های متفاوتی این نقاشی ها را می كِشند، به عنوان مثال وقتی با تلفن صحبت می كنند، یا به سخنرانی گوش می دهند و یا یادداشت بر می دارند و در هنگام كشیدن چنین نقاشی هایی به چیز دیگری می اندیشند و ابداً متوجه حركت قلم بر روی كاغذ نیستند.

روان شناسان تجزیه و تحلیل های زیادی را بر روی این نقاشی ها انجام داده اند و معتقدند كه همانند دست خط ها، این خطوط درهم و مبهم نیز از الگوی خاص و منحصر به فردی برخوردارند. ولی باید گفت كه روان شناسیِ نقاشی های ناخودآگاه به اندازه ی دست خط افراد دارای قطعیت و اطمینان نیست و به عوامل بسیاری بستگی دارد كه به اعتقاد اسپنسر، خط شناس معروف، همین امر سبب می شود تا ارزیابی صحیح آنها دشوارتر گردد. عواملی نظیر : شرایط محیط ، روحیات خود فرد ، شخصیت و میزان هوشیاری او در هنگام كشیدن این نقاشی ها.

اسپنسر می نویسد: "اگرچه اثبات درستی و صحت نقاشی های ناخودآگاه، سخت و دشوار است، لیكن این نقاشی های مبهم نمای جالب و ارزشمندی از افكار و شخصیت افراد را به دست می دهد".
پیشنهاد می كنیم اگر این بار شما نیز چنین نقاشی هایی را كشیدید، آنها را دور نیندازید. می توانید نقاشی هایتان را با نمونه های زیر مقایسه كنید و ببینید چه خصوصیات و روحیاتی دارید.

ادامه در "ادامه مطلب"


ادامه مطلب

طبقه بندی: تست های روانشناسی، مطالب آموزنده،
برچسب ها: نقاشی، شخصیت، افکار،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ دوشنبه 12 فروردین 1392 ] [ 12:48 ب.ظ ] [ Morteza ] [ نظرات ]
از بیل گیتس پرسیدن از تو ثروتمند تر هم هست؟
در جواب گفت بله فقط یک نفر. پرسیدن کی؟

در جواب گفت سالها پیش زمانی که از اداره اخراج شدم و تازه اندیشه ی طراحی مایکروسافت و تو ذهنم پی ریزی می کردم،در فرودگاهی درنیویورک قبل از پرواز چشمم به این نشریه ها و روزنامه ها افتاد. از تیتر یک روزنامه خیلی خوشم اومد،دست کردم توی جیبم که روزنامه رو بخرم دیدم که پول خورد ندارم و اومدم منصرف بشم که دیدم یک پسر بچه سیاه پوست روزنامه فروش وقتی این نگاه پر توجه من و دید گفت این روزنامه مال خودت بخشیدمش به خودت بردار برای خودت.
گفتم آخه من پول خورد ندارم گفت برای خودت بخشیدمش برای خودت.
سه ماه بعد بر حسب تصادف توی همون فرودگاه و همون سالن پرواز چشمم به یه مجله خورد دست کردم تو جیبم باز دیدم پول خورد ندارم باز همون بچه بهم گفت این مجله رو بردار برا خودت ،گفتم پسرجون چند وقت پیش یه روزنامه بهم بخشیدی.هرکسی میاداینجا دچار این مسئله میشه بهش میبخشی؟!
پسره گفت آره من دلم میخواد ببخشم از سود خودمه که میبخشم
به قدری این جمله و نگاه پسر تو ذهن من مونده که خدایا این برمبنای چه احساسی اینا رو میگه.
زمانی که به اوج قدرت رسیدم تصمیم گرفتم این فرد و پیدا کنم و جبران گذشته رو بکنم
گروهی تشکیل دادم بعد از 19 سال گفتم که برید و اونی که در فلان فرودگاه روزنامه میفروخت و پیدا کنید.یک ماه و نیم مطالعه کردند و متوجه شدند یک فرد سیاه پوسته که الان دربان یک سالن تئاتره. خلاصه دعوتش کردن اداره.
ازش پرسیدم من و میشناسی. گفت بله، جناب عالی آقای بیلگیتس معروفید که دنیا میشناسدتون.
سالها پیش زمانی که تو پسر بچه بودی و روزنامه میفروختی من یه همچین صحنه ای از تو دیدم
گفت که طبیعیه. این حس و حال خودم بود
گفتم میدونی چه کارت دارم، میخوام اون محبتی که به من کردی و جبران کنم
گفت که چطوری؟
گفتم هر چیزی که بخوای بهت میدم
(
خود بیلگیتس میگه خود این جوونه مرتب میخندید وقتی با من صحبت میکرد)
پسره سیاه پوست گفت هر چی بخوام بهم میدی؟
گفتم هرچی که بخوای
گفت هر چی بخوام؟
گفتم آره هر چی که بخوای بهت میدم
من به 50 کشور افریقایی وام دادم به اندازه تمام اونا به تو میبخشم
گفت آقای بیل گیتس نمیتونی جبران کنی
پرسیدم واسه چی نمیتونم جبران کنم؟
پسره سیاه پوست گفت که :فرق من با تو در اینه که من در اوج نداشتنم به تو
بخشیدم ولی تو تو اوج داشتنت میخوای به من ببخشی و این چیزی رو جبران نمیکنه
بیل گیتس میگه همواره احساس میکنم ثروتمند تر از من کسی نیست جز این جوان 32
ساله مسلمان سیاه پوست


طبقه بندی: داستان ها،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ یکشنبه 11 فروردین 1392 ] [ 01:05 ب.ظ ] [ Morteza ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 4 :: 1 2 3 4

نظر سنجی
مهمترین آرزوی شما ؟ ( صادقانه و واقع بینانه )






درباره وبلاگ

همانطور که سلامت جسم برای همه ما مهم است, سلامت روان هم مهم است...
پس:
کسانی که سراغ روان شناس می روند بیمار نیستند
و کسانی که روان شناس می شوند دنبال بیمار نیستند
ما فقط کنار هم ایم تا لحظاتی که می پرسیم "چرا ما؟" به همدیگر بهترین زندگی را هدیه دهیم

" امیدواریم وبلاگ روانشناسی سهمی در موفقیت شما توی زندگیتون داشته باشه ، هرچند این موفقیت حاصل اراده شماست و ما فقط واسطه ایم... "
" به امید روزی که همه مردم سرزمین من لبخند به لب داشته باشند... "

" وبلاگ منتخب میهن بلاگ،مجله موفقیت و راه موفقیت "
مطالب برتر و پر بازدید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب