تبلیغات
روانشناسی

روانشناسی
جدیدترین تست های روانشناسی در www.ravanshena30.ir

 سلام به همه دوستان وبلاگ روانشناسی

 

به وبلاگ ما خوش آمدید 

  

یک خبر خوش

 

شما دوستان عزیز می توانید برای تفسیر نقاشی فرزندتون ، خواهر و برادر تون و یا هر کودکی که بین سنین 5 تا 13 سال هستند رو از طریق اسکن کردن نقاشی و یا عکس گرفتن با وضوح بالا به ادرس ایمیل زیر برای ما ارسال کنید تا از روحیات درونی کودک عزیزتان به طور رایگان مطلع شوید 


Email : hediehara@yahoo.com

 

برای اطلاعات بیشتر به ادامه مطلب بروید

 

 

نکات مهم :

 

وسایل مورد نیاز : میز ( بهتر است کودک در پشت میز راحتی بنشیند ) ، مداد رنگی و سیاه ، ورق A4

وسایل ممنوعه : خط کش و پاک کن

مرحله اول : فقط به کودک بگوئید " یک خانواده را نقاشی کن ، خانواده ای را که در فکرت به وجود می آوری."

مرحله دوم : نشتن در کنار کودک و مشاهده مراحل نقاشی :

نقاشی از کدام سمت شروع میشود ؟

اعضای خانواده از کشیدن چه شخصی شروع می شود ؟ ترتیب آن شماره گذاری شود .( به واکنش عاطفی و تغییرات خلقی کودک توجه شود.)

مرحله سوم : پس از اجرای نقاشی با کودک صحبت کنید و از او بخواهید نقاشی که کشیده را شرح دهد و افراد و جنسیت و روابط آنها را معین کند و سوالات زیر را ( به طور خودمانی) بپرسید :

این خانواده را برایم تعریف کن .

اینها کجا هستند و چکار می کنن ؟

به من بگو یک یک این اشخاص کی هستن و از اونی که اول کشیدی شروع کن .

در این خانواده کی از همه مهربون تره ؟

کی از همه کمتر مهربونه ؟

کی از همه خوشبخت تره ؟

کی کمتر خوشبخته ؟

و از نظر تو کی بهتره ؟

 

حتما اطلاعات فوق را یادداشت کرده و به همراه ذکر سن کودک و فایل نقاشی ارسال کنید .

 

شاد و سلامت باشید ....




طبقه بندی: اخبار مربوط به وبلاگ روانشناسی،
برچسب ها: تفسیر نقاشی کودکان، تست هوش کودکان، نقاشی، کودکان، ترسیم نقاشی کودکان، تست ادمک،
[ یکشنبه 8 تیر 1393 ] [ 04:03 ب.ظ ] [ * hedieh * ] [ نظرات ]

مجله موفقیت: آیا به نظر خودتان لیاقت و شایستگی بهره مندی از چیزهای بهتری را داشته اید، اما اینطور نشده است؟ باید بدانید که شما تنها نیستید.

بسیاری از افراد به این وضعیت پی می برند که زندگی شان آنطور که می خواهند پیش نمی رود. آنها درمی یابند که می توانند کارهایی را که دوست دارند، انجام دهند و از زندگی تا حد ممکن لذت ببرند. شما هم می توانید اینگونه باشید. اکنون به اشتباهات که در زیر آمده توجه کنید.

هفت اشتباه که زندگی شما را به جهنم تبدیل می کند!
 
1- افکار و عقاید

زندگی تان تحت کنترل افکار شماست. افکاری که شما به آنها قدرت و اختیار می دهید، تعیین کننده چگونگی حال، احساس و نگرشتان به جهان است. در حقیقت، افکار چیزی نیستند جز تلقین هایی که می آیند و می روند. با این وجود، هنگامی که ما دچار فکری وحشتناک می شویم، آن فکر را باور کرده و شروع می کنیم به تجزیه و تحلیل کردن تا از وقوع فاجعه جلوگیری کنیم، درحالی که راهی برای پیشگیری وجود ندارد.

اگر با افکار خود، بدون درگیر شدن با آنها روبرو شوید، در این صورت، افکار می گذرند و از شما دور می شوند. اکثر دلواپسی ها، نگرانی ها و شک و تردیدها از شما ناشی می شوند. این شما هستید که باعث به وجود آمدن آنها می شوید، در واقع آنها وجود ندارند.

2- کنترل کردن دیگران

شما نمی توانیددیگران را تغییر دهید، آنها زندگی خاص خود را دارند. اگر سعی دارید فردی را کنترل کنید یا تغییر دهید، در این صورت، انرژی خود را هدر خواهید داد. کمک به افراد، با تغییر دادن آنها حاصل نمی شود، بلکه با تغییر خودمان ممکن می شود.

زمانی که از تغییر دادن دیگران دست می کشید، می توانیدشروع به تغییر دادن زندگی خود کرده و به سوی آنچه برایتان اهمیت دارد حرکت کنید.

هفت اشتباه که زندگی شما را به جهنم تبدیل می کند!
 
3- خیال ها و رویاها

شما می توانید آنچه را که دوست دارید، انجام دهید. حتما شما هم رویاها و آرزوهایی در سر دارید که تنها خودتان با سعی و کوشش می توانید به آنها دست یابید. هر عذر و بهانه ای را دور بیندازید. از امروز شروع کنید. از خود بپرسید: «در حال حاضر چه کاری می توانم انجام دهم که باعث خشنودی و رضایت قلبی ام شود؟»


 
4- عدم احساس مسوولیت

باید احساس مسوولیت کنید.هیچ کس در هیچ موردی نسبت به شما بدهکار نیست. اگر زندگی شما آنطور که خواهان آن هستید، نیست، در این صورت، باید به تنهایی نیروی لازم برای تغییر آن را فراهم آورید. ممکن است شرایط و موقعیتی در زندگی شما وجود داشته که قابل تغییر نباشد، اما همیشه چیزی برای تغییر دادن وجود دارد. تا زمانی که هیچ مسوولیتی درخصوص زندگی خود برعهده نگیرید، چیزی اتفاق نخواهد افتاد. می توانید آه و ناله و شکایت کنید، اما چیزی تغییر نمی کند.

هفت اشتباه که زندگی شما را به جهنم تبدیل می کند!
 

5- عدم تمرکز

آیا می دانید چه می خواهید؟ اغلب افراد نمی دانند، اما شما باید چند هدف داشته باشید. این اهداف می توانند هر چیزی باشند اما باید شما را به جلو سوق دهد. البته فقط داشتن تمرکز کافی نیست، باید اقدام کرد.

 

6- نداشتن فعالیت

اگر دست به عمل نزنید، نمی توانیدمسائل را حل کنید. فقط با فعالیت های فکری و ذهنی نمی توانیدبه زندگی ایده آل و

مطلوب خود دست یابید، باید عمل کنید.

7- عدم توجه به ندای درونی

به توصیه های دیگران که از علایق شما شناختی ندارند توجه نکنید. خودتانباید برای آنچه که می خواهید انجام دهید


تصمیم بگیرید. به ندای درونی خود، گوش دهید. بعد از این، کجا می خواهید بروید؟ چه کاری می خواهید انجام دهید؟


زمان آن رسیده است که از فریب دادن خود دست بردارید و اقدام کنید.
 



طبقه بندی: موفقیت و آرامش،
[ سه شنبه 21 آبان 1392 ] [ 12:34 ق.ظ ] [ Д M į Я ] [ نظرات ]

ممکن است گاهی به هنگام ابراز احساسات خود ناراحت شوید ، ممکن است گاهی در اثر مقاومت دیگران از موضع خود عقب بنشینید و وانمود کنید که اتفاق مهمی نیفتاده است .  و اگر دوباره بعدها موضوع را از نو مطرح سازید ، چه بسا مخاطبین شما ناراحت شوند که شما موضوعی را که گذشته و دیگر معنا و مفهومی ندارد ، دوباره و چند باره زنده می کنید .


ممکن است بگویند اسبی که مرده زدن ندارد . در این شرایط موقعیت شما از آنچه هست دشوارتر می شود . ممکن است خشم در درون شما به قدری روی هم انباشته شده باشد که فکر کنید با ابراز کردن آن به همه آسیب می زنید.
 

در این مقاله شما را با روش هایی آشنا می کنیم که بتوانید براین قبیل مشکلات فایق آیید :
 
ابراز رنجش های کهنه
 
چگونه احساسات کهنه تر خود را ابراز می کنید ؟ چگونه رنجشی را در حالی که مدتهاست که از زمان اتفاق آن گذشته و احتمالا مخاطب شما هم موضوع را فراموش کره با او در میان می گذارید ؟
 
چگونه رنجش خود را با کسی در میان می گذارید که حالا با او رابطه صمیمانه و نزدیک دارید و نمی خواهید که با شنیدن حرف های شما برنجد و رشته های الفت و مودتی که میان شما وجود دارد پاره شود ؟
 
چگونه مطالب مربوط به گذشته را که تاکنون آشکارا درباره آن بحث نکرده اید ، به خصوص در جمع خانواده ای که معمولا شما را متهم می کنند که در تبدیل اوقات خوش به ناخوش مهارت دارید مطرح می سازید ؟
 
افراد زیادی وجود دارند که در روند زندگی خود  به جراحات احساسی کهنه خود می رسند و می خواهند به شکلی آنرا ابراز کنند . جواب ساده و صریحی دارد اما اگر به درستی و با درایت کافی با این موقعیت روبه رو نشوید ، اگر برخورد درستی نداشته باشید ، ابراز رنجش و خشم ناشی از جراحات احساسی کهنه و قدیمی بیش از آنکه مشکلی را برطرف کند بر وخامت حال شما می افزاید .


قبل از هر چیز به این نکته توجه داشته باشید : همه ما برای حمایت از نظر خود ، اطلاعاتی جمع آوری می کنیم ، توجیه می کنیم و توضیح می دهیم و در درون خود به مجوزهایی می رسیم . باید توجه داشته باشیم که اغلب این دلیل آوری ها ، توجیهات شخصی و یک طرفه هستند .


بمباران کردن مخاطب با حقایق ، سلطه جویی و انتقاد کردن ، شما را به هدفی که دارید نزدیک تر نمی کند . و در نهایت بر شدت ناراحتی و بیزاری می افزاید . متهم می شوید که اسباب رنجش مخاطب خود را فراهم آورده اید . در این شرایط رنجش بالا می گیرد و بر شدت جراحات احساسی شما افزوده می گردد .
 
 
فراموش نکنید که هدف ، آزاد کردن احساسات است . می خواهید رنجشتان را با مسبب آن در میان بگذارید و موضوع را خاتمه یافته تلقی کنید :

 
** قبل از اینکه حرف بزنید و اقدامی صورت دهید ، ببینید که در میان گذاشتن احساستان با او تا چه اندازه برای شما مهم است . گاه تنها اطلاع از رنجش و بی آنکه ضرورت داشته باشد موضوع را با کسی در میان بگذارید کافیست که از شدت ناراحتی شما بکاهد . اگر چنین باشد ، نیازی به طرح رنجش نیست . بی جهت مترصد پیروزی تمام عیار نشوید .

 
** احتمال دلگیر شدن مخاطب خود را در نظر بگیرید از خود بپرسید که او تا چه اندازه تحمل شنیدن حرف های شما را دارد ؟ بعضی ها اصولا به حرف کسی گوش نمی دهند و به محض اینکه دهان باز کنید و حرفی بزنید ،صدایتان را خاموش می کنند . این البته به معنای آن نیست که تلاشتان را نکنید و حرفتان را نزنید ، اما بدانید که چه شرایطی انتظار شما را می کشد .

 
**بدانید که چه می خواهید بگویید و چه پیامی دارید . می خواهید به شخص مورد نظر چه بگویید ؟ باید بتوانید مطلب خود را با چند کلمه بیان کنید ، کلماتی که مستقیما با رنجش و دلخوری شما ارتباط داشته باشد . مشخص حرف بزنید و بدانید که چه می گویید .

 
** و سرانجام اینکه هدف مشخصی در سر داشته باشید . بهترین نتیجه ای که پس از این گفت و گو ممکن است عایدتان شود کدام است ؟ توجه داشته باشید که از سنگ نمی توانید آب بگیرید . اگر تن به چالشی غیر ممکن بدهید ، مطمئن باشید که شکست می خورید و هرگز به احساس سبکی و آرامش نمی رسید .
 

رنجش خود را توضیح دهید . بگویید که چه احساسی داشتید ، چرا نتوانستید در همان لحظه بروز رنجش حرف بزنید ، می خواستید چه کاری صورت دهید چرا نتوانستید ، چرا موضوع را در سینه نگه داشتید و اینکه چه تاثیری بر شما گذاشته است

 
تخلیه کردن خشم کهنه
 
اگر به این نتیجه رسیده اید که باید برای رسیدن به آرامش باید با کسی که شما را رنجانیده حرف بزنید بسیار خوب این کار را بکنید اما بدانید که چگونه حرف می زنید . قرار نیست که ساعت را به عقب برگردانید .

 
در شروع صحبت به او بگویید که در این مدت رشد کرده اید ، زندگی ، هدف ها و احساساتتان را مورد ارزیابی مجدد قرارداده اید .

 
در صورت امکان رو در روی شخص مورد نظر بنشینید . مطالب شما احتمالا جدی هستند . احساسی از هیجان در شما ایجاد می شود ، بنابراین بهتر است بسیار ملایم حرف بزنید .

 
سخاوت داشته باشید . از مخاطب خود به خاطر فرصتی که به شما داده تشکر کنید .
 

صحنه را به خوبی تشریح کنید – این که چقدر بی تجربه بودید ، چقدر ترسیده بودید ، چقدر گیج و سردرگم بودید ،چه انتظاراتی داشتید قبل از هر بروز حادثه بر شما گذشته است – و بعد رنجش خود را مطرح سازید .

 
رنجش خود را توضیح دهید . بگویید که چه احساسی داشتید ، چرا نتوانستید در همان لحظه بروز رنجش حرف بزنید ، می خواستید چه کاری صورت دهید چرا نتوانستید ، چرا موضوع را در سینه نگه داشتید و اینکه چه تاثیری بر شما گذاشته است .

 
در حالت رنجش باقی نمانید . اجازه ندهید که رنجش به خشم تبدیل شود .


وقتی موضوع را مطرح کردید ، از او جواب بخواهید .
 
ممکن است مخاطب شما گیج و سر در گم شود . ممکن است حیرت کند ، ناراحت شود ، خجالت بکشد ، غرق در احساس گناه شود ، ممکن است کمترین واکنشی نشان ندهد ، حتی ممکن است از اینکه موضوع را دوباره مطرح ساخته اید خشمگین شود .
 

به خاطر داشته باشید که حتی اگر تعارض دردناکی پیشامد نکند ، به احتمال زیاد مخاطب شما نقطه نظری کاملا متفاوت با شما خواهد داشت . ممکن است اصرار مخاطب خود را مبنی بر اینکه می خواهد از قبول مسئولیت شانه خالی کند بگذارید . اما این اقدام ممکن است کاملا طبیعی باشد ، و نتوان آن را به حساب اجتناب گذاشت .
 

وقتی رنجش خود را مطرح ساختید ، آرام بگیرید . انتظار به خصوصی نداشته باشید . همین اندازه کافیست که احساس آرامش کنید. خاطر نشان کنید از اینکه حرفتان را زده اید احساس بهتری پیدا کرده اید . در بیان رنجش مبالغه نکنید .

 
ممکن است مخاطب شما واکنشی نشان ندهد . به سکوت بنشیند و به حرف شما گوش فرا دهد . انتظار نداشته باشید که او یکجا حرف های شما را بپذیرد و تسلیم سخن شما شود . ببینید که او چگونه واکنش نشان دهد . ممکن است خود را با یک شریر و بد ذات پیر رو به رو ببیند . ممکن است دوست و متحد جدیدی پیدا کند . از این رو بالغانه رفتار کنید . هر دو امکان را در نظر بگیرید . ممکن است مخاطب شما ، استدلال شما را بپذیرد و یا از قبول آن خودداری کند .
 

در پایان از او به خاطر اینکه به سخنان شما گوش داده تشکر کنید .
 
اگر در بیان مطالب تندی به خرج داده اید ، معذرت بخواهید .
 
تکرار کنید که سبک شده اید و احساس بسیار بهتری پیدا کرده اید .




طبقه بندی: کنترل عصبانیت،
برچسب ها: کنترل عصبانیت، کنترل خشم، کنترل اعصاب، کنترل پرخاشگری،
[ چهارشنبه 15 آبان 1392 ] [ 02:47 ق.ظ ] [ Д M į Я ] [ نظرات ]

 

وقتی مجبوری با فردی گفت وگو کنی که مدام به تو می گوید : من مخالفم، تو اشتباه می کنی، درست نمی گویی، من بهتر می فهمم! باید صبر ایوب داشته باشی.

هر وقت قرار است با مینا حرف بزنم ، دنیا روی سرم خراب می شود. سال هاست که یکدیگر را می شناسیم. او دختر مهربانی است اما زمانی که می خواهیم جدی حرف بزنیم، مطمئنم تا نظرم را بیان کنم ، با مخالفت سر سختانه ی او رو به رو می شوم. با دلیل و بی دلیل هزار آسمان و ریسمان را به هم می بافد که بفهمی اشتباه می کنی و چنین وچنان. هر چقدر سعی دارم یک موضوع مشترک با او پیدا کنم اما بازهم او نکته ای برای مخالفت کردن می یابد. دوستی و هم صحبتی با او برایم خسته کننده شده است.

حتماً شما هم در زندگی به افرادی برخورد کرده اید که فکر می کنند عقل کل هستند . افرادی که در هر بحثی وارد شوند، نقش دادستان را بازی می کنند و کلاً با همه چیز مخالف اند. این گونه افراد یک سبک منحصر به خود دارند که پر است از افعال منفی و نقدهای طولانی . سبک آن ها در گفت وگو ، محاوره ی مخالفتی است.

ویژگی های این سبک چگونه است؟

سبکی از تعامل و گفت وگو که در آن یکی از طرفین ، عقیده ی مخالف داشته و سعی در تغییر نظر طرف مقابل دارند. در یک کلام، افرادی که مدام به ما می گویند: تو اشتباه می گویی و من درست می گویم! و این حرف در اصل یعنی: تو نمی فهمی و من می فهمم!

کسانی که از چنین روشی در ارتباط استفاده می کنند ، فاقد مهارت های لازم برای یک ارتباط مناسب و تاثیر گذار هستند زیرا در یک ارتباط صحیح باید موارد زیر رعایت شود؛

-دو نفر سعی کنند که در تعامل مشترک و برابر باشند.

-هر دو فرد سعی در بالابردن عزت نفس طرف مقابل داشته باشند.

-به یکدیگر نشان دهند که این ارتباط برای شان ارزشمند است.

اما در سبک محاوره ی مخالفتی ، چنین فردی درست بر عکس همه ی موارد بالا عمل می کند. وی سعی دارد خود را بالاتر نشان دهد، طرف مقابل را محکوم به ندانستن کند و عزت نفس او را از بین ببرد.

مخالفت های گاه دوست داشتنی

البته حرف زدن با فردی که چنین سبکی در گفت وگوهای خود دارد در برخی مواقع خالی از لطف نیست. با چنین افرادی هیچ وقت یک گفت وگوی سرد و کوتاه نخواهید داشت. همیشه در مقابل هر اظهارنظر، حرفی برای گفتن دارند و مخالفتی که خود باب گفت وگوی بعدی باشد را باز می کنند . اگر قرار باشد دیر به دیر مجبور به تحمل چنین آدمی باشید، می توانید از هم صحبتی پر فراز و نشیب لذت ببرید در غیر این صورت تحمل چنین همکلامی نه مشکل که گاهی محال است!

یک آینه بردارید

نگاهی به نوع گفت وگوی خودتان با دیگران داشته باشید ، زیرا ممکن است شما از آن دسته افرادی باشید که دیگران از هم صحبتی با او کلافه و خسته می شوند. فراموش نکنید هیچ گاه افرادی که چنین مشکلی در ارتباط دارند، در مرحله ی اول نمی پذیرند دچار مشکل هستند. آن ها فکر می کنند حق با خودشان است. شاید شما هم چنین مشکلی داشته باشید، بد نیست از نزدیکان خود بپرسید و مدتی گفت وگوهای خود را زیر نظر بگیرید.

تبدیل گفت وگوی مخالفتی به فعال

اگر چنین مشکلی ندارید اما در نزدیکان تان شخصی را سراغ دارید که سبک محاوره ای مخالفتی دارد و همین رفتارش شما را آزار می دهد، بهتر است در این خصوص با او صحبت کنید. می توانید دوستانه به او بگویید این همه مخالفت با نظر بقیه به ضررش تمام می شود و روزی بی هم صحبت می ماند و یا کمی با طنز و شوخی مقابله به مثل کنید تا طعم یک هم صحبت همیشه مخالف را بچشد. مسلماً این راهکارها در مورد افرادی ست که بی دلیل و منطق به مخالفت می پردازند، وگرنه لازم نیست همیشه، همه ی آدم ها با شما موافق باشند.

به او کمک کنید تا بتواند برخی مواقع به جای مخالفت ، سکوت کند. در قدم اول نمی توان انتظار داشت دیگران را تایید کند . همین که نگوید من مخالفم و تو اشتباه می کنی، یک قدم به اصلاح رفتارش نزدیک شده است.

همچنین می توانید برای او جایزه ای تعیین کنید. هرگاه مخالفتی نکرد، دوستانه تر و با مهربانی بیش تر او را پذیرا باشید و هرگاه مخالفت بی موردی انجام داد، کمی خود را ناراحت نشان دهید. هر تغییر رفتاری زمان می برد. مهم این است که آن فرد، متقاعد شود رفتارش اشتباه است . در غیر اینصورت هرچه تلاش کنید، تغییر نخواهد کرد.




طبقه بندی: موفقیت و آرامش،
برچسب ها: گفتگو، نصیحت، گفت و گوی فعال، گفت و گوی مخالفتی، چگونگی بیان نصیحت، بیان عقاید،
[ جمعه 10 آبان 1392 ] [ 04:32 ب.ظ ] [ Zahra ] [ نظرات ]

اگر در وضعیت مالی بدی هستید و می خواهید بدهی های خود را بپردازید، یا اگر صرفا تمایل دارید وضعیت مالی خود را بهبود ببخشید و بیشتر پس انداز کنید، لیست زیر به شما کمک می کند تا هزینه هایتان را کاهش دهید. همه مواردی که در این لیست مطرح می شوند، برای همه افراد قابل اجرا نیستند، ممکن است یک یا دو مورد را قابل اجرا بدانید و یا حتی از آنها ایده بگیرید تا موارد دیگری را خودتان کشف کنید.


ممکن است در شرایط خاصی این لیست سودمند باشد و در شرایط دیگری، این همه سختی دادن بر خود روا ندارید، اضطرارها و اولویت ها را مشخص کنید، و سپس مواردی را که به سیک زندگی شما می خورد، عملی کنید. وقتی که به امور کوچک اهمیت بدهید، بعد از مدتی از پول بزرگی که از راه این امور کوچک فراهم شده، شگفت زده می شوید.


صرفه جویی در خانه

بعد از شستن لباس ها در ماشین لباسشویی آنها را خارج کنید تا در هوای آزاد خشک شوند، استفاده از خشک کن هم عمر دستگاه را کوتاه می کند و هم انرژی بیشتری مصرف می شود که پولش را شما باید بپردازید.


رنگ پشت بام و دیوارهای خارجی خانه را روشن انتخاب کنید، تا در تابستان خنک تر باشد و پول کمتری برای هزینه برق وسایل سرمایشی بپردازید.


از لامپ های کم مصرف استفاده کنید.

در موارد غیرضروری از آب گرم استفاده نکنید.


اگر خانه تان در منطقه ای نسبتا بادخیز است، در تابستان وسایل سرمایشی را خاموش کنید، پنجره ها را باز بگذارید و بر روی آنها توری بکشید تا حشرات داخل نشوند.


از نرم افزارهای حسابداری که قابل نصب بر روی موبایل هستند استفاده کنید و دائما حساب هزینه هایتان را داشته باشید.


اگر از اینترنت استفاده می کنید، میزان استفاده خود را محدود به مصارف ضروری کنید تا هزینه ماهانه کمتری بپردازید، از کتابخانه تان استفاده کنید، گشتن میان کتاب ها سخت تر از سرچ کردن در گوگل است، ولی می توان میزان مصرف اینترنت را بدین طریق بسیار کاهش داد.


اگر دو خط تلفن در خانه دارید، از شر یکی از آنها خلاص شوید.


از آب باران برای آبیاری باغچه تان استفاده کنید.


سعی کنید به وسیله یک خودآموز یا یک دوره آموزشی تعمیرات ابتدایی منزل را یاد بگیرید و خودتان آنها را انجام دهید، بدین ترتیب نه تنها پولی برای دستمزد پرداخت نمی کنید، یک تفریح خوب هم دارید. تعمیر کردن اشیای خراب احساس خوبی در انسان ایجاد می کند.


سعی کنید عوارض و مالیات خود را به موقع بپردازید تا مشمول تخفیف شوید.


صرفه جویی در حمل ونقل

اگر دو اتومبیل در خانه دارید، حتما یکی از آنها را بفروشید.

از حمل ونقل عمومی استفاده کنید.

در برخی مسیرها پیاده روی کنید، بدین ترتیب سالم تر می مانید.

لاستیک ها و سایر بخش های اتومبیل خود را در خانه مدام چک کنید و مراقبشان باشید تا کمتر گذرتان به تعمیرگاه بیافتد.

اتومبیل خود را در منزل بشویید. از آب های قبلا استفاده شده بهره بگیرید.


صرفه جویی در خرید و تغذیه

حتی المقدور با فاصله های زمانی طولانی به خرید بروید، زیاد رفتن به فروشگاه ها نیازهای کاذب و وسواس خرید در ما ایجاد می کند.

محصولاتی را که به نیاز شما پاسخ نمی دهند و در عین حال پول زیادی برای آنها پرداخته اید به تولیدکننده پس دهید، از تعهدات فروشنده غافل نباشید.

از کارت عضویت خرید از فروشگاه ها که دارای تخفیف است، استفاده کنید.

به جای خرید انواع کنسروها، خودتان در خانه حبوبات را بپزید و در یخچال نگهداری کند.

سبزیجات را عمده بخرید و از خرید محصولات آماده مثل پیاز سرخ شده که کم حجم، گران و ناسالم هستند خودداری کنید.

برای مواقع ضروری که مجبور هستید بیرون غذا بخورید، رستورانی ارزان انتخاب کنید.

اگر شاغل هستید، حتما از خانه ساندویچ های ساده ای مثل نان و پنیر و سبزی با خود ببرید.

از قیمت روز محصولات غذایی غافل نشوید، در شرایط تورمی برخی فروشندگان ممکن است از بی اطلاعی شما سوءاستفاده کنند و قیمت هایی بالاتر از قیمت واقعی اعلام کنند. اگر قیمت برخی محصولات را نمی دانید سعی کنید به طریقی مطمئن متوجه شوید.

غذاهای اضافه را دور نریزید، باقی مانده را با مخلوط کن میکس کنید و با آن سوپ درست کنید

آبی را که موقع آشپزی برای پختن ماکارونی یا برنج استفاده می کنید، هنگام آبکش کردن دور نریزید، این آب غذای خوبی برای گلدان های شما است.


صرفه جویی در پوشاک

وقتی از لباس هایتان خسته شده اید، آنها را با لباس های دوستان هم سایز خود عوض کنید، این به خصوص در مورد لباس بچه ها جواب می دهد، اگر کسی در میان دوستان یا اقوام شما چند بچه دارد، لباس های بچه خود را که کوچک شده است به یکی از آنها که فرزند کوچک دارد بدهید و لباس های فرزند بزرگ تر آنها را که برای کودک شما مناسب است بگیرید.

وقتی لباستان پاره می شود، آن را دور نریزید، یک رفوگر ماهر پیدا کنید و لباس ها را به او بسپارید.

لباس هایتان را فوری و پشت سر هم نشویید، این کار باعث می شود زودتر کهنه شوند.

لکه بری با مواد خانگی را یاد بگیرید، تا به خاطر لکه لباس هایتان را دور نریزید.

اگر از لباسی فقط یک بار استفاده می کنید، آن را نخرید، قرض کنید.

از لباس های قدیمی به عنوان دستمال های آشپزخانه استفاده کنید، قبل از این کار آنها را ضدعفونی کنید.


منبع:روزنامه دنیای اقتصاد




طبقه بندی: موفقیت شغلی،
برچسب ها: موفقیت شغلی، صرفه جویی، راه های صرفه جویی، صرفه جویی مخارج،
[ چهارشنبه 8 آبان 1392 ] [ 02:50 ق.ظ ] [ Д M į Я ] [ نظرات ]

گفته می شود دختر، رحمت است و پسر، نعمت. به رحمت ... و از نعمت سوال می کنند که از آن چگونه استفاده کردی؟

اما اینکه میگویند: «دختر رحمت است و پسر نعمت» به استناد آیه 64 سوره بقره که میفرماید: «فَلَوْلا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیکُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَکُنْتُمْ مِنَ الْخَاسِرِینَ»: اگر فضل و رحمت الهی نبود یقیناً شما از زیانکاران میبودید، معنی این جمله اینگونه است که پسر نعمتی است که به ما داده می شود و از آن حساب هم می کشند، اما دختر رحمتی است که بر ما ارزانی میشود و صرف داشتن آن حسنة و ثواب است ضمن آنکه میتواند منافع بیشماری برای ما در پی داشته باشد.

دین اسلام توجه ویژه ای به دختران دارد و به پدران و مادران همواره توصیه کرده است که در احترام گذاری به دختران در مقایسه با پسران تقدم به خرج دهند.

به عنوان نمونه سفارش شده تا در خرید و اهدای هدیه یا سوغات، نخست دختر خانواده مخاطب و منتخب والدین قرار گیرد. از این دست سفارشات را بازهم می توان در جاجای دستورات دین، سخنان پیامبر اعظم(ص) و امامان(ع) یافت. به طور قطع خانواده ها با چنین رفتارها و آدابی آشنا هستند و قصد نگارنده هم پرداختن به آن ها نیست.

آن چه بنا هست در این مقال مورد توجه قرار گیرد، جامعه دختران کشور است. جامعه ای که جمعیت آن براساس گزارش مرکز آمار ایران در گروه سنی 24- 15 سال 20.1 درصد و در گروه سنی 29- 15 سال، 31.7 درصد از کل جمعیت کشور را در برمی گیرد. جمعیت زنان کشور طبق آخرین سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1390 بالغ بر 37 میلیون و 244 هزار نفر است که 49.6 درصد از جمعیت کشور را تشکیل می دهد. متوسط سنی افراد این جمعیت 30.03 سال است که نشان از جوانی جمعیت دارد.

این جامعه قرار است در آینده دور و نزدیک، جامعه زنان و در ادامه جامعه مادران ایرانی را به وجود آورد؛ پس اهمیت موضوع از همین ابتدا روشن است. این که درباره قشری صحبت می کنیم که نسل های آینده ایران زمین، زاده و پرورش یافته آن هاست.

چنین جامعه ای باید سالم و شاد رشد کند. دختران ایرانی، که مادران هزاره سوم خواهند بود نباید از آموختن فاصله بگیرند و این آموختن، صرف حضور در دانشگاه و تحصیلات آکادمیک نیست. مادران یکی دو نسل قبل این کشور شاید به دانشگاه نرفته اند اما مادری به تمام معنا و مدیری تمام قد هستند. فرزندانی که زیر دست این مادران تربیت شده و به جامعه ورود کرده اند ،بهترین شاهد می باشد.

در چرخه آموزش و یادگیری، جنسیت مطرح نیست، مهم بهره گیری مناسب و موثر از فرصت ها است.

در همه جوامع و از جمله ایران آن چه در نگاه عموم، نمود ویژه ای دارد رفتار یکایک انسان ها در برخوردهای اجتماعی به طور خاص و عام است. منظور تمام رفتارها و حرکاتی است که ما انسان ها در محیط بیرون خانه از خود بروز می دهیم و از آن جا که این نوع رفتارها در منظر مردم است بالتبع مورد قضاوت و انتقاد قرار می گیرد. به تعبیری همه رفتارهای یکدیگر را مورد قضاوت قرار می دهند چون آن را می بینند. اما در این میان رفتارها و حرکات دختران از حساسیت بیشتری برخوردار است. نمی توان این واقعیت را انکار کرد که درباره نوع رفتارهای این بخش از جامعه هم مردان و هم همنوعان نسوان نظر می دهند. درواقع شاید این شیوه رفتاری را کمتر در میان مردان دید که نسبت به رفتارهای یکدیگر، زمانی را به گفت وگو بگذرانند. البته نمی گویم که چنین نیست بلکه در مقایسه به زنان و دختران کمتر است.

پرواضح است که وقتی نوع منش و روش رفتاری دختران در جامعه ای مورد توجه بیشتر است، اهمیت نهادن به آن از سوی صاحبان این رفتار نیز باید رعایت شود.

دختران و در مجموع جامعه زنان به وقار و حجب و حیا شناخته شده اند و از دیدگاه نگارنده این شاخصه ها مشمول مرور زمان نخواهد شد. به تعبیری نمی توان گفت که چون در هزاره سوم میلادی و یا در قرن 14 شمسی قرار داریم این گونه رفتارها، نخ نما و رنگ پریده شده است. همان گونه که شما نمی توانید زلالی و پاکی را از آب بگیرید آن سه ویژگی را هم نباید از نسوان جدا ساخت.

دیگر این که شیوه بیان و سخن گفتن دختران باید آن 3 شاخصه بالا را به خوبی نمایندگی کند؛ نمی توان در برخوردها و گفت وگوها به گونه ای سخن گفت که زمینه ساز افول آن ویژگی ها شود و از سوی دیگر انتظار داشت که کوچکترین برخورد بدی از سوی افراد جامعه صورت نگیرد. در وهله اول این انسان ها اعم از زن و مرد هستند که موجبات احترام خواهی و احترام گذاری دیگران را فراهم می کنند و در ادامه چنین خواسته ای صورت عملی به خود می گیرد.

و در این مسیر حضور موثر در فعالیت های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی هیچ منافاتی با آن چه گفته شد، ندارد. اجازه بدهید این نکته را با توضیح بیشتری، شرح کنم. پر واضح است که ورود یک زن به انواع فعالیت های جامعه فقط از زمانی نیست که به صورت مستقل در تولید یا خدمات مشارکت می کند. بلکه هرکس با نوع مصرف و کمک به چرخه اقتصادی خانواده، می تواند به پویایی اقتصاد کشور کمک کند. حتی نحوه استفاده از امکانات هم می تواند سودآوری باشد. چنان چه تفکیک جنسیتی روی اشتغال نگذاریم، علاقه، توانایی و ایده آل هر شخص و پذیرش هر جامعه می تواند راه هایی برای شروع یک کسب و کار برای هر مدیری باشد.

به طور قطع امری که از نظر شرعی و عرفی محدودیت داشته باشد، ورود آن برای زن مجاز نیست. پس در این دوره زمانی که حضور زنان در جامعه گسترش یافته و باتوجه به این که درصد بالایی از فارغ التحصیلان کشور را دختران و زنان تشکیل می دهند درنتیجه ورود این عزیزان به چرخه کار ضروری است.

شادبودن، سالم ماندن، ورزش کردن، مطالعه، یادگیری امور خانه و همسرداری، تمرین برای مادری جامع الشرایط شدن، گرفتن فرصت از کسانی که در پی آسیب زدن به روحیات و روان انسان ها هستند، حفظ غرور، دوراندیشی و خودباوری و داشتن اعتماد به نفس(حتما آن را تقویت کنید) از مهم ترین کارهایی است که هر دختری باید سرلوحه خود قرار دهد. اطمینان داشته باشید تمرین کردن برای داشتن یا اجرای هریک از موارد بالا، شما را توانمند می سازد و توانا شدن شما یعنی این که در برخوردها و انتخاب هایتان به رعایت و حفظ احساسات که جزء لاینفک وجود هر خانمی است، بهترین رفتار و برترین تصمیم را خواهید گرفت. اجازه ندهید ناآگاهی شما را به تزلزل و ناپایداری بکشاند.

بقا و ثبات هرجامعه به سالم و شاد بودن شما بستگی دارد.




طبقه بندی: مطالب آموزنده،
برچسب ها: کارهای دختران، رفتار یک دختر، منش دختران، دختران در اجتماع، دختران امروز؛ مادران فردا،
[ شنبه 4 آبان 1392 ] [ 04:16 ب.ظ ] [ Zahra ] [ نظرات ]

خنده و شوخی به جرأت تاثیر به سزایی در سلامت روانی و جسمانی افراد دارد و نباید فراموش کرد سلامت روان و جسم رابطه تنگاتنگی با هم دارند و متاثر از یکدیگرند. همان گونه که افکار، هیجان ها، احساسات و عقاید ما بر سلامت بدن تاثیر می گذارد، سلامت روان نیز متاثر از سلامت جسم است.

خنده و شوخی به جرأت تاثیر به سزایی در سلامت روانی و جسمانی افراد دارد و نباید فراموش کرد سلامت روان و جسم رابطه تنگاتنگی با هم دارند و متاثر از یکدیگرند. همان گونه که افکار، هیجان ها، احساسات و عقاید ما بر سلامت بدن تاثیر می گذارد، سلامت روان نیز متاثر از سلامت جسم است.

سلامت جسم

این که خنده خوب به احساس خوب منجر می شود، کافی است تا متوجه شویم خنده برای سلامت مفید و ضروری است. چنین احساس خوبی فقط دارای بعد روانی نیست، بلکه پیامدهای جسمانی نیز دارد. خنده و شوخی از راه های مختلف به بهبود وضع و سلامت جسمی ما کمک می کند. در اینجا به برخی از این تاثیرات می پردازیم:

سلامت روان

تاثیر خنده بر سلامت روان، از سلامت جسم جدا نیست که برخی از آنها عبارت است از: کاهش تنش و اضطراب، جلوگیری از افکار خودآیند منفی، بهبود روابط بین فردی، بازداری از هیجان های منفی، افزایش خلاقیت، کمک به پذیرش برخی مسائل (مرگ، شکست شغلی، تحصیلی و...)، افزایش بازده کاری در محیط های شغلی، بهبود مدیریت، افزایش اعتماد به نفس، افزایش شادی و سرخوشی، افزایش هوش هیجانی و افزایش روحیه کارگروهی و جمع گرایی. در مجموع می توان گفت خنده و شوخی بیشترین تاثیر را بر خلق و خو و هیجان های ما دارد و در کنار آن، در برقراری روابط اجتماعی یا بهبود آنها به ما کمک می کند.


آرامش ماهیچه ها

سالانه در سراسر دنیا هزینه های کلانی صرف مدیریت تنش شده و شیوه های آرام سازی (relaxation) آموزش داده می شود، اما بد نیست بدانید یک خنده عمیق و از ته دل بسیاری از ماهیچه ها حتی دیافراگم را درگیر می کند و باعث کاهش تنش ماهیچه ای می شود. در این فرآیند حتی ماهیچه هایی که مستقیم درگیر نیستند هم آرام می شوند.


کاهش هورمون های تنش زا

در شرایط تنش زا، دستگاه عصبی بدن تحت تاثیر تغییرات هورمونی قرار می گیرد و بدن را برای جنگ و گریز آماده می کند. در درازمدت، تکرار چنین پاسخ هایی به سلامت جسمی آسیب می رساند، در حالی که آنچه بتواند باعث کاهش هورمون های تنش زا شود، به سلامت جسمی کمک می کند.


بهبود عملکرد دستگاه ایمنی

تنش باعث تضعیف دستگاه ایمنی می شود و شما را مستعد ابتلا به بیماری ها می کند؛ بنابراین، خنده که کاهش تنش و در نتیجه تقویت دستگاه ایمنی را در پی دارد، بسیار مفید است.

پژوهشگران میزان عملکرد دستگاه ایمنی را در چند نفر، قبل و بعد از تماشای یک فیلم کمدی بررسی کرده اند. نتایج حاکی از آن بود که میزان عملکرد پس از نمایش فیلم، سطح بالاتری داشت. همچنین تحقیقات نشان داده افراد شوخ طبع به بیماری های کمتری مبتلا می شوند یا این که مدت ابتلا در آنها کوتاه تر است.


در این خصوص تحقیقات گسترده ای در زمینه ایمیونوگلوبولین ها، بویژه ایمیونوگلوبولین نوع A و تاثیر خنده و شوخی در افزایش میزان آنها در خون انجام شده است. بعلاوه، خنده و شوخی نه تنها در افزایش میزان سلول های نوع B و A و آنتی بادی های طبیعی بدن نقش دارد، بلکه موجب بالارفتن سطح گاما اینترفرون ها می شود که در رشد سلول های نوع B و A و آنتی بادی های طبیعی بدن موثر است.


کاهش احساس درد

تحقیقات متعدد و نیز تجربه های فردی نشان داده خنده مدت زمان تحمل درد را افزایش می دهد. برای مثال، تحقیقی در این زمینه نشان داد، گوش کردن به موسیقی شاد، مدت زمانی را که آزمودنی ها می توانستند دست خود را در آب یخ نگه دارند، افزایش می داد.


تحقیقی دیگر می گوید در مبتلایان به دردهای روماتوئیدی، دیدن فیلم کمدی یا شنیدن موسیقی شاد باعث کاهش احساس درد می شود. این که خنده از طریق افزایش اندروفین ها به کاهش درد کمک می کند یا خیر هنوز کاملا اثبات نشده، اما مشخص است بخشی از این فرآیند از طریق کاهش تنش عضلانی صورت می گیرد.

تمرین قلب

برای کسانی که فرصت یا علاقه ای برای انجام تمرینات بدنی مانند ایروبیک، دویدن یا پیاده روی ندارند خنده جانشین مناسبی برای تمرین بویژه تمرین قلب، است. اگر پس از یک خنده عمیق، ضربان خود را اندازه بگیرید، خواهید دید ۱۵ تا ۲۰ بار در دقیقه افزایش داشته و این حالت به مدت ۳ تا ۵ دقیقه باقی می ماند. این مساله باعث شده برخی خنده را پیاده روی درونی بنامند. این روش بویژه برای افرادی که به هر دلیلی امکان تمرینات فیزیکی ندارند یا در بستر بیماری هستند جانشین مناسبی برای ورزش به شمار می رود.


سایر فواید

کاهش فشار خون: هنگام خندیدن ضربان قلب و در نتیجه میزان خون پمپ شده از طریق آن افزایش و فشار خون کاهش می یابد.


تنفس عمیق: خنده باعث شکل گیری الگوی تنفسی خاصی می شود که برای برخی افراد بویژه پرتنش ها، بسیار مفید است. در افراد مبتلا به حملات هراس یا دچار اضطراب، الگوی تنفسی به تنفس های غیرعمیق و در نتیجه کمبود اکسیژن و افزایش دی اکسیدکربن و بخار آب در شش ها منجر می شود. این نوع تنفس به جای دیافراگم، عضلات قفسه سینه را درگیر می کند. خنده عمیق و متناوب به خالی شدن کامل ریه ها از دی اکسیدکربن و بخار آب کمک می کند و در نتیجه باعث ورود اکسیژن بیشتر به داخل ریه ها می شود.

مقابله با سرطان: خنده از طریق افزایش عملکرد دستگاه ایمنی باعث افزایش مقاومت بدن در برابر سرطان و مقابله با آن می شود.


منبع:روزنامه جام جم




طبقه بندی: بهبود روابط، اعتماد به نفس، موفقیت و آرامش،
برچسب ها: خندیدن، چرا بخندیم، فواید خنده، خنده بر هر درد بی درمان، خنده و مکانیزم ایمنی بدن،
[ پنجشنبه 2 آبان 1392 ] [ 10:46 ق.ظ ] [ Д M į Я ] [ نظرات ]

«حالم بد است»،«حوصله ام سر رفته»،«همیشه ناراحتم» و... اینها جملاتی است كه بسیاری از جوان های امروز مثل نقل و نبات به كار می برند اما مشكل چیست؟ چرا حال اكثر جوان ها این روزها بد است؟ اصلا چه حالی را می شود حال بد دانست و چه حالی برای انسان خوب است؟

همیشه دنبال حال خوب بودن اشتباه است

همه انسان ها در لحظه های مختلف زندگی دچار احساسات خوشایند و ناخوشایندی می شوند. ریشه این احساسات و عواطف نوع افکار و گفت وگوهای درونی ماست. فکر و گفت وگوی درونی ما هم به اینکه به چه موضوعاتی توجه کنیم و چگونه توجه کنیم بستگی دارد.

هیجانات واقعیت دارند یعنی فیزیولوژی و شیمی بدن را تغییر می دهند اما دائمی و پایدار نیستند، بسته به اینکه نوع توجه و افکارمان عوض می شود حالات و هیجانات مان هم تغییر می کند، اشتباهی که اکثر مردم دارند این است که هیجانات شان را به واقعیت های زندگی ربط می دهند، مثلا می گویند یک موقعیت حال من را بد کرد یا یک جمله حال من را خوش کرد یا آن کار من را دیوانه کرد اما در واقع این اتفاقات نیستند که ما را تحت تاثیر قرار می دهند، بلکه آن چیزی که ما درباره اتفاقات به خودمان می گوییم حال ما را خوش یا ناخوش می کند. عموم انسان ها از کودکی یاد گرفته اند که دنبال هیجانات خوشایند باشند و مدام دنبال کسب خوشی هستند و همیشه سعی می کنند از حال بد فرارکنند. در کل باید گفت فرارکردن از حال بد طبیعی نیست اما یک هنجار جمعی است. ما آموزش دیده ایم که این کار را انجام بدهیم ولی این رفتاری سالم نیست.

چرا حال بد لازم است؟

همه انسان ها باید هیجانات منفی را تجربه کنند و این بد نیست، اصلا بد نیست، هیجانات یکسری علائم هستند، مثل علائم راهنمایی و رانندگی، پارک ممنوع و ایستادن مطلقا ممنوع که ممکن است این علامت برای ما ناخوشایند باشد و مثلا مسیرمان را دورتر کند ولی به شما اطلاعات هم می دهد که اگر اینجا پارک کنید پیامد دارد، هیجانات هم راهنماهای درونی ما هستند. آنها به ما می گویند وقتی حال مان بد است باید به واقعیت طور دیگری نگاه کنیم و جنبه های دیگری از آن را ببینیم تا حال مان بهتر شود، نه اینکه کاملا از بین برود، قرار نیست حال بد ما به صفر برسد اما باید متناسب با رویداد ایجاد شده باشد، اگر شما انگشترتان را گم کنید واکنش مناسبش این است که ناراحت شوید، اگر خوشحال شوید عجیب است و هیجان مناسبی نیست. هیجانات جنس شان از انرژی است؛ انرژی که در ما رفتار مناسب آن موقعیت را ایجاد می کند. مثلا اگر دوست من در امتحانی موفق شود هیجان مناسب من در این موقعیت این است که خوشحال شوم اما اگر دچار حسادت شوم این هیجان نامناسب است و به من آسیب می رساند.

چرا جوان های ما حل مسئله را بلد نیستند؟

شاید بزرگسالان ما هم در حل مسائل زندگی مهارت های لازم را نداشته باشند اما موضوع خیلی شایع این است كه اكثر جوان های امروز شکایت دارند که حال شان بد است اما چرا؟ شاید چون در دوران کودکی غالبا والدین هستند که مسئول ایجاد حال خوب در فرزند خود هستند و عموم والدین به فرزندان شان شیوه لذت بردن ازساده ترین چیزهای زندگی را یاد نداده اند، این کودکان اغلب منفعل بوده اند و طلبکار. مادر به آنها می گفته چی شده عزیزم؟ چرا ناراحتی؟ غصه نخور دیگه، اینو برات می خرم، این مال تو و...، اینگونه کودک طلبکار و طلبکارتر می شود. شاید کودک در این وضیعت از امکاناتی که والدین در اختیارش گذاشته است لذت ببرد ولی شاد نیست چون شادی نتیجه چیزی است که از فرد ساطع می شود نه لزوما چیزی که به او داده می شود. متاسفانه وقتی همین فرزند که خوب هدایت نشده به نوجوانی می رسد والدینش نمی توانند اکثر نیازهایش را جوابگو باشند، در نتیجه هر زمان مسئله ای برای این نوجوان پیش بیاید به جای حل آن مسئله به دنبال این است که حالش را خوب کند. مثلا با چیزی خود را مشغول کند که برای یکی ، دو ساعت یا یکی ، دو روز خوش باشد اما وقتی هوشیار می شود می بیند مشکل هنوز سرجایش است. این نوجوان شیوه حل مسئله را بلد نیست. برای همین پناه می برد به امکاناتی که هیجانات کوتاه خوشایند ایجاد می کنند اما پیامد بلندمدتش هیجانات ناخوشایند طولانی است.

به ما فرار از مسائل را یاد می دهند

ای کاش وقتی کوچک تر بودیم در زمانی که اتفاق بدی برای مان می افتاد مادر و پدرمان به ما آموزش می دادند که چطور در این حال بد بمانیم و با این حال بد کنار بیاییم یعنی وقتی مسئله ای پیش آمد آن را تحلیل کنیم. اكثر والدین چون فرزندان خود را دوست دارند و تحمل ناراحتی آنها را ندارند خیلی سریع آنها را با یک اسباب بازی قشنگ سرگرم می کنند. مثلا اگر حیوان خانگی مان را از دست می دادیم فوری یک حیوان دیگر جایگزین می كردند. والدین اینجا به ظن خود مسئله را حل می کنند ولی در واقع مسئله حل نمی شود، مسئله از دست دادن کسی یا چیزی است که دوستش داریم. والدین جایگزینی برای آن چیزی که از دست می رود پیدا می کنند و به فرزند خود یاد نمی دهند که واقعیت زندگی این است که بعضی اوقات چیزهایی را که خیلی دوست داریم از دست می دهیم و باید یاد بگیریم که ظرفیت روانی مان را برای این روزها درآینده بالا ببریم. اینگونه است که اعتیاد پیدا می شود که فقط دنبال حال خوش باشیم.

حال خوب ارثی است؟

باید گفت فاکتور ژن در خلق و خو مهم است، حتی در اتاق نوزادان در بیمارستان ها هم بچه های سخت و نرم را می بینیم، نوزادان سخت به هر محرکی پاسخ می دهند و بی قراری می کنند ولی نوزادان نرم این طور نیستند اما فقط ژن تاثیرگذار نیست و اگر خانواده ها بدانند با فرزند سخت شان چگونه رفتار کنند می توانند آن بچه سخت را به یک بچه سازگار و خوشحال تبدیل کنند. اولین الگوی رفتاری همه ما خانواده است. ما از اعضای خانواده یاد می گیریم از چه چیزهایی ناراحت شویم و از چه چیزی تاثیر بگیریم و چه عکس العملی نشان بدهیم. الگوی بعدی که خیلی تاثیرگذار است گروه هم سن است؛ الگویی که بیشتر از همه قبولش داریم و رفتارها و هیجانات شان سرمشق ماست.

بچه هایی که از هیچ عروسکی لذت نمی برند

مادری 2 دختر 10 ساله و 3 ساله دارد، برای دختر بزرگ تر یک عروسک گران قیمت و برای دختر کوچک تر یک عروسک ارزان تر می خرد. دختر بزرگ تر عروسکش را می گیرد اما خوشحال نمی شود اما دختر کوچک تر شاد می شود و شروع می کند به بازی با عروسکش. دختر بزرگ تر می گوید چرا خواهرم اینقدر خوشحاله ولی عروسک من خوشحالم نمی کنه؟ به مادرش می گوید من آن یکی عروسک رو می خوام، مادرش می گوید عروسک تو گران تر و قشنگ تره اما دختر اصرار می کند چراکه فکر می کند چیزی در آن یکی عروسک است که در مال خودش نیست. مادرعروسک ها را عوض می کند، دختر کوچک تر هیجان زده می شود و با عروسک بهتر بازی می كند ولی دختر بزرگ تر دوباره مشکل پیدا می کند چراکه عروسک جدیدش هم چیز خاصی ندارد. می گوید من هر دو عروسک را می خواهم، مادر بچه کوچک تر را با یک شکلات سرگرم می کند و هر دو عروسک را به دختر بزرگ تر می دهد اما او بازهم با آنها ارتباط برقرار نمی کند... . اینجا مشکل کجاست؟خب، والدین برای فرزندان همه چیز می گیرند اما یادشان نمی دهند چطور با آنها ارتباط برقرار کنند اکثر ما رابطه معناداری با وسایل و ابزار نداریم.

یک موبایل چند میلیون تومانی می خریم اما 2 روز بعد کلافه می شویم و چیز دیگری می خواهیم چون رابطه برقرار کردن با این وسایل را یاد نگرفته ایم. در این داستان دختر بزرگ تر فکر می کند در عروسک خواهرکوچک تر چیزخاصی وجود دارد ولی آن چیز در درون خواهرش است، آن بچه است که به واقعیت روح و معنا می دهد. جوان های ما وقتی به 25سالگی می رسند، نه مسئولیت دارند، نه هدف و نه برنامه. درس خواندن مهم ترین کاری است که باید انجام بدهند آن هم به دلیل والدین شان، این هدف خودشان نیست، از دست خودشان هم عصبانی هستند که چرا در خدمت دیگران هستند. مشخص است که از والدین شان ناراضی هستند و آنها را مقصر می دانند، شاید هم حق دارند




طبقه بندی: مطالب آموزنده،
برچسب ها: حال خوب، حال بد، احساسات ناخوشایند، هیجان های منفی، احساسات منفی، حال بد خوب است،
[ چهارشنبه 1 آبان 1392 ] [ 04:40 ب.ظ ] [ Zahra ] [ نظرات ]

همه افراد باید در زندگی نه گفتن را یاد بگیرند تا از این طریق بتوانند خوب فکر کنند و تصمیم بگیرند و وقتی میل و علاقه قلبی نسبت به امری ندارند خود را مجبور به بله گفتن به دیگران نکنند. یکی از خصوصیات مثبتی که انسان می تواند داشته باشد نه گفتن است.


همه افراد باید در زندگی نه گفتن را یاد بگیرند تا از این طریق بتوانند خوب فکر کنند و تصمیم بگیرند و وقتی میل و علاقه قلبی نسبت به امری ندارند خود را مجبور به بله گفتن به دیگران نکنند. یکی از خصوصیات مثبتی که انسان می تواند داشته باشد نه گفتن است.


علت اینکه برخی افراد از پاسخ منفی دادن و نه گفتن بیم دارند این است که می ترسند که با نه گفتن، دیگران آنها را پس بزنند. این افراد اغلب از ویژگیهای خود شناخت ندارند، حد و حدود خود را نمی شناسند، از این رو قادر نیستند که حد و حدود دیگران را رعایت کنند.


برای اینکه کسی بتواند نه بگوید اول باید خود را بشناسد که البته این کار سختی است و این گونه اشخاص در این گونه مورد ابدا آمادگی ندارند و سعی می کنند با تمام قوا خود را از آن برحذر دارند و خود را در سایه نجابت اشخاص دیگر قایم کنند.نه گفتن این اشخاص بدین معنی است که باید جلوی خشم خود را بگیرند.برخی ها هم نه نمی گویند چون همیشه از زبان پدر ومادرشان نه شنیده اند و وقتی بزرگ شدند می ترسند نه بگویند چون می ترسند مثل پدر و مادرشان شوند.


عصبانیتی که در گذشته ازدست پدرو مادرشان داشته اند به قدری آنان را فلج کرده که حتی در حال حاضر هم قادر نیستند با وجدانی آسوده و بدون احساس گناه زندگی کنند.بعضی احساس می کنند با بله گفتن به شخصی، انسانی ارزشمند، مهم و مسئول هستند.

به علاوه با بله گفتن احساس خوبی به آنها دست می دهد ولی در واقع لزومی ندارد به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی ما از راه عذاب وجدان و احساس گناه احساسات دیگران را تحت کنترل خود در آوریم. گاهی فقط با یک نه گفتن آرامش به وجود می آید. ما حق داریم بگوییم نه، این حق مسلم ماست که از خودمان، احساساتمان، اموالمان و عقایدمان و تمامی وجودمان دفاع و محافظت نماییم.

در مورد آنچه اراده ماست نباید حق تقدم را به هیچ کس دیگر بدهیم. حق تقدم با خودمان است. گاه این حق تقدم درست لحظه ای است که ما باید از خود محافظت نماییم و گاه این تنها راه و تنها حق انتخابی است که می توانیم داشته باشیم. همیشه حق تقدم را به دیگران دادن یعنی پرهیز از مقابله و رویارویی با مساله که این به ندرت امکان دارد آن چیزی باشد که به نفع ماست.


اگر ما خود برای حفظ خویش و دفاع از خواسته هایمان گامی برنداریم احتمالش خیلی ضعیف است که کس دیگر بخواهد یا بتواند این کار را برای ما انجام دهد. یاد بگیریم بجا و به موقع نه بگوییم، این قیمتی ترین نکته ای است که باید آن را یاد بگیریم و در طول زندگی آن را به کار ببریم.گاهی نه گفتن تنها کافی نیست بلکه باید گامی بس فراتر از حد وحدود نه گفتن برداشت و اگر حد وحدودی برای خود قائل نشویم دیگران روی سرمان سوار خواهند شد.


نه گفتن برای کسانی سخت است که مایل اند ترجیحا خودشان نقش فعالی نداشته باشند، به دیگری تکیه کنند و بگذارند تا دیگران در این بازی متجاوز و مهاجم شناخته شوند. از طرفی نه گفتن در مطالبه حق، حوزه قدرت را محدود می سازد. از آنجا که لازمه نه گفتن جنگیدن است پس باید پرده نمایش را پایین کشید و به هر چه هست خاتمه داد.


گاهی بله گفتن آسانتر از نه گفتن است اما این مغایرت گاه تبدیل به تجاوز و حمله می گردد که در آن صورت مهاجم ادعایش هم زیاد می شود اینجاست که باید حد و حدود مشخص گردد.کسی که از حق و حقوق خود دفاع نمی کند ارزشهای خود را باور ندارد. ما هرگز نمی توانیم کاملا از خودمان دفاع کنیم مگر اینکه خودمان را دوست بداریم.


دفاع از خود معنایش این است که در برابر حق و حقوق و همچنین در دفاع از عقاید خود محکم و استوار بایستیم که معمولا به دو مورد بستگی دارد اول اینکه ما حق داریم که انسان باشیم و مثل یک انسان با ما رفتار شود، یعنی اینکه احساس ما مهم است و حق این است که به نظریات ما گوش بدهند. دوم اینکه کسی که به نظریات ما گوش دهد یا ندهد بستگی به ارزش افکار و نظریات ما دارد، ولی نباید عقاید و افکارمان با گفتن نه یا بله گفتن نابجاحذف شود ولی حق با ماست که آنها را بگوییم.


ما باید در زندگی نه گفتن را یاد بگیریم تا از این طریق بتوانیم خوب فکر کنیم و تصمیم بگیریم و وقتی میل و علاقه قلبی نسبت به امری را نداریم خود را مجبور به بله گفتن به دیگران نکنیم. ما باید مهارت های نه گفتن رابیاموزیم و با خود تمرین کنیم و همیشه مثبت و سازنده فکر کنیم.


منبع:روزنامه آرمان




طبقه بندی: موفقیت و آرامش،
[ سه شنبه 30 مهر 1392 ] [ 02:45 ق.ظ ] [ Д M į Я ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 249 :: ... 3 4 5 6 7 8 9 ...

نظر سنجی
روانشناسی بهتر است یا روانپزشکی ؟




درباره وبلاگ

همانطور که سلامت جسم برای همه ما مهم است, سلامت روان هم مهم است...
پس:
کسانی که سراغ روان شناس می روند بیمار نیستند
و کسانی که روان شناس می شوند دنبال بیمار نیستند
ما فقط کنار هم ایم تا لحظاتی که می پرسیم "چرا ما؟" به همدیگر بهترین زندگی را هدیه دهیم

" امیدواریم وبلاگ روانشناسی سهمی در موفقیت شما توی زندگیتون داشته باشه ، هرچند این موفقیت حاصل اراده شماست و ما فقط واسطه ایم... "
" به امید روزی که همه مردم سرزمین من لبخند به لب داشته باشند... "

" وبلاگ منتخب میهن بلاگ،مجله موفقیت و راه موفقیت "
لینک دوستان
مطالب برتر و پر بازدید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب