روانشناسی
جدیدترین تست های روانشناسی در www.ravanshena30.ir
قالب وبلاگ
یكی از مواردی كه همیشه گریبانگیر زنها و مردها بوده است عدم درك تفاوتهای احساسی بین آنها می باشد. زنها می خواهند بدانند كه چرا مردها اینقدر سردند! و احساس توی مخشان نمیرود! مردها هم میخواهند بدانند كه چرا زنها منطقی تر نمی شوند و همش با احساسات زندگی میكنند!

مورد تفاوت در ظرفهای احساسی خانمها و آقایان است.

اگر بخواهم بصورت ساده این موضوع را برایتان توضیح بدهم باید بگویم كه زنها دارای یك ظرف بسیار بزرگ احساسی میباشند كه البته سوراخ است! خودتان رو هلاك هم كه بكنید و هرچیزی توش بریزید پر نمیشود!! برای زنها، شوهر و عشق به راحتی 70% مسائل زندگی را تشكیل میدهد بنابراین هرگز نباید از زنها انتظار داشت كه آرامش داشته باشند.

شما اگر از دختری قدرت زنانگی اش را بگیرید دیگر از وی چیزی باقی نمی ماند. بخاطر وجود این ظرف بزرگ در زنها، حل كردن 70% نیازشان تنها توسط یك عامل انجام میشود :

"توجه"

زنها نیازمند توجه از طرف همسرشان هستند، در غیر اینصورت ظرف آنها اصلاً پر نمیشود.

اما در مورد آقایان مسئله فرق میكند.

اگر از پسری قدرت مردانگی اش را بگیرید او آنقدر پوست كلفت است كه در كمال پر رویی به حیاتش ادامه میدهد!


دلیلش اینست كه آنها دارای ظرفهای كوچك ولی متعددی هستند.

این ظرفها برعكس خانمها بسرعت پر میشوند و بسرعت خالی میگردند. آقایان بطور ٢٤ ساعته درگیر پر كردن این ظرفها هستند.

ظرف عشق وقتی در آقایان پر میشود، مرد شروع به پر كردن ظرف دیگری (مثلاً كار) میكند. مرد بالای ظرف قبلی نمینشیند چون ظرفهای دیگری هم دارد. نكته اینجاست كه زنها چون دارای ظرف بزرگی هستند، مستمر بالای ظرف خود مینشینند. چون این ظرف مهمترین ظرف آنان است و باید همواره اول این ظرف پر بشود...

مكافات! از همین جا شروع میشود ،

چون آنها همین انتظار را از مردها دارند...
یكی از مواردیكه همیشه گریبانگیر زنها و مردها بوده است عدم درك تفاوتهای احساسی بین آنها می باشد. زنها می خواهند بدانند كه چرا مردها اینقدر سردند! و احساس توی مخشان نمیرود! مردها هم میخواهند بدانند كه چرا زنها منطقی تر نمی شوند و همش با احساسات زندگی میكنند!

مورد تفاوت در ظرفهای احساسی خانمها و آقایان است.

اگر بخواهم بصورت ساده این موضوع را برایتان توضیح بدهم باید بگویم كه زنها دارای یك ظرف بسیار بزرگ احساسی میباشند كه البته سوراخ است! خودتان رو هلاك هم كه بكنید و هرچیزی توش بریزید پر نمیشود!! برای زنها، شوهر و عشق به راحتی 70% مسائل زندگی را تشكیل میدهد بنابراین هرگز نباید از زنها انتظار داشت كه آرامش داشته باشند.

شما اگر از دختری قدرت زنانگی اش را بگیرید دیگر از وی چیزی باقی نمی ماند. بخاطر وجود این ظرف بزرگ در زنها، حل كردن 70% نیازشان تنها توسط یك عامل انجام میشود :

"توجه"

زنها نیازمند توجه از طرف همسرشان هستند، در غیر اینصورت ظرف آنها اصلاً پر نمیشود.

 اما در مورد آقایان مسئله فرق میكند.

اگر از پسری قدرت مردانگی اش را بگیرید او آنقدر پوست كلفت است كه در كمال پر رویی به حیاتش ادامه میدهد!

 

دلیلش اینست كه آنها دارای ظرفهای كوچك ولی متعددی هستند.

این ظرفها برعكس خانمها بسرعت پر میشوند و بسرعت خالی میگردند. آقایان بطور ٢٤ ساعته درگیر پر كردن این ظرفها هستند.

ظرف عشق وقتی در آقایان پر میشود، مرد شروع به پر كردن ظرف دیگری (مثلاً كار) میكند. مرد بالای ظرف قبلی نمینشیند چون ظرفهای دیگری هم دارد. نكته اینجاست كه زنها چون دارای ظرف بزرگی هستند، مستمر بالای ظرف خود مینشینند. چون این ظرف مهمترین ظرف آنان است و باید همواره اول این ظرف پر بشود...

مكافات! از همین جا شروع میشود ،

 چون آنها همین انتظار را از مردها دارند...



طبقه بندی: جنسی و زناشوئی،
برچسب ها: ازدواج، احساسات، حس، علاقه، شکست عشقی، جدایی، درک، فهم، منطقی، راز مردان، راز زنان،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ شنبه 10 تیر 1391 ] [ 10:17 ق.ظ ] [ * hedieh * ] [ نظرات ]
پیشاپیش
میلاد امام دوازدهم
امام زمان (عج)
 بر پیروانش و تمامی مسلمانان جهان مبارک باد

قالب وبلاگ به مناسبت ایام نیمه شعبان(شعبانیه) تغییر پیدا کرد

برای تعجیل در فرجش یک صلوات  بفرستید


::::::::::::::::::::::::::::::

مهدیا !
یاران خوبت را مکن از بد جدا...
رو سیاه و رو سفیدش جان مولا در هم است !



وبلاگ روانشناسی



طبقه بندی: مناسبتی،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ شنبه 10 تیر 1391 ] [ 02:36 ق.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]
                                                           



خود‌بیمارانگاری یا هیپوکند‌ریا، در اصطلاح روان‌شناسی و روان‌پزشکی ویژگی ایست که به شخصی اطلاق می‌شود که باوجود برخورداری از سلامت بدنی اما خود را بیمار می‌داند و همواره از دردهای فرضی شکایت می‌کند. این تصور خودبیمارانگارانه، زمانی بیماری تلقی می‌شود که حدود شش‌ماه از آغاز آن بگذرد و با‌وجود تأیید سلامت بدن توسط پزشک، شخص هم‌چنان بر بیمار بودن خود اصرار ‌‌ورزد و درنهایت، ترس از بیمار بودن، شخص را مدام به کلینیک‌ها و درمانگاه‌های مختلف جهت آزمایش و تجویز دارو می‌کشاند که از آن به سندرم بیمار خیالی نیز یاد می‌شود.

 دو علت عمده‌ی این بیماری، یکی اضطراب می‌باشد و دیگری افسردگی و درمان آن نیز از طریق مشاوره‌ی روان‌شناسی و داروهای ضداضطراب امکان‌پذیر است.


ادامه مطلب

طبقه بندی: روانشناسی تخصصی، مطالب آموزنده،
برچسب ها: خود بیمار انگاری، هیپوکند‌ریا، وسواس فکر، اختلال روانشناسی،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ جمعه 9 تیر 1391 ] [ 11:35 ق.ظ ] [ Kiana ] [ نظرات ]

شاید بتوان در نگاه اول واژه شخصیت را به‌صورت شاخصه‌های صریح یک تیپ تعریف کرد.
این تعریف نه‌تنها کلمه شخصیت را توصیف می‌کند بلکه وجه تمایز این واژه را از دیگر واژه‌ها مشخص می‌کند...

منظور از شاخصه‌ها ویژگی‌های خاص یک شخص است که مختص به خود او و کسانی است که در آن طبقه خاص شخصیتی قرار می‌گیرند. منظور از صریح همان واضح بودن این خصایص رفتاری است که هر شخصی از بیرون قادر به دیدن تظاهرات بیرونی این ویژگی‌هاست و درنهایت مقصود از تیپ همان انواعی است که ما برای شخصیت‌های مختلف برای سهولت در طبقه‌بندی آنها استفاده می‌کنیم.

● در میان مردم ۲ باور اشتباه درمورد شخصیت رایج است و آن ۲ جمله به قرار زیر است:

▪ فلانی بی‌شخصیت است.
▪ فلانی باشخصیت است.
این ۲ جمله باتوجه به‌منظوری که پشت آنها در هنگام مطرح کردنشان است کاملا غلط است، چراکه در جمله اول منظور از بی‌شخصیت افراد بزهکار خیانت‌پیشه، دزد و به‌طور کلی افرادی است که برخلاف فضایل اخلاقی رفتار می‌کنند.
در جمله دوم منظور افرادی است که مهربان، مؤدب، ثروتمند و اجتماعی هستند، درصورتی‌که ما نمی‌توانیم برای شخصیت کسی حکمی کلی صادر کنیم، به‌دلیل این‌که هم افراد بی‌ادب، دزد، خیانتکار و هرج و مرج‌طلب و هم افراد تحصیلکرده، مؤدب، مهربان، مذهبی و... دارای شخصیت هستند. بنابراین انسان بی‌شخصیت اصلا وجود ندارد.
در تعاریف مختلفی که در ارتباط با شناخت شخصیت بیان شده به‌نظر می‌رسد که گوردون آلپورت که در سال ۱۹۴۹ برای این واژه بیش از پنجاه تعریف قائل شده است کامل‌ترین باشد و این خود نشان از پیچیدگی این مفهوم و سازه روانی دارد. درک مسئله شخصیت یکی از اهداف نهایی و پیچیده‌ترین دستاورد در روان‌شناسی است. شخصیت به یک معنا تمام روان‌شناسی را دربرمی‌گیرد.هیچ آزمایشی در روانشناسی وجود ندارد که در شناساندن شخصیت سهیم نباشد.

مراجعه به ادامه مطلب


ادامه مطلب

طبقه بندی: روانشناسی تخصصی،
برچسب ها: باورهای غلط در مورد شخصیت، شخصیت، شناخت شخصیت، شخصیت شناسی، ملاک شناخت شخصیت، معیار درست برای شناخت شخصیت، تعریف شخصیت، روان شناسی شخصیت،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ پنجشنبه 8 تیر 1391 ] [ 11:18 ق.ظ ] [ Zahra ] [ نظرات ]

-در زندگی روزمره‌ی خود، چه قدر زمان صرف پرداختن به علایق‌تان می‌کنید؟ آیا کار زیاد، زندگی‌تان را پر کرده است؟ 

- آیا شما هم از زمره افرادی هستید که تمام زندگی‌شان را صرف کار و در‌آوردن پول می‌کنند؟

- آیا کار زیاد، زندگی‌تان را پر کرده است؟ 

اگرچه در جامعه‌ی امروزی، کارِ بیش‌تر، به‌معنای تأمین بیش‌تر نیازهای اقتصادی‌ست اما در زندگی همه‌ی ما انسان‌ها، جایی‌ست که احساس می‌کنیم به‌قول معروف «بنزین تمام کرده‌ایم!» و دیگر رمقی برای ادامه‌ی مسیر پرفراز و نشیب زندگی نداریم؛ جایی‌ست که توقف می‌کنیم، بر‌می‌گردیم و به پشت‌سرمان نگاه می‌کنیم؛ به مسیری که در زندگی پیموده‌ایم تا به لحظه‌ی کنونی رسیده‌ایم. 


ادامه مطلب

طبقه بندی: موفقیت و آرامش، مطالب آموزنده،
برچسب ها: زندگی روزمره‌، زندگی، آسایش فکری، آرامش روانی، تعطیلات، محبت به خود، احترام به خویشتن، تفریح مورد علاقه، زمانی برای خودم، استراحت،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ چهارشنبه 7 تیر 1391 ] [ 11:06 ق.ظ ] [ Kiana ] [ نظرات ]

بیشتر ما انسان‌ها زمانی که از موقعیتی که در آن هستیم، متنفر می‌شویم یا در جائی قرار داریم که ناراضی هستیم، در راه رشد و تکامل و کمال گام برمی‌داریم و سعی می‌کنیم تغییری را به‌وجود آوریم... 

آیا تا به‌حال با خود فکر کرده‌اید که چرا دچار رنج و درد و عذاب می‌شوید؟ چرا روابط شما به بن‌بست می‌رسد؟ چرا در حل مسائل خود با مشکل رو به رو هستید؟ و ...
جواب همه این چراها و چراهای دیگر این است که شما نیمه تاریک وجود خود را نمی‌شناسید و بر روی بخشی از شخصیت خود پرده‌ای کشیده‌اید که باعث می‌شود روابط شما به بن‌بست برسد، در کارهایتان با مشکل مواجه شوید و هزاران مسئله دیگری که در زندگیتان به‌وجود می‌آید.
ما نیمه تاریک وجود را ‌”سایه‌“ می‌نامیم. ‌”سایه‌“ شامل همه آن ویژگی‌های شخصیتی ماست که سعی می‌کنیم آن‌ها را پنهان و یا کتمان کنیم. در واقع ما به جهان درون خود بی‌توجه هستیم و آن را باور نداریم. آقای ‌”جان ولوود‌“ در کتاب ‌”عشق و بیداری‌“ جهان درون ما را به کاخی تشبیه کرده است. کاخی باشکوه با هزاران اتاق و سرسراهای بزرگ که هرکدام از این اتاق‌ها یکی از جنبه‌ها و ویژگی‌های ما می‌باشد، اعم از مثبت یا منفی و بد یا خوب ...
شما در دوران کودکی اتاق به اتاق این کاخ را می‌گردید و بی مهابا تک تک اتاق‌ها را بدون ترس، بدون خجالت و با شهامتی مثال‌زدنی جستجو می‌کنید تا این که یکی به سراغ شما می‌آید و می‌گوید که فلان اتاق نقصی دارد و شایسته این کاخ نیست. اگر می‌خواهی کاخی بی نقص داشته باشی، در آن اتاق را ببند. این گونه شما در تک تک اتاق‌های کاختان را می‌بندید و آن‌ها به تاریکی فرو می‌روند و به این ترتیب چرخه‌ای آغاز می‌شود.
با مثال زیبای ‌”جان ولوود‌“ به این نتیجه می‌رسیم که ما انسان‌ها خصوصیت‌ها و ویژگی‌های خود را بر اساس ستایش دیگران تغییر می‌دهیم و پایه‌ریزی می‌کنیم. بسیاری از ما خصوصیت‌های اخلاقی خود را به فراموشی سپرده‌ایم و از یاد برده‌ایم که روزی کاخی باشکوه و زیبا بوده‌ایم، کاخی با اتاق‌های باشکوه. یکی از اتاق‌ها، عشق بود و دیگری شجاعت. یکی وقار بود و دیگری شهامت. یکی بی مهری بود و دیگری نفرت. یکی خودخواهی بود و دیگری حسادت. همه این اتاق‌ها در اصل، ویژگی‌های ما هستند. در واقع، هریک از این جنبه‌ها دارای موهبتی هستند که ما را به‌سوی روشن‌بینی و یگانگی رهنمون می‌سازند. اگر بیشتر فکر کنیم، به این نتیجه خواهیم رسید که آن چه در درون ما است، هزاران ویژگی و خصلتی است که هر انسانی را شکل می‌دهد. خصوصیت‌هائی که هم خوب هستند و هم بد، هم مثبت هستند و هم منفی. حال آن که ما انسان‌ها خصوصیت‌های منفی و بد خود را به‌جای این که با آغوشی باز پذیرا باشیم و پی به موهبت آن ببریم، به سایه خود تبدیل می‌کنیم و هرچه بزرگ‌تر می‌شویم، آن‌ها را به لایه‌های پائین‌تر وجود خود می‌رانیم. یکی می‌گفت: ‌”از آن جائی که تلاش میکنم ویژگی‌های بد خود را بپوشانم، طاقت افرادی را که کاستی‌هایشان را می‌پذیرند، ندارم‌“.

آخر چرا با خود چنین می‌کنید؟
بیائید از امروز انسان کاملی باشید. انسان کامل یعنی انسانی با ویژگی‌های خوب و بد.
بیائید سایه خود را بپذیریم ویژگی‌های مثبت خود را پرورش دهیم و هر روز آن‌ها را شکوفاتر کنیم. ویژگی‌های بد خود را بشناسیم. آن‌ها را بپذیریم و برای خوب شدن و خوب بودن، تلاش کنیم.
سعی کنیم موهبت هر ویژگی خود را بیابیم. سعی کنیم که انسان کاملی باشیم.
در آخر به این جمله زیبا فکر کنید که: ‌”ما در جهان نیستیم، جهان در درون ماست‌“.
جهان درون ما به کاخی تشبیه شده است. کاخی باشکوه با هزاران اتاق و سرسراهای بزرگ که هرکدام از این اتاق‌ها یکی از جنبه‌ها و ویژگی‌های ما می‌باشد، اعم از مثبت یا منفی و بد یا خوب ... 




طبقه بندی: روانشناسی تخصصی، موفقیت و آرامش،
برچسب ها: سایه، نیمه تاریک وجود، کهن الگو، کهن الگو سایه، سایه های وجودی انسان، سایه در درون انسان،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ چهارشنبه 7 تیر 1391 ] [ 10:08 ق.ظ ] [ Zahra ] [ نظرات ]


صورت مادرم سوخته بود و از وقتی یادم می‌آمد چشم چپش نمی‌دید. چهره‌اش شبیه بقیه مادرها نبود؛ همیشه از پوست‌سوخته‌اش می‌ترسیدم و از این‌كه دوستانم متوجه شوند چشمش نمی‌بیند، خجالت می‌كشیدم. برای همین فكر می‌كردم اگر همراه او باشم یا دوستانم، ما را با هم ببینند، خیلی برای من بد می‌شود و حتما دوستانم مرا مسخره می‌كنند. همیشه از حضور مادرم در یك جمع آشنا خجالت می‌كشیدم و دوست نداشتم هیچ‌كس بداند این زن یك چشم با پوست سوخته‌اش مادر من است.

كاش با مادرم عكس‌گرفته‌بودم

وضع مالی ما خوب نبود و پدرم نمی‌توانست زیاد كار كند. برای همین مادر از صبح تا شب در آشپزخانه می‌ماند و غذا می‌پخت تا بتواند خرج بچه‌ها را بدهد. او مجبور بود همیشه كار كند و برای دانش‌آموزان و معلم‌های مدرسه غذا می‌پخت و هر روز خودش غذاها را به مدرسه می‌آورد. من هم هر روز سعی می‌كردم وقتی مادر به مدرسه می‌رسد، جایی پنهان شوم تا هیچ‌كس متوجه نشود این زن یك چشم، مادر من است. ولی یك روز وقتی دوران ابتدایی را می‌گذراندم، مادر مرا در حیاط مدرسه دید و با لبخندی مهربان به سمتم آمد و در آغوشم گرفت. آن روز از این رفتار مادر خجالت كشیدم؛ دلم می‌خواست زمین دهان باز كند و مرا فرو ببرد. با خودم می‌گفتم چطور او توانسته این كار را با من بكند؟ چرا جلوی دوستانم مرا مسخره كرد؟

از این برخورد مادر گریه‌ام گرفت ولی نمی‌خواستم بچه‌ها بیشتر از این مسخره‌ام كنند. برای همین اصلاً اعتنایی به حضورش نكردم و با نگاهی سرد از كنارش رد شدم. فردای آن روز وقتی به مدرسه رفتم، یكی از همكلاسی‌هایم به من گفت: «اون زن مامان تو بود، درسته؟ واقعاً مامانت یك چشم داره؟»

اینقدر عصبانی و ناراحت بودم كه دلم می‌خواست فریاد بكشم. خجالت كشیده بودم و دوست داشتم ناپدید شوم تا دیگر هیچ‌كس مرا نبیند. برای همین عصر آن روز، وقتی به خانه برگشتم، قبل از این‌كه لباس‌هایم را عوض كنم، به آشپزخانه رفتم و به مادرم گفتم: «چرا دوست داری منو ناراحت كنی؟ كاش هیچ وقت مادری مثل تو نداشتم.»

مادر هیچ كلامی نگفت و فقط با لبخند مهربان همیشگی‌اش به من نگاه كرد. من هم آنقدر عصبانی و ناراحت بودم كه حتی یك دقیقه هم درباره حرف‌هایم فكر نكردم. آن موقع سنم خیلی كم بود و اصلاً نمی‌توانستم تصمیمی منطقی بگیرم. برای همین فقط داد می‌زدم و گریه می‌كردم.

پس از آن اتفاق، مادر دیگر در جمع دوستان یا حتی غریبه‌ها مرا در آغوش نگرفت و حتی در دوره دانشگاه هم برای جشن فارغ‌التحصیلی‌ام نیامد. من هم كم‌كم به این شرایط عادت كرده بودم و فكر می‌كردم مادر هم دیگر دوست ندارد در جمع دوستانم حاضر شود؛ كاملاً فراموش كرده بودم كه خودم از او خواسته‌ام زیاد همراه من نباشد.

حالا خودم ازدواج كرده‌ام و پدر شده‌ام. بچه‌های من مادرم را بسیار دوست دارند، ولی خیلی كم فرصت می‌كنم آنها را به دیدن مادر ببرم كه در شهر دیگری زندگی می‌كند. یك روز نامه‌ای از مادرم دریافت كردم كه نوشته بود دلش برای ما تنگ شده و دوست دارد ما را ببیند، برای همین آخر هفته همه با هم به خانه مادر رفتیم. وقتی به آنجا رسیدم، دیدم چند نفر از همسایه‌ها داخل خانه مادرم هستند. با عجله خودم را به اتاق مادر رساندم، فهمیدم مدت‌هاست كه مادر حال خوبی ندارد، ولی هیچ وقت به من چیزی نگفته است.

بالاخره دكتر آمد و پس از معاینه گفت حال او خیلی خوب نیست. بغض كرده بودم و دلم می‌خواست گریه كنم. همان شب با اجازه پزشك، مادر را هم به خانه خودمان بردیم تا بیشتر مراقبش باشیم. در راه خانه دختركوچكم از من پرسید: «بابا، چرا تو هیچ عكسی با مامان‌بزرگ نداری؟»

تعجب كردم و ساكت ماندم؛ هیچ وقت این سوال را از خودم نكرده بودم كه چرا من و مادر با هم عكس نگرفته‌ایم؟ وقتی هفته بعد حال مادر بهتر شد، این سوال را از او كردم.

مادر خیلی آرام و با لبخند همیشگی جوابم را داد.

‌‌ـ‌‌ «یادت هست، اون روزی كه گفتی از من خجالت می‌كشی؟ نمی‌خواستم ناراحتت كنم و همیشه سعی كردم دور از تو باشم. الان هم چون تو گفتی به خانه‌ات آمدم و اگر نمی‌گفتی حتی با این حال هم حاضر نمی‌شدم بیایم.»

گریه‌ام گرفته بود. مادر سال‌ها دور از من زندگی كرده بود؛ آن هم فقط و فقط به خاطر من و آرامشم. مادری كه پیر و نحیف شده بود و حتی یك عكس با پسرش نداشت. به خودم قول دادم در اولین فرصت كه حال مادر بهتر شد، با او یك عكس یادگاری بگیرم. این قدم اول بود؛ تا دیر نشده باید همه این سال‌های دوری را جبران می‌كردم.




طبقه بندی: مطالب آموزنده،
برچسب ها: دانستنی های مختصر و مفید، دانستنی های مهر ماه 89، دانستنی های موبایل، دانستنی های کاربردی، دانستنی های کره زمین، دانستنی های گوناگون، دانستنیهای بسیار جالب و جدید، دانستنیهای شهریور ماه 88، راد اس ام اس، سری جدید آیا میدانید جالب و خوادنی مهر ماه 89، سری جدید بهترین دانستنی ها، سری جدید دانستنی های جذاب و خواندنی آخر مرداد ماه 89، مجموعه بهترین دانستنی ها، مطالب 89، مطالب آموزشی جدید، مطالب جالب، مطالب جالب علمی، مطالب جالب پزشکی، مطالب جذاب،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ سه شنبه 6 تیر 1391 ] [ 03:54 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]

خیلی از ما بیشتر مواقع درگیر استرس‌ها و اضطراب‌های روزمره هستیم و فكر می‌كنیم هیچ راه‌حلی برای این مشكل وجود ندارد. اما متخصصان می‌گویند اگر شیوه زندگی و نحوه فكر كردن‌تان‌ را تغییر دهید، حتما استرس‌‌تان هم كمتر می‌شود و شرایط بهتری را تجربه می‌كنید.

یكی از بهترین كارها برای كاهش استرس این است كه كارهایتان را اولویت‌بندی كرده و مواردی را كه اهمیت كمتری دارد، از فهرست كارها حذف كنید. به عنوان مثال وقتی برای شركت در برنامه یا مهمانی خاصی دعوت می‌شوید، قبل از این ‌كه بگویید «حتما به آن مراسم می‌روید»، 24 ساعت به خودتان وقت بدهید تا در این مورد تصمیم درستی بگیرید؛ در این 24 ساعت باید فكر كنید و ببینید آیا می‌توانید برای شركت در این برنامه انرژی و زمان لازم را اختصاص دهید؟ آیا حضور در این مراسم ضروری است یا این ‌كه بهتر است از روی ادب و احترام این كار را انجام دهید؟

وقتی به این سوالات پاسخ دهید، بدون شك تصمیم بهتری خواهید گرفت و در نتیجه از حضور در مهمانی یا مراسم هم بیشتر لذت می‌برید.

یكی دیگر از شیوه‌های ساده ولی مهم برای دستیابی به اهداف و كاهش استرس، دوری از عواملی است كه حواس شما را پرت می‌كند. در واقع هر چیزی كه مانع تمركز شما شود و نگذارد راحت به هدفتان فكر كنید، باید حذف شود؛ البته هدف شما هر چیزی كه باشد مهم است و باید بر آن تمركز كنید، چه هدف مالی باشد، چه كاری و حرفه‌ای، سلامتی یا هر چیز دیگر باید بدانید برای رسیدن به آن، به تمركز نیاز دارید.

خیلی راحت است كه هر روز از هدف‌تان دور شوید و حواستان مشغول موارد دیگری شود؛ بخصوص زمانی كه هر روز ده‌ها انتخاب متفاوت پیش‌روی شما قرار می‌گیرد. بنابراین اگر بدانید چه مواردی در زندگی‌تان مهم است و باید مورد توجه قرار گیرد و سایر مواردی را كه اهمیت كمتری دارد نیز حذف كنید، حتما استرس كمتری را تجربه كرده و موفقیت‌های بیشتری در زندگی به دست می‌آورید.




طبقه بندی: استرس و اضطراب،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ دوشنبه 5 تیر 1391 ] [ 09:02 ق.ظ ] [ * hedieh * ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5

نظر سنجی
مهمترین آرزوی شما ؟ ( صادقانه و واقع بینانه )






درباره وبلاگ

همانطور که سلامت جسم برای همه ما مهم است, سلامت روان هم مهم است...
پس:
کسانی که سراغ روان شناس می روند بیمار نیستند
و کسانی که روان شناس می شوند دنبال بیمار نیستند
ما فقط کنار هم ایم تا لحظاتی که می پرسیم "چرا ما؟" به همدیگر بهترین زندگی را هدیه دهیم

" امیدواریم وبلاگ روانشناسی سهمی در موفقیت شما توی زندگیتون داشته باشه ، هرچند این موفقیت حاصل اراده شماست و ما فقط واسطه ایم... "
" به امید روزی که همه مردم سرزمین من لبخند به لب داشته باشند... "

" وبلاگ منتخب میهن بلاگ،مجله موفقیت و راه موفقیت "
مطالب برتر و پر بازدید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب