روانشناسی
جدیدترین تست های روانشناسی در www.ravanshena30.ir
قالب وبلاگ
ایجاد ارتباط از راههای مختلفی صورت می پذیرد. سه راه حل كلی عبارتند از :

الف)        به حرفهای دیگران خوب گوش دهید

   یكی از روشهای مهم در برقراری ارتباط موثر و درك بهتر مخاطب خود و ایجاد شرایطی كه او نیز بتواند شما را بهتر درك كند، گوش دادن پویا است، كه هنریست همپای سخن گفتن و كسی كه بخوبی به صحبتهای دیگران گوش می سپارد می تواند رابطه خوبی با آنها برقرار كند. واژه" گوش دادن" توسط "كارل راجرز" در بررسیهای روانشناختی دهه های 1940 و 1950 مورد توجه قرار گرفت. "راجرز" به مهمترین مانع بر سر راه ایجاد ارتباط موثر اشاره می كند و در ضمن آن، درباره گرایش افراد به ارزیابی و داوری كردن در رابطه با نقطه نظرهای دیگران توضیح می دهد. او میگوید :

"ارتباط واقعی زمانی ایجاد می شود كه به سخنان مخاطب خود به خوبی گوش فرادهیم، منظور این است كه به گفته ها و طرز تلقی و نقطه نظر های مخاطب خود به گونه ای خاص گوش فرادهیم، متوجه گردیم او چه منظوری و چه احساسی دارد و به قالب فكری او در مورد حرفی كه می زند دقیق شویم. درك همدلانه، روش بسیار موثری است كه می تواند تغییرات فراوانی در شخصیت ایجاد كند" بنا براین گوش دادن موثر به مخاطب بدین معناست كه بتوان مانند او دید، شنید و احساس كرد. در واقع این نوعی همگام شده و برقراری ارتباط مؤثر است.

در رابطه با همگام شدن و همزبانی روحیه شما با مخاطبان، سرعت صحبت و حتی هم نفس شدن شما با آنها، ارتباط موثرتری ایجاد می كند و درك متقابل شما و او را به حداكثر می رساند. با همسان كردن روشهای ادراكی خود با مخاطبتان تضمین می كنید كه شما و او در سطح مشابهی ارتباط برقرار می سازید.

اما باید به این مساله توجه داشت كه حتی اگر منظور و نیت مخاطب خود را به درستی درك كنید، ممكن است هنوز در بسیاری مواقع اشخاص از معنای پنهان در پس پرده سخن خود آگاه نباشند. از جمله راههای اطلاع از معانی پنهان و در پس پرده، استفاده از كلید "چرا" است، اما كلمه پرسشی "چرا؟" نیز می تواند مشكلاتی ایجاد كند. وقتی از ما می خواهند برای گفته یا رفتار خود دلیلی بیاوریم، از ما سوالی شبیه"چرا دیر كردی؟" یا "چرا آن كار رابموقع انجام ندادی؟" می شود.این طرز سوال كردن گاه در شخص مخاطب احساس تحقیر و یا جبهه گیری ایجاد میكند، بخصوص اگر با لحنی متهم كننده مطرح شود، داوری منفی را به مخاطب شماانتقال می دهد.

راه دیگر برای اطلاع از معانی پنهان در پس سخنان دیگران،طرح كلمه سوالی "چه" است. این كلمه پرسشی و كلماتی چون چه كسی؟ كدام؟ كجا؟ اگر به شكل تهدید كننده ای مطرح نگردداغلب جواب های مشخصی فراهم میآورد.

در كل باید به این نكته توجه داشت كه سؤالاتی كه با "چه؟" شروع می شوند، درمقایسه با جملاتی كه با "چرا؟" شروع میشوند جواب مشخصتری به دست می دهد. طرح جملات سوالی با "چرا؟" اغلب منجر به تعمیم دادن یا گرفتن موضع تدافعی، میشود.

مراجعه به ادامه مطلب

این مطلب به درخواست خوانندگان وبلاگ قرار داده شد

در انتها ضمن صحبت با مخاطب خود اقدامات زیر را انجام دهید:

¨      با آرامش خاطر و اطمینان بنشینید و نگاهتان را به چشمان مخاطب خود بدوزید.

¨      با دقتی وسواس گونه به حرفهایش گوش دهید.

¨      در صورت نیاز از او توضیح بخواهید، زیرا افراد خوششان می آید و این تصور ایجاد می شود كه مطالبشان مهم بوده و شما به آن توجه دارید.

¨      اگر صلاح دانستید، درپایان صحبتهایتان با دیگران با صراحت اظهار نظر كنید و در صورت نیاز پیشنهاد داده ولی بیاد داشته باشید كه اگر می خواهید پیشنهادی ارائه دهید، سعی كنید اصول و ضوابط لازم را در نظر بگیرید، پیشنهاد و طرحهایی كه فقط موارد ایراد را در نظر می گیرند، پذیرفته نخواهند گردید.

ب ) چگونه سخن گفتن را بیاموزید

این موضوع كه طرف صحبت شما چه كسی است، اهمیت ندارد مهم آن است كه به هنگام گفتگو رفتار و گفتاری پسندیده داشته باشید تا به نتیجه دلخواه و مورد نظر دست یابیدو ارتباط مناسبی را با آنها برقرار سازید.

 رعایت نكات زیر به شما در روند یك مذاكره سودمند یاری می رساند:

¨      در سخن گفتن شتاب نكنید.

¨      موضوع بحث و گفتگو را چندین بار قبلاً با خود با صدای بلند تكرار كنید تا هنگام ادای آنها دچار فراموشی یا لكنت زبان نشوید.

¨      جملات ساده، كوتاه و رسا بكار ببرید و شیوه خلاصه گویی را در پیش بگیرید.

¨      گفته های خویش را با اطمینان و اعتماد به نفس ادا كنید و انتظار نداشته باشید دیگران آنچه را كه شما با شك و تردید بر زبان می آورید، باور كنند.

¨      اگر در حین مذاكره متوجه شدید كه مخاطبتان مایل به صحبت كردن است به او مجال دهید افكارش را بروز دهد و اطلاعات و معلوماتش را برای شما بیان كند.

¨      در برابر ترشروترین و عبوس ترین اشخاص هرگز بشاشیت خود را از دست ندهید و هنگام گفتگو نیز تمام قوایتان را برای كسب كامیابی متمركز سازید.

¨      در اكثر مذاكرات باید ابتدا بین طرفین، تمایل اولیه به صحبت كردن وجود داشته باشد. در این زمان است كه میدان برای ارائه تفكر و تبادل اندیشه گسترده تر شده و در نتیجه امكان موفقیت بیشتر میشود.

¨      در سخن گفتن و مذاكره باید شیوه ای درست و مبتنی بر اندیشه ، دقت و حوصله و تعقیب اصولی مطالب، در پیش گرفت و گرنه موفقیت از آن ما نخواهد بود.

ج)    همگام شدن راهی برای ایجاد ارتباط موثر

  یكی از قدیمیترین شیوه های ایجاد ارتباط موثر را "میلتون اریكسون" ارائه داده است، او مشهورترین پزشك متخصص هیپتونیزم بود و می توانست بر مقاوم ترین بیمارانی كه سایر روان درمانگرها توان خواب كردن آنان را نداشتند غلبه كند. روش مورد استفاده " اریكسون" را "همگام شدن" نامیده اند.

در این مضمون برای همگام شدن با بیمار در موضع او قرار میگیرید و تا حدی كه موافق هستید با او هم رای و همصدا میشوید. همگام شدن روش ویژه ای برای برقراری ارتباط موثر با اشخاص است. در این روش با جلب دوستی دیگران به آنان كمك می كنید.

همگام شدن با دیگران روشهای مختلفی دارد. می توانید با روحیه، با زبان بدن و انگاره های سخن وری او(لحن صدا و بلندی و كوتاهی آن و كلمات و عبارات و تصاویری كه شخص از آن استفاده می كند)و یا باورها و اعتقادات اشخاص همگام شوید. هرچه دامنه درك و رفتار شما وسیعتر باشد، ساده تر می توانید با انواع طرز رفتار دیگران و یا انواع تیپهای شخصیتی آنان كنار بیایید.

با روحیه دیگران همراه شوید

هر كس با هر روحیه ای خواهان معاشرت و همراهی است. درست به همان گونه كه كه اشخاص بیكار و ناباب، دوستانی هم طراز خود انتخاب می كنند،اشخاص مشتاق و بشاش هم می خواهند با اشخاصی مانند خود معاشرت كنند.

درحالیكه بعضی ها وقتی صبح از خواب برمیخیزند كاملا مطیع و مقهور هستند، گروه دیگری، برعكس و نقطه مقابل گروه نخست هستند و وقتی از خواب برمی خیزند كاملا بیدار و گوش به زنگ هستند.

دنیا لزوما به طور یكسان میان این دو گروه تقسیم نشده است. اما اگر روزی با چشمان كاملا باز سركار بیایید و با همكار خود كه هنوز خواب را در چشمان پف كرده اش احساس می كنید، روبرو شوید و باید با او ارتباط برقرار كنید، بهتر است لحن صدای خود را با روحیه او تطبیق دهید.

به همین شكل اگر شخصیت خونسردی هستید توصیه می شود راهی برای نیرو دادن به خویشتن بیابید. بی حالی و رخوت شما احتمالا با روحیه كسی كه می خواهد برق چشمان شما را ببیند مطابقت نمی كند. "ویلیام جیمز" در این مورد می گوید:"به نظر می رسد كه عمل از احساس شما تبعیت می كند. اما در واقع عمل و احساس دست در دست هم دارند. می توانیم با تنظیم عمل كه بیشتر تحت كنترل ماست به طور غیر مستقیم احساس رانیز منظم و كنترل كنیم."

او در ادامه مطلب می گوید:" بنابراین راه بشاش شدن این است كه خندان بنشینید و با شور و شوق به اطراف خود نگاه كنید و طوری حرف بزنید و رفتار كنید كه انگار كاملا بشاش هستید. اگر این طرز برخورد شما را شاداب نكرد، هیچ عامل دیگری نمی تواند چنین كاری كند و به عبارت دیگر اگر احساس خمودگی می كنید، خود را بشاش نشان دهید، دیری نمیگذرد كه احساس بشاش بودن میكنید."

اشخاص كسانی را دوست دارند كه مانند خود آنها باشند. اگر شما پرحرارت باشید و بخواهید روی كسی كه به مراتب از ذوق و شوق كمتری برخوردار است اثر بگذارید، باید از روشهای همگام شدن استفاده كنید. در این مورد زمانی را انتخاب كنید كه كه فرد مخاطبتان در وضعیت روحی و جسمی مناسبی قرار داشته باشدو در غیر اینصورت ممكن است نقطه نظر شما با مقاومت شدیدی روبرو شود كه البته به معنای ضعیف بودن نقطه نظر شما نیست، بلكه ناراحتی مخاطب شما می تواند باعث بروز این مساله شده باشد.

اهمیت همگام شدن را می توان اینگونه تعریف كرد:"وقتی شما با كسی همگام می شوید در واقع به او می گویی، من مثل تو هستم و می توانی روی من حساب كنی."

همگام شدن راهی برای ایجاد اعتماد و اطمینان در طرف مقابل است. البته راههای دیگری نیز برای كسب اعتبار و جلب نظر موافق مخاطب وجود دارد، از جمله می توان به استفاده از زبان و كلام مناسب اشاره كرد.

همگام شدن روش فوق العاده مفیدی بوده كه در مورد هر رویارویی و گفت و گویی مصداق دارد.همگام شدن با روحیه یا رفتار دیگران همیشه ساده نیست. اما دست كم می توانید در حد رفتار دیگران ظاهر شوید. پدیده ای كه با آن روبرو هستیم این است كه وقتی با كسی همگام می شوید، در قدم بعدی، او همگام با شما شده است. یكی از بهترین راههای تغییر رفتار دیگران این است كه ابتدا خود را با یك یا جند جنبه از رفتار او همگام نمایید وبعد خود را تغییر دهید. اگر شما شخصیت غیرقابل انعطافی برای خود برنامه ریزی كرده باشید، از انعطاف لازم برای اینكه در سطح دیگران ظاهر شوید برخوردار نخواهید بود. اما اگر دامنه روحیه شما از مخاطبتان متغیرتر و انطباق پذیرتر باشد، نه تنها می توانید خود را در سطح او قرار دهید و رابطه مؤثر ایجاد كنید، بلكه می توانید آنها را در جهتی جدید كه مورد نظر شماست به حركت درآورید. اگر در سطح دیگران ظاهر شوید آنها براساس راهنمایی و هدایت شما حركت خواهند كرد.

بفهمیم كه دیگران چگونه می فهمند

افراد مختلف اطلاعات را به شیوه های مختلف پردازش می كنند، طرز این پردازش در برقراری ارتباط نقش مهمی دارد. البته ارتباط در اینجا به معنای برخوردهای متفاوت با اشخاص متفاوت است. در این زمینه، هر یك از افراد باید طوری با یكدیگر ارتباط برقرار كنند كه مخاطبشان بتواند آن را درك كند، زیرا هر انسانی در هر لحظه در شرایط ادراكی ویژه ای بسر می برد. در این زمینه "رابرت سومر"پروفسر روانشناس می گوید:" اشخاص تصویری از دنیای احساسی متفاوتی در مقایسه با دیگران دارند." حال، برای اینكه منظور خود را به دیگران منتقل كنید، ابتدا باید بفهمید كه آنها چگونه می فهمند و یا دستكم برای درك كردن چه كوششی به خرج می دهند. وقتی بدانید دیگران اطلاعات را چگونه پردازش می كنند، می توانید اطلاعات خود را به گونه ای انتقال دهید كه با درك آنها همخوانی داشته باشد. همچنین باید بدانید كه افراد شیوه ارتباطشان چگونه است و ادراك آنها از چه راهی صورت می پذیرد. زیرا افراد و مخاطبانی كه با آنها در ارتباط هستیم دارای شیوه های ارتباطی  و ادراكی متفاوتی هستند، كه اگر از آنها اطلاع داشته باشیم، مطمئنا در برقراری ارتباط با آنها، فهم و درك آنها و گفته هایشان در وضعیت بهتری قرار خواهیم گرفت و امكان بیشتری برای موفقیت نفوذ در آنها به وجود خواهد آمد. بر همین اساس انسانها را به دسته های زیر تقسیم كرده ایم:

الف- اشخاص پدیداری(تصویری)

این افراد دنیای روانی خود را بر اساس تصاویر و فضاسازی تنظیم می نمایند. این افراد فضا را دوست دارند و دوست داراند كه با شما ارتباط نزدیكتری داشته باشند و بیشتر تعامل شخصی را دوست دارند. این افراد از واژه هایی مانند من تصور میكنم، فضای اجتماعی اینگونه به نظر می رسد و... استفاده كرده و اغلب در انتهای جلسات مینشینند.

ب- اشخاص احساسی(همجواری)

دنیای روانی خود را با احساسهای درونی و بیرونی ترسیم می كنند و واژه های احساسی مانند دوست دارم، احساس می كنم و... بیشتر استفاده می كنند. از نظر ارتباط خیلی به شما نزدیك می شوند هرچند كه ممكن است فكر شود حالت تهاجمی دارند و بیشتر میز و صندلی خود را نزدیك به شما می گذارند و در جلوی جلسات می نشینند.

ج- اشخاص شنیداری(صوتی)

این افراد دنیای روانی خود را با صداها دارند.آنها به چشمان مخاطب خود نگاه نمی كنند و گوش خود را میزان كرده اند. ضمن مكالمه یا ارائه یك مطلب ممكن است به نقطه دیگری نگاه كنند، زیرا آنان با گوش فرا دادن سعی به گرفتن مطالب مینمایند. قصد بی ادبی و بی اعتنایی ندارند و سعی میكنند آنچه گفته می شود را بفهمند. این افراد بجای خوب فهمیدی میگویند خوب شنیدی و از زیر و بم صدا خوششان می آید.

د- اشخاص ارقامی(زبانی)

این گروه تركیبی از سه دسته پیشین هستند. آنان قبل از اینكه بتوانند دنیای روانی خود را ترسیم كنند، مجبورند دریافتهای خام حسی را به یك زبان خاص، از طریق كلمات، اعداد یا علایم كامپیوتری منتقل نمایند. آنها دوست دارند اطلاعات مكتوب و به سبك منطقی به آنان ارائه شود، واژه ها باید تعریف شده باشند و از نظر املائی، علایم نقطه گذاری، دستوری، حواشی و صفحه بندی درست باشد و همچنین عناوین، پاراگرافها و فواصل كوتاه را در نگارش دوست دارند. برای جلب توجه آنها كافیست بخشهایی از پیام بصورت 1- 2- 3 و یا الف- ب- ج تنظیم شود.

چگونه شرایطی فراهم آوریم كه دیگران ما را درك كنند

وقتی از شیوهء مورد علاقه شخص مخاطب خود و اطرافیان استفاده می كنید، آنها به اقدام و خواستهء شما پاسخ مثبت میدهند. ممكن است مجبور باشید كه كمی بیشتر تلاش كنید، این تلاشی ارزشمند است كه به اجرا و انجام آن می ارزد، زیرا در وقت و نیروی آینده شما صرفه جویی می كند . شخص مخاطب شماو اطرافیانتان نیز از اقدامی كه كرده اید استقبال خواهند كرد زیرا می فهمند كه برای تماس با شما از چه شیوهای باید استفاده كنند تا آنها را به نتیجه دلخواهشان برساند. یكی از بهترین راههای كسب اطلاع در این زمینه كه مخاطب شما چه روشی را می پسندد این است كه از او مستقیما سوال كنید و نظرش را جویا شوید در مواقعی كه اطلاع یافتن از روش برقراری ارتباط با اطرافیان و مخاطبان دشوار به نظر می رسد، بهتر است از روش آزمایش و خطا استفاده كنید. به عبارت دیگر اگر ندانید كه آنها از میان انواع شخصیتهای ارتباطی دیداری ،شنیداری،احساسی، ارقامی كدام را بیشتر می پسندند، می توانید در فواصل صحبتها با او گاهی لحظه ای مكث كنید و از او بپرسید : ( آیا این نقطه نظر را قبول دارید؟)،(آیا می توانید خود را ببینید كه به این روش كار میكنید؟) یا ( این مطلب به نظرتان چگونه است؟)،....

اگر نتوانید پاسخ مورد نظرتان را دریافت كنید به روش دیگری متوسل شوید. مثلا از روش دیداری به روش شنیداری روی آورید و اگر روش شنیداری خواسته شما را برآورده نساخت ، از روش احساسی استفاده كنید.

یكی از اشتباهات رایجی كه اشخاص مرتكب می شوند این است كه وقتی از مخاطب خود جواب مساعد نمی گیرد، فورا فرض را بر این می گذارند كه روش مورد استفاده آنان مناسب  نبوده، حال آنكه در واقع ممكن است روش مورد استفاده آنان مناسب بوده باشد و خود آنان نتوانسته اند به شكل مناسب و حساب شده از روش مورد اشاره استفاده كنند. در واقع تقصیر از خود شخص است كه نمی تواند با مخاطب خود ارتباط سازنده و مؤثر برقرار كند. با داشتن انعطاف در سبك رفتاری می توانیم از یك شیوه ادراكی به شیوه دیگر روی آوریم، می توانیم به اشخاص بیشتری دسترسی پیدا كنیم و آنان نیز به نحو بهتری از خواسته های ما آگاه می شوند. این كار به ما امكان می دهد كه همكاری و حمایت آنان را جلب كنیم.

مردم را دوست داشته باشید

موفقیت هر شخصی به حمایت دیگران بستگی دارد پس مردم را دوست داشته باشید تا شما را دوست داشته باشند و از شما حمایت كنند. شما در انجام كارهایتان به حمایت و پشتیبانی آنها نیاز دارید، زیرا برخی از كارها فقط با همكاری دیگران امكانپذیر خواهد بود. ولی در این مورد همواره به یاد داشته باشید كه با چه كسانی ارتباط دارید و چه كسانی از شما حمایت می كنند.

هنر شناخت و ارتباط با افراد با تملق ها و چاپلوسیهای رایج بسیار متفاوت می با شد. برخی سعی دارند با تملق به اهداف خود دست یابند. تملق یقینا تباه كننده هر رابطه مپبت است. همكاری با دیگران مستلزم شناختی عمیق از شخصیت آنهاست واز این طریق است كه به اطلاعاتی دست می یابیدو در مذاكرات و مباحثات به كارتان خواهد آمد.

رعایت نكات زیر از شما مصاحبی صدیق و مطلع می سازد:

§    سعی كنید روحیه اطرافیان خود را خوب بشناسید.

§    با آگاهی از قلق ها وشیوه های مورد پسند مخاطب خود، هیچگاه درایجاد ارتباط و گفتگو با او، درگیر نخواهید شد.

§    برای ایجاد رابطه ای سالم با طرف مخاطب هرگز از حربه تهدید و گوشه و كنایه استفاده نكنید، بهترین راه نرمش، حوصله و دقت در طرز فكر طرف مقابل است.

اصول زیر را بكار گیرید زیرا باعث می شود مورد حمایت قرار گرفته و شما را آسان تر به اوج موفقیت برسانند:

·      سعی كنید اسامی افراد را به خاطر بسپارید. این نشان می دهد به آنها اهمیت می دهید.

·      فرد راحتی باشید تا هیچكس در معاشرت با شما احساس ناراحتی و اجبار نكند.

·      این اعتقاد را در خودتان تقویت كنید كه " هرچه پیش آید، خوش آید" در اینصورت هیچ چیز نمی تواند آرامشتان را بهم بزند. این به شما كمك می كند كه برای مقابله با هر موقعیتی همواره آماده باشید.

·      خودپرست نباشید و بیهوده تظاهر نكنید كه به همه چیز آگاهی دارید، به یادداشته باشید عالمان متواضع ترند.

·      خصوصیاتی را در خودتان پرورش بدهید كه جالب توجه باشد و مردم در معاشرت با شما به برداشتهای ارزشمندی برسند.

·      شخصیت خودتان را زیر ذره بین ببرید، تا بتوانید عوامل " ناهنجار" را از آن خارج كنید. زیرا هممین عوامل ناهنجار منفی هستند كه باعث دور شدن دیگران از اطراف ما می شوند.

·      صمیمانه وباروحیه سعی كنیدخودتان را ازشر سوء تفاهم ها خلاص كرده وگلایه ها را از ذهنتان بیرون كنید.

·      آنقدر دوست داشتن افراد را تمرین كنید كه این كار به صورت یك عادت ثانویه در شما درآید.

·      همیشه از فرصتهایی كه برای تیریك گفتن یا احساس همدردی در غم، اندوه و ناكامیهای افراد پیش می آید استفاده كنید. و سعی كنید این كار را در همان زمان خودش انجام دهید و به آینده موكول نكنید.

·      به مردم قدرت روحی بدهید تا محبت بی ریایشان را نصیبتان كنند.

به كار بردن بعضی عبارات، در دیگران ایجاد مقاومت می كند و سبب از دست دادن حمایت دیگران می شود. سه عبارت است كه در هنگام محاوره و ایجاد ارتباط با دیگران می توان به كار برد، بطوریكه هم احترام طرف مقابل را حفظ كنید و هم مطلب خود را منتقل سازید:

·      با شما موافقم

·      نظر شما را تحسین می كنم

·      به عقیده شما احترام می گذارم

برداشت و باور:

اغلب مسائل ارتباطی ریشه در برداشت مردم از واقعیتها دارد، هركسی دنیا را به زعم خود معنی میكند و برداشتها و استنباطهای ما می توانند منجر به "تضاد شخصیت" و یا "فروپاشی ارتباط " شوند. حل و فصل مسائل استنباطی دشوار است، زیرا همه معتقدند كه دنیا به همان شكلی است كه آنها استنباط می كنند و در واقع این اشخاص می گویند "اگر با من مخالفت كنی، خود به خود در اشتباهی زیرا تردید ندارم كه حق با من است"، اگر افراد بدانند كه مشكل اصلی در ارتباط برداشت آنها از واقعیتهاست، اغلب مشكلات ارتباطی حل و فصل می شوند.

نگرشها و رفتارها :

 برای ایجاد ارتباط بهتر به نگرشهای ویژه ای احتیاج داریم.

نگرشها :

§         به تو ایمان دارم، صمیمیت تو را مورد تردید قرار نمی دهم.

§         به روابطمان بها می دهم و می خواهم اختلافاتمان را بر طرف كنم.

§         من حرف حساب را می پذیرم و به راحتی تغییر می كنم.

رفتارها :

§         گوش كنید تا بفهمید.

§         حرف بزنید تا شما را بفهمند.

§         از موارد مورد توافق شروع كنید و به تدریج به موارد مورد اختلاف بروید.

وقتی این سه نگرش در شما ایجاد شد، تقریباً تمام مسائل استنباطی را می توانید حل كنید. وقتی فردی این موضوع را درك كند طرز سخنش را تغییر می دهد به جای اینكه بگوید "همانطور است كه من میگویم"می گوید : "من چنین نظری دارم" به جای "من درست می گویم" می گوید : "به نظر من..." یا به "اعتقاد من..." یا " آنطور كه من استنباط می كنم..." وقتی این چنین با دیگران برخورد می كنیم در واقع به آنها می گوییم" تو هم مهم هستی و حق داری احساسات و نظراتت را مطرح كنی." وقتی دیگران در مورد ما قضاوت می كنند یا نظر دیگری دارند، می توانیم به آنها بگوییم " شما طور دیگری به مساله نگاه می كنید مایلم بدانم شما چه استنباطی دارید".زمانیكه با نظر كسی مخالفیم به جای گفتن "من درست می گویم و تو در اشتباهی" می توانیم بگوییم "من طور دیگری فكر میكنم. بگذار نظرم را با تو در میان بگذارم."

كلمات و مناسبات :

بعد مهم در برقراری ارتباط، رابطه است. بسیاری از مشكلات از ارتباط ناشی می شود. وقتی روابط خوب نیست باید مراقب كلماتی باشیم كه به كار می بریم در غیر اینصورت ممكن است سوء تفاهم ایجاد شود. وقتی روابط خوب نیست طبیعتاً افراد به هم سوء ظن پیدا می كنند و اعتمادشان را به یكدیگر از دست می دهند و به جای توجه به نیت و منظور گوینده به عبارات او استناد می كنند و حرفهایشان را به حساب توهین می گذارند.

 از سوی دیگر وقتی روابط هماهنگ باشد، حتی بدون كلمه هم می توانیم ارتباط برقرار كنیم وقتی اعتماد و احساس خوبی جاری باشد نیازی نیست مراقب كلاممان باشیم.می توانیم در صورت تمایل لبخند بزنیم یا نزنیم و با این حال منظورمان را مخابره كنیم و به تفاهم برسیم. وقتی روابط حسنه نیست حتی یك فصل كلمه برای مخابره پیام كافی نیست زیرا معانی را نمیتوان در كلمات یافت، معانی در اشخاص هستند.

نكته مهم در ارتباط موثر رابطه شخص با شخص است، به محض اینكه با كسی اینگونه ارتباط برقرار میكنیم در یكدیگر اعتماد و اطمینان به وجود می آوریم. در همین زمینه ببینید كه ملاقات خصوصی مدیران با كاركنان و صحبت خصوصی با یك مشتری یا موكل تا چه اندازه اهمیت دارد.

نقشه و قلمرو :

ایجاد روابط هماهنگ و رسیدن به تفاهم متقابل می تواند دشوار باشد، همه ما در دو دنیا زندگی میكنیم. یكی دنیای خصوصی ذهنی كه در سر ماست و دیگری دنیای عینی كه بیرون از ما قرار دارد. میتوانیم اولی را نقشه های شخصی و دومی را قلمرو در نظر بگیریم.

هیچ كس نقشه صد در صد كامل و بی كم و كاستی از قلمرو و یا دنیای عینی و حقیقی ندارد، هر ا ز گاهی تجاربی پیدا می كنیم كه استنباط یا نقشه ذهنی ما از قلمرو یا از جهان عینی را تغییر می دهد. وقتی این اتفاق می افتد، رفتارمان تغییر میكند و استنباط جدیدی پیدا می كنیم. در واقع سریع ترین راه تغییر رفتار یك شخص این است كه نقشه یا قالبهای استنباطی او را تغییر دهیم و این كار میسر نیست مگر اینكه به آن شخص نقش یا مسئولیت جدیدی واگذار كنیم ویا او رادر موقعیت متفاوتی قرار دهیم.

مهارت و امنیت :

مهارتهای ارتباطی شبیه یك كوه یخ شناور هستند، بخش كوچكی از كوه یخ شناور كه از آب بیرون آمده سطح مهارت ارتباط است. توده عظیم كوه یخ كه پنهان از دید ماست سطح عمیق تری را در بر گرفته است می توانیم این سطح را مبنای امنیت شخصی در نظر بگیریم، برای اینكه بهبود بلند مدت معنی داری در توانایی برقراری ارتباط خود ایجاد كنیم باید به دو سطح مهارت و امنیت توجه داشته باشیم.

ارتباط موثر مستلزم مهارت است، برای بهبود مهارتهای میان فردی باید تمرین كرد و احتیاج به صرف وقت دارد ولی متاسفانه بعضی ها اصلاً علاقه ای به آموختن مهارتهای جدید ندارند و نمی خواهند در مقام بهبود مهارتهای همدلانه باشند.

گوش فرادادن با تمام وجود به گفته دیگران به امنیت خاطر بسیار زیادی احتیاج دارد، آسیب پذیریهای انسان را بروز میدهد. ممكن است تغییر كنیم و اگر در اعماق وجود خود احساس عدم امنیت كنیم جرات تغییر یافتن را به خود نخواهیم داد و خیلیها از دور نمای تغییر وحشت دارند. اگر در اثر گوش دادن همدلانه تغییر كنیم و یا تحت تاثیر قرار بگیریم باید بتوانیم بگوئیم كه : "اشكالی ندارد، تفاوت چندانی ایجاد نمی كند." زیرا اعماق وجود ما بدون تغییر باقی مانده است. در اعماق وجود ما مجموعه ارزشها و احساساتی وجود دارند كه خویشتن حقیقی ما را نشان می دهد.احساس ارزشمندی كه مستقل از رفتار دیگران با ماست این خویشتن مخدوش نشدنی هویت واقعی ماست.

منطق و احساس :

ارتباط موثر ایجاب می كند كه به زبان منطق و احساس صحبت كنیم، زبان منطق و زبان احساس دو زبان متفاوت هستند و در این میان زبان احساس و عاطفه بسیار قدرتمندتر و انگیزه بخش تر است. به همین دلیل است كه می گوییم باید با تمام وجود یعنی ابتدا با چشمان و با دل گوش كنیم و بعد از گوشهایمان برای شنیدن استفاده نماییم.

 برای ابراز موثر نقطه نظر خود باید نظرات دیگران را درك كرد.

همدردی و همدلی :

توجه با تمام وجود ، حضور داشتن كامل، خود را به جای دیگران گذاشتن و از دریچه چشم آنان نگاه كردن مستلزم شجاعت، شكیبایی و احساس امنیت خاطر است، به معنای آمادگی برای یادگرفتن و تغییر كردن است، به معنای رفتن به اذهان و دلهای دیگران به منظور نگاه كردن از زاویه دید آنان است. بدین معنانیست كه احساس آنها را داشته باشید،این همدردی است. بلكه منظور این است كه احساس آنها را درك كنید و ببینید كه چگونه به دنیا نظر می كنند، این همدلی است. همدلی شما را پذیرا، باز و گشوده نگاه می دارد، دیگران احساس می كنند كه چیزی می آموزید. به این نتیجه می رسند كه نفوذ پذیر هستید. برای نفوذ بر دیگران ، آنها ابتدا باید به این نتیجه برسند كه میتوانند روی شما نفوذ كنند.

وقتی گوش دادن را می آموزیم و برای فهمیدن تلاش می كنیم ، درباره ارتباط به درك تازه ای می رسیم. به این نتیجه می رسیم كه استفاده از ذهن برای غلبه بر دل تلاشی بیهوده است. به این نتیجه می رسیم كه كه با دو زبان روبرو هستیم، یكی زبان منطق و دیگری زبان احساس و اینكه اشخاص بیش از آن مقدار كه فكر می كنند از روی احساس خود حرف می زنند، به این نتیجه می رسیم اگر میان اشخاص احساس خوبی وجود نداشته باشد، تحت تاثیر موانع احساسی نمی توانند به زبان منطق با هم حرف بزنند. ارتباط موضوعی مربوط به اعتماد كردن به دیگران و پذیرفتن آنهاست و پذیرفتن عقاید و احساسات آنهاست. پذیرفتن این حقیقت است كه آنها متفاوت از دیگران هستند و اینكه خود را بر حق می دانند.

 


طبقه بندی: ارتباط اجتماعی،
برچسب ها: ارتباط اجتماعی، روابط اجتماعی، راه های افزایش روابط اجتماعی، اجتماعی، روابط اجتماعی خوب،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ پنجشنبه 23 شهریور 1391 ] [ 03:19 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
نظر سنجی
مهمترین آرزوی شما ؟ ( صادقانه و واقع بینانه )






درباره وبلاگ

همانطور که سلامت جسم برای همه ما مهم است, سلامت روان هم مهم است...
پس:
کسانی که سراغ روان شناس می روند بیمار نیستند
و کسانی که روان شناس می شوند دنبال بیمار نیستند
ما فقط کنار هم ایم تا لحظاتی که می پرسیم "چرا ما؟" به همدیگر بهترین زندگی را هدیه دهیم

" امیدواریم وبلاگ روانشناسی سهمی در موفقیت شما توی زندگیتون داشته باشه ، هرچند این موفقیت حاصل اراده شماست و ما فقط واسطه ایم... "
" به امید روزی که همه مردم سرزمین من لبخند به لب داشته باشند... "

" وبلاگ منتخب میهن بلاگ،مجله موفقیت و راه موفقیت "
مطالب برتر و پر بازدید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب